بادیه‌نشینان سوریه چه کسانی هستند و چرا با دروزی‌ها می‌جنگند؟

در هفته‌های گذشته استان سویدا در جنوب سوریه بار دیگر به صحنه یکی از خونبارترین و پیچیده‌ترین درگیری‌های قومی‌-‌مذهبی در این کشور تبدیل شد. نبرد میان گروه‌های دروزی، قبایل بادیه‌نشین و نیروهای دولتی در این منطقه صدها کشته برجای گذاشت و به جابه‌جایی گسترده غیرنظامیان منجر شد.

دولت موقت سوریه در ۱۹ ژوئیه از آتش‌بس میان طرف‌های درگیر خبر داد. طبق این توافق، جنگجویان بادیه‌نشین از شهر سویدا عقب‌نشینی کردند و کنترل منطقه به نیروهای دروزی واگذار شد. اما دیده‌بان حقوق بشر سوریه که می‌گوید تاکنون بیش از ۱۱۰۰ نفر از جمله بیش از ۷۰۰ نفر از جامعه دروزی کشته شده‌اند، هشدار داده است که این آتش‌بس بیش از آن‌که پایان درگیری‌ها باشد، نوعی وقفه پرتنش است.

یکی از رهبران قبایل بادیه‌نشین در گفت‌وگو با بی‌بی‌سی اعلام کرد که اگر وعده‌های دولت در مورد آزادی زخمی‌های به‌جا مانده در سویدا تحقق نیابد، دوباره وارد شهر خواهند شد: «اگر توافق نقض شود، بازمی‌گردیم، حتی اگر سویدا برای ما به گور تبدیل شود.»

اما بادیه‌نشینان که بار دیگر در کنار ارتش سوریه درگیر نبردی مرگبار با دروزی‌ها شده‌اند، چه کسانی هستند؟ چرا و چگونه به صف نبرد بازگشته‌اند؟ و تنش میان آن‌ها و جامعه دروزی از کجا آغاز شده است؟

بادیه‌نشینان و دروزی‌ها؛ از هم‌زیستی تا خصومت

بادیه‌نشینان که در زبان عربی به آن‌ها «بدو» گفته می‌شود، عمدتا از تبار اقوام عرب شبه‌جزیره عربستان هستند که در نواحی بیابانی سوریه، به ویژه منطقه بادیه شام، سکونت داشته‌اند و گمان می‌رود که ریشه آنها به چندهزار سال پیش باز می‌گردد. با وجود گذار بسیاری از آن‌ها به زندگی شهری و روستانشینی در قرن بیستم، ساختار قبیله‌ای آن‌ها همچنان نقش مهمی در مناسبات اجتماعی و سیاسی ایفا می‌کند.

امروزه اکثریت کسانی که خود را بادیه‌نشین می‌دانند در شهرهایی چون حمص، حما، رقه و دیرالزور زندگی می‌کنند. جمعیت آن‌ها بیش از ۱۰ درصد کل جمعیت سوریه تخمین زده می‌شود.

با آغاز جنگ داخلی سوریه در سال ۲۰۱۱، برخی از رهبران قبیله‌ای آن‌ها به مخالفان دولت بشار اسد پیوستند، در حالی که برخی دیگر هم‌سو با حکومت باقی ماندند. از آن زمان، بادیه‌نشینان هم در میدان جنگ و هم در مدیریت محلی و فعالیت‌های بشردوستانه نقش فعالی ایفا کرده‌اند.

دروزی‌ها و بادیه‌نشین‌ها سابقه‌ای طولانی در هم‌زیستی و همکاری دارند. هر دو جامعه در قرن‌های گذشته به جنوب سوریه مهاجرت کردند و در منطقه‌ای مشترک اسکان یافتند. در دوران استعمار فرانسه، برخی قبایل دروزی و بادیه‌نشین در قالب اتحادهایی به مقاومت علیه نیروهای اشغالگر پرداختند.

اما این هم‌زیستی با تحولات سیاسی داخلی دچار تنش شد. در دهه ۱۹۵۰ میلادی، هم‌زمان با دوره ریاست‌جمهوری نظامی ادیب شیشکلی در سوریه، اتخاذ سیاست‌هایی علیه جامعه دروزی، زمینه‌ساز تشویق قبایل بادیه‌نشین به تصرف اراضی دروزی‌ها شد.

این تصمیم‌های دولتی، به ویژه وعده‌های غیررسمی برای اعطای زمین به قبایل، باعث بروز درگیری‌هایی شد که از آن زمان تاکنون ادامه یافته است.

نزاع‌های محلی بر سر زمین، منابع، و مسائل تجاری و سیاسی به مرور زمان خصومت‌ها را تشدید کرد. در سال ۲۰۰۰، کشته شدن یک تاجر دروزی به دست یکی از اعضای قبایل بادیه‌نشین موجی از اعتراضات را به دنبال داشت. حکومت سوریه با سرکوب شدید این اعتراض‌ها عملا از موضع بادیه‌نشینان حمایت کرد، امری که خشم جامعه دروزی را بیش از پیش برانگیخت و احساس تبعیض را در میان آنان تقویت کرد.

دور تازه خشونت: گروگان‌گیری، اعدام‌های میدانی و دخالت اسرائیل

تنش میان دو گروه با ربودن یک تاجر دروزی در مسیر منتهی به دمشق در اوایل ژوئیه ۲۰۲۵ تشدید شد و به خشونت کشید. در پی آن، درگیری‌هایی خونین میان نیروهای دولتی، جنگجویان بادیه‌نشین و گروه‌های دروزی درگرفت.

دیده‌بان حقوق بشر سوریه از وقوع «اعدام‌های میدانی» در هر دو طرف درگیری خبر داده است. این نهاد اعلام کرد که بیش از ۴۰۰ جنگجو و حدود ۳۰۰ غیرنظامی دروزی، ۲۱ بادیه‌نشین سنی و بیش از ۳۵۰ نیروی امنیتی دولتی در جریان این نبرد کشته شده‌اند. به گفته این نهاد، بیش از ۱۲۸ هزار نفر نیز از خانه‌های خود آواره شده‌اند.

همچنین ۱۵ سرباز دولتی در حملات هوایی اسرائیل کشته شده‌اند. اسرائیل که جمعیت کوچکی از دروزی‌ها را در خاک خود دارد، در اقدامی کم‌سابقه وارد این نزاع شد و مواضع بادیه‌نشینان و دولت سوریه را به نفع دروزی‌ها بمباران کرد.

اسرائیل برای دروزی‌های سوریه کمک‌های بشردوستانه ارسال کرد و رسانه‌های دولتی سوریه، شیخ حکمت هجری، روحانی ارشد دروزی را به دلیل نزدیکی‌اش به اسرائیل به شدت مورد انتقاد قرار دادند.

اولین جابه‌جایی اجباری پس از اسد؟

یکی از مهم‌ترین پیامدهای این درگیری، تحولی بود که رسانه‌ها از آن به عنوان «اولین جابه‌جایی اجباری پس از سقوط رژیم بشار اسد» یاد کردند.

در ۲۱ ژوئیه، شبکه دولتی سوریه گزارش داد که نخستین گروه از خانواده‌های بادیه‌نشین از شهر سویدا به استان همجوار درعا منتقل شده‌اند. این شبکه شمار افراد منتقل‌شده را حدود ۳۰۰ نفر اعلام کرد و گفت که هدف نهایی، تخلیه ۱۵۰۰ نفر از بادیه‌نشینان از منطقه است.

اگرچه مقام‌های دولتی ادعا کردند که این عملیات به منظور حفظ امنیت غیرنظامیان انجام شده، اما دیده‌بان حقوق بشر سوریه آن را «نمونه‌ای کلاسیک از جابه‌جایی اجباری» و «یادآور الگوهای مشابه در طول سال‌های جنگ داخلی سوریه» توصیف کرد.

واکنش‌ها در شبکه‌های اجتماعی نیز قابل توجه بود. بسیاری از کاربران عملیات تخلیه را مصداق پاک‌سازی قومی و مجازات جمعی تلقی کردند. سازمان شبکه حقوق بشر سوریه مستقر در لاهه نیز خواستار تحقیق مستقل درباره این مسئله و کاهش آسیب‌های غیرنظامیان شد.

اتهام وابستگی دروزی‌ها به اسرائیل و شکاف در رهبری مذهبی

یکی دیگر از محورهای مناقشه، موضع‌گیری متضاد رهبران مذهبی دروزی در قبال مداخله اسرائیل بود.

شیخ حکمت هجری، رهبر معنوی دروزی‌های سوریه، با انتشار پیامی در ۱۶ ژوئیه خواستار دخالت جامعه جهانی، از جمله نخست‌وزیر اسرائیل، برای پایان خشونت‌ها در سویدا شد.

رسانه‌های دولتی سوریه او را به «وابستگی به اسرائیل» متهم کردند و مانع ورود کمک‌های دولتی به شهر دانستند. در سوی دیگر، شماری از رهبران سنتی دروزی با مداخله اسرائیل مخالفت کردند و آن را تضعیف استقلال جامعه دروزی خواندند.

اما آن‌چه در دل این مناقشه پیچیده و خونین کمتر به چشم می‌آید، رنج مردمی است که قربانی جنگ قدرت شده‌اند. در سویدا، کمبود شدید دارو، آب و غذا گزارش شده و بنا بر گزارش‌ها تنها یک کاروان کمک از سوی هلال احمر سوریه توانسته وارد شهر شود.

در روستای میر‌باح در جنوب غرب سویدا، بادیه‌نشینانی که خانه‌های خود را از دست داده‌اند در ساختمان متروکه یک مدرسه اسکان یافته‌اند. بیشتر آن‌ها زن و کودک‌اند. در صف‌های توزیع کمک، پیرزنان بادیه‌نشین با دبه‌های پلاستیکی در انتظار پر کردن آب از کامیون‌ها بودند.

یک زن بادیه‌نشین که از سویدا آواره شده، در پاسخ به این پرسش که آیا امکان هم‌زیستی دوباره با دروزی‌ها وجود دارد، پاسخ داد: «اگر دولت امنیت را برقرار کند، شاید. اما بدون امنیت و آرامش، ما نمی‌توانیم به آن‌ها اعتماد کنیم.»