شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
گِرِگ هلفورد؛ بازیکن فوتبال که سرانجام فهمید چرا حوصله همتیمیهایش را ندارد
- نویسنده, نیک رنسام
- شغل, بیبیسی
«فراتر از ورزش»، بخشی از مطالب ورزشی بیبیسی هستند که داستانهای شگفتانگیز ورزشکاران یا مسابقاتی را روایت میکند که کمتر شنیدهاید. فهرست مطلبهای فراتر از ورزش را دنبال کنید.
کولچستر یونایتد، ناتینگهام فارست، وولوز، واتفورد و تیم زیر ۲۰ سال فوتبال انگلیس.
دفاع راست، هافبک وسط، بال و مهاجم.
گرگ هلفورد در دوران حرفهایش حضور در ۲۰ تیم را تجربه کرده است و تقریبا در هر پستی به میدان رفته است.
علاقه بیش از حد او به فوتبال در دوران بچگی موجب شد حرفهای شود اما این کار به نوعی خیلی هم سخت نبود. چالش اصلی پیدا کردن جایگاهش در فوتبال بود.
در دوران ۱۸ ماهه حضور هلفورد در روتردام بین سالهای ۲۰۱۷ تا ۲۰۱۵، پزشکان تشخیص دادند که پسرش اوتیستیک است.
بسیاری از کسانی که اوتیسم دارند خود را معلول نمیدانند بلکه معتقدند ویژگیهایی متفاوت دارند.
هلفورد میگوید: « پسرم ۶ ساله بود که مشخص شد اوتیسم دارد. این موضوع من را به فکر فرو برد. من هم در آن سن دقیقا شبیه او بودم و بنابراین میخواستم کشف کنم که واقعا چه کسی هستم و این کاری بود که انجامش دادم.»
«همیشه میدانستم با بقیه فرق دارم، فقط نمیدانستم چطور و چرا. اما خوشحالم که این اتفاق افتاد و فقط میتوانم از پسرم برای این تشکر کنم.»
در باشگاه بعدی، کاردیف (که تازه از دسته دوم فوتبال انگلیس صعود کرده بود)، هلفورد راز اوتیستیک بودنش را با نیل وارناک، سرمربی، و شان موریسون، کاپیتان، در میان گذاشت.
هلفورد میگوید: «آرامشبخش بود. میدانستم که نیل با این قضیه مشکلی ندارد و رفتارش را با من تغییر نخواهد داد و پیشبینیام درست بود. ما دو سالونیم رابطه خوبی داشتیم و آن قضیه هیچ تاثیری روی ما نداشت.»
«وقتی با شان، کاپیتان تیم، صحبت کردم، خیلی راحت بودم، چون ما وقت زیادی را در داخل و خارج زمین فوتبال با هم میگذراندیم. آدمی بود که اگر میخواستم به بقیه چیزی نگوید، میتوانستم با او اعتماد کنم.»
«خیلی خوب بود که توانستم سرانجام در مورد چیزی که خیلی به من نزدیک بود، حرف بزنم و عواقبی هم برایم به همراه نداشته باشد. در درجه اول همین را میخواستم هرچند که اوایل دوست نداشتم با کسی در این باره حرف بزنم.»
هلفورد زمان مناسبی را برای آرامش بخشیدن به خودش انتخاب کرده بود. این ورزشکار ۳۹ ساله، از زمان افشای رازش، از حمایت گستردهای برخوردار بوده است و از همیشه خوشحالتر به نظر میرسد.
هلفورد فوتبال حرفهای را در کولچستر در اوایل دهه ۲۰۰۰ شروع کرد از تیمهای پایه باشگاه، به تیم اصلی رسید و همراه با آن به «لیگ قهرمانی» (دسته دوم فوتبال انگلیس) صعود کرد.
حضور او در لیگ برتر همراه با تیم ردینگ بود، باشگاهی که در ژانویه ۲۰۰۷ با پیوستن به آن گرانترین بازیکن تاریخ ردینگ شد.
البته اولین انتقال یک بازیکن همواره چندان سرراست پیش نمیرود.
هلفورد میگوید: «اولین ماجرا در باشگاه ردینگ بود. بعد از بازی یکراست به خانه رفتم. نمیخواستم به کافه تریا بروم، نمیخواستم ناهار بخورم و دوست نداشتم با مردم حرف بزنم.»
«در نهایت این دلیلی بود که ردینگ من را فروخت. آنها میگفتند شخصیتم مناسب تیم نیست، حرفی که قبولش برایم سخت بود اما از آن آموختم.»
نیکی هموند، مدیر ورزشی وقت ردینگ، آن موقع گفت که هلفورد تاثیر مورد نظر او و باشگاه را نداشته است و «بازیکنان اگر فکر کنند که کسی به آنها نمیخورد، خیلی سریع از او عبور میکنند.»
هموند گفت: «این مطلقا هیچ بازتابی در رفتار گرگ به عنوان یک فرد یا بازیکن نداشت و در دوران کوتاهی که با ما بود، شخصیتی کاملا حرفهای داشت.»
باشگاه ردینگ در بیانیهای جدید به بخش ورزشی بیبیسی گفت که هلفورد در یکی از موفقترین دورانهای باشگاه به تیم ملحق شد و در نتیجه: «به تمامی بازیکنان تیم آنقدری که میخواستند، بازی نمیرسید.»
«ما به کمکهایی که گرگ در دوران کوتاه حضورش به باشگاه کرد، افتخار میکنیم و سپاسگزارش هستیم و همیشه برای او در حرفهاش آرزوی موفقیت میکنیم. باشگاه کاملا متعهد است که خدمات فراگیری ارائه دهد و بخشی از ورزشگاه را که یک گروه خیریه محلی اداره میکند به کسانی اختصاص داده است که دستگاه عصبی متفاوتی دارند،.»
هلفورد که مصمم بود مهارتهای اجتماعیاش را ارتقا دهد، در باشگاه جدیدش، ساندرلند، تلاش کرد از حاشیه امنی که برای خودش ساخته بود، بیرون بیاید.
او گفت: «آگاهانه تلاش کردم تا بعد از تمرین به کافه بروم و سعی کنم که بنشینم و با بقیه مردم حرف بزنم. کمی اضطراب داشتم اما این موجب شد که به عنوان انسان ساخته شوم. همیشه میگویم هر اشتباهی که کردهام باعث شده که به عنوان یک شخص رشد کنم.»
احتمالا بزرگترین اشتباه در نخستین جلسه هلفورد با سرمربی جدیدش، روی کین، بود. مدیر برنامه هلفورد به او گفته بود که از کین بپرسد، که کدام بازیکن جدید در مهلت نقل و انتقالات به تیم ملحق خواهد شد.
هلفورد سوال کرد اما واکنش کین چندان مهربانانه نبود. کین در زندگینامهاش که سال ۲۰۱۴ منتشر شد، در مورد هلفورد نوشت: «از مدل نشستنش خوشم نیامد. کز کرده بود. بعد از آن دیگر از او خوشم نیامد و با خودم گفتم "بدرد من نمیخورد."»
پس از تنها ۹ بازی، هلفورد به چارلتون قرض داده شد.
هلفورد در دوران حرفهایش تقریبا بازی در تمام ورزشگاههای معروف را تجربه کرده است: ومبلی، امارات، اولد ترافورد، استمفورد بریج و اتحاد؛ اما دلش برای تنها موردی که تنگ شده، فضای دیوانهوار آنفیلد است.
در هر باشگاه جدید، هنگام بازیهای خارج از خانه او با آغازی تازه روبرو میشد؛ مسئلهای که برای بازیکنان جدید فقط خواندن سرود باشگاه است، برای او معضلی بزرگ بود.
او میگوید: «ما در هتل بودیم و باید پایین میرفتیم و غذا میخوردیم و همان موقع بود که اتفاق میافتاد. آنجا فقط بازیکنان و کادر باشگاه خودمان نبودند، بلکه کارکنان هتل هم حضور داشتند که باید از ما پذیرایی میکردند.»
«آنجا افرادی بودند که کمتر میشناختمشان، افرادی خارج از دنیای فوتبال که اوضاع را سختتر میکرد. طبیعی است که هرچه بیشتر جریمه میدادم (بجای خواندن سرود باشگاه که بازیکن جدید باید جلوی بقیه همتیمیهایش بخواند)، کار آسانتر میشد.»
«نمیخواستم یکی از افرادی باشم که به باشگاهی جدید میروند و با بیاعتنایی به سنتهای باشگاه، نمیتوانند فضای خوبی در رختکن ایجاد کنند، اما این چیزی بود که احساس میکردم باید انجام دهم. در مورد واکنش دیگران باید بگویم که واقعا چیزی رو در رو به من گفته نشد. بازیکنان احتمالا در ابتدا کمی بیتفاوتتر بودند.»
بهرغم مشکلات خارج از زمین فوتبال، هلفورد ۲۸ بار در لیگ برتر و ۳۱۸ بار در دسته دوم فوتبال انگلیس بازی کرد.
سال ۲۰۰۹ شفیلد یونایتد با ضربه سر تماشایی هلفورد به فینال پلیآف دسته دوم فوتبال انگلیس رسید، هرچند که بعدا در ورزشگاه ومبلی به برنلی باخت و نتوانست به لیگ برتر برسد.
آخرین فصل حضور او در لیگ قهرمانی همراه شد با صعود کاردیف به لیگ برتر در سال ۲۰۱۸.
هلفورد میگوید: «کاردیف گل سرسبد داستان من بود. همه از سرآشپزها گرفته تا مربی، بازیکنان و هواداران، تمام چیزی که یک بازیکن فوتبال نیاز دارد فراهم بود و ما هم صعود کردیم.»
در همان دوره بود که هلفرود متوجه شد که او هم مانند پسرش، سیستم عصبی متفاوتی با دیگران دارد.
بهرغم تشخیص دیرهنگام، هلفورد با حسرت به گذشته نگاه نمیکند. او معتقدست تغییرات مداوم، محیطهای تازه و افراد جدید موجب شد او در خارج از زمین هم به اندازه داخل زمین فوتبال همهفنحریف باشد.
هلفورد میگوید: «شانسی برایم بود که بتوانم رشد کنم و بفهمم مردم چگونه فکر میکنند. شاید تنها چیزی که اگر میتوانستم تغییر میدادم این بود که گروه کوچکی خارج از چارچوب رختکن پیدا میکردم تا بتوانم با آنها کمی بیشتر در مورد مسائل بحث کنم؛ درباره موضوعات شخصی و مواردی از این قبیل. اما در مورد فضای کلی و موقعیتی که به خاطر فوتبال در آن قرار گرفتم، چیزی را تغییر نمیدادم.»
هلفورد سومین بازیکن شاغل در لیگ برتر است که در مورد اوتیسمش صحبت کرده است. افراد قبلی، جان اوکین، دفاع راست سابق منچستر یونایتد بودند و جمیز مکلین، ملیپوش سابق جمهوری ایرلند که الان برای باشگاه رکسهام بازی میکند.
ماجرای مککلین و هلفورد نمونه کسانی هستند که پس از آشکار شدن وضعیت فرزندانشان متوجه میشوند که خودشان هم سیستم عصبی متفاوتی دارند.
بنیاد ایدیاچدی (اختلال کمتوجهی-بیشفعالی) میگوید که از هر پنج بچه یکی سیستم عصبی متفاوتی نسبت به اکثریت جامعه دارد که شامل اوتیسم، خوانشپریشی و اختلال هماهنگی رشد میشود و همین طور ایدیاچدی و سایر موارد.
هلفورد حالا در حال همکاری با کاراگ مکمورتی، متخصص اعصاب است و او معتقد است که مطرح کردن این قضیه در رختکن تیمها الزاما کار درستی نیست.
او میگوید: «این چیزی نیست که من بخواهم مطرح کنم. اگر کسی بخواهد در این رابطه با من صحبت کند، کاملا استقبال میکنم.»
«سوالهای زیادی در این مورد وجود ندارند. یک بار دیگر باید بگویم که ما در کار فوتبال هستیم و بیشتر سوالهایی که از من میشود، در مورد فوتبال و تجربه من با فلان تیم و احتمالا مربیان است.»
آمادگی بدنی همیشه از بحثهای قابل توجه در رختکن تیمهاست ولی هلفورد میگوید که در ابتدای دوران حرفهایش کسی به آمادگی ذهنی او اهمیت نمیداد:
«روال کار اینگونه بود که اگر دچار مصدومیت میشدید، معالجهتان میکردند. اما حالا اگر به سلامت جسمی و روانی فکر نکنید، عجیب است. باید برای رقابت در هر سطحی، وضعیت روانی درستی داشته باشید.»
«اگر من شرایط روانی مناسب برای حضور در مسابقه را نداشته باشم، خیلی زود مرا ارزیابی میکنند. حالا سلامت روانی هم به اندازه سلامت جسمی اهمیت دارد البته اگر نگوییم که اهمیتش بیشتر است.»
هلفورد خیلی امیدوارست که نگاه افرادی که متفاوت فکر میکنند را بهتر کند درست مانند مکلین که مصصم است الگویی برای خانوادهاش باشد.
او دوست دارد که اولویتهای ورزشیاش بیشتر از این که جنبه مالی داشته باشد، اجتماعی باشندک
«فوتبال بر پایه پول استوار است و بازیکنان کالای آن هستند. تا زمانیکه رویکرد صرفا تجاری به فوتبال متوقف نشود و به آن از بعد انسانی نگاه نشود، فکر نمیکنم که تغییر زیادی ایجاد شود.»
به رغم این نگاه مایوسانه، هلفورد معتقد است که تغییر فوتبال باید «از درون» باشد.
پس از نقل و انتقالات فراوان، تعداد زیادی خانه جدید و شمار قابل توجهی سرمربی تازه، هلفورد حالا عضو یکی از خاصترین باشگاههای فوتبال محسوب میشود: یکی از حامیان بازیکنانی که سیستمهای عصبی نادری دارند.