از «اصغرقاتل» تا قاتل «الهه»؛ چرا در ملاء عام اعدام میکنند؟

منبع تصویر، Getty Images
- نویسنده, مسعود آذر
- شغل, بیبیسی
این مطلب درباره مجازات اعدام در ملاء عام است و در بخشهایی از آن به جزئیات پروندههای قتل اشاره شده است که میتواند برای خواننده آزاردهنده باشد.
اجرای حکم قصاص قاتل محسن داوودی، متخصص قلب و عروق که سال ۱۴۰۳ در شهر یاسوج کشته شده بود، صبح سهشنبه ۲۰ آبان ۱۴۰۴ در ملاءعام به اجرا درآمد. این اقدام بار دیگر بحث تاثیر اعدام در ملا عام را مطرح کرده است.
محسن داوودی، پزشک متخصص قلب و عروق در شامگاه ۲۱ آبان ماه سال ۱۴۰۳ در شهر یاسوج و در مسیر بازگشت به خانه، با سلاح گرم به قتل رسید. دادستان استان کهگیلویه پس از قتل این پزشک، انگیزه قتل را «باور قاتل به مقصر دانستن دکتر در فوت برادرش» اعلام کرد. به گزارش رسانههای ایران، دکتر داوودی در پرونده جان باختن برادر قاتل تبرئه شده بود.
در شهریور ۱۴۰۴ نیز اعدام دو نفر در ملاء عام در یک هفته، به اتهام قتل و آدمربایی در استانهای گلستان و فارس واکنشهای بسیاری به دنبال داشت. آن زمان، انجمن علمی روانپزشکان ایران در نامهای از رئیس قوه قضاییه خواست از «نمایش خشونت» در فضای عمومی جلوگیری شود چرا که اجرای چنین احکامی «پیامدهای منفی روانی» در جامعه به دنبال دارد.
در نامه انجمن علمی روانپزشکان ایران که به امضای دکتر وحید شریعت در تاریخ سوم شهریورماه منتشر شده، تاکید دارد که براساس شواهد علمی معتبر اجرای مجازات مرگ در ملا عام «نه تنها تاثیر پایدار و اثبات شدهای بر کاهش جرم ندارد بلکه باعث افزایش خشونت درجامعه میشود» و تماشای این صحنهها علاوه بر اینکه بر کودکان اثر منفی دارد منجر به «آسیبهای روانی جدی از جمله اختلال استرس پس از سانحه (پیتیاسدی) یا بروز رفتارهای تقلیدی ناخواسته میشود».
به دنبال اجرای حکم اعدام، تصاویری در شبکههای اجتماعی منتشر شد که بعضی از حاضران، دست و سوت میزدنند و ابزار شادمانی میکردند. در بین آنها تعدادی کودک نیز در تصاویر دیده شدند که از نزدیک شاهد این صحنههای خشن بودند. به همین بهانه این سوال یکبار دیگر در سطحی از جامعه مطرح شد که چرا قضات چنین احکامی صادر میکنند و سود و زیان اجرای علنی این احکام برای جامعه چقدر است؟
در ایران شمار اعدام در ملا عام، در مقایسه با تعداد کسانی که در یک سال اعدام میشوند، بالا نیست اما همین تعداد انگشتشمار هم معمولا با واکنش های بسیاری روبرو میشود. اعدام در ملا عام در جمهوری اسلامی ایران بخصوص در مواقع بحرانها و اعتراضات عمومی، به عنوان راههایی برای «نشان دادن قدرت» و «گرفتن زهر چشم از مخالفان» ارزیابی شده است. اعدام کسانی مانند مجیدرضا رهنورد، از معترضان جنبش «زن، زندگی، آزادی» در ملا عام از جمله این این موارد است که در۲۱ آذر ۱۴۰۱ در گرماگرم اعتراضات طی یک فرایند سریع دادگاهی اجرا شد.
سازمان حقوق بشر ایران که دفتر آن در نروژ است در گزارشی اعلام کرد که در سال ۲۰۲۴ از ۹۷۵ نفری که اعدام شدند، چهار نفرشان در خیابان و میادین شهر اعدام شدند.
در سالهای گذشته در کنار اعدام در ملا عام، اخباری درباره اجرای شلاق یا قطع انگشتان دست هم منتشر میشد. در دهه ۶۰، زمانی که ایران در شرایط فوقالعاده امنیتی بهسر میبرد ـ از یک سو درگیر جنگ و از سوی دیگر با اقدامات مسلحانه گروههای مخالفی مانند مجاهدین خلق روبهرو بود، اعدامها در ملأ عام بهعنوان ابزاری برای اعمال اقتدار حکومت و ایجاد هراس در میان مخالفان ارزیابی میشد.
پس از دهه ۶۰ و ۷۰ اعدام در ملا عام کمتر شد. به نظر میرسد تغییر شرایط سیاسی و اجتماعی ایران، فشار فعالان مدنی و افکار عمومی و فشارهای سازمانهای حقوق بشری بینالمللی اجرای چنین احکامی در سطح شهرها را انگشتشمار کرده است. در این میان به نظر میرسد حتی نگرانی از تحریم شرکتهای بالابر و جرثقیلها که در اعدامها از آنها استفاده میشود در کاهش اعدامها بیتاثیر نبوده است.

منبع تصویر، elahe.hoseinnejad
قانون چه میگوید؟
در سالهای اخیر مجازات اعدام در بسیاری از کشورهای دنیا لغو و مجازات حبس جایگزین آن شده است. بعضی از مراجع تقلید شیعه معتقدند که حضور دو سه نفر در مراسم اعدام، میتواند به معنای «ملا عام» طلقی شود و نیازی به اجرای آن در سطح شهر نیست.
در قوانین جمهوری اسلامی ایران احکام اعدام از قرآن و منابع فقهی شیعه آمده است. در قرآن، اشارهای به اعدام در ملا عام نشده است و این موجب شده که در بین مراجع تقلید شیعه نیز برسر اجرای آن در ملا عام اختلاف نظر وجود بیاید و حتی مراجعی که با اجرای آن در ملا عام موافق هستند با شرط و شروطی آن را جائز دانستهاند.
ناصر مکارم شيرازی، از مراجع تقليد در قم، در پاسخ به پرسشی در باره اعدام در ملاعام گفته است: «اعدام علنی تنها در مواردی مجاز است که اثر مثبتی داشته باشد...اگر اجرای حد در ملا عام، پيامدهای منفی داشته باشد، سزاوار است از آن پرهيز شود».
موسی شبیری زنجانی از مراجع تقلید نیز معتقد است: «وجوب اجرای حدود در ملا عام از ضروریات دین نیست، و حتی در حد زنا مورد اختلاف است».
اسدالله بیات زنجانی، از مراجع تقلید هم معتقد است: «هیچ دلیلی بر مطلوب بودن اعدام های علنی در منابع فقهی وجود ندارد».
به طور معمول محکومان سیاسی به دلایل امنیتی و نگرانی از بروز اعتراضات در محل زندان اعدام میشوند و قضات متناسب با شرایط سیاسی و اجتماعی برای محکومان جنایی ممکن است نظر متفاوتی داشته باشند.
عمادالدین باقی، فعال حقوق بشر در واکنش به دستور قاضی پرونده الهه حسین نژاد برای اعدام در ملاعام در شبکه ایکس نوشت: «فارغ از بحثها در مورد اصل مجازات اعدام، قطعاً اعدام در ملا عام در فضای پرآشوب و ملتهب جامعه کنونی ایران نه تنها بازدارنده و آموزنده نیست بلکه یک "اضافه بار روانی" و موجب عادیسازی خشونت و کشتن است».
آقای باقی در ادامه خواهان توقف اعدام در ملاعام شده و تاکید دارد که تجربیات صدسال اخیر در کشورهای اروپایی نشان داده اعدام در ملا عام حجم آثار تخریبی بیشتری نسبت به بازدارندگی آن دارد.
شیرین عبادی، حقوقدان و فعال حقوق بشر معتقد است: «قاضی وقتی تشخیص بدهد که برای آرام شدن جامعه لازم است مردم نتیجه محاکمه را به چشم خود ببینند، میتواند دستور دهد که اعدام در ملأ عام صورت بگیرد. به نظر برخی از قضات، این مسئله برای تشفی خاطر خانواده قربانی است، اما در عمل اثرات کمی در اجتماع دارد و بیشتر موجب ترویج روحیه خشونت در جامعه میشود.»
خانم عبادی با اشاره به مراسم اعدام قاتل روحالله داداشی، قویترین مرد ایران در سال ۱۳۹۰ که با حضور حدود ۱۵ هزار نفر در گلشهر کرج برگزار شد، میگوید: «وقتی این قهرمان ورزشی با چاقوی یک جوان هفده سال کشته شد، طرفداران او اصرار داشتند که اعدام در ملا عام انجام شود تا مایه عبرت دیگران شود و از استفاده از چاقو جلوگیری شود».
شیرین عبادی در گفتوگو با بیبیسی فارسی با یادآوری مراسم اعدام «اصغرقاتل» میگوید: «اجرای حکم در ملا عام بیشتر برای تشفی خاطر جامعه است. مجازات در ملا عام کاملاً بسته به نظر قاضی است».
خانم عبادی با اشاره به پرونده قتلهای سعید حنایی در سال ۱۳۸۱ در مشهد ادامه میدهد: «در مقابل ماجرای اصغر قاتل، پرونده سعید حنایی قرار دارد. با وجود جو حاکم در آن زمان، قاضی حکم به اعدام در ملأ عام نداد و حتی شایعاتی پیش آمد که او اصلاً اعدام نشده است. در پرونده سعید حنایی ادعا شده بود که قاتل برای اقداماتش فتوا گرفته است».
خانم عبادی معتقد است که اجرای اعدام در ملأ عام علاوه بر اینکه مروج خشونت در جامعه است، جنبه بدآموزی برای کودکان و خانوادهها هم دارد و در جامعه روحیه انتقامجویی را تقویت میکند. به نظر او اجرای عدالت با ترویج خشونت تفاوت دارد.

منبع تصویر، IRNA
اعدام در طلوع آفتاب
به طور معمول وقتی صحبت از اعدام میشود طناب و چوبه دار و یک چهارپایه به ذهن میآید ولی این تنها یکی از انواع اعدامها است.
در ایران اجرای اعدام در ملا عام سابقه دیرینهای دارد. از روزگاری که «میرغضب»ها در میدان شهر احکام قضات را در ملاعام اجرا میکردند چند قرن میگذرد. در آن زمان در اکثر شهرها معمولا در جای مشخصی اعدامها انجام میگرفت. در تهران قدیم اعدامها در میدان «پاقاپوق» اجرا میشد.
پاقاپوق همان «میدان محمدیه» امروز تهران است که بیشتر به نام «میدان اعدام» شهرت دارد. آبانماه سال گذشته در وسط این میدان تندیس شش متری از مولانا جلاالدین محمد بلخی مشهور به مولوی در وسط میدان نصب شد و حالا این مکان تاریخی هیچ نشانی از گذشتهاش ندارد.
میدان محمدیه یکی از ۵ میدان قدیمی تهران است که در خیابان مولوی (شوش) قرار دارد و تا اوایل دوره رضاشاه محلی برای «درس عبرت» دیگران بود؛ میدانی که از اوایل دوره سلطنت ناصرالدین شاه جایگزین «سبزه میدان» برای مجازات محکومان شد.
در «میدان اعدام» معمولاً مجرمان را با طناب به دار میکشیدند، اما در همان سالها برای «عبرت دیگران» شیوههای دیگری هم بهکار گرفته میشد؛ از جمله زنده به گچ گرفتن، چهارمیخ کردن یا بستن محکومان به دهانه توپ. شیوههای خشونتآمیز دیگری نیز گزارش شده که از ذکر جزئیات آن خودداری میکنیم.
مرور اعدام چند قاتل مشهور در یکصد سال گذشته نشان میدهد که بسیاری از آنها در ملأ عام انجام شده و همواره بر جنبه «عبرتآموزی» آن تأکید شده است. در فضای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی آن دوره کمتر به آثار منفی و خشونتآمیز چنین اعدامهایی پرداخته میشد و برای تماشای اعدام افراد مشهور گاهی دهها هزار نفر گرد هم میآمدند.
جنبه دیگری که اجرای این احکام در ملاعام داشت به اقتدار حکومت مرکزی برمیگشت و گاهی اعدامها برای نشان دادن قدرت سلطنت به کار میرفت. ناظران بر این باورند که این جنبه امروز هم وجود دارد؛ چنانکه در حادثه شاهچراغ شیراز دو نفر از محکومان پرونده در اسفندماه ۱۴۰۱ در ملاعام اعدام شدند.
شیرین عبادی، حقوقدان و فعال حقوق بشر در گفتوگو با بیبیسی فارسی معقتد است: «حکومت در مواردی که از شورشها و اعتراضات مردمی واهمه دارد، متناسب با شرایط جامعه، صدور احکام اعدام و اجرای آن در ملأ عام را افزایش میدهد و این شامل جرائم غیرسیاسی هم میشود. حکومت میخواهد به مصداق "النصر بالرعب" با ایجاد ترس، مردم را به خانهها بازمیگرداند و روی خشن خود را نشان میدهد. به قول آقای خامنهای، میخواهند "خدای دهه شصت" را دوباره به یاد مردم بیاورند».
در دوران مشروطه، بسیاری از شیوههای سنتی اعدام کنار گذاشته شد. در دوره رضاشاه نیز تغییرات مهمی در حقوق کیفری بهوجود آمد و قوانین جزایی جدیدی برای اجرای حکم مرگ تدوین شد. آییننامهای که در بهمنماه ۱۳۰۶ به تصویب رسید، نوع اعدام را بهطور مشخص «به دار آویختن (مصلوب کردن)» تعیین میکرد. در همان آییننامه، زمان اجرای حکم «اول آفتاب» ذکر شد و مسئولیت اجرای آن به عهده اداره نظمیه گذاشته شد. این قانون شامل محکومان نظامی نمیشد و آنها تیرباران میشدند.
با تصویب قانون جدید، اعدامها دور از چشم مردم انجام میشد اما برخی از محکومان به جرایم سنگین شامل قتل یا راهزنی همچنان در ملأ عام اعدام میشدند.

منبع تصویر، Getty Images
به جز اعدام کسانی مانند فضلالله نوری، از مخالفان مشروطه که جنبه سیاسی داشت و ۱۲۰ سال پیش در میدان توپخانه تهران (میدان سپه) اجرا شد، بسیاری از کسانی که در ملا عام اعدام شدند مانند «اصغر قاتل» از چهرههای جنجالی و معروف آن سالها بودند.
علیاصغر بروجردی معروف به «اصغر قاتل»، به عنوان اولین قاتل زنجیرهای ایران در یک صد سال اخیر شناخته میشود که قربانیانش کودک بودند. او در تاریخ ۲۸ دی ۱۳۱۳ یعنی حدود ۹۱ سال قبل در میدان سپه یا همان توپخانه تهران در ملا عام اعدام شد. آن زمان هزاران نفر برای تماشای اعدام او به میدان توپخانه رفتند. به نوشته رسانههای آن سالها مردم از «تماشای اجرای عدالت بسیار راضی و خوشنود» بودند.
۱۳ سال بعد از اعدام «اصغر قاتل» یک قاتل زنجیرهای دیگر این بار در مشهد ظهور کرد.
به نوشته روزنامه خراسان، مردم مشهد تصور میکردند که «شبح» اصغرقاتل در خیابانهای این شهر میچرخد و در میان زنان خیابانی یا سرگردان طعمههایش را انتخاب میکند و با روسری آنها را میکشد.
این قاتل حسن اورنگی ۲۶ ساله بود که با همدستی یک نفر قتلها را در سالهای ۱۳۲۶ تا ۱۳۲۹ مرتکب شد. از ۶۲ قتلی که در آن سالها انجام گرفته بود او تعدادی از آنها را پذیرفت و در ۱۱ آذرماه ۱۳۳۰ در ملا عام اعدام شد.
در نمونه دیگر یک قاتل سریالی به نام هوشنگ امینی معروف به «هوشنگ ورامینی»، «شبح چاههای قنات» یا «قاتل کلاه نمدی» در دهه ۴۰ شمسی در صدر اخبار حوادث قرار گرفت. درباره تعداد قتلهایی که انجام داده بود آمارهایی متفاوتی نوشته شده است، رسانهها صحبت از قتل ۱۴، ۲۳ یا ۶۷ زن و کودک میکنند. او نیز در آذرماه ۱۳۴۲ در میدان توپخانه اعدام شد.
هوشنگ امینی در مصاحبهای که با مطبوعات انجام داد، ادعا کرد که از اصغر قاتل الهام گرفته است و میخواسته جامعه را از شر افرادی که او آنان را فاسد میداند خلاص کند.
قرار بود اعدام هوشنگ امینی آخرین اعدام در ملاعام باشد ولی این رویه ادامه یافت. به گزارش روزنامهها مردم از شب قبل از اعدام او، از همه جای تهران به سمت میدان توپخانه رفتند تا بتوانند صبح روز بعد اعدام را ببینند. سیل جمعیت از همه راههای منتهی به میدان توپخانه سرازیر بود. روزنامه «بامداد امروز» تعداد مردم را ۲۰ هزار نفر اعلام کرد.
به نوشته روزنامه «بامداد امروز» در معاینه پزشکی قبل از اعدام، ضربان قلب هوشنگ امینی ۱۱۶ بود و نشان میداد که در اضطراب به سر میبرد ولی او در مقابل جمعیت به عنوان آخرین خواستهاش در كمال خونسردی پای چوبهدار آواز خواند و از دو خبرنگار خواست که به دنبال علت بروند. او گفته بود: «کشتن من هیچ چیزی را حل نمی کند. بروید علت را پیدا کنید. شما این همه دکتر دارید. امثال من ۳ هزار نفر در تهران ریخته است. من که هراسی ندارم.»
پس از انقلاب ۱۳۵۷ هم شاهد چند اعدام جنجالی در ملاعام هستیم که اکثر آنها مربوط به قتل و تجاوز بود.
برای نمونه میتوان به دستگیری جوان ۲۲ ساله ای به نام محمد بسیجه ملقب به «بیجه» به جرم قتل ۲۷ کودک و ۳ بزرگسال و تجاوز جنسی به آنها اشاره کرد که قاضی برای او ۱۶ بار قصاص و یک بار اعدام در ملا عام صادر کرد و در ۲۶ اسفندماه ۱۳۸۳ در شهر پاکدشت اعدام شد.
همچنین میتوان به اعدام غلامرضا خوشرو کوران کردیه در ملا عام اشاره کرد که به «خفاش شب» معروف بود.
او در بازجوییها به ۹ فقره قتل اعتراف کرد و ۲۲ مرداد ۱۳۷۶ در دهکده المپیک در غرب تهران اعدام شد.
در ایران، حکم اعدام در ملأ عام فقط برای قاتلان زنجیرهای یا پروندههای بزرگ صادر نمیشود؛ گاهی حساسیت اجتماعی یک پرونده هم کافی است تا قاضی چنین حکمی صادر کند.
در شهریورماه ۱۳۹۶ حکم اعدام فردی به جرم قتل یک دختر ۷ ساله در پارسآباد مغان در استان اردبیل در ملا عام اجرا شد. آتنا اصلانی، ساکن پارسآباد مغان بود که خبر گم شدنش اواخر خرداد ۱۳۹۶منتشر شد و سه هفته بعد از آن جسد او پیدا شد.
و در آخرین نمونه میتوان به پرونده قتل الهه حسیننژاد در مرداد ۱۴۰۴ اشاره کرد. بنا به حکم دادگاه کیفری تهران، قرار است حکم اعدام قاتل الهه در میدان قائم اسلامشهر اجرا شود و فعلا پرونده در انتظار تائید نهایی در دیوان عالی کشور است.
الهه حسیننژاد، دختر ۲۴ سالهای بود که خردادماه ۱۴۰۴ در مسیر بازگشت به خانه ناپدید شد و چند روز بعد جسدش در حوالی «فرودگاه بینالمللی امام خمینی» کشف شد.












