تحقیق بیبیسی: سفره ایرانیان چقدر کوچکتر شده است؟

منبع تصویر، Getty Images
- نویسنده, بهرنگ تاجدین
- شغل, خبرنگار اقتصادی بیبیسی فارسی
بررسیهای بیبیسی فارسی از کاهش قابل توجه میزان مصرف بسیاری از مواد غذایی در ایران در دهههای اخیر پرده برداشته است. تحلیل آمارهای رسمی نشان میدهد که هر ایرانی سال ۱۴۰۲ به طور متوسط کمتر از ۳۰ سال پیش نان، برنج، گوشت قرمز، ماهی، ماست، قند، شکر و چای خورده است.
این آمارها از گزارشهای سالانه «هزینه و درآمد خانوار» بانک مرکزی ایران به دست آمده که متوسط مصرف سالانه خانوارهای شهری را منتشر میکند. برای محاسبه سرانه مصرف هر فرد، این رقم بر متوسط تعداد افراد یا اصطلاحاً «بعد خانوار» تقسیم شده است.
این بررسی مشخص کرده که سرانه مصرف سالانه ۱۰ قلم از ۱۴ قلم ماده غذایی پارسال بین ۱۴ تا ۷۰ درصد کمتر از اواسط دهه ۱۳۸۰ بوده است. در مقابل میزان مصرف مرغ، تخممرغ و پنیر در این سالها افزایش قابل ملاحظهای داشته است.

این آمارها البته تصویر جامعی از سبد ایرانی ارائه نمیدهد؛ چرا که آمار مصرف مواد غذایی دیگری از قبیل میوه، سبزی و حبوبات در این گزارشها وجود ندارد.
ولی مشخص است که کاهش قدرت خرید مردم باعث شده الگوی مصرف تا حد زیادی تغییر کند.
گوشت و ماهی کمتر، مرغ و تخممرغ بیشتر
طبق آمار بانک مرکزی هر ایرانی در اوایل دهه ۷۰ سالانه ۱۷ کیلوگرم گوشت دام (قرمز) میخورده است؛ ولی این رقم در سال ۱۴۰۲ به کمتر از ۱۰ کیلوگرم رسیده است.
سرانه مصرف ماهی هم از ۲/۷ کیلوگرم در سال ۱۳۷۲ به بیش از پنج کیلوگرم در سال ۱۳۸۶ رسید؛ ولی پس از آن سیر نزولی گرفت و سال ۱۴۰۲ به کمتر از دو و نیم کیلوگرم کاهش یافت.
در مقابل مصرف سالانه گوشت پرندگان (مرغ) از ۱۴/۴ کیلوگرم در سال ۱۳۷۲ به ۳۲/۵ کیلوگرم در سال ۱۴۰۲ افزایش یافت. متوسط مصرف تخممرغ هم در این مدت تقریباً یکونیم برابر شد و از ۹/۱ کیلوگرم به ۱۴/۹ کیلوگرم رسید.

گلاندام خائف، متخصص تغذیه ساکن کالیفرنیا میگوید بودجهای که مردم برای مواد غذایی دارند، محدود است و به همین خاطر، وقتی مصرف یک ماده غذایی مثل گوشت قرمز به خاطر گرانیاش کم میشود، مصرف مواد پروتئینی دیگری به جای آن بالا میرود.
لبنیات: شیر کمتر، پنیر بیشتر
سه ماده لبنی که بانک مرکزی میزان مصرف سالانهشان را منتشر میکند، سه الگوی متفاوت را ظرف ۳۰ سال گذشته طی کردهاند.
در این مدت مصرف پنیر عموماً سیر صعودی داشته و ظرف ۳۰ سال تقریباً دو برابر شده است.
ولی میزان ماستی که مردم میخوردهاند، از اوایل دهه ۷۰ تا اواسط دهه ۸۰ کمتر شده و بعد از آن دوباره رو به افزایش گذاشته؛ هر چند که به سطح سال ۱۳۷۲ برنگشته است.
اما تغییرات مصرف شیر بسیار شدیدتر بوده است؛ به طوری که از کمتر از ۳۰ کیلوگرم در اواسط دهه ۷۰ به بیشتر از ۶۰ کیلوگرم در سال ۱۳۸۹ افزایش یافته است؛ ولی از آن زمان تا کنون تقریباً نصف شده است.

به گفته گلاندام خائف، اگر کاهش مصرف شیر همزمان با افزایش مصرف سایر مواد لبنی نظیر ماست و پنیر اتفاق افتاده باشد و منبع کلسیم در رژیم غذایی افراد وجود داشته باشد، حداقل در بزرگسالان مشکلی ایجاد نمیکند.
او هشدار میدهد: «ولی مسأله در کودکان فرق میکند. چرا که اگر مصرف شیر را کم کنند و موادی مثل نوشابه یا آبمیوه را جایگزینش کرده باشند، مشکلات زیادی به وجود میآورد. چرا که بچهها به دلیل رشد بسیار سریعشان به مواد مغذی زیادی نیاز دارند.»
نان، برنج و قند و شکر
سرانه مصرف قند و شکر در سه دهه گذشته تقریباً یکسوم شده و از ۱۷/۲ کیلوگرم به ۶/۷ کیلوگرم رسیده است.
آمارها نشان میدهد ایرانیها ۳۰ سال پیش هم تقریباً یکونیم برابر سالهای اخیر نان میخوردهاند.
ولی تغییرات مصرف برنج کمی پیچیدهتر است؛ به طوری که سرانه مصرف از ابتدای دهه ۷۰ تا پایان دهه ۸۰ حدود ۴۰ کیلوگرم در سال بوده است؛ ولی از ابتدای دهه ۱۳۹۰ خورشیدی افت کرده و به حدود ۳۰ کیلوگرم در سال کاهش یافته است.

گلاندام خائف میگوید نداشتن آمار مصرف حبوبات و اقلامی نظیر سیبزمینی، قضاوت را مشکل میکند، ولی بخشی از این تغییرات میتواند ناشی از افزایش سطح آگاهی مردم درباره رژیم غذایی متعادل و متوازن باشد.
به گفته این متخصص تغذیه، «به نظر میرسد مردم دارند مصرف مواد نشاستهای را کم میکنند و مصرف مواد پروتئینی را افزایش میدهند. یعنی با همین بودجه محدود و آگاهیشان از ارزش غذایی مواد مختلف، به نظر میرسد دارند تلاش میکنند به سمت کالاهای غذایی بروند که ارزش غذایی بالاتری دارند.»
کاهش قدرت خرید و کوچک شدن سفرهها
ولی موضوع کوچک شدن سفرهها فراتر از کاهش مصرف چند قلم ماده غذایی است.
بانک مرکزی ارزش ریالی مواد غذایی مصرفی هر خانوار را هم هر سال جمعآوری و منتشر میکند. مقایسه مستقیم ارقام سالهای مختلف به دلیل تورم ممکن نیست.
با حذف اثر تورم یا اصطلاحاً برگرداندن ارقام به قیمت ثابت یک سال واحد، میتوانیم میزان مصرف و قدرت خرید مردم در سالهای مختلف را با هم مقایسه کنیم.
با این کار میبینیم هر ایرانی در سال ۱۳۷۲ به طور متوسط معادل سه و نیم میلیون تومان در ماه (به قیمتهای سال ۱۴۰۲) مواد غذایی میخورده است. این به این معناست که اگر یک نفر میخواست همان میزان مواد غذایی را در سال ۱۴۰۲ بخرد، باید به این میزان هزینه میکرد.
ارزش پولی مواد غذایی مصرفی هر فرد تا اواسط دهه هشتاد به تدریج به معادل سه میلیون و ۷۷۵ هزار تومان رسید. ولی از آن به بعد افت این شاخص شروع شد به طوری که در سال ۱۴۰۲ ارزش مواد غذایی مصرفی ماهانه هر ایرانی به حدود دو و نیم میلیون تومان رسیده بود؛ حدود ۳۰ درصد کمتر از سال ۱۳۸۶.

مهدی قدسی، مدیر بخش اقتصاد مرکز خاورمیانه و نظم جهانی میگوید: «این به این معناست که خانوارها بودجه لازم برای تأمین هزینههایشان را ندارند. برای مثال به جای ۱۰ کیلو، هشت کیلو گوشت میخرند یا میزان خرید اقلام خوراکی دیگر را کاهش دادهاند.»
ولی مسأله به مواد غذایی محدود نیست. کلاً سطح رفاه و قدرت خرید ایرانیان از اواسط دهه ۸۰ به این سو پایین آمده است.
ارزش پولی مواد غذایی و سایر کالاها و خدماتی که هر خانوار به طور میانگین مصرف میکند، از نزدیک به ۳۸ میلیون تومان در ماه در سال ۱۳۸۶ با ۲۵ درصد کاهش به ۲۸/۴ میلیون تومان کاهش پیدا کرده است.

به گفته مهدی قدسی، یک عامل اصلی این کاهش سطح رفاه، تحریمهای بینالمللی است که در این سالها علیه ایران وضع شده است.
این اقتصاددان مؤسسه مطالعات بینالمللی وین میگوید: «فشار تحریمها اقتصاد ایران را با مشکلات جدی مواجه کرده است. دولت به واسطه اینکه نمیتواند نفت بفروشد، از پس پرداخت هزینههای جاریاش برنمیآید. سیستم تجاری کشور مختل شده و هزینههای وارداتی افزایش پیدا کرده است؛ چیزی که هم تورم ایجاد میکند و هم رشد اقتصادی را کاهش میدهد.»
او میگوید همه اینها دست به دست هم داده که در ۱۵ سال گذشته شاهد رکود اقتصاد ایران باشیم و بخش کمتری از جامعه شاغل باشند.
آقای قدسی یک عامل مهم کاهش قدرت خرید را جا ماندن سطح درآمد حقوقبگیران از سطح قیمتها میداند: «در چند سال گذشته هر سال دستمزد ۲۰ تا ۲۵ درصد بالا رفت، در صورتی که تورم ۴۰ تا ۵۰ درصد بود. در اثر این به مرور درآمد حقیقی مردم، مخصوصاً کارکنان دولت و بازنشستگان کم شده است.»
به گفته مهدی قدسی، این اقشار جامعه که درآمد حقیقیشان کاهش یافته «فقرشان گستردهتر شده و آسیب بیشتری خوردهاند.»














