«کوکائین فقرا»؛ مفدرون چیست و چطور نسلی از نوجوانان را نابود می‌کند؟

    • نویسنده, آناستازیا پلاتونووا
    • شغل, بی‌بی‌سی روسی

هشدار: این متن حاوی جزئیاتی درباره مصرف و تولید مواد مخدر است که ممکن است برای برخی آزاردهنده باشد.

روسیه گرفتار همه‌گیری نوعی مواد مخدر صنعتی شده که با بحران فنتانیل در آمریکا قابل مقایسه است. جوانان و نوجوانانی که بسیاری هنوز در دوران مدرسه هستند، مفدرون مصرف می‌کنند، می‌سازند و پخش می‌کنند. این ماده که به «کوکائین فقرا» معروف است، ارزان و تولیدش ساده است. در ایران این ماده مخدر به اسم میو میو هم شناخته می‌شود.

پلیس روسیه در نبردی ناکام تلاش می‌کند جلوی ورود پیش‌سازهای شیمیایی از چین و توزیع آن در زنجیره‌ای بی‌پایان از آزمایشگاه‌های دست‌ساز را بگیرد. بی‌بی‌سی روسی و بخش «بی‌بی‌سی آی» با تحقیق درباره کل این زنجیره - از تولید تا توزیع و مصرف - نشان می‌دهند این ماده چگونه نسل جوان روسیه را ویران می‌کند.

داستان ماکسیم

۲۲ ژوئیه ۲۰۲۳، ماکسیم ۱۸ ساله در آپارتمانی اجاره‌ای در جنوب روسیه بیدار شد. خانه به‌هم‌ریخته بود: میزهایی پر از کهنه، فلاسک‌های شیشه‌ای، سرنگ و کیسه‌های زباله. او تکه‌ای پودر سفید و مرطوب را برداشت، در کیف ورزشی‌اش گذاشت و بیرون رفت.

دو مرد با لباس ورزشی منتظر بودند. کیسه‌ای روی سرش کشیدند و او را به داخل خودرو هل دادند. بعدتر نوشت که دستگیر شدن برایش نوعی آسودگی بود: «آرام شدم. استراحتی که مدت‌ها منتظرش بودم.»

او طی چند ماه زندگی‌اش را در دو دفتر مشق مدرسه ثبت کرد و نامشان را «اعتراف» گذاشت. روی جلد یکی، بچه‌گربه‌ای نارنجی در آغوش خرس عروسکی دیده می‌شد. داخل دفتر، نام مستعارش را نوشت: «ماندراگورا».

خانواده‌اش در فقر زندگی می‌کردند. از اورال به جنوب رفتند تا خانه‌ای بسازند؛ شب‌ها روی زمین می‌خوابیدند و برای گرم شدن تخته می‌سوزاندند. یک سال بعد ناپدری‌اش درگذشت و مادرش - پرستاری که تنها نان‌آور خانه شد - ماند تا ماکسیم و خواهرش را بزرگ کند.

ماکسیم در مقایسه با همکلاسی‌هایی که «لباس‌های نو، تلفن و غذای مدرسه» داشتند، خود را بازنده می‌دید. در ۱۵ سالگی در تلگرام دنبال کار گشت و با آگهی‌هایی برای استخدام پیک روبه‌رو شد.

در روسیه خرید و فروش مواد مخدر معمولا چهره‌به‌چهره انجام نمی‌شود. مشتریان بسته‌های مخفی‌شده‌ای را برمی‌دارند که به آن «کلاد» می‌گویند. ماموریت پنهان کردن این بسته‌ها معمولا بر عهده نوجوانانی است که در برابر پولی اندک خطر سال‌ها زندان را می‌پذیرند.

ماکسیم به خاطر می‌آورد که اولین بار در کلاس درس منتظر پیام آدرس بود و بعد تا تاریکی شب در برف به جست‌وجو و کندن زمین پرداخت. تلفنش مدام با تماس‌های مادرش زنگ می‌خورد، اما ناظر بالادست اجازه توقف به او نمی‌داد.

دستمزدش فقط چند صد روبل برای هر بسته بود. بعدتر گفت: «برای چنین پولی احمقانه بود.» اما از هیجان ماجرا لذت می‌برد: «من می‌توانم از این هم پول دربیاورم؟ واقعا عجیب بود!»

با دستمزدش گاهی مواد غذایی می‌خرید و یک بار هم پالتوی خزدار خرید و زیر تخت پنهان کرد. این روند دو سال ادامه یافت. در ۱۶ سالگی، وقتی به عنوان کمک‌آشپز کار می‌کرد، فروشنده‌ای را دید که دنبال کسانی بود که می‌توانستند مفدرون بسازند.

«کوکائین فقرا»

مفدرون اوایل دهه‌ ۲۰۰۰ ظاهر شد. این ماده احساس سرخوشی، انرژی، میل جنسی و اجتماعی بودن ایجاد می‌کند، اما خیلی زود اثرش از بین می‌رود و خماری شدیدی به جا می‌گذارد.

روسیه در سال ۲۰۱۰ مصرف آن را ممنوع کرد، اما محبوبیتش، به ویژه در میان نوجوانان، بسیار زیاد بود. روان‌شناسان می‌گویند بعضی کودکان از ۱۲ سالگی مواد را امتحان می‌کنند و تا ۱۴ سالگی به طور منظم مفدرون مصرف می‌کنند.

دنیس، متخصص ترک اعتیاد، هشدار می‌دهد: «ما داریم یک نسل کامل را از دست می‌دهیم.»

امروز نزدیک به یک‌سوم معاملات مواد مخدر غیرقانونی در روسیه به مفدرون اختصاص دارد. پژوهش‌هایی بر بستر دارک‌نت نشان می‌دهد که هر ماه صدها هزار بازخورد و نظر درباره این ماده ثبت می‌شود.

سقوط اُلیا

اُلیا ۱۸ ساله برای آزمایش اچ‌آی‌وی به یک آزمایشگاه در مسکو رفت. پرستاران به سختی می‌توانستند رگی پیدا کنند؛ بازوهایش از تزریق مکرر تحلیل رفته بود.

او نخستین بار در ۱۵ سالگی با معرفی دوست‌پسرش مفدرون را امتحان کرد. ظرف چند هفته مصرفش چند بار در هفته شد و سپس ترک تحصیل کرد.

می‌گوید: «اول همه دنبال پول یا مواد بودند. ولی من پسری داشتم که فروشنده بود. همین کافی بود که با او بمانم.»

وابستگی‌اش عمیق‌تر شد: «دیگر برای نشئگی نمی‌زدم، فقط برای بیدار ماندن. برای زنده ماندن.»

او به مهمانی‌هایی می‌رفت که در گروه‌های چت ترتیب داده می‌شد؛ جایی که مردها دخترها را دعوت می‌کردند تا «با هم بکشند».

بعدها یک تاجر ۶۰ ساله در برابر مواد یا پول از او سکس می‌خواست و اصرار داشت دوستان مدرسه‌ای‌اش را هم بیاورد.

اُلیا برای هر دختر جدید سهمی می‌گرفت: «او دخترهای مدرسه‌ای می‌خواست. من به او پیام می‌دادم که می‌توانم یک دوست بیاورم. می‌گفت: عکسش را بفرست. چند ساله است؟ اگر خوشش می‌آمد می‌گفت: خب، بیایید. ما می‌رفتیم، سکس بود، پول را می‌گرفتیم و برمی‌گشتیم. بعدتر حتی از خود دخترها هم سهم می‌خواستم. مواد بیشتری می‌خواستم و قیمت‌ها مدام بالا می‌رفت.»

او می‌گوید: «مفدرون همه‌چیز را پاک می‌کند؛ حس ارزشمندی، احترام به خود، عشق به خودت، خانواده و دوستانت. چیز بی‌رحمی است.»

مارس ۲۰۲۳ مادرش او را به کمپ ترک اعتیاد فرستاد. شبیه اسکلت شده بود، بینی‌اش از مصرف مواد سوخته بود، نه می‌توانست بخوابد و نه چیزی بخورد. هفت ماه را در مرکز گذراند. اما چهار ماه بعد دوباره به مصرف بازگشت.

«هر بچه مدرسه‌ای می‌تواند آن را در خانه بسازد»

مفدرون محبوب است چون خرید و تولیدش ارزان است. فروشندگان می‌گویند ساخت یک کیلو بین ۳۰ هزار تا ۱۵۰ هزار روبل (۳۲۰ تا ۱۶۰۰ دلار) هزینه دارد، در حالی که قیمت فروش آن حدود دو میلیون روبل (حدود ۲۱ هزار دلار) است.

نیکولای (نام مستعار) که یک شیمیدان است، می‌گوید: «برای تولید مواد مصنوعی دیگر به تجهیزات نیاز دارید. مفدرون محبوب شد چون می‌شد آن را در آشپزخانه ساخت. حالا هر بچه مدرسه‌ای می‌تواند آن را تهیه کند.»

رنات کورامشین، بازپرس پیشین، هم همین نظر را دارد «ما جلو عرضه هروئین را گرفتیم. چیزی باید جایگزین می‌شد، و مفدرون آمد. می‌شود آن را هرجایی تولید کرد.»

راهنماها دستورالعمل‌های دقیقی می‌دهند. پلیس هر چند روز یک‌بار آزمایشگاه‌هایی را جمع می‌کند. تنها در سال ۲۰۲۴ بیش از ۱۳۸ آزمایشگاه تعطیل شد.

ماکسیم کیت ساخت مفدرون را آنلاین سفارش داد. این مجموعه شامل ظروف شماره‌گذاری‌شده بود: «یک و دو را مخلوط کن، داخل سه بریز.» پس از چند تلاش ناموفق، بالاخره موفق شد و خیلی زود ۱۰۰ گرم فروخت.

تا سن ۱۷ سالگی، ماکسیم زندگی دوگانه‌ای داشت: روزها در یک کافه کار می‌کرد و شب‌ها مفدرون درست می‌کرد. برای پنهان کردن بوی آن در آپارتمان اجاره‌ای‌اش تهویه نصب کرده بود تا مادرش متوجه نشود.

«هر هفته خواب دستگیری می‌دیدم. با عرق سرد بیدار می‌شدم، همه چیز را می‌شستم و فلاسک‌ها را می‌شکستم.»

دن، ۱۷ ساله، برای یک کسب‌وکار در دارک‌نت کار می‌کرد و هماهنگ‌کننده تامین پیش‌سازها و تجهیزات بود. روزی که بی‌بی‌سی با او ملاقات کرد، تولید را از راه دور مدیریت می‌کرد و به کسانی که درباره نشتی تجهیزات تماس می‌گرفتند، مشاوره می‌داد.

او گفت چالش اصلی دست یافتن به پیش‌سازهاست که اکنون محدود شده‌اند. تولیدکنندگان غیرقانونی یا ریسک نشت از کارخانه‌های روسی را می‌پذیرند یا از چین وارد می‌کنند و آن را میان کالاهای قانونی پنهان می‌کنند.

بی‌بی‌سی به یک چت قاچاقچیان دسترسی پیدا کرد که در آن درباره تحویل کالاها بحث شده بود. یک کارخانه چینی خریداران روسی را هدف گرفته بود. نمایندگانش تضمین تحویل امن می‌دادند و شماره رهگیری می‌فرستادند. مکان‌یابی عکس‌های انبارها نشان می‌داد مربوط به به بازاری در مسکو هستند.

رنات کورامشین توضیح داد: «چنین بازاری مثل شهری درون شهر است، جایی که هر چیزی می‌تواند پنهان شود، از یک ماشین لوکس تا یک تن هروئین یا مفدرون.»

دن تایید کرد: «یک تریلی حامل پیش‌سازها می‌تواند هر چیزی بیاورد، از کتانی گرفته تا ویبراتور.»

بازگشت اُلیا به اعتیاد

پس از ماه‌ها ترک اعتیاد، الیا دوباره به مصرف برگشت. مفدرون دیگر همان نشئگی پیشین را نمی‌داد و یک شب او هروئین را امتحان کرد. دوستانش بعدتر او را «روی یک تشک، با بدن آبی و دهانی خون‌آلود» یافتند. پسر ۱۷ ساله‌ای کنار او جان داده بود.

پس از بازجویی در کلانتری، او همچنان ادامه داد. تا تابستان ۲۰۲۴ به متادون روی آورد. ویدیوهایی از مترو مسکو منتشر کرد که در آن با صورتی رنگ‌پریده، نشئه و مستاصل، در حالی که کت سفید خز مصنوعی به تن داشت و سایه صورتی تند روی صورتش کشیده بود، تلوتلو می‌خورد.

به دوستش که فیلم می‌گرفت گفت: «باز هم بزنیم؟ بزنیم؟»

او و دوستانش در پارک‌های مسکو دنبال مخفیگاه‌های مواد می‌گشتند. می‌گفت: «من مسکو را دوست ندارم. این‌جا پر از مواد است، پر از وسوسه.» از رفتن به خانه مادربزرگش در شهری دیگر حرف می‌زد، اما هرگز عملی نشد.

در آپارتمان‌های تیره با تشک‌های خون‌آلود و دیوارهای زرد رنگ زندگی می‌کرد و مدام دنبال پول یا مواد بود.

می‌گفت: «راستش فکر می‌کنم فقط می‌خواهم خودم را از پنجره پرت کنم، همه این‌ها را فراموش کنم، هیچ‌کدام‌شان وجود نداشته باشد. من می‌خواهم زنده بمانم – اما مردن هم دیگر ترسناک نیست. به هر چیزی که بتوانم چنگ می‌زنم.»

دستگیری ماکسیم

تابستان ۲۰۲۳ ماکسیم دستگیر شد. ماموران پلیس با لباس ورزشی مدت‌ها ساختمان او را زیر نظر داشتند. تجهیزات تولید، ۷۰۰ گرم مفدرون، بقایای پیش‌سازها و چند کارت بانکی یافتند. ماکسیم و شریکش به بازداشتگاه پیش از محاکمه فرستاده شدند.

ماکسیم به یاد می‌آورد: «وقتی دستگیر شدم احساس آسودگی کردم. ذهنم از کار زیاد، آماده کردن غذا در رستوران، پرداخت اجاره… پر شده بود.»

او در بازداشتگاه شروع به نوشتن خاطرات کرد: «آسمان خاکستری زمستانی بالای شهر آویزان بود. هوا با طعم تیز آزادی آغشته بود. دورتر چراغ‌های خیابان سوسو می‌زد.»

روابطش با هم‌بندی‌ها تنش‌آلود بود. او را مجبور به کارهای پست می‌کردند و به خاطر تولید مواد سرزنشش می‌کردند. نوشت: «آگاهی من به ۴ متر عرض و ۱۰ متر طول محدود شده. این را برای هیچ‌کس نمی‌خواهم.»

مادرش تلاش می‌کرد بفهمد: «او می‌دید مادرش چقدر سخت کار می‌کند و چقدر کم درمی‌آورد. و این‌که چقدر راحت می‌توان فقط با گذاشتن یک بسته زیر نیمکت پول درآورد. وقتی پول آسان را امتحان کرد، دیگر سخت بود متوقف شود.»

روزی هنگام خرید، بوی شیمیایی آشنایی را از جوان دیگری حس کرد. می‌خواست داستان پسرش را برایش بگوید و التماس کند که دست بکشد، اما فهمید هیچ‌چیز چهره «راضی» او را تغییر نمی‌دهد.

گفت: «پسر من از دست رفته و دویست نفر دیگر جای او را گرفته‌اند. این ماجرا هرگز تمام نمی‌شود.»

جنگ به عنوان راه فرار

ماکسیم با حکم سنگینی روبه‌رو بود. در یادداشت‌هایش نوشت: «چه کسی پسری را می‌خواهد که زندان رفته، تحصیلاتی ندارد و نیمی از عمرش را پشت میله‌ها گذرانده است؟»

برای فرار از گذراندن کل محکومیت، تصمیم گرفت قراردادی با وزارت دفاع امضا کند و به جنگ اوکراین برود. همدستش نیکیتا از او خواست همه تقصیرها را برعهده بگیرد تا خودش حکم سبک‌تری بگیرد: «تو که به عملیات ویژه می‌روی.»

ژانویه ۲۰۲۴، ماکسیم پس از توافق اولیه با دادگاه، به حبس خانگی منتقل شد. ژوئیه قرارداد نظامی را امضا کرد. در اوت، هم‌رزمانش به مادرش گفتند ممکن است در نبرد کشته شده باشد. پاییز ۲۰۲۴، وضعیت او «مفقود در جنگ» ثبت شد.

در دیداری با خبرنگاران بی‌بی‌سی، مادرش برای نخستین بار دفترچه‌های او را خواند. نوشته بود:

«نسلی از دست‌رفته. نمی‌دانستیم چه کنیم. همه‌جا فریب… همه‌چیز را به خاطر این مواد از دست دادم، به خاطر بی‌خوابی و کار بی‌پایان. خانواده‌ام را ناامید کردم، مادرم را ناامید کردم. خواهرم را ناامید کردم، همه را. می‌گفتم بدتر از این نمی‌شود. اما شد. عذابی که نسبت به خانواده‌ام احساس می‌کنم بی‌پایان است. هرگز نمی‌توانم جبران کنم. آیا فرصتی خواهم داشت؟ در دردسر عمیقی هستم.»

محکومیت اُلیا

پاییز ۲۰۲۴ الیا دوباره در مسکو به هروئین روی آورد. او با پولی که به عنوان غرامت پس از بازداشت مرد سوءاستفاده‌گر دریافت کرده بود، مواد خرید. او دوستانش را برای آن مرد جذب کرده و سهمی برداشته بود، اما چون زیر ۱۸ سال داشت، متهم نشد.

نوامبر ۲۰۲۴ بازداشت شد و تحت حبس خانگی قرار گرفت. مه ۲۰۲۵ به شش سال زندان در اردوگاه کار محکوم شد. مادرش حاضر به گفت‌وگو نشد.

دسامبر ۲۰۲۴، دن دوباره با بی‌بی‌سی تماس گرفت. تولیدکنندگانی که زمانی زیر نظر او کار می‌کردند در زندان بودند، اما او حالا یک آزمایشگاه بسیار بزرگ‌تر را اداره می‌کرد که مفدرون را در مقیاس صنعتی تولید می‌کرد. حتی ویدیویی فرستاد که چندین کیلو مواد را در حال پردازش نشان می‌داد.

پیش‌تر گفته بود: «پختن می‌تواند تا ۲۰۰ هزار روبل در هر نوبت پول بیاورد. تقریبا همه اول فقط می‌خواهند پول دربیاورند و بعد بیرون بروند، اما محیط آدم را می‌کشد داخل. بیشتر می‌خواهی و زندگی‌ات عوض می‌شود.»

پول بیشتر برای تامین‌کنندگان و قاچاقچیان به معنای زندگی‌های نابودشده و خانواده‌های بیشتری است که در سراسر روسیه به بدبختی کشیده شدند.

بی‌بی‌سی از وزارت کشور روسیه خواست درباره ابعاد قاچاق مفدرون و تامین پیش‌سازها توضیح دهد، اما پاسخی دریافت نکرد.