شرمالشیخ و ایران؛ از «فرصت تاریخی» تا «توهم فرصت در اردوگاه گوسالهپرستان»

منبع تصویر، Getty Images
- نویسنده, مسعود آذر
- شغل, بیبیسی
اجلاس یک روزه شرمالشیخ پایان یافت ولی واکنشها به شرکت نکردن ایران در آن همچنان ادامه دارد و بیشتر روزنامههای صبح امروز ایران تیتر و عکسشان را به این رویداد مهم خبری اختصاص دادهاند.
از زمانی که اعلام شد قرار است طرح صلح دونالد ترامپ برای غزه در اجلاسی با حضور خود او در مصر امضا شود و ایران نیز یکی از مدعوین باشد، موافقان و مخالفان حضور ایران در این اجلاس به صف شدند.
در نهایت، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران دیروقت یکشنبه در شبکه ایکس تصمیم نهایی حکومت را اعلام کرد و نوشت: «نمیتوانیم با کسانی وارد تعامل شویم که به مردم ایران حمله کردهاند و همچنان ما را تهدید و تحریم میکنند.»
سخنگوی وزارت خارجه ایران نیز اعلام کرد که تصمیم درباره شرکت نکردن در نشست «شرمالشیخ»، نتیجه «جلسات کارشناسی در داخل و خارج از وزارت خارجه بود.»
احتمالا شورای عالی امنیت ملی و در راس آنها رهبر جمهوری اسلامی ایران به عنوان ترسیم کننده خطوط اصلی سیاسی خارجی در این تصمیم استراتژیک نقش داشتند و با توجه به سابقه و خط مشی جمهوری اسلامی ایران در مقابل اسرائیل، چنین تصمیمی دور از ذهن نبود.
موافقان حضور ایران در کنفرانس شرمالشیخ از مسعود پزشکیان خواستند که اگر فرصت حل و فصل مناقشه با آمریکا را در سفر به نیویورک و درمجمع عمومی سازمان ملل از دست داد، حالا به مصر سفر کند و از این «فرصت طلایی دیپلماتیک» نهایت بهره را ببرد.
آنها ضمن انتقاد از دلایل عباس عراقچی برای حضور نیافتن در این اجلاس، به طور مشخص موضوع دیدار مقامهای جمهوری اسلامی ایران با صدام حسین، رئیس جمهور وقت عراق را بازنشر کردند.
غلامحسین کرباسچی، مدیر مسئول روزنامه هممیهن در شبکه اجتماعی ایکس از آقای عراقچی پرسید: «صدام بیشتر حمله و جنایت نکرد؟»
آقای کرباسچی به وقایع عاشورای سال ۶۱ هجری قمری هم اشاره کرد و نوشت: «زینب در مجلس ابنزیاد نرفت و رسوایش نکرد؟ شما میرفتید افشاگری میکردید و مظلومیت ملت ایران را فریاد میزدید. بهتر نبود؟»

منبع تصویر، Getty Images
ایران در دو راهی و «نه»
تحلیلگران داخل و خارج از ایران، عمدتا بر این نکته اتفاق نظر دارند که حضور سران ۲۰ کشور منطقه و قدرتمند دنیا در نشست شرمالشیخ نشانگر جلسهای فراتر از تعیین سرنوشت برای مردم غزه بود و میتواند دورنمای جدیدی را برای این منطقه پایهریزی کند.
مرور کلی تحولات منطقه نشان میدهد که در چهار دهه اخیر، خاورمیانه میزبان مجموعهای از نشستها و کنفرانسهایی بوده که هر یک تلاش داشتند به جنگها، بحرانها و تنشهای ریشهدار منطقه از جمله در لبنان، غزه، سوریه و یمن پایان دهند.
یکی از نخستین رخدادهای مهم، «توافق طائف» در سال ۱۹۸۹ بود؛ توافقی که با میانجیگری عربستان سعودی میان گروههای درگیر در لبنان شکل گرفت و به جنگ داخلی ۱۵ ساله این کشور پایان داد. هرچند ایران در این نشست حضور مستقیم نداشت، اما از طریق روابط نزدیک خود با حزبالله لبنان، توانست نقش غیررسمی در آن ایفا کند.
پس از تهاجم عراق به کویت و حملات آمریکا و متحدانش به عراق و پایان جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱، کنفرانس مادرید با هدف آغاز روند صلح میان اسرائیل با فلسطینیها و کشورهای عرب برگزار شد. این نشست نخستین تلاش رسمی برای گفتوگوهای مستقیم میان طرفهای منازعه بود، اما ایران دعوت نشد و از بیرون، سیاستی انتقادی نسبت به آن در پیش گرفت. چند سال بعد، پیمان اسلو (۱۹۹۳) میان اسرائیل و سازمان آزادیبخش فلسطین و سپس نشست کمپدیوید در سال ۲۰۰۰ نیز بدون حضور ایران برگزار شد.
در سال ۲۰۰۷ ، تلاشها برای احیای مذاکرات صلح میان اسرائیل و فلسطینیها به کنفرانس آناپولیس در آمریکا انجامید، اما باز هم ایران حضور نداشت و مقامهای ایرانی از آن انتقاد کردند.
در سال ۲۰۱۱ با آغاز جنگ داخلی و بحران سوریه، فصل تازهای از دیپلماسی منطقهای رقم زده شد. ایران به عنوان کشوری که در کنار بشار اسد، رئیس جمهور سابق سوریه ایستاده بود، به قریب به اتفاق کنفرانسهایی که برای آینده سوریه برگزار میشد، دعوت نشد و یا در آنها حضور نداشت.
لیست این کنفرانسها زیاد است و میتوان به نشستهایی مانند طرح اتحادیه عرب (۲۰۱۲ ـ ۲۰۱۱)، طرح دوستان سوریه (۲۰۱۲)، طرح کوفی عنان (۲۰۱۲)، طرح سازمان ملل موسوم به روند ژنو (از سال ۲۰۱۲)، توافق وین (۲۰۱۵)، کنفرانس ریاض (۲۰۱۵) و نشست لوزان در سال ۲۰۱۶ اشاره کرد.
جدای از این کنفرانسها که ایران حضور نداشت، میتوان به «روند آستانه» در سال ۲۰۱۶ اشاره کرد که با مشارکت ایران، روسیه و ترکیه برای آتشبس در سوریه شکل گرفت.
در سالهای اخیر در کنار بحران سوریه، روابط اعراب و اسرائیل نیز چهره تازهای به خود گرفته است.
« پیمان ابراهیم» در سال ۲۰۲۰ و در دور اول ریاست جمهوری دونالد ترامپ به عادیسازی روابط برخی کشورهای عربی مانند امارات متحده عربی، بحرین و مراکش با اسرائیل منجر شد. ایران مخالف این پیمان بود و از آن به عنوان تهدیدی برای آرمان فلسطینیها و ثبات منطقه انتقاد کرد. پیمان ابراهیم در دور اول ریاست جمهوری آقای ترامپ به هدفش نرسید و بعضی از مقامهای ایرانی نشست شرمالشیخ را ادامه همان پیمان برای عادیسازی روابط کشورهای عربی با اسرائیل میدانند.
وقایع منطقه خاور میانه در چهار دهه اخیر نشان میدهد که حضور ایران در کنفرانسهای خاورمیانهای همواره تابعی از نوع اجلاس و محور موضوعی آن بوده است؛ ایران در این سالها به خصوص در نشستهای مرتبط با اسرائیل شرکت نکرده است و به نوعی تمایل داشته که ناظر بر تصمیمات مهم در منطقه باشد ولی با مقامهای اسرائیلی در یک نشست حاضر نشود.

منبع تصویر، JAVAN
رویارویی مخالفان و موافقان اجلاس شرمالشیخ
دیروقت یکشنبه، وقتی که روزنامههای ایران به زیر چاپ رفتند، تکلیف ایران برای حضور در اجلاس شرمالشیخ هنوز مشخص نبود. از این رو روز دوشنبه ۲۱ مهرماه، نخ تسبیح روزنامههای اصولگرا مانند سیاست روز، وطنامروز، جوان و خراسان براین منوال بود که نشست شرمالشیخ «نمایشی» است. این روزنامهها حضور در این اجلاس را در تضاد با استقلال سیاسی و «عزت ملی» ارزیابی کردند اما روزنامههای اصلاحطلب مانند هممیهن و آرمان ملی تلاش کردند تا اهمیت دیپلماسی و مذاکره را برجسته کنند.
مرور روزنامههای سه شنبه، ۲۲ مهرماه نشان میدهد که وزن مخالفان حضور ایران در شرمالشیخ به موافقان میچربد. تعدادی از روزنامههای اصلاحطلب با تیترهایی مانند «نمایش صلحطلبی» از مواضع قبلیشان تاحدودی عقب نشینی کردند اما در بین آنها میتوان به روزنامه هممیهن اشاره کرد که همچنان از موضعش برای حضور در این اجلاس دفاع کرد. در مقابل، روزنامه کیهان چند مطلب انتقادی علیه اصلاحطلبان و به خصوص نوشتههای روزنامه هممیهن منتشر کرد.
کیهان در تیتر دومش خواهان محاکمه مدعیان اصلاحات و دستاندرکاران برجام در دادگاه شد و نوشت: «دیروز روزنامه هممیهن عکس ترامپ را منتشر کرد و تیتر زد: تسهیلگر صلح! ... آقای کرباسچی، ترامپ؛ تسهیلگر صلح است یا تسلیحگر جنگ؟».
روزنامههای اصولگرا مانند وطن امروز با تیتر «دلقک کذاب»، روزنامه فرهیختگان با تیتر «دست رد به رویا فروشان»، روزنامه همشهری با تیتر «نه به بازنده» و روزنامه جام جم با تیتر «نشست شرمآور» از جمله روزنامههایی بودند که هم از حضور نیافتن ایران در اجلاس دیروز استقبال کردند و هم علیه موافقان آن مطلب نوشتند.
در میان مطالب و یادداشتهای مرتبط با رفتن یا نرفتن ایران به اجلاس شرمالشیخ میتوان به نوشته مشترک محمد مهاجری و محمد قوچانی، دو عضو شورای اطلاعرسانی دولت، اشاره کرد که خواهان حضور ایران در این اجلاس شده بودند. سایت اصولگرای «رجانیوز» به این نوشته واکنش تندی نشان داد و آن را «دام جدید سازش برای پزشکیان» ارزیابی کرد و نوشت: «باز هم توهم فرصت در اردوگاه گوسالهپرستان.»
رجانیوز طرفداران حضور ایران در این اجلاس را حامیان روابط با غرب خواند و نوشت: « نویسندگان با سادهانگاری حیرتانگیزی گمان میکنند میتوان با "برداشتن بهانه از روی میز" در شرمالشیخ، پرونده هستهای را حلوفصل کرد.»
محمد مهاجری و محمد قوچانی در یادداشتشان تاکید کرده بودند که رئیس جمهور فرصت حضور در اجلاس شرمالشیخ را برای حل مسئله فلسطین از دست ندهد. آنها تأکید داشتند که حضور ایران به معنای به رسمیت شناختن اسرائیل نیست و این اجلاس را فرصتی برای «محکومیت حقوقی رژیم صهیونیستی و گرهگشایی از پرونده هستهای ایران» خوانده بودند.
عمادالدین باقی، فعال حقوق بشر و حقوقدان هم در کانال تلگرامیاش با اشاره به دلایل وزیرخارجه ایران برای شرکت نکردن در اجلاس شرمالشیخ آن را «فرصت سوزی» دانست و نوشت: «عقل حکم میکند که از دیپلماسی نیز به عنوان ابزاری برای قدرتمند شدن و دفع تهدید استفاده شود. ویتنامیها در حالی که زیر بمباران بودند و با آمریکاییها جنگ چریکی میکردند مذاکره صلح انجام میدادند. این رویه بسیاری از کشورها و ملتها برای مقابله با جنگ و تجاوز قدرتهای سلطهگر بوده است.»
از نگاه روزنامهنگارانی که شرکت نکردن ایران در اجلاس شرمالشیخ را فرصتسوزی تلقی میکنند، اگر این اجلاس به صلحی پایدار بیانجامد، نتایج آن میتواند نظم جدیدی را در منطقه شکل دهد و فشارهای منطقهای و بینالمللی بر جمهوری اسلامی ایران را بیشتر کند و حکومت ایران را در موقعیتی قرار دهد که راه برگشتی نداشته باشد.
با این حال، عباس عراقچی همانند سایر مقامهای ایران تاکید کرده است که «ایران همواره نیرویی کلیدی برای صلح در منطقه بوده و خواهد بود»، مقامهایی که به نظر نمیرسد نقش چندانی برای اینگونه کنفرانسها قائل باشند.














