شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
پرگار؛ ایران و اسرائیل، برد و باختها تا این مرحله
دولتهای ایران و اسرائیل در مناقشهای که از حمله حماس به اسرائیل شروع شد، بیشتر از گذشته شباهتهای خود را به نمایش گذاشتهاند.
هر دو با موشک و پهپاد و تجهیزات دیگر از جمله موشکهایی که «نقطهزن» خوانده میشوند، مخالفان یا دشمنان خود را در کشورهای همسایه از میان برمیدارند.
نتیجه آنکه همسایگان هر یک از این دو کشور ناچارند با حکومتهایی در ایران و اسرائیل سر کنند که موازین بینالمللی در مورد احترام به تمامیت ارضی دیگران را ظاهرا نادیده میگیرند.
اینها ناشی از یک شباهت بنیادیتر در ساختار سیاسی ایران و اسرائیل است. حکومتهای هر دو کشور به نظر میرسد دچار دغدغه بنیادی در مورد امنیت خود هستند.
کم نیستند کسانی و دولتهایی که میخواهند اسرائیل از «صفحه روزگار برچیده شود» و دشمنان جمهوری اسلامی ایران هم کم نیستند، آنانی که تلاشهای دیپلماتیک و نظامی خود را در خدمت از میان برداشتن جمهوری اسلامی ایران، گذاشتهاند.
این وضعیت باعث شده هر دو دولت این آموزه اخلاقی قدیمی که «تلاش کن در رفتارت به موجودی که خصم توست تبدیل نشوی» را نادیده بگیرند. هر دو گویی بازنمایی خود را در دیگری میبینند.
در چنین کارزاری هر یک از این دو کشور به ویژه پس از هفتم اکتبر و حمله به اسراییل در حال ارزیابی برد و باختهای خود بوده است. نگاهی به این برد و باختها موضوع بحث پرگار این هفته با حمیدرضا عزیزی، پیمان عارف و دامون گلریز است.
اگر بر زیان هر یک متمرکز شویم، اسرائیل نتوانسته تمامی گروگانهایش را آزاد کند و درعوض در حملاتش به غزه بیش از یک درصد جمعیت غزه کشته شدهاند که کسر قابل توجهی از آن را کودکان تشکیل میدهند. ایران هم نتوانسته به ترور چهرههای نظامی خود پاسخی مستقیم بدهد و در عوض با کشورهای همسایه درگیر شده است.
اسرائیل نتوانسته نظر آمریکا و اروپا را به طرح خود برای غزه پس از جنگ جلب کند. ایران هم در نتیجه کشیده شدن مناقشه به دریای سرخ، خود و نیروهای متحدش در یمن را در معرض حملات آمریکا قرار داده است. فهرست زیانهای دو بازیگر اصلی منطقه کم نیست اما در مقابل هر یک از این دو تلاش کرده فوایدی هم از این وضعیت نصیب خود کند.
فواید مورد نظر هر یک از دو طرف چیست؟
هر سه مهمان پرگار معتقدند شرایط هنوز متلاطم و غیرقابلپیشبینیست. ولی پیمان عارف میگوید هرچند ایران در حمله حماس به اسرائیل «دست نداشته» اما یکی از بردهای اصلی ایران بر هم زدن تفاهم اسرائیل و کشورهای عربی، موسوم به پیمان ابراهیم، بوده است.
به نظر مهمانهای دیگر پذیرفته نشدن طرحهای اسرائیل برای آینده غزه هم یکی از بردهای ایران است چرا که این کشور را در راهبردهای درازمدتش ناموفق کرده است. به ویژه به آن دلیل که هر سه مهمان اعتقاد دارند محبوبیت حماس از حمله هفتم اکتبر به این سو در میان فلسطینیها افزایش یافته است.
حتی در سطح جهانی نیز از نظر دامون گلریز اسرائیل برنده «جنگ روایتها» نبوده و این امتیازی برای ایران و نیروهای وفادارش در منطقه است.
اما آیا اسرائیل توانسته ورق را برگرداند و شکست اطلاعاتی-امنیتی در ماه اکتبر را تبدیل به امتیازهایی برای خود کند؟
این کشور توانسته آمریکا و چند متحد خود را به منطقه بکشاند و آنها را در حملات علیه متحدان ایران دخیل کند. علاوه بر آن توانسته است بسیاری از چهرههای مهم نظامی و اطلاعاتی ایران و حزبالله را از میان بردارد و توان حماس را از نظر نظامی ساقط کند.
جنگ اسرائیل در غزه همچنین توانسته بار دیگر ایران و نیروهای متحد آن در یمن را به درگیریهایی بکشاند که در درازمدت برای ایران گران تمام خواهد شد و در تلاش است با گسترش جنگ، ایران را بیشتر به درگیریهای منطقهای بکشاند، هرچند ایران و متحدش حزبالله تاکنون سعی کردهاند به رغم چند اشتباه فاحش در این دام نیفتند.
به نظر حمیدرضا عزیزی مجموعه این عوامل به تقویت قطب سومی در منطقه تمام شده که حال در مقام میانجی ظاهر شده است. اعراب، به خصوص عربستان و قطر و امارات، به نسبت سابق برگهای برنده بیشتری دارند و در این بحران توانستهاند بر نفوذ خود بیفزایند، نفوذی که به خصوص با پایان جنگ و اولویت یافتن بازسازی غزه بیشتر خواهد شد.
در این میان یک عامل اهمیت کلیدی دارد و آن رابطه آمریکا و اسرائیل است.
دولت اسرائیل تا کجا خواهد توانست از حمایت بیچون و چرای مهمترین متحدش مطمئن باشد در شرایطی که اختلافات این دو کشور بر سر تشکیل دولت فلطسینی برای مردم فلسطین روز به روز آشکارتر میشود؟