سوریه پس از بشار اسد: آیا پرچم اسرائیل در قلب دمشق به اهتزاز در خواهد آمد؟

احمد شرع درکنار پرچم سوریه ایستاده است

منبع تصویر، Getty Images

    • نویسنده, محمد عبدالروف
    • شغل, بی‌بی‌سی

آیا پرچم اسرائیل در قلب دمشق به اهتزاز در خواهد آمد؟ این پرسشی است که در پی تحولات سریع سوریه پس از سقوط حکومت بشار اسد در ماه دسامبر گذشته، به‌ صورت گسترده‌ای در داخل و خارج این کشور مطرح شده است.

یکی از مهم‌ترین تحولات، اعلام رفع تحریم‌های آمریکا علیه سوریه بود که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، در جریان سفرش به کشورهای حوزه خلیج فارس در اوایل ماه مه اعلام کرد.

ترامپ در این سفر با احمد شرع، رئیس‌جمهور موقت سوریه، دیدار کرد و خواهان عادی‌سازی روابط این کشور با اسرائیل شد.

پس از سقوط اسد، گزارش‌های متعددی درباره دیدار مقام‌های اسرائیلی و اعضای رهبری جدید سوریه منتشر شد. این گزارش‌ها با حملات هوایی اسرائیل به اماکن نظامی در سوریه هم‌زمان بود.

به تازگی خبرگزاری رویترز به نقل از منابع آگاه گزارش داده است که اسرائیل و سوریه طی هفته‌های اخیر دیدارهای مستقیم و رودررو داشته‌اند تا تنش‌ها را کاهش دهند و از درگیری در منطقه مرزی دو کشور جلوگیری کنند.

در ماه مه احمد شرع در دیدار با رئیس‌جمهور فرانسه در کاخ الیزه اعلام کرد که مذاکرات غیرمستقیم با اسرائیل از طریق میانجی‌ها در حال انجام است تا «اوضاع آرام شود و از تشدید بحران جلوگیری شود».

بحث درباره عادی‌سازی روابط سوریه و اسرائیل با مسائل جغرافیایی، تاریخی، سیاسی، اقتصادی و افکار عمومی در هم تنیده است؛ مسائلی که برخی می‌تواند مانع امضای توافق عادی‌سازی شوند و برخی دیگر ممکن است راه را برای صلح با اسرائیل هموار کند.

«تعهد رابین»

سوریه سه جنگ با اسرائیل را در چارچوب درگیری‌های گسترده‌تر نظامی بین کشورهای عربی و اسرائیل پشت سر گذاشته است: جنگ ۱۹۴۸ آغاز شد، جنگ ۵ ژوئن ۱۹۶۷ و در نهایت جنگ اکتبر ۱۹۷۳. این‌ها علاوه بر درگیری‌ها و نبردهای پراکنده در طول جنگ داخلی لبنان (۱۹۷۵–۱۹۹۰) بود.

جنگ‌های دو کشور معمولا با توافق‌نامه‌های آتش‌بس (۱۹۴۹) یا پیمان‌های جداسازی نیروها (۱۹۷۴) به پایان می‌رسیدند، اما نتیجه واقعی آنها در میدان، اشغال بلندی‌های جولان به دست اسرائیل از سال ۱۹۶۷ و تداوم وضعیت خصومت رسمی میان دو کشور بود که دهه‌ها به طول انجامید. در این دوره سوریه میزبان گروه‌های مسلح فلسطینی بود و بارها هدف حملات هوایی اسرائیل قرار گرفت، به ویژه در جریان جنگ داخلی سوریه از سال ۲۰۱۱ به بعد.

حافظ اسد و بیل کلینتون در حال گفت و گو

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، حافظ اسد و بیل کلینتون، روسای جمهور وقت سوریه و آمریکا در دهه ۱۹۹۰، زمانی که مذاکرات صلح بین سوریه و اسرائیل در جریان بود

در اوایل دهه ۱۹۹۰، هم‌زمان با مشارکت سوریه در جنگ اول خلیج فارس به عنوان بخشی از ائتلاف منطقه‌ای و بین‌المللی علیه عراق پس از اشغال کویت، به نظر می‌رسید خاورمیانه وارد دوران تازه‌ای شده است که در آن واشنگتن میانجی توافق‌های صلح میان دشمنان سابق بود.

در آن دوره سازمان آزادی‌بخش فلسطین و اسرائیل پیمان اسلو را امضا کردند، اردن توافق مشابهی را منعقد کرد و نشست‌های مستقیم و مقدماتی میان مقام‌های اسرائیلی و سوری در حال برگزاری بود تا در مرحله بعد حافظ اسد، رئیس‌جمهور وقت سوریه، به روند عادی‌سازی بپیوندد. این تحولات در حالی صورت می‌گرفت که حافظ اسد پیش‌تر در دهه ۱۹۷۰ میلادی با معاهده صلح مصر و اسرائیل در دوره ریاست جمهوری انور سادات در مصر مخالفت کرده بود.

مذاکرات صلح سوریه و اسرائیل مسائل متعددی در زمینه امنیتی، سیاسی و اقتصادی را در بر می‌گرفت. گفته می‌شود بخشی از این مذاکرات به آنچه بعدها «تعهد رابین» نام گرفت مربوط می‌شد؛ مجموعه‌ای از پیشنهادات غیررسمی و شفاهی که اسحاق رابین، نخست‌وزیر وقت اسرائیل، برای عقب‌نشینی کامل از بلندی‌های جولان در ازای تضمین‌های امنیتی برای اسرائیل ارائه کرده بود.

با این حال، مذاکرات صلح پس از ترور اسحاق رابین در سال ۱۹۹۵ به دست یک یهودی تندرو که مخالف توافق‌های عادی‌سازی بود، با رکود جدی روبه‌رو شد. مذاکرات بعدی، چه در دوران حافظ اسد و چه در دوران پسرش، نتوانست اختلاف‌های مربوط به میزان عقب‌نشینی از جولان، ترتیبات امنیتی و اجازه حضور سوریه در دریاچه طبریه (دریاچه جلیل) را حل‌وفصل کند.

احساسات عمومی

مذاکرات صلح اسرائیل و سوریه هیچ تغییری در مواضع‌ حزب بعث حاکم در سوریه ایجاد نکرد و این حزب همچنان دیدگاه‌های ملی‌گرایانه عربی خود را درباره مناقشه فلسطینیان و اسرائیل حفظ کرد. در داخل سوریه، دمشق همچنان خود را به عنوان «مخالف پروژه صهیونیسم» معرفی می‌کرد و این روایت با اتحاد سوریه و حزب‌الله لبنان، که در سال ۲۰۰۶ با اسرائیل جنگید، بیشتر تقویت شد.

با این حال، حمایت مردمی از حزب‌الله در سال ۲۰۱۳ با چالشی جدی روبه‌رو شد، چون در آن زمان نیروهای حزب‌الله در کنار نیروهای دولتی سوریه وارد نبرد شدند و این اقدام نارضایتی گروه‌های مخالف اسد را برانگیخت.

طبیعی است که این تحولات و جنگ داخلی سوریه، تاثیر خود را بر دیدگاه‌های عمومی درباره قطب‌بندی‌های منطقه‌ای خاورمیانه گذاشته باشد.

امروز به نظر می‌رسد که در میان مردم سوریه، موضع‌گیری واحدی درباره اسرائیل وجود ندارد؛ اسرائیلی که در پی حمله حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳، تا الان هم درگیر جنگ در غزه است.

رهف الدغلی، استاد علوم سیاسی دانشگاه لنکستر، معتقد است دیدگاه‌های مردم سوریه درباره عادی‌سازی روابط را می‌توان به سه دسته تقسیم کرد:

دسته نخست، که به نظر او ممکن است بزرگ‌ترین گروه باشد، شامل کسانی است که خواهان پایان دادن به وضعیت غم‌انگیزی هستند که سوریه از ۲۰۱۱ تاکنون تجربه کرده است. این گروه ممکن است با صلح با اسرائیل موافقت کنند، نه از سر علاقه یا همدلی بلکه برای دادن فرصتی به کشورشان تا از جنگی بهبود یابد که در آن حکومت بشار اسد بیش از مجموع قربانیان جنگ‌های اسرائیل، سوری‌ها را کشته است.

دسته دوم با امضای توافق صلح از سوی حکومت انتقالی فعلی، بدون تایید مردمی، مخالف است، به ویژه با توجه به این‌ که احمد شرع به صورت دموکراتیک انتخاب نشده است.

دسته سوم، که اساسا با عادی‌سازی مخالف است، شامل گروه‌های متعددی از جمله بخش‌هایی از اقلیت‌هاست که بیم دارند در صورت عادی‌سازی روابط، با انتقام‌‌جویی شبه‌نظامیانی روبه‌رو شوند که عادی‌سازی را خیانت می‌دانند و اقلیت‌ها را به همکاری با اسرائیل متهم می‌کنند.

شماری از معترضان در کوچه پرچم فلسطین را به دست گرفته‌اند

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، سوریه شاهد اعتراضاتی در محکومیت جنگ اسرائیل در غزه بود

اما آیا می‌توان میزان حمایت یا مخالفت مردم سوریه، در قبال امضای توافق عادی‌سازی با اسرائیل را سنجید؟

مرکز مطالعات افکار عمومی سوریه (مدی)، که خود را یک موسسه پژوهشی مستقل معرفی می‌کند، در پایان ماه آوریل گذشته نتایج یک نظرسنجی را منتشر کرد که در آن از ۲۵۵۰ نفر از استان‌های مختلف سوریه، درباره عادی‌سازی روابط با اسرائیل پرسش شده بود. این نظرسنجی نشان داد که ۴۶/۳۵ درصد از پاسخ‌دهندگان با امضای توافق صلح با اسرائیل مخالف‌اند، در حالی که ۳۹/۸۸ درصد از آن حمایت می‌کنند و ۱۳/۷۶ درصد نیز اعلام کردند که بی‌تفاوت یا بی‌علاقه‌اند.

پژوهشگران این نظرسنجی با توجه به «نگرش کلی درباره اسرائیل و روند صلح در گذشته» درصد حمایت‌ از توافق را «بالا» توصیف کرده‌اند.

اما این مسئله هم قابل توجه بود که حدود ۶۰ درصد از پاسخ‌دهندگان با وجود «نمایندگی دیپلماتیک» میان دو کشور مخالفت کردند و در مقابل، نزدیک به ۱۷ درصد موافق آن بودند.

بلندی‌های اشغالی جولان

کمال عبدو، رئیس دانشکده علوم سیاسی دانشگاه شمال در ادلب، معتقد است مخالفان عادی‌سازی گروه «اکثریت» را تشکیل می‌دهند که یکی از موانع اصلی امضای توافق صلح به شمار می‌رود.

علاوه بر این، به گفته این استاد دانشگاه سوری، مسئله بلندی‌های اشغالی جولان نیز در فهرست اصلی موانع قرار دارد.

بلندی‌های جولان که در جنوب غرب سوریه واقع شده، منطقه‌ای در حدود ۱۲۰۰ کیلومتر مربع را در بر می‌گیرد. اما اهمیت استراتژیک آن بسیار فراتر از اندازه آن است، زیرا موقعیت جغرافیایی و ارتفاع آن، به هر طرفی که کنترل آن را در دست داشته باشد، برتری قابل توجهی می‌دهد.

اسرائیل بخش عمده بلندی‌های جولان را در سال ۱۹۶۷ اشغال کرد و همین باعث شد بسیاری از ساکنان این منطقه به سوریه فرار کنند. در سال ۱۹۷۴، دو طرف پس از جنگ اکتبر ۱۹۷۳، پیمان جداسازی نیروها را امضا کردند که منطقه حائلی میان نیروهای اسرائیل در غرب جولان و نیروهای سوریه در شرق ایجاد کرد. این توافق برای دهه‌ها آرامش را در مرز میان دو طرف حفظ کرد.

اسرائیل در سال ۱۹۸۱ به‌ صورت یک‌جانبه بلندی‌های جولان را به خاک خود ضمیمه کرد. جامعه جهانی این اقدام را به رسمیت نشناخت، هرچند دولت ترامپ در سال ۲۰۱۹ آن را تایید کرد.

اسرائیل در جولان بیش از ۳۰ شهرک ساخته است که حدود ۲۰ هزار شهرک‌نشین اسرائیلی در آن سکونت دارند.

پس از سقوط حکومت اسد در سوریه، بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، اعلام کرد توافق جداسازی نیروها از بین رفته و دستور داد نیروهای اسرائیلی وارد منطقه حائل شوند.

اما آیا بلندی‌های جولان می‌تواند به عنوان اهرم چانه‌زنی در مذاکرات عادی‌سازی روابط سوریه و اسرائیل مطرح شود؟

ایهود یاری، تحلیلگر مسائل خاورمیانه در شبکه ۱۲ اسرائیل، معتقد است «در حال حاضر هیچ مقام سیاسی در اسرائیل حاضر نیست از جولان دست بکشد».

در مقابل کمال عبدو، استاد سوری، می‌گوید دولت انتقالی کنونی نمی‌تواند از اراضی اشغالی سوریه صرف نظر کند.

الکساندر لنگلوا، تحلیلگر سیاست خارجی آمریکا با تخصص در امور غرب آسیا، بر این باور است که مقام‌های فعلی سوریه در آینده نزدیک وارد یک توافق صلح فراگیر با اسرائیل نخواهند شد. او علاقه احمد شرع به عادی‌سازی را «بخشی از یک بازی دیپلماتیک گسترده‌تر برای کسب کمک و جلب به رسمیت شناختن از سوی غرب» می‌داند.

پس آیا مسئله بلندی‌های جولان، شانس برقراری صلح میان سوریه و اسرائیل را از بین خواهد برد؟

«تفاهم‌نامه»

در حالی که کمال عبدو احتمال دستیابی به یک توافق کامل عادی‌سازی روابط میان سوریه و اسرائیل را در شرایط فعلی رد می‌کند، به امکان رسیدن به برخی «تفاهم‌نامه‌ها»، تحت حمایت منطقه‌ای اشاره می‌کند. این تفاهم‌ها شامل بحث درباره ترتیبات امنیت مرزی و استقرار نیروها، همراه با ارائه تضمین‌هایی به اسرائیل برای جلوگیری از حملات خواهد بود.

او همچنین اضافه می‌کند که این توافق‌ها ممکن است شامل «اجاره بلندی‌های جولان برای مدتی معین، مشابه آنچه در توافق وادی عربه در دره اردن اتفاق افتاد» باشد.

در سوی دیگر، ایهود یاری، روزنامه‌نگار اسرائیلی، می‌گوید که در محافل سیاسی و نظامی اسرائیل، این باور وجود دارد که می‌توان به یک «تفاهم معنادار» با دمشق رسید. او توضیح می‌دهد: «شاید این تفاهم یک عادی‌سازی کامل مانند پیمان ابراهیم نباشد، اما می‌تواند منجر به ترتیباتی در زمینه منافع مشترک مانند امنیت و مرزها شود.»

یاری به امکان دستیابی به توافق‌های امنیتی جدید میان سوریه و اسرائیل به جای توافق جداسازی نیروهای ۱۹۷۴ اشاره می‌کند. این تفاهم‌ها همچنین می‌تواند شامل عادی‌سازی روابط میان برخی جوامع مذهبی داخل سوریه (مانند جامعه دروزی) و اسرائیل باشد.

پس از سقوط رژیم بشار اسد، دروزی‌های سوریه به طور خاص مورد توجه اسرائیل قرار گرفته‌اند. این علاقه‌مندی اسرائیل در رویدادهای مختلفی بروز یافت، به ویژه در حمله هوایی اسرائیل به منطقه‌ای نزدیک کاخ ریاست جمهوری در دمشق پس از درگیری‌های فرقه‌ای در نزدیکی این شهر. در آن زمان بنیامین نتانیاهو گفت که این حمله «پیامی به رژیم سوریه بود مبنی بر این که اسرائیل متعهد به حمایت از دروزی‌های سوریه است.»

شبه‌نظامیان

سقوط حکومت بشار اسد هم‌زمان با تحولات بزرگی در سراسر خاورمیانه رخ داد. جنگ اسرائیل در غزه از این منطقه فراتر رفت و به لبنان کشیده شد، جایی که شاهد درگیری‌های اسرائیل با حزب‌الله، یکی از اصلی‌ترین متحدان اسد بود.

پس از خسارات سنگینی که حزب‌الله متحمل شد، گروه‌های مسلح مخالف به سرعت پیشروی کردند و یکی پس از دیگری شهرهای سوریه را به کنترل خود درآوردند تا سرانجام به دمشق رسیدند.

در صدر این نیروها که به حکومت خاندان اسد پایان دادند، گروه اسلام‌گرای افراطی هیئت تحریر شام به رهبری احمد شرع قرار داشت که در فهرست سازمان‌های تروریستی بود.

پس از سرنگونی اسد، توافقی برای انحلال گروه‌های مسلح و ادغام آن‌ها در نیروهای دولتی اعلام شد. در همین حال شرع که نام مستعار «ابو محمد جولانی» را کنار گذاشته بود، شروع به تعدیل لحن خود کرد و از گفتمان جهادی تندرو فاصله گرفت.

اما آیا گروه‌های مسلح با پیشینه‌های افراطی اسلام‌گرا که تحت رهبری شرع در عملیات سرنگونی حکومت اسد حضور داشتند، حاضر به پذیرش توافق صلح یا حتی تفاهم‌نامه‌های امنیتی با اسرائیل خواهند بود؟

رهف الدغلی معتقد است که شرع «توانایی تحمیل عادی‌سازی کامل» را بر مبارزان اسلام‌گرا، چه سوری و چه خارجی، ندارد، زیرا این نیروها «مواضع رادیکالی در حمایت از آرمان فلسطین» دارند.

کمال عبدو نیز با این نظر موافق است و می‌گوید مبارزان اسلام‌گرا به شدت حامی آرمان فلسطین هستند، اما تاکید می‌کند که ممکن است در تفاهم‌های احتمالی آینده، مقابله با جریان‌های افراطی و دور کردن «گروه‌های تندرو» از مرز اسرائیل گنجانده شود.

فارغ از گروه‌های وفادار به شرع، ایهود یاری معتقد است که همچنان کار زیادی باقی مانده تا مقام‌های سوریه در هماهنگی برای مقابله با حزب‌الله و گروه‌های مسلح فلسطینی که در گذشته مورد حمایت اسد بودند، گام بردارند. همچنین تلاش‌هایی از سوی حماس برای ایجاد پایگاهی در سوریه در جریان بوده است.

ترامپ از شرع خواست کسانی را که او «تروریست‌های فلسطینی» خوانده بود، اخراج کند.

اقتصاد

اعلام لغو تحریم‌های سوریه از سوی رئیس‌جمهور آمریکا، موجی از شادی گسترده را در کشوری ایجاد کرد که نزدیک به ۱۴ سال است به دلیل جنگ داخلی، از نظر اقتصادی در تنگنا قرار دارد.

هرچند ترامپ لغو تحریم‌ها را به عادی‌سازی روابط با اسرائیل مشروط نکرد، اما بخشی از مردم سوریه ممکن است صلح با اسرائیل را به طور مستقیم یا غیرمستقیم در بهبود شرایط اقتصادی موثر بدانند.

بر اساس نظرسنجی مرکز مطالعات افکار عمومی سوریه، حدود ۷۰ درصد پاسخ‌دهندگان بر این باورند که صلح با اسرائیل می‌تواند موجب جذب سرمایه‌گذاری‌های عربی و بین‌المللی شود.

با این حال دکتر کمال عبدو معتقد است عادی‌سازی روابط با اسرائیل لزوما به رفاه اقتصادی منجر نمی‌شود و به شرایط دشوار اقتصادی در مصر - کشوری که نزدیک به ۴۵ سال پیش با اسرائیل توافق صلح امضا کرد - اشاره می‌کند.

از سوی دیگر، ایهود یاری می‌گوید اسرائیل می‌تواند در حل بحران انرژی سوریه نقش داشته باشد، به ویژه با انتقال گاز از اسرائیل به سوریه و سپس به لبنان.

در حالی که تحلیلگران احتمال دستیابی به یک عادی‌سازی فراگیر یا نزدیک را میان اسرائیل و سوریه رد می‌کنند، اما امکان رسیدن به «تفاهم‌نامه‌ها» را محتمل می‌دانند؛ تفاهم‌هایی که می‌تواند به کنترل مرزها میان دو کشور و همچنین همکاری‌های نظامی و امنیتی منجر شود و از وخامت اوضاع سوریه و سرایت پیامدهای آن به مناطق مرزی جلوگیری کند.