عبدالحمید مبارز؛ «روزنامهنگار بیادعا با کارنامه درخشان»

منبع تصویر، Nilab Mobarez
- نویسنده, صدیقالله توحیدی
- شغل, روزنامهنگار
عبدالحمید مبارز در کابل متولد شد. پدرش کاردار حکومت بود و از حیث خانوادگی از خانوادههای دیوانی محسوب میشد، از نظر قومی و تباری به قوم یوسفزی که خاستگاه اکثریت این قوم در پشاور است، نسبت داشت.
دوره مکتب را در لیسه استقلال در شهر کابل تمام کرد و به فعالیت مطبوعاتی در «جریده ندای خلق» پرداخت و به دلیل فعالیت سیاسی با عبدالرحمن محمودی، مشروطهخواه مشهور و مدیر جریده ندای خلق، به زندان افتاد.

آقای مبارز پس از یک سال از زندان آزاد شد و دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه کابل را تمام کرد و شامل کار در وزارت فرهنگ شد. در سمتهایی مانند معاون و بعدا رئیس خبرگزاری باختر، معاون روزنامه دولتی انیس، مدیر روابط خارجی وزارت فرهنگ و پستهای دیگر این وزارت کار کرد.
آقای مبارز در دوران ریاست جمهوری سردار محمد داوود به عنوان والی ولایات نیمروز و لوگر نیز مصدر خدمات اداری و اجتماعی شد و در آخرین سمش بعد از کودتای ثور که معینیت/معاونت سوادآموزی وزارت معارف را به عهده داشت، به دلیل تجاوز ارتش سرخ، وادار به ترک اجباری کشور شد و در شهر پاریس فرانسه اقامت گزید.
پس از سقوط گروه طالبان در سال ۲۰۰۱ میلادی با تأسیس ادارهٔ مؤقت به وطن برگشت و کارش را به عنوان معاون نشراتی وزارت اطلاعات و فرهنگ آغاز کرد.
محصول دوران مهاجرت مرحوم مبارز، کتابهای تاریخی است که در مورد تاریخ معاصر کشور نگاشته شده است و اکثر آنها چاپ و منتشر شدهاند اما دوران کارش در وزارت اطلاعات، برجستگیهای محسوسی دارد که نمیتوان از کنار آنها به آسانی رد شد.

منبع تصویر، Social Media
نقش مبارز در حمایت از آزادی بیان در دو دهه گذشته
در روزهای نخست اداره مؤقت قانون مطبوعات دهه دموکراسی دوران شاه را در همکاری با مرحوم استاد رهنورد زریاب و آقای سیامک هروی مورد بازنگری قرار داد که زمینه توسعه رسانهای را فراهم میکرد. بر مبنای آن قانون برای نخسیتنبار شهروندان کشور حق یافتند که رسانههای برقی (رادیو و تلوزیون) شخصی تأسیس کنند، در حالی که در دهه دموکراسی (۱۳۴۳-۱۳۵۲ خورشیدی) شهروندان افغانستان میتوانستند که رسانههای چاپی تاسیس کنند. همچنان برای نخستینبار تسهیلات لازم در زمینه ثبت و راجستر رسانههای خصوصی آورده شد.
قانون رسانههای همگانی نخستین فرمان تقنینی بود که به توشیح رئیس اداره مؤقت حامد کرزی رسید. آقای عبدالحمید مبارز و یارانش تا نیمههای شب در مورد این قانون کار کردند تا به سرعت مسوده تعدیل شده، این قانون آماده شد و به دفتر حامد کرزی فرستاده شد که بعد از توشیح نافذ گردید.
با تنفیذ این قانون روند توسعه رسانهیی در فضای آن روزگار افغانستان که امر تازهای بود، آغاز شد و حدود سه هزار نشریه چاپی به امضای آقای مبارز جواز فعالیت دریافت کردند.
همچنین تلویزیون خصوصی آئینه و رادیو آرمان به صورت مستقل و آزاد فعالیت خویش را آغاز کردند. گفتنی است که تلویزیون آئینه که در شمال کشور فعالیت داشت، توسط مارشال دوستم، رهبر جنبش ملی اسلامی تأسیس شد که از اداره مؤقت جواز فعالیت مجدد را دریافت کرد اما رادیو آرمان توسط سعد محسنی که تازه از غرب برگشته بود، تأسیس شد.
آقای مبارز همه را تشویق میکرد که در نشراتشان دولت را در صورت عدم رضایت از کارش نقد کنند. به یاد دارم که باری، یکی از خبرنگاران از ایشان پرسیده بود: «آیا کاریکاتور هم میتوانیم نشر کنیم؟» استاد مبارز با پیشانی باز و لبخند گفت: «از کاریکاتور من آغاز کنید.» و فردای آن روز روزنامه آرمان ملی که نخستین رسانه آزاد و مستقل بعد از ادارهٔ مؤقت بود و تازه به نشرات خود آغاز کرده بود، کاریکاتور آقای مبارز را زیر عنوان «چشم کاریکاتور شما» نشر کرد.
استاد مبارز در سال ۲۰۰۲ میلادی سیمینار بزرگ مطبوعات آزاد، مستقل و کثرتگرا را در کابل برگزار کرد که از سیزده تن از متخصصان معروف رسانهیی دنیا دعوت به عمل آمد تا در این سیمینار شرکت کرده نظریات خویش را پیرامون آینده رسانهیی در افغانستان ارائه نمایند.
سیمینار سه روزه که در هتل انترکانتینیتال کابل برگزار شده بود و مدیریت آن را مرحوم مبارز به عهده داشت، مؤلفههای تازه کار رسانهیی و شگردهای نوین ژورنالیزم را وارد کار رسانهیی در افغانستان کرد. در این سیمینار بیش از ده پیشنهاد برای بهتر شدن قانون رسانههای همگانی صورت گرفت که قسمت اعظم آنرا ادارهٔ مؤقت نپذیرفت، از جمله ملی شدن رادیو تلویزیون افغانستان که بعدها نیز تلاش برای آن ادامه یافت که منجر به جدایی این رسانه از تشکیلات وزارت فرهنگ شد اما تحت نظر مستقیم دفتر رئیس جمهور قرار گرفت.
استاد مبارز تلاش زیادی برای تحقق پیشنهادات سیمینار کرد. ایشان سعی کردند موارد مطروحه را وارد متن قانون نمایند که تا جایی موفق شدند اما موارد مهمی که میتوانستند اثرات عمیق داشته باشند با موانع جدی مواجه شدند.
استاد مبارز برای نخستین بار گفتمان احزاب سیاسی را در وزارت فرهنگ برگزار کرد که رهبران احزاب چپ، راست و میانه را که در کابل حضور داشتند، در یک نشست گردهم آورد. برای نخستینبار مردم شاهد بحث مستقیم این جریانهای سیاسی بودند، در حالی که احزاب سیاسی متخاصم هیچ وقت رو در رو با هم گفتوگو نمیکردند، چه بسا که در برابر هم این احزاب جنگیده بودند، کمتر تصور میشد که انوارالحق احدی، رهبر حزب «افغان ملت» در کنار لطیف پدرام، رهبر حزب «گنگره ملی» بنشیند و با هم گفتوگو کنند یا هم رهبران تنظیمهای جهادی که تجارب تلخ دشمنی و جنگ را با هم را داشتند، در یک گفتوگوی سازنده راجع به آیندهٔ افغانستان به گفتوگو بپردازند.
استاد مبارز که مدیریت نشستهای چند روزه را در وزارت فرهنگ داشت، با صلابت این جلسات دشوار را مدیریت کرد و بعد از آن گفتوگو میان احزاب و جریانهای سیاسی افغانستان معمول شد. استاد مبارز اهل مسامحه نبود، خود زبان و قلم تند انتقادی داشت.
در طرح دوم تعدیل قانون رسانههای همگانی به ابتکار استاد مبارز کمیسیون سمع شکایات و بررسی تخطیهای رسانهیی در متن قانون رسانههای همگانی وارد شد. او تاکید داشت که نباید دست دادستان و قاضی به گریبان خبرنگار زود برسد، لذا برای این که آیا رسانه یا خبرنگاری مرتکب تخطی شده است، کمیسیون مسلکی صدور حکم کند و اگر جرم رسانهای محقق شده بود، به دادگاه ارجاع گردد.
همان کیمسیون زیر همین نام با تغییرات اعضا حتا از سوی گروه طالبان نیز حفظ شده است، تسهیلات قانونی در بیست سال گذشته قبل از برگشت دوباره گروه طالبان به قدرت سبب شد که هیچ کسی از تیر نقد رسانهها مصون نباشد. حتا تابوهای تاریخیای که سالها مردم حق نداشتند در مورد آن بحث کنند، در رسانههای افغانستان بدانها پرداخته شد.
آزادی بیان در افغانستان در منطقه بیمثال بود، حتا رسانههای هند نمیتوانستند در زمینه آزادی رسانهای با رسانههای افغانستان همسری نمایند. خبرنگاران و رسانههای ایران حسرت آزادی بیان درافغانستان را داشتند و رسانههای کشورهای آسیای میانه با چشم حسرت به توسعه رسانهها و آزادی رسانههای افغانستان نگاه میکردند.
تهداب آزادی بیان معاصر توسط مرحوم مبارز و مرحوم زریاب گذاشته شد. گر چه سید مخدوم رهین، وزیر فرهنگ وقت در آوایل علاقمند این آزادیها بود اما بعدها از مخالفت به آن پیش آمد و مانع آن شد که رادیو تلویزیون دولتی افغانستان مبدل به سرویس خدمات عامه شود و تا آخر تلاش کرد که مانع آن شود که رادیو و تلویزیون از چوکات وزارت فرهنگ جدا شوند.
آقای مبارز حدود پنج سال در وزارت فرهنگ کار کرد و بالاخره زمانی که آرزوهایش در وزارت فرهنگ محقق نشد، از کار دولتی مستعفی شد اما حتا حقوق بازنشستگی را نیز دریافت نکرد.
بعد از سال ۲۰۰۵ میلادی استاد مبارز در کنار خبرنگاران به عنوان رئیس اتحادیه ملی ژورنالیستان افغانستان قرار گرفت و در دادخواهی در کنار خبرنگاران بود. خوب بیاد دارم که وقتی شهید اجمل نقشنبدی توسط طالبان به اسارت گرفته شد، روزها در کنار خبرنگاران جوان در برابر مجلس نمایندگان حضور مییافت و تلاش میکرد که با آوردن فشار رسانهیی بر طالبان، آن خبرنگار از چنگال گروه طالبان آزاد شود اما متاسفانه اجمل نقشبندی را گروه طالبان سر بریدند و همکار ایتالیاییاش ماستر جیوکوما را آزاد کردند.
در گروه تعدیل قانون رسانهها، عبدالحمید مبارز در کنار گروه طرفدار اصلاحات ایستاد و در نشستهای پارلمان شرکت کرده، استدلال میکرد که موارد مطالب ممنوعه کمتر شود.
مبارز که واقعن مبارز راه آزادی بیان و آزادی رسانهها بود، همیشه تاکید میکرد که دولت نباید رسانه داشته باشد، دولت باید به رسانههای آزاد گوش دهد تا اصلاح به میان آید. باری گفته بود: « نیاز برای وزارت اطلاعات نیست فقط دولت باید وزارتی تحت نام وزارت فرهنگ و گردشگری داشته باشد.» او میگفت: «مطبوعات و نشرات اگر به دست دولت باشند از آن به عنوان بلندگوی تبلیغاتی خویش استفاده میکند.»
در فضای قومگرایانهٔ معمول در بیست سال گذشته استاد مبارز مردی بود که نشانی از گرایش قومی در ایشان دیده نشد و همیشه آنرا مذموم میدانست. هیچ کس به خاطر ندارد که آقای مبارز گرفتار تعصب قومی و تباری شده باشد. همچنان در وضعی که فساد اداری به اوجش رسیده بود، آقای مبارز دست پاک داشت و فقر را بر خیانت ترجیح داده بود.
داستان زندگی پرپار این مرد قلم، خبرنگار بیطرف و بیمدعا با کارنامه درخشانش به تاریخ ۱۹ حمل/فروردین ماه امسال پایان یافت. او در منزلش در شیرپور شهر کابل درگذشت اما یادها و خاطرات نیکویش را به یادگار گذاشت.











