رازها، رسوایی‌ها و رقابت‌ها در خاندان گینس؛ پشت پرده امپراتوری آبجو

تعدادی از هنرپیشه‌های این سریال در یک عکس دست‌جمعی سر صحنه فیلم

منبع تصویر، Netflix

    • نویسنده, کلر مک‌هیو

جدیدترین سریال ساخته استیون نایت، خالق «پیکی بلایندرز»، داستانی پرهیجان از خاندان سازنده آبجوی گینس را روایت می‌کند؛ سریالی که با همکاری ایوانا لاول، یکی از نوادگان این خانواده، شکل گرفته و پرده از رقابت‌ها، رسوایی‌ها، رازها و تراژدی‌های نیاکان او برمی‌دارد.

ایوانا لاول در ایرلند، در مهمانی خانوادگی در کسل‌تاون، عمارت پالادیویی که توسط پسرخاله‌اش دزموند گینس در شهرستان کیلدار بازسازی شده بود، حضور داشت که جرقه ایده در ذهنش زده شد. او و دیگران با بی حوصلگی در حال تماشای یکی از قسمت‌های سریال «دانتون ابی» بودند. دیدن خانواده کراولی که با کنایه‌های مودبانه سر میز شام به هم نیش می‌زدند، باعث شد لاول به نکته‌ای پی ببرد. او از اتاق غذاخوری روشن خود در ایست همپتون به بی‌بی‌سی می‌گوید: «تاریخ خانواده ما خیلی آبدارتر و جالب‌تر از این بود، تازه همه‌اش واقعی بود.»

وقتی به خانه‌اش در لانگ آیلند، نیویورک برگشت، نشست و یک طرح بیست ‌صفحه‌ای برای تلویزیون نوشت: بازگویی دراماتیکی از موفقیت‌ها و مصائب خاندانش، نوادگان آرتور گینس (متولد ۱۷۲۵)، که برای نخستین بار آبجوی سیاه معروف ایرلندی را ساخت. نوشیدنی‌ که حالا روزانه بیش از ۱۰ میلیون لیوانش در سراسر جهان فروخته می‌شود.

ده سال بعد، این ایده توسط استیون نایت، نویسنده و کارگردان تحسین‌شده تلویزیونی که بیشتر با «پیکی بلایندرز» شناخته می‌شود جان گرفت.

در صحنه‌ای از فیلم، هنرپیشه در رستوران سرمیز در حال ریختن آبجو از بطری در لیوان است

منبع تصویر، Netflix

توضیح تصویر، «خانه گینس»، درام نتفلیکس بر رابطه پیچیده میان دو برادر، ادوارد (با بازی لوئی پارتریج، در تصویر) و آرتور تمرکز دارد

لوول که لیدی کارولین بلک‌وود، مادرش رمان‌نویس،و مادربزرگش مورین، یکی از سه دختر «طلایی» خاندان گینس بود که در دهه ۱۹۲۰ در محافل اشرافی بریتانیا شهرت داشتند، اذعان می‌کند که روایت این داستان حماسی کار ساده‌ای نبود. داستان شش نسل را دربرمی‌گیرد و موفقیت تجاری چشمگیر، میراثی غنی از نیکوکاری، دسیسه‌های سیاسی و البته رقابت‌ها، رسوایی‌ها، رازها و تراژدی‌های خانوادگی را شامل می‌شود.

او نگارش طرح را با پرداختن به داستان افسانه‌ای منشأ آبجوی سیاه گینس آغاز کرد؛ روایتی که می‌گوید این نوشیدنی در اثر سوختن تصادفی رازک به‌وجود آمده است. اما در واقع، آرتور گینس، بنیان‌گذار این برند، به احتمال زیاد فرمول موفق آبجوی سیاه خود را آگاهانه کشف کرده بود؛ او اجازه می‌داد آبجوی مالت تیره در خمره‌های چوبی جا بیفتد و همین باعث غنی‌تر بیشتر طعم آن می‌شد.

برای سریال تلویزیونی، کارگردان، نقطه آغازی دیرتر را انتخاب کرد: مرگ بنجامین گینس، نوه سازنده آبجوی گینس، که در سال ۱۸۶۸ درگذشت و چهار فرزند از خود به جا گذاشت. او کارخانه آبجوسازی‌ را که آرتور در سنت جیمز گیت، دوبلین راه‌اندازی کرده بود، به یکی از بزرگ‌ترین‌ کارخانه‌های جهان بدل کرد و خاندان گینس در زمره ثروتمندترین شهروندان ایرلند قرار گرفتند.

داستان ممکن است برخی بینندگان را به یاد سریال وراثت بیندازد. مجموعه موفق اچ‌بی‌او که به‌طور غیرمستقیم بر پایه رابطه روپرت مرداک، غول رسانه‌ای، با چهار فرزند بزرگ‌ترش ساخته شده است.

در خانه گینس، وارثان باید با خواسته‌های پس از مرگ پدر خانواده کنار بیایند؛ خواسته‌هایی در شرایط ایرلند قرن نوزدهم، از جمله جنبش پرهیز از نوشیدن الکل و آشوب‌های سیاسی که ناشی از سلطه نخبگان پروتستان ثروتمند بود. این خانواده نیز جزو همان گروه بود که بر اکثریت فقیر کاتولیک حکومت می‌کردند.

لوول درباره چهار شخصیت اصلی‌اش می‌گوید: «همه‌شان خیلی جوان بودند، و پدرشان هم مسئولیتی عظیم برایشان گذاشت و هم میراثی بزرگ. هرکدام مجبور بودند مسیر خود را پیدا کنند.»

آن، تنها دختر خانواده، چون زن بود، تنها مبلغ اندکی ارث برد، اما مصمم بود با استفاده از بودجه خانوادگی، زندگی فقرا و بیماران دوبلین و سایر نقاط ایرلند را بهبود بخشد. پسرش، بنجامین، هم از ارث بزرگ محروم شد. چون پدرش او را دائم‌الخمر و نالایق برای رهبری خانواده می‌دانست.

یک طرح سیاه و سفید که ساختمان‌های کنار دریا را نشان می‌دهد و قایق‌هایی که در آنها بشکه‌های آبجو هست

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، تصویری از قرن نوزدهم از کارخانه آبجوسازی گینس در دوبلین، یکی از بزرگ‌ترین کارخانه‌های جهان

پسر بزرگ‌تر، آرتور، انتظار داشت که نقش رهبری به او برسد و بتواند اختیار تام در کارخانه داشته باشد، اما در هنگام خواندن وصیت‌نامه پدرش فهمید که باید مالکیت را با برادر باهوش اما عبوسش، ادوارد، شریک شود. شراکت پیچیده این دو برادر، که با وجود تفاوت‌هایشان به هم وابسته‌اند و اغلب از هم دلخورند، بخش مرکزی و دراماتیک داستان خانه گینس را شکل می‌دهد.

همان‌طور که استیون نایت با شنیدن داستان‌های والدینش از دوران کودکی در بیرمنگام گنگ‌زده، الهام گرفت تا «پیکی بلایندرز» را بسازد، این‌بار هم در صحبت با لوول، سرچشمه خلاقیت لازم برای ساخت «خانه گینس» را پیدا کرد. او می‌گوید: «ایوانا گنجینه‌ای از اطلاعات و داستان‌های ناگفته درباره خانواده از سال‌های خیلی دور است. آشنایی با او بهترین نوع تحقیق ممکن بود، من مجذوب شده بودم.»

«خانه گینس» درباره‌ خانواده‌ای است که در تجارت فعالیت می‌کند؛ خانواده‌ای موفق، اما مصمم که با هر وسیله ممکن کسب و کار خود را گسترش دهد و نیروی کار گسترده‌ای را به خدمت بگیرد.

بیشتر ماجراها در ایرلند می‌گذرد (اسکله‌های لیورپول به‌عنوان جانشین کارخانه سنت جیمز گیت عمل کرده‌اند) و چند صحنه در نیویورک، جایی که یکی از بستگان گینس برای توسعه تجارت به آن سوی مرزها اعزام شده است.

انقلابیون ایرلندی که به دنبال مبارزه مسلحانه برای رهایی ایرلند از بریتانیا بودند، منافع گینس را هدف می‌گیرند، همان‌طور که در واقعیت هم چنین بود، اگرچه شرکت به خاطر رفتار خوب با کارگران، پرداخت حقوق بالاتر از متوسط و پرداخت مستمری سالمندی شناخته شده بود.

ادوارد گینس در جایی گفته بود: «نمی‌توانی از مردم پول دربیاوری، مگر اینکه اجازه دهی مردم هم از تو پول دربیاورند.»

ماجرا در محیط دود زده کارخانه عظیم، تالارها و عمارت‌های دوبلین و حومه خلوت ایرلند رخ می‌دهد. جایی که دو دهه پس از قحطی، هرکسی که هنوز باقی مانده، در کلبه‌ای با سقف کاهگلی زندگی می‌کند. عشق به ایرلند و ایرلندی‌ها بخشی از میراث خانواده مرفه است، اما داستان لوول بر این تمرکز دارد که چگونه آن‌ها در لحظه‌ای پرتنش از تاریخ، بر لبه تیغ راه رفتند و توانستند هم از نظر تجاری و هم شخصی شکوفا شوند.

او به بی‌بی‌سی می‌گوید: «چطور لحن درست را پیدا می‌کردم؟ نمی‌خواستم آن‌ها را شرور جلوه دهم، اما هر فردی در تجارت، آن هم در آن دوران، باید بی‌رحم می‌بود.»

تابلوی گینس نصب شده روی یک دیوار

منبع تصویر، Alamy

توضیح تصویر، گینس امروزه نوشیدنی‌ پرطرفدار در سراسر جهان است، با بیش از ۱۰ میلیون لیوان مصرف روزانه

یکی از تصمیم‌های کلیدی، که به گفته او باعث جذاب‌تر شدن داستان شد، خلق یک شخصیت تازه بود: ٰشان رافرتی، سرکارگر خوش‌قیافه کارخانه آبجوسازی . این نقش را جیمز نورتون با جذابیتی شیطنت‌آمیز و اغواگرانه بازی می‌کند. رافرتی در نقش مأمور بی‌رحم خانواده ظاهر می‌شود؛ کسی که با وجود زیرکی و وفاداری‌اش به خاندان گینس، به‌ویژه زنان خانواده، هیچ‌وقت اجازه ندارد فراموش کند که خدمتکار آن‌هاست، نه هم‌مرتبه‌شان.

بزرگ‌شدن در خانواده گینس

لوول، که حالا ۵۸ سال دارد، هیچ‌گونه آموزش رسمی در زمینه نگارش داستان یا فیلمنامه‌نویسی ندیده، اما معتقد است دوران کودکی طولانی‌اش در عمارت‌های سرد و منزوی ایرلند و انگلستان بدون تلویزیون مفید واقع شد.

او می‌گوید: «داستان‌گویی راه سرگرم‌کردن خودمان بود.» او با دو خواهر بزرگ‌تر، ناتالیا و یوگنیا سیتکویتز، و یک برادر کوچک‌تر بزرگ شد. مادرش و رابرت لوول، شاعر آمریکایی، ناپدری‌اش را در حال نوشتن می‌دید، اگرچه آن زمان این کار برایش جذاب نبود. او می‌گوید: «به نظرم خسته‌کننده بود که مدام در دنیای خودت باشی.»

زندگی سال‌های ابتدایی لوول با فقدان همراه بود. ناپدری‌اش، رابرت، دچار حمله قلبی ناگهانی شد و درگذشت و خواهرش ناتالیا در ۱۸ سالگی بر اثر مصرف هروئین جان داد.

لیدی کارولین، مادرش، که الکلی و اغلب بی‌توجه بود، حقیقت را درباره پدر واقعی‌اش به او نگفته بود.

لوول تا مدت‌ها فکر می‌کرد پدرش، همسر دوم مادرش، اسرائیل سیتکویتس ٰآهنگ‌ساز بوده؛ تا این‌که یک روز پس از درگذشت لیدی کارولین در سال ۱۹۹۶، دوستی این باور را زیر سوال برد.

لوول متوجه شد که مادرش باعث شده بود دو مرد فکر کنند شاید پدر او باشند: رابرت سیلورس، سردبیر باسابقه «نیویورک ریویو آو بوکز» که لوول با او رابطه‌ای دوستانه داشت، و ایوان موفت، تهیه‌کننده و فیلمنامه‌نویس سینما که نسبت به او احساس چندانی نداشت.

آزمایش دی‌ان‌ای در نهایت تایید کرد که او دختر موفت است. لوول این سفر پر پیچ‌وخم را در خاطراتش با عنوان «چرا نگوییم چه شد» شرح داد. هم‌زمان با پخش سریال «خانه گینس»، این کتاب که نخست در سال ۲۰۱۰ منتشر شده بود، دوباره منتشر شده است.

عکس سیاه و سفید و قدیمی از مورین گینس در حال پیاده‌روی در خیابان

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، مورین مادربزرگ ایوانا لوول، یکی از سه دختر «طلایی» گینس بود که در دهه ۱۹۲۰ در محافل اشرافی بریتانیا شهرت داشت

از نگاه لوول، نویسندگی برای کسانی که والدین ادیب دارند، آسان‌تر از بقیه نیست. او می‌گوید: «وقتی همه آثار مادرم را، بالاخره به‌عنوان یک بزرگسال، خواندم، دیدم که خوب بودند.»

لوول نگران ناراحت‌کردن خیل عظیم خویشاوندانش در خانواده گینس خود بود. او مطمئن بود که آن‌ها از رو شدن رازهای خانواده ناراحت نخواهند شد: «ما درباره اعتبارمان آدم‌های مغروری نیستیم، و شوخ‌طبعی خیلی خوبی درباره خودمان داریم.»

صحنه‌ای از فیلم، جیمز نورتون در نقش شان رافرتی

منبع تصویر، Netflix

توضیح تصویر، در خانه گینس، جیمز نورتون نقش شخصیتی خیالی را بازی می‌کند: سر کارگر کارخانه و مامور بی‌رحم خانواده