پرگار؛ کره جنوبی، چگونه ژنرالها قدرت را به مردم تقدیم کردند؟
این مطلب شامل محتوایی از Google YouTube است. قبل از بارگیری این محتوا از شما اجازه می گیریم، زیرا ممکن است این سایت ها از کوکی ها و یا سایر انواع فن آوری استفاده کنند. می توانید سیاست Google YouTube را درباره کوکی ها و سیاست مربوط به حفظ حریم خصوصی را پیش از موافقت بخوانید. برای دیدن این محتوا روی "موافقت و ادامه"کلیک کنید.
پایان پست YouTube
بخش دوم از بحثهای پرگار در مورد گذار به دموکراسی
یک سال پیش بود که نوه آخرین دیکتاتور کره جنوبی، به خاطر سرکوبهای بیرحمانه دولت تحت امر پدربزرگش در ۱۹۸۰ میلادی از بستگان قربانیان عذرخواهی کرد.
مردم در آن سال علیه حکومت نظامی که پدربزرگ او «چون دو هوان» بعد از کودتای ۱۹۷۹ اعمال کرده بود دست به تظاهرات زدند.
گفته میشود که نیروهای نظامی در جریان این اعتراضات بدون هیچ استثنایی به سمت مردم شلیک میکردند. آمارهایی از شکنجه، تجاوز و حتی بیرون کشیدن جوارح درونی دستگیرشدگان نیز «منتشر شده بود.»
اما چگونه کشوری که ناآرامیهایی تا این سطح را تجربه کرده تبدیل به نقطهای از جهان میشود که مراحل دموکراتیزه شدناش را در دانشگاهها تدریس میکنند؟
استقرار دموکراسی در کره جنوبی موضوع بحثی در پرگار با حضور علیرضا بهتویی، جامعهشناس سیاسی است.
ریشههای گذار به دموکراسی در کره جنوبی را میتوان در اتفاقات پس از کودتای نظامی سال ۱۹۶۱ به رهبری «پارک چونگ هی» بررسی کرد.
کره جنوبی در دوران رهبری پارک شاهد رگههایی از دموکراسی معروف به «دموکراسی هدایت شده» بود. به این معنی که قدرت اصلی در دست پارک بود و مردم تنها میتوانستند به کاندیداهای پارلمانی رای دهند که تقریبا هیچ نقشی در اداره کشور نداشت.
پارک در این دوره، مجموعهای از تغییرات اقتصادی را در سازوکار حکومتی خود گنجاند. اقتصاد مبتنی بر صادرات، جایگزین اقتصاد استوار بر واردات شد و در نتیجه بازار مالی کشور یک جهش بزرگ را تجربه کرد.

منبع تصویر، Getty Images
آقای بهتویی که تاریخ کره در قرن بیستم را مطالعه کرده میگوید: «عواملی چون رفاه نسبی، افزایش آمار تحصیل در دانشگاهها و همچنین فعالیت سندیکاهای مدنی نتیجه بهبود شرایط مالی آن دوره بود.»
در نتیجه یک طبقه متوسط با خواستههای مدرن پدید آمد و تعداد دانشجویان به چند صد هزار نفر رسید. تظاهرات دانشجویی و کارگری اوج گرفت و جامعه دریافت که قدرت مقابله با دولت را دارد. ولی دولت نظامیان سیاست سرکوب را در پیش گرفت و در پی آن قانونی را تصویب کرد که قدرت رئیسجمهوری را «مطلقه» میکرد.
انتخابات به نفع دولت یا مردم؟
حدود ده سال بعد در سال ۱۹۷۹ و در پی ترور پارک به دست رئیس سازمان امنیت، جامعه بار دیگر فضا را مناسب دید که خشم خود را از خفقان موجود تخلیه کند و اعتراضات برای بهبود اوضاع کشور جان دوبارهای گرفت.
این بار اما یک رهبر جدید بود که با دست آهنین حکومت کرد. خشونت بیحد و حصر در برخورد با مخالفان تا سال ۱۹۸۳ ادامه داشت تا اینکه حکومت اعلام کرد که دو سال دیگر، انتخاباتی برگزار خواهد کرد. این تصمیم چرا گرفته شد؟
این تصمیم پس از آن بود که سیاستهای بازار محور دولت منجر به گشایشهای اقتصادی در کشور شده بود. البته در کنار این رشد اقتصادی، دولت آزادیهای مدنی بسیار اندکی نیز به جامعه تزریق کرده بود.

منبع تصویر، Getty Images
پس از این انتخابات و موفقیت خیرهکننده احزاب مخالفی که در جامعه نفوذ داشتند دولت اعلام کرد با گروههای اپوزیسیون بر سر میز مذاکره خواهد نشست.
با این حال این مذاکرات راه به جایی نبرد و تظاهرات و اعتراضات مردم هم ادامه پیدا کرد. در همین مقطع بود که خبر قتل یک دانشجو بر اثر شکنجه در زندان، منجر به تظاهراتی عظیم شد. گفته میشود که هفتصد هزار نفر در سوگ این دانشجو به خیابانها آمدند.
اما اتفاقی که از آن به عنوان نقطه عطف در این دوره یاد میشود قتل دلخراش دانشجوی دیگری در همین تظاهرات بود که جامعه را به مرز انفجار رساند.
توالی این حوادث قدرت حاکم را بر سر میز مذاکره باز گرداند و در نهایت آنها در سال ۱۹۸۷ به برگزاری یک انتخابات آزاد رضایت دادند. با این حال بسیاری از تحلیلگران تن دادن حکومت به این انتخابات را نتیجه همبستگی و هماهنگی «خیابان» و «نخبههای سیاسی» میدانند.
اگرچه در آن سال اختلاف میان دو حزب اپوزیسیون آرای مردم را به سمت کاندیدای حزب حاکم روان کرد اما نتیجه آن انتخابات منجر به انسداد مسیر دموکراسی در کره جنوبی نشد.

منبع تصویر، Getty Images
آقای بهتویی در این مورد میگوید: «حکومت در این مقطع سعی در آرام نگاه داشتن جامعه و فضای سیاسی داشت. حضور اصناف و جامعه مدنی در بطن اتفاقات و همچنین حضور احزاب مخالف در پارلمان، حکومت را مجاب کرده بود که دست به تحریک مردم در خیابانها و سیاسیون در پارلمان نزند.»
حرکت دیگری که مسیر دموکراسی را هموارتر کرد ائتلاف یکی از احزاب مخالف با حزب حاکم بود. در نتیجه این ائتلاف کیم یونگ سام، رهبر حزب اپوزیسیون در سال ۱۹۹۳ به قدرت رسید.
او پس از بدست گرفتن قدرت و با توجه به فضای سیاسی اجتماعی آن زمان شگفتیهای بزرگی را رقم زد. از جمله با اعلام فهرست تمامی اموال و داراییهای خود، دیگر سیاستمداران و نظامیان را هم ملزم کرد تا اطلاعات مالی خود را منتشر کنند. این حرکت مقابله با فساد را در کره به نوعی نهادینه کرد.
همزمان سازمان امنیت را از دست نظامیان متصل به دورههای قبل خارج کرد و آن را به افسران غیرسیاسی و غیرتندرو سپرد.
از دیگر کارهای مهمی که او در این دوره انجام شد برگزاری دادگاه روسای جمهوری سابق به جرم کودتا و کشتار مردم در تظاهرات شهر گوانگجو بود.

منبع تصویر، Getty Images
بیم و امیدهای دموکراسی
از دهه ۱۹۹۰ به عنوان دوره گفتوگو میان طیف گستردهای از باورها و رویکردهای متفاوت در سطح جامعه کره جنوبی یاد میشود. این تنوع تفکرات مختلف، دموکراسی را در کره جنوبی از مرحله «گذار» وارد مرحله «استحکام و ثبات» کرد.
حال پس از گذشت چند دهه کشاکش در جهت تثبیت دموکراسی، کره به یک قدرت برتر اقتصادی و یک نقطه ثبات در دنیا تبدیل شده است.
علیرضا بهتویی میگوید: «سیاست خارجی در تمام این سالها در جهت عملی کردن رشد اقتصادی و اجتماعی کشور بوده است.»
همین یک سال پیش بود که با سفر رئیسجمهوری کره جنوبی به ژاپن، دو کشور گفتوگوهای دوجانبه خود را پس از دوازده سال از سر گرفتند.
رفتار نظامیان ژاپنی در دوره استعمار که صدها هزار کرهای را در معادن و کارخانههای ژاپن به کار گرفته بودند و با زنان مانند برده جنسی رفتار میکردند، هنوز در زهن بسیاری از مردم کره مانده است.
با این حال رهبران کره جنوبی تصمیم گرفتند به خاطر امنیت اقتصادی و نفع استراتژیک کشور خاطرات آن دوران را به فراموشی بسپارند.
در نهایت آنچه در کره کنونی دیده میشود هم از امید و هم از نگرانی حکایت دارد.
امید از این جهت که سرعت پیشرفت جامعه مدنی کره رو به افزایش است. این جامعه حق خود را در هر شرایطی طلب میکند و آزادیهای فردی و اجتماعی هم این امکان را به مردم داده است که بیپروا دولت و سیاستهایش را نقد کنند.
از آن سو فساد و باندبازی ریشهکن نشده ولی به گفته علیرضا بهتویی دموکراسی اجازه میدهد رسانهها فساد را برملا کنند و نخبگان حاکم را پاسخگو نگاه دارند.
در مجموع میتوان گفت رشد اقتصادی و مذاکره بین احزاب مخالف و نظامیان حاکم در عین فشار مداوم از جانب اقشاری که اعتراض خیابانی پیش کرده بودند به اضافه بیرون آمدن کره جنوبی از زیر سایه جنگ سرد از عوامل اصلی گذار کره جنوبی به دموکراسی شمرده میشوند.











