جنگ روایتها؛ پیروز میدان کیست؟ ایران،اسرائیل یا هوش مصنوعی

منبع تصویر، Getty Images
- نویسنده, مسعود آذر
- شغل, بیبیسی
جنگ میان ایران و اسرائیل ۱۲ روز بود ولی «جنگ راویتها» همچنان ادامه دارد. با آغاز حملات مستقیم نظامی میان دو کشور، جهان نه تنها شاهد جنگی تمامعیار در عرصه نظامی بود، بلکه درگیر جنگی گستردهتر، پیچیدهتر و هوشمندانهتر در جبهه روایتها شد.
رسانهها و حسابهای کاربری طرفدار دو طرف به شکل وسیعی در این جنگ درگیر بودند. طرفداران حکومت ایران همزمان با پرتاب صدها موشک، دست به تولید و انتشار هزاران خبر و تصویر واقعی و جعلی از جنگ زدند تا در میدان جنگ رسانه، افکار عمومی در داخل و خارج، بخصوص جامعه بینالملل را تحت تاثیر قرار دهند.
بررسی میزان بازدید از بعضی از تولیدات رسانهای حسابهای طرفدار حکومت ایران نشان میدهد که بعضی از تولیدات آنها توانستند مخاطبان میلیونی جذب کنند و به هدف بخورد. برای نمونه بخش راستیآزمایی بیبیسی در یک بررسی آماری نتیجه گرفت که طرفداران جمهوری اسلامی ایران با استفاده از هوش مصنوعی تعدادی ویدئو جعلی درست کردند که سه مورد از آنها بیش از ۱۰۰ میلیون بار در پلتفورمهای مختلف بازدیدکننده داشت.
در نمونه دیگر روزنامه «نیویورک پست» در گزارشی بر اساس تحقیق وزارت «امور یهودیان خارج از کشور و مبارزه با یهودستیزی» اسرائیل نوشت که «ایران با استفاده از باتها، ۲۴۰ هزار پست گذاشت تا جلوی حملات آمریکا به تأسیسات هستهای ایران را بگیرد».
بر اساس این گزارش، این حسابها پیامهایی مشابه با مواضع منتقدان جمهوریخواه حملات نظامی را در شبکههای اجتماعی منتشر کردهاند. بر این اساس هدف از این فعالیتهای هماهنگ این بود که با بهرهگیری از شکافهای سیاسی داخلی در آمریکا، مخالفت با جنگ را در میان افکار عمومی تقویت کنند و از طریق تاثیرگذاری غیرمستقیم بر تصمیمگیران آمریکایی، مانع از اقدام نظامی علیه ایران شوند.
اهمیت فنآوریهای جدید ارتباطی در جنگ وقتی نمایان میشود که قدرتها و حاکمان نبض و مجاری خبر را در بحرانها در دست میگیرند و در اتاق فرمان، خوانندگان و شنوندگان را بمباران اطلاعاتی میکنند.
شیوههای متنوع ارتباطی و بهویژه ظرفیتهای بیسابقهای که هوش مصنوعی در اختیار طرفهای درگیر جنگ قرار داده، امکان بمباران اطلاعاتی را بهگونهای بیسابقه افزایش داده است. بازیگران جنگ، از طریق رسانههایی با ظاهر مستقل، وبسایتهای ناشناس، حسابهای جعلی در شبکههای اجتماعی، پلتفرمهایی مانند یوتیوب، فیسبوک، ایکس (توییتر سابق)، تلگرام، تیکتاک و دهها اپلیکیشن دیگر، با روشهای گوناگون وارد ذهن مخاطب میشوند.
حتی اگر مخاطب نسبت به محتوای اولیه تردید کند، همان پیام در قالبی دیگر، تصویر، انیمیشن، موسیقی، پادکست یا طنز، بازسازی و بازنشر میشود تا تأثیر خود را بگذارد. در این میدان جدیدِ نبردِ روایتها، هر تلفن همراه متصل به اینترنت، به یک هدف بالقوه تبدیل شده است.

یافتههای بخش راستیآزمایی بیبیسی
در پی حملات اسرائیل به ایران در ۲۴ خرداد، موجی از اطلاعات نادرست در فضای مجازی منتشر شد که هدف آن برجستهسازی توان نظامی دو طرف و تضعیف روایتهای رسمی طرف مقابل بود.
بررسیهای تیم راستیآزمایی بیبیسی نشان میدهد که از هر دو طرف (حامیان ایران و اسرائیل)، پستهایی حاوی ویدیوها و تصاویر جعلی، بهویژه با استفاده از هوش مصنوعی و کلیپهای قدیمی یا بازیهای رایانهای، منتشر شدند.
برخی ویدیوهای ساختگی درباره نابودی جنگندههای پیشرفته اف-۳۵ آنقدر زیاد بود که به گفته لیزا کاپلان، مدیرعامل گروه تحلیل امنیتی «آلتیآ» اگر این ویدیوهای اف۳۵ واقعی بودند، الان «۱۵ درصد از ناوگان اف۳۵ اسرائیل نابود شده بود».
یکی از تصاویر پربازدید که ۲۷ میلیون بار دیده شد تصاویری از برخورد دهها موشک به تلآویو بود، اما شواهدی از جعلی بودن آن وجود داشت. همچنین ویدیویی با بیش از ۲۱ میلیون بازدید که سقوط یک جنگنده اف-۳۵ را نشان میداد، در واقع از یک بازی شبیهساز پرواز برداشت شده بود و در شبکه اجتماعی تیکتاک منتشر شده بود و پس از هشدار بیبیسی حذف شد.
گزارشها حاکی از آن است که برخی حسابها مانند «ارتش روزانه ایران» بدون ارتباط آشکار با مقامات ایرانی، رشد چشمگیری در دنبالکنندگان خود داشتهاند و در کمتر از یک هفته از ۷۰۰ هزار دنبال کننده به یک میلیون و ۴۰۰ هزار نفر رسید. این حسابها اغلب دارای نشان تأیید رسمی (تیک آبی) و نامهای شبهرسمی هستند و کاربران را فریب میدهند.
امانوئل سلیبا از گروه تحلیلگر «گت رئال» این وضعیت را بیسابقه توصیف کرد و میگوید: «برای نخستینبار شاهد استفاده گسترده از هوش مصنوعی در جریان یک درگیری نظامی هستیم».
گروه راستیآزمایی «ژئوکانفرمد» در ایکس نوشته است: «ما شاهد همه چیز هستیم، از فیلمهای نامربوط از پاکستان گرفته تا ویدیوهای بازیافتشده از حملات اکتبر ۲۰۲۴. برخی از ویدئوها بیش از ۲۰ میلیون بازدید داشتند و همچنین بازیهای رایانهای و تولیدشده با هوش مصنوعی بهعنوان رویدادهای واقعی معرفی شدند».
در طرف مقابل، طرفداران اسرائیل نیز کلیپهای قدیمی از اعتراضات در ایران را بازنشر کردند و وانمود کردهاند که مردم ایران از حملات اسرائیل حمایت میکنند؛ ویدیویی جعلی حتی نشان میداد که مردم در تهران شعار «ما عاشق اسرائیل هستیم» سر میدهند.
همچنین بررسیها نشان میدهد که برخی حسابها که قبلاً در جنگ غزه نیز فعال بودند، با انگیزههای مختلف از جمله کسب درآمد از بازدید بالا در انتشار اخبار جعلی فعال بودند.

از زندان اوین تا خلبان زن اسرائیلی
روزنامه نیویورک تایمز در ۱۵ جولای (۲۴ تیرماه) در مقالهای به بررسی نقش ابزارهای جدید ارتباطی در جنگ ۱۲ روزه پرداخت و تصویری ارایه داد که چگونه ایران و اسرائیل با بهرهگیری از تبلیغات دیجیتال، اطلاعات نادرست و هوش مصنوعی، میدان جنگ را به شبکههای اجتماعی کشاندند.
این روزنامه از قول کارشناسان، عملیات روانی دو کشور را «بیسابقه» و «نقطه عطفی در تاریخ جنگهای مدرن اطلاعاتی» دانست.
نیویورک تایمز برای نمونه حمله اسرائیل به زندان اوین را مثال میزند و مینویسد: «یکی از نمونههای بارز این عملیات، حمله به زندان اوین بود؛ در حالی که بمباران واقعی انجام شد، پستها و ویدیوهای منتشرشده در شبکههای اجتماعی، ساختگی و بخشی از یک ترفند اطلاعاتی اسرائیلی بودند که از هوش مصنوعی برای تولید محتوای جعلی استفاده کردند. پستهایی با هشتگ «آزادی اوین» در فضای مجازی دستبهدست شد، که بعداً مشخص شد زمینهسازی روانی برای حمله فیزیکی بوده است».
در طرف مقابل، ایران نیز حملات اطلاعاتی خود را انجام میداد؛ از جمله ارسال پیامکهای جعلی به تلفنهای همراه اسرائیلیها به زبان عبری، که به آنها هشدار میداد از پناهگاهها دوری کنند.
هانی فرید، استاد علوم رایانه در دانشگاه برکلی و بنیانگذار شرکت امنیتی «گت رئال» که نخسیتنبار ویدئوی جعلی اوین را شناسایی کرد در توصیف تفاوت این نوع جنگ روانی با گذشته میگوید: «در گذشته با رادیو فقط یک پیام داشتید و آن را برای همه میفرستادید. اما حالا میتوانید میلیونها پیام را به میلیونها نفر بهصورت شخصیسازیشده بفرستید. این تفاوت بسیار بزرگی است».
محتوای جعلی منتشرشده در این دوره، شامل تصاویر ساختگی از رهبر ایران، نخستوزیر اسرائیل، ویدیویی از انفجار ساختگی در فرودگاه بنگوریون، و تصاویر لاشههای جعلی هواپیماهای اسرائیلی و آمریکایی بود که منشأ آنها به رسانههای دولتی ایران بازمیگشت.
همچنین رسانههای ایرانی با انتشار یک عکس حتی ادعا کردند که یک خلبان اسرائیلی به نام «سارا آحرونوت» را اسیر کردهاند، اما «نیوزگارد»، شرکتی که اطلاعات نادرست در رسانهها را رصد میکند، دریافت که عکس در سال ۲۰۱۱ گرفته شده و متعلق به یک ستوان نیروی دریایی شیلی بوده است.
روزنامه نیویورک تایمز در ادامه از قول تحلیلگران نوشته است که حتی اگر این جنگ روانی مسیر درگیری را بهطور مستقیم تغییر ندهد، بر درک عمومی مردم و مشروعیت سیاسی طرفین تأثیر میگذارد.
به گفته دیوید میلر، افسر سابق اطلاعاتی و عضو پیشین وزارت خارجه آمریکا «عدهای معتقدند در نهایت این روایت است که پیروز میدان میشود، نه فقط نیروی نظامی».
در مجموع، کارشناسان این موج تبلیغاتی را هشداری برای آینده میدانند؛ آیندهای که در آن جنگها نهفقط با گلوله، بلکه با پستهای ساختگی، ویدیوهای جعلی و الگوریتمهای هوش مصنوعی تعیین تکلیف میشوند.
بخش راستیآزمایی بیبیسی فارسی نیز به شکل مستقل، ویدئو زندان اوین را مورد ارزیابی قرار داده بود و به این نتیجه رسیده بود که عکس ورودی زندان اوین دستکاری شده و انفجار ساختگی به آن اضافه شده است.

جعل و اغراق در توان نظامی
ابعاد رسانهای و ارتباطی جنگ چند روزه ایران و اسرائیل، مورد توجه بسیاری از رسانههای جهان و کارشناسان سیاسی و ارتباطی قرار گرفته است. رسانههای خارجی مانند «د-نیوعرب»، این جنگ را اولین نمونه قابل توجه در بکارگیری هوش مصنوعی در جنگ واقعی میدانند که هدفش فقط حمله نظامی نیست و به دنبال تغییر درک و افکار عمومی است.
سایت «د-نیوعرب» یا «العربی جدید» در ۱۹ ژوئن (۲۹ خردادماه) همزمان با جنگ ایران و اسرائیل در مطلبی با بیان اینکه «حقیقت» اولین قربانی جنگ است، نوشت: «دولتها، غیرنظامیان و مخاطبان جهانی به طور یکسان در گردابی از اطلاعات نادرست و گمراهکننده گرفتار شدهاند و هوش مصنوعی و اخبار جعلی به عنوان سلاحهای جدید و مؤثر در زرادخانه تبلیغاتی ظهور کردهاند».
«د-نیوعرب» که دفتر مرکزیاش در لندن و متعلق به شرکت قطری «فدات مدیا» است در ادامه نوشت: «در طول سالها، دولتها و گروههای مسلح از رسانههای معمول برای شکل دادن به افکار عمومی، ایجاد سردرگمی، کاهش روحیه و مشروع بودن عملیات استفاده کردهاند. زمانی اعلامیهها از هواپیماهای جنگی برای تحریک شورش یا پخش شایعات رها میشدند، ولی میدان نبرد امروز با دستکاری دیجیتالی، تحت سلطه محتوای تولید شده توسط هوش مصنوعی، جعل عمیق و روایتهای تقویتشده الگوریتمی، تقویت میشود».
این رسانه قطری با اشاره به سوابق ایران در «اغراق» در توانایی نظامیاش نوشت در سال ۲۰۱۳، ایران از جت جنگنده «قاهر-۳۱۳» رونمایی کرد که به عنوان نمادی از قدرت ملی مورد ستایش قرار گرفت ولی این هواپیما «هرگز پرواز نکرد.»
در موارد دیگر، رسانههای دولتی ایران تصاویر آزمایشهای موشکی را به صورت دیجیتالی دستکاری کردند تا قابلیتهای بیشتری را نسبت به آنچه واقعیت بود، نشان دهد. به عنوان مثال، در سال ۲۰۰۸، عکسهای پرتاب موشک شهاب-۳ به صورت دیجیتالی تغییر داده شد تا موشکهای بیشتری نسبت به آنچه واقعاً شلیک شده بود، نشان داده شود و تصویر دستکاری شده توسط رسانههای بینالمللی بازنشر شد.
نکته حائز اهمیت از نگاه رسانههای خارجی مانند «اینساید تلکام» در این است که پلتفرمهای مدرن تشخیص اخبار کذب، نتوانستهاند با این حجم از محتوای جعلی مقابله کنند چرا که تولیدات هوش مصنوعی سریعتر از توان بررسی انسانها و این پلتفرمها تولید و پخش میشدند. حتی ابزارهای حرفهای مانند «گروک»، هوش مصنوعی شبکه ایکس هم گاهی تصاویر تقلبی را تائید کردهاند که به گفته این وب سایت «نشان دهنده عمق بحران اعتماد به دیجیتال است».

منبع تصویر، TASNIM
جنگ و مدیریت اخبار
معمولا حکومتها در جنگ و شرایط جنگی خود را محق میدانند که به بهانه «وحدت ملی»، «همبستگی ملی» و امنیت ملی بخشی و یا تمامی آزادیهای اجتماعی و حقوق مدنی را تعلیق کنند و از رسانهها بخواهند که تابع قواعد و ضوابط شرایط جنگی باشند.
بررسی عملکرد تبلیغاتی حکومت ایران برای مردم داخل کشور در جنگ ۱۲ روزه و پس از آن ، نشان میدهد که در نخستین ساعات درگیریها، فضای رسانهای این کشور تحت مدیریت حکومت قرار گرفت تا صدای واحدی از بلندگوهای تبلیغاتی شنیده شود. وزارت اطلاعات نیز در بخشنامهای به رسانههای مستقل آنها را از انتشار هرگونه خبر و تحلیلی که بوی شکست یا ناتوانی و یا پیروزی اسرائیل بدهد، منع کرد و موظف کرد که خودشان را با سیاست رسانهای حکومت هماهنگ کنند. بر این اساس آنها باید به مارش پیروزی بکوبند و اگر از خرابی و یا خسارتها مینویسند درباره حمله به مناطق مسکونی و کشته شدن غیرنظامیان و کودکان و زنان باشد.
بازوهای رسانهای حکومت ایران و به طور مشخص صدا و سیما با هدف تاثیرگذاری و جلب افکار عمومی داخلی پیوسته صحبت از عادی بودن شرایط کشور، پیروزی در جنگ و غلبه توان موشکی و نظامی ایران بر اسرائیل داشت و حملات طرف اسرائیل را کوچک و کم اثر نشان میداد.
با گذشت چند هفته از آتشبس و «توقف جنگ» همچنان شاهد روایتسازی و بزرگنمایی حملات ایران به اسرائیل هستیم چنانکه روز چهارشنبه، ۲۵ تیرماه حسن کاظمی قمی، از فرماندهان سپاه پاسداران و سفیر پیشین ایران در عراق در یک برنامه تلویزیونی ادعا کرد که ۳۰ خلبان رژیم اسرائیلی در جنگ ۱۲ روزه در یک عملیات، کشته شدند. سه روز پس از سخنان آقای کاظمیقمی، روزنامه کیهان در ۲۸ تیرماه ماجرای کشته شدن ۳۰ خلبان زن را بازتاب داد و تیتر دوم روزنامه را به آن اختصاص داد و از قول عضو ارشد سپاه پاسداران اعلام کرد که به دلایل امنیتی اسرائیل این خبر را «سانسور» کرده است.
حسین قاضیان، جامعه شناس در گفتوگو با بیبیسی فارسی معتقد است «هدف پروپاگاندای جمهوری اسلامی قانعکردن افکار عمومی نیست بلکه گروه مشخصی از مخاطبان یعنی هواداران و حامیان نظام سیاسی هستند.»
آقای قاضیان با بیان اینکه «نظام تلاش میکند این گروه را قانع کند و آنها را پای کار نگه دارد»، میگوید: «در این تبلیغات باید برای آن مخاطبان خاص، روایتی قهرمانانه و موفق ساخته شود؛ روایتی که در آن جمهوری اسلامی ایستادگی کرده، با رژیم صهیونیستی جنگیده، پیروز شده، و توانسته دستاوردهای چشمگیری کسب کند. در این جهان تبلیغاتی، روایتهایی شکل میگیرد نظیر اینکه چندین جنگنده اف ۳۵ اسرائیلی سرنگون شدهاند، خلبان زن اسرائیلی در اسارت است ولی به دلایل امنیتی رسانهای نمیشود، یا اینکه حیفا و تلآویو با خاک یکسان شدهاند و اسرائیل ناچار شده برای آتشبس به آمریکا متوسل شود».
آقای قاضیان درباره برانگیخته شدن حس وطنپرسی میگوید: «در شرایط جنگی به طور طبیعی احساسات ناسیونالیستی و ضد دشمن خارجی رشد میکند. در چنین فضاهایی، بخشی از مردم هم، دستکم در گرماگرم جنگ، این تبلیغات را باور میکنند. اما این اثرگذاری موقتی است. با پایان گرفتن شرایط جنگی، اغلب افراد به موقعیت و نگاه قبلی خود بازمیگردند».
او میگوید: «حامیان حکومت برخلاف افراد میهن پرست حتی اگر به نادرستی تبلیغات پی ببرند، اغلب نمیتوانند از موقعیت خود دل بکنند. چون پذیرفتن اشتباه، نیاز به ترک جایگاه و تغییر موقعیت دارد و بسیاری از آنها جایگزینی برای این موقعیت ندارند به همین دلیل، حتی در صورتی که به تبلیغات باور نداشته باشند، وانمود میکنند که باور دارند و از آن دفاع میکنند، چون این کار راهی برای حفظ موقعیت، آبرو، و نقش سیاسیشان است».
آقای قاضیان با اشاره به اخبار جعلی که از طرف رسانههای حامی حکومت منتشر شد میگوید: «اگر بخواهیم نقاط قوت و ضعف این پروپاگاندا را بررسی کنیم، تفاوت چشمگیری با گذشته ندارد. همان جهتگیری، همان مخاطبان هدف، و همان تکنیکها تکرار شدهاند. فقط در برخی حاشیههای جنگ، فضا اندکی بازتر شده که آن هم نه به نیت تغییر رویکرد، بلکه بهعنوان ابزاری در خدمت همان هسته اصلی تبلیغات سیاسی بوده است».

منبع تصویر، IRINN
رسانههای رسمی؛ روایتساز یا واقعیتگریز؟
جدا از بحث فنآوریهای مدرن در جنگ روایتها که به شکل اعجابآوری متحول شده است، محتوای پیام و نقش ابزارهای سنتی هم در این جنگ قابل توجه است.
در جنگ ۱۲ روزه، اینترنت در داخل ایران مختل بود و دسترسی به سایتهای خبری در عمل بسیار مشکل و با محدودیتهای شدیدی همراه بود. از همین رو برای بخشی از مردم این کشور تلویزیون به مهمترین منبع خبری تبدیل شده بود.
صدا وسیما در جریان جنگ هشت ساله ایران و عراق نقش مهمی در تهییج و هدایت افکار عمومی در راستای اهداف حکومت ایران ایفا کرده بود. تلویزیون ایران حالا پس از حدود سه دهه و به رغم تغییرات بزرگ و مهم در عرصه رسانه، بار دیگر وظیفه تبلیغات و اطلاعرسانی جنگ را برعهده گرفت.
بررسی دقیق میزان تاثیرگذاری این رسانه در جریان جنگ آنهم در نبود امکان نظرسنجی بیطرفانه از مخاطبان، غیرممکن است. نگاهی به تحلیلها و نقطهنظرات کارشناسان و روزنامهنگاران تا حدی جنبههای مختلف این موضوع را از زاویه دید طیفهای مختلف سیاسی روشن میکند. به رغم ارزیابی مثبت بعضی جریانات درون یا نزدیک به حاکمیت در ایران، عملکرد این رسانه از سوی بسیاری با نقدهای جدی مواجه شد.
از نظر کسانی مانند محسن اراکی، عضو «مجمع تشخیص مصلحت نظام» عملکرد صدا و سیما در جنگ ۱۲ روزه، «فوقالعاده» بود و « توانست موازنه جنگ روایتها را به نفع ایران اسلامی بچرخاند».
خبرگزاری تسنیم در ۱۷ تيرماه، عملکرد صدا وسیما در جنگ ۱۲ روزه را «قابل دفاع در اطلاعرسانی، هدایت افکار عمومی و تقویت روحیه مقاومت» دانست و تاکید کرد که «با سرمایهگذاری روی زیرساختها، نیروی انسانی و استراتژیهای محتوایی، صدا و سیما میتواند همچنان به عنوان یک رسانه مؤثر و الهامبخش در دفاع از منافع ملی و حفظ روحیه جامعه در مواقع بحران عمل کند».
با وجود نظر مثبت بعضی از افراد و رسانههای نزدیک به اصولگرایان، از نگاه روزنامه سازندگی، روزنامه نزدیک به اصلاحطلبان، رسانه حکومت، «سیمای هزینهزا» است چرا که از نظر این روزنامه با دعوت از مهمانان افراطی و تندرو و تحلیلهای غلط، باعث «کاهش شدید اعتماد عمومی» شد.
اکبراعلمی، فعال رسانه و نماینده پیشین مجلس در نقد رسانههای داخلی و خارجی در کانال تلگرامیاش نوشته است: «صداوسیمای جمهوری اسلامی به جای روایتگری هوشمند و تحلیلمحور، به مصاحبههای شعاری و شوآفگونه با چهرههای سطحی و کلیشهگو و گاه لودگیهای مجریان بسنده کرده که نه تنها مرهمی بر نگرانی مردم نیستند، بلکه مثل سوهانی بر روان جامعه عمل میکنند».
اکبر اعلمی در ادامه نوشته است: «تکرار مداوم شعارهای "ما نمیترسیم" و "اسرائیل هیچ غلطی نمیتواند بکند" بدون پشتوانه تحلیلی و مستند، اثر معکوس دارد و اعتماد به رسانه میلی را بیشتر فرسایش میدهد».
با آتشبس و توقف جنگ، رویکرد «ملی و میهنی» صدا و سیما کم رنگ شد. وحید جلیلی، مرد شماره دو این سازمان در یک برنامه تلویزیونی در پاسخ به انتقادها از عملکرد یکسویه و استفاده از افراد خاص و تندرو در این رسانه اعلام کرد که «بعضیها میخواهند وطن را به آغل تبدیل کنند» و به طور رسمی اعلام کرد که قرار نیست که «آنتن» در اختیار بقیه افکار و گروهها قرار بگیرد.
مجید مرادی، جامعه شناس در کانال تلگرامیاش از سخنان آقای جلیلی انتقادکرد و نوشت: «هر کس به رسانه میلی جلیلی-جبلی انتقاد کند و خواهان ملی شدن آن و آزادی آن از دست فرقه پایداری باشد میخواهد این کشور آغل شود؟! دو روز از آتش بس نگذشته که لگدزدن را شروع کردهاید و میخواهید به عادت سیئه سابق برگردید؟»
در همین راستا به نظر میرسد بخش مهمی از جنگ تبلیغاتی حکومت ایران بردوش مهمانان برنامههای تلویزیونی افتاده است؛ از شلیک به «ناف ترامپ» تا «قارقارک» خواندن جنگندههای «بی۲»، تهدید حمله پهبادی به اروپا و بستن تنگه هرمز و ... روایتهایی بوده که توسط این افراد بازتاب پیدا میکنند.
رحمتاله بیگدلی، فعال سیاسی اصلاحطلب در واکنش به اظهارات کارشناسان صدا و سیما در شبکه ایکس نوشت: «نفوذ یعنی اینکه رسانه ملی با پول مالیات و نفت ملت اداره شود، اما تا آن را روشن کنی منفورترین افراد را در چشم ملت فرو کنند تا با تحلیلهای صد من یک غازشان رسانه ملی بیاعتبار و مرجعیت رسانهای به خارج از کشور منتقل شود».














