دومین قهرمانی آقای خاص در لیگ قهرمانان؛ وقتی بارسلونا مورینیو را سر لج انداخت

مورینیو

منبع تصویر، Getty Images

    • نویسنده, تام رینولدز
    • شغل, بی‌بی‌سی

«فراتر از ورزش» بخشی از مطالب ورزشی بی‌بی‌سی هستند که داستان‌های شگفت‌انگیز ورزشکاران یا مسابقاتی را روایت می‌کند که کمتر شنیده‌اید. فهرست مطلب‌های فراتر از ورزش را دنبال کنید.

خط خاکستری

«یافتن زیبایی در زشتی، قلمرو شاعر است. زیباترین شکست دوران حرفه‌ای من.»

«تامس هاردی، رمان‌نویس انگلیسی و ژوزه مورینیو، سرمربی فوتبال»

در نگاه اول به نظر نمی‌رسد این دو نفر ارتباط آشکاری داشته باشند. اما افکار هاردی و عملگرایی سفت و سخت مورینیو، موجب می‌شود که نتوانیم با قطعیت بگوییم این به کدام یک از آنها برمی‌گردد: نقل قولی پس از مسابقه یا پی‌نوشتی شاعرانه؟

درک ریشه‌ها و چگونگی ساخته شدن شخصیت مورینیو، یکی از ارکان مستند جدید بخش ورزشی بی‌بی‌سی است: «چگونه لیگ قهرمانان را ببریم: ژوزه مورینیو.»

بخش بزرگ ماجرا را می‌توان به تغیری سرنوشت‌ساز در تابستان ۲۰۰۸ نسبت داد: لحظه‌ای به ظاهر بی‌اهمیت در راهروهای ورزشگاه نوکمپ که مورینو را برای همیشه تغییر داد.

لحظه‌ای ناشی از شنیدن جواب رد و در پی آن تغییری به سوی رئالیسم سیاسی که هاردی، رئالیست مشهور دوران ویکتوریا، به آن افتخار می‌کرد.

جاناتان ویلسون، خبرنگار گاردین، می‌گوید: «این زمانی بود که مورینیو، ارباب تاریکی شد.»

لحظه‌ای برای به چالش کشیدن تیکی‌تاکا: «اگر آنها بازی می‌کنند که بقیه را سرگرم کنند، مطمئن می‌شوم که هرگز به کسی دوباره خوش نگذرد.»

داستان جواب رد مورد نظر در تابستان ۲۰۰۸ اتفاق افتاد، زمانی که بارسلونا پس از اخراج فرانک رایکارد، سرمربی قهرمان لیگ قهرمانان ۲۰۰۶، به دنبال یک مربی جدید بود.

انتخاب، بین ژوزه مورینیو و رفیق سابق او پپ گواریولا بود. این دو نفر در نیمه دوم دهه ۱۹۹۰ همکاری نزدیکی باهم داشتند: زمانی که مورینیو دستیار (مترجم) بابی رابسون و لوئیس فان‌خال در بارسلونا بود و گواردیولا کاپیتان این تیم.

تصمیم مسئولان بارسلونا لزوما بر پایه شایستگی نبود: مورینیو در کارنامه‌اش قهرمانی در لیگ برتر و لیگ قهرمانان اروپا را داشت، در حالی که گواردیولا فقط یک سال را به عنوان سرمربی تیم دوم بارسلونا گذرانده بود.

این تصمیمی بود که خیلی برای مورینیو گران تمام شد و بدل به نیروی محرکه شیوه مورد علاقه او شد. آن شیوه چه بود؟ تمایل به کسب پیروزی بالاتر از هر چیز دیگر؛ به ویژه از جنبه زیبایی شناختی.

پپ گواردیولا (نفر اول ایستاده از راست) و ژوزه مورینیوو (نفر دوم ایستاده از راست) در بارسلونای بابی رابسون (نفر وسط ایستاده)

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، پپ گواردیولا (نفر اول ایستاده از راست) و ژوزه مورینیوو (نفر دوم ایستاده از راست) در بارسلونای بابی رابسون (نفر وسط ایستاده)

اوج عمل‌گرایی مورینیو و به اعتقاد بسیاری بهترین عملکرد کل دوران مربی‌گری‌اش در ورزشگاه بارسلونا و در راه رسیدن به دومین جام لیگ قهرمانان اروپا در سال ۲۰۱۰ رخ داد. اینتر با هدایت مورینو، در حالی که ۱-۳ بازی رفت نیمه‌نهایی لیگ قهرمانان را برده بود، قدم به خانه بارسلونایی گذاشت که گواردیولا را روی نیمکت داشت و مدافع قهرمانی بود.

هواداران بارسلونا به تیم‌شان ایمان داشتند. خاویر زانتی، ستاره آرژانتینی اینتر، می‌گوید: «جو قبل از بازی خیلی پرتنش بود. بنر بزرگی دیدم که روی آن به زبان کاتالان واژه "بازگشت" نوشته شده بود.»

کارت قرمزی که در دقیقه ۲۸ پیش چشم تیاگو موتا از اینتر قرار گرفت، دل هواداران بارسا را قرص کرد. این اما در عین‌ حال نمایشی ۶۰ دقیقه‌‌ای از گردن‌کشی بود؛ موضوعی که مورینیو می‌گوید تعریفی از خودش و دوران حرفه‌ایش است.

مورینیو آن شب در نوکمپ گفت: «اگر می‌خواستم احساسی‌ترین عملکرد بیش از ۲۰ سال دوران حرفه‌ایم را نام ببرم، انتخابم این است. در حالی به بارسلونا آمدیم که می‌دانستیم چه تیم خوبی دارند و چه اتمسفری در انتظارمان است.»

«به نظرم کارمان از نظر سازماندهی تیمی درخشان بود. شما به چند قهرمان نیاز دارید و به این که هرکسی بهترین نمایش خودش را داشته باشد. ما با هرچیزی که داشتیم دفاع کردیم؛ با قلبمان با روح‌مان. این زیباترین شکست حرفه‌ایم بود. هرچه داشتیم را وسط گذاشتیم. یک بر صفر باختیم اما به فینال رسیدیم.»

مورینیو

منبع تصویر، Getty Images

اینتر فینال را برد و قهرمان شد و مورینیو بار دیگر توانست رفیقی که حالا رقیبش شده بود را شکست دهد: این بار لوئیس فان‌خال، سرمربی سابق بارسلونا، که روی نیمکت بایرن مونیخ نشسته بود.

این دومین قهرمانی مرد پرتغالی در اروپا بود و برای دومین بار یک پیروزی غیرمنتظره که در آن مهارت‌های مورینیو در چگونگی بازی گرفتن از بازیکنان مورد توجه قرار گرفت.

قهرمانی سال ۲۰۰۴ مورینیو با پورتو هم داستان پیروزی تیم ضعیف‌تر بود (تنها تیم خارج از پنچ لیگ معتبر در آن قرن که قهرمان لیگ قهرمانان شد) و البته ماجرایی که در آن استادی مورینیو در مدیریت بازیکنان آشکارا به چشم خورد.

بنی مک‌کارتی که با زدن چهار گل نقشی اساسی در رسیدن تیم به فینال داشت، در مورد مورینیو می‌گوید: «او پرشور، دلسوز و یک استراتژِیست تمام عیار بود. هرگز قبلا چین چیزی ندیده بودم. اولین مربی‌ای بود که متوجه شدم تقریبا هرچیزی را راجع به تک تک بازیکنان می‌داند؛ سابقه و این که از کجا آمده‌اند. خانواده‌شان چند نفره است؟ آیا پدر یا مادرشان هنوز زنده است؟»

«او می‌خواست در مورد چگونگی بزرگ شدن من، مبارزات، اوج‌ها و افت‌هایم بداند. با خودم می‌گفتم که این واقعا باورنکردنی است. تا قبل از ژوزه حتی نمی‌دانستم که چنین چیزهایی در دنیای فوتبال معمول است.»

«قبل از ژوزه برای چند مربی بازی کرده بودم. هیچکدام از آنها من را نمی‌شناختند اما با ژوزه همه چیز برعکس بود. با خودم گفتم: "عجب مربی‌ای." برای او حاضر می‌شدی کوه را جابجا کنی.»

مورینو هم موافق است: «این درسی بود که در تمام دوران حرفه‌ای همراهم بود. هر وقت راهی رقابت‌های اروپایی می‌شوم، احساس می‌کنم که می‌توانم برنده شوم. اگر یک تیم قوی بسازید، تیمی با فرهنگ غنی تاکتیکی که استقامت بالایی دارد و همین طور ثبات ذهنی برای تطبیق با لحظات سخت، به‌خصوص در مراحل حذفی، این جوری شما همیشه شانس دارید.»

«قهرمانان لیگ قهرمانان همیشه تیم‌ها هستند. آنها بازیکنانی دارند که در لحظه‌ای خاص تفاوت ایجاد می‌کنند، اما فقط کل تیم است که چنین کاری انجام می‌دهد؛ تیم‌هایی کاملا بی‌نقص.»

«مورینیو یک خانواده ساخت»

شیوه مدیریت بازیکنان مورینیو البته همیشه هم جواب نمی‌دهد؛ دوران حضور او در منچستر یونایتد و تاتنهام با درگیری‌های جنجالی با بازیکنان سرشناسی مانند پل پوگبا و دله آلی، همراه شد. اما به گفته زانتی، مدافع آرژانتینی اینتر میلان، هنگام تلاش برای قهرمانی در لیگ قهرمانان ۲۰۱۰، مورینیو استادی‌اش را در ساختن فرهنگ تیمی نشان داد.

شش سال پس از قهرمانی با پورتو، روشی که برای ساختن تیم به کار گرفته شد، حال و هوای آمریکای جنوبی داشت، اما همان نتیجه به‌دست آمد.

زانتی گفت: «مورینیو یک خانواده ساخت. ما این گروه را در یک هفته ساختیم، وقتی که "آسادوس" (باربیکیو آرژانتینی) خودمان را که مورینیو هم خیلی دوستش داشت، راه انداختیم. این لحظه اتحاد بود، یک لحظه خانوادگی.»

«یک بار گفتم که به خاطر مورینیو خودم را در آتش می‌اندازم. ارتباط ما فقط رابطه بین مربی با بازیکن یا کاپیتان با بازیکن نبود، خیلی بیشتر از اینها بود. این یک پیوند انسانی قوی بود و همیشه هم باقی خواهد ماند.»

«آن دو سال برای من و او خیلی مهم بود... و همیشه در قلب ما باقی خواهد ماند. چیزهای زیادی به ما آموخت و کاری کرد باور کنیم که می‌توانیم تاریخ بسازیم و ما هم این کار را کردیم.»

حرف‌های احساسی زانتی، مثلا وقتی گفت «در قلب ما باقی خواهد ماند»، چیزی نیست که خیلی با عملگرایی بی‌رحمانه مورینیو سازگار باشد.

خاویر زانتی، کاپیتان اینتر میلان، جام قهرمانی لیگ قهرمانان اروپا را در سال ۲۰۱۰ بالای سر برد

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، خاویر زانتی، کاپیتان اینتر میلان، جام قهرمانی لیگ قهرمانان اروپا را در سال ۲۰۱۰ بالای سر برد

پس از دو قهرمانی در لیگ قهرمانان اروپا، سرمربی پرتغالی ظرف چند هفته جای جدیدی مشغول شد، پس از اولین قهرمانی به چلسی رفت و پس از دومی در سال ۲۰۱۰ به رئال مادرید پیوست.

این نمونه‌ای دیگر از واقع‌‌گرایی بود که در سراسر دوران حرفه‌ای سرمربی پرتغالی دیده می‌شود؛ موردی همخوان با واقع‌گرایی توماس هاردی: تمام کردن کار و رفتن به سوی افق‌های تازه در حالی که هنوز در اوج قدرت (چه از نظر مدیریتی و چه از نظر مالی) قرار دارید.

اما در مستند «چگونه لیگ قهرمانان را ببریم: ژوزه مورینیو» تصاویر آرشیوی پشت صحنه در ورزشگاه سانتیاگو برنابئو، بلافاصله پس از فینال لیگ قهرمانان ۲۰۱۰، چهره‌ای متفاوت از مورینیو نشان می‌دهد.

در تصاویر می‌بینیم که مورینیو با ماشینش در حال خروج از ورزشگاه، از کنار اتوبوس تیم می‌گذرد؛ همان اتوبوسی که دقایقی قبل بدون گفتن یک کلمه از آن پیاده شده بود. سرمربی پرتغالی می‌خواست بلافاصله محل را ترک کند، چون در آستانه نشستن روی نیمکت رئال مادرید بود.

با این حال او هنگامی که مارکو ماتزاری، یکی از رهبران کلیدی تیمش، را دید نتوانست با خونسردی محل را ترک کند. مورینیو از ماشین پیاده شد و آنها با چشمانی اشک‌آلود همدیگر را در آغوش گرفتند. مورینیو سپس به ماشین برگشت و برای همیشه اینتر را ترک کرد.

دفعه بعدی که او پیش چشم عموم ظاهر شد، ۹ روز بعد در روز معارفه‌اش به عنوان سرمربی رئال مادرید بود. در نگاه اول این تغییر و تحول سریع گویای این است که اینتر برای او وسیله‌ای مزورانه برای رسیدن به هدفی دیگر بود نه لحظه‌ای ماندگار و تعیین‌کننده.

اما آن اشک‌ها و روایتی که مورینیو ۱۵ سال بعد ارائه کرد، داستانی متفاوت و احساسی‌تر را بازگو می‌کند.

ژوزه مورینیو و مارکو ماتراتزی پس از قهرمانی در لیگ قهرمانان اروپا

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، ژوزه مورینیو و مارکو ماتراتزی پس از قهرمانی در لیگ قهرمانان اروپا

مورینیو گفت: «فرار کردم. رفتم به اتوبوس که خداحافظی کنم، ولی حتی نتوانستم با یک نفر دست بدهم. می‌خواستم بگریزم. فکر می‌کردم اگر داخل اتوبوس شوم، اگر با آنها به میلان برگردم، اگر داخل سان‌سیروی سرشار از تماشاگر قدم بزنم، اگر داخل کلیسای جامع میلان که مردم در آن نشسته‌اند، راه بروم، فکر نکنم بتوانم به رئال مادرید بروم.»

«به نظرم احساسات مانع از رفتن من شد. اما می‌خواستم بروم. به نظرم زمان درستی بود، باید می‌گریختم. مارکو آنجا بود. اگر بجای مارکو دژان استانکوویچ یا دیگو میلیتو یا ژولیو سزار آنجا بودند، داستان همان می‌شد.»

حس دوگانه آن لحظه از بسیاری جهات مورینیو را تعریف می‌کند و پاسخی است برای این پرسش که او چگونه دو بار قهرمان لیگ قهرمانان شد.

برقراری رابطه‌ای عمیق و وفادارانه با بازیکنانش در خارج از زمین فوتبال که از طریق آن مطمئن می‌شد، تیمی که وارد زمین می‌شود از هیچ چیز نمی‌ترسد و می‌تواند با چالش‌هایی که پیش رویش است، مقابله کند.

پانزده سال بعد، مورینیو احتمالا کمی ملایم‌تر شده است و مهارت‌هایش در مدیریت بازیکنان و کیفت ستاره گونه‌اش کاهش یافته است. هرچند که غرور و اعتماد به نفسش که نقشی تعیین‌کننده در قهرمانی‌هایش در لیگ قهرمانان داشت، به قوت خود باقی مانده‌اند.

همان‌طور که خود مورینیو هم اشاره می‌کند، قهرمانی‌هایش با پورتو و اینتر تکرار نشدنی باقی مانده‌اند: «چرا الان مشغول مصاحبه با شما هستم؟ دلیلش این نیست که الان سرمربی فنر باغچه هستم یا با چلسی قهرمان لیگ برتر شده‌ام.»

«دلیلش این است که دو بار قهرمان لیگ قهرمانان شده‌ام. به نظرم تیم‌ها و باشگاه‌های دیگری هستند که وقتی شما این کار را می‌کنید، دیگر مربیان هم قادر به انجامش هستند. این فصل من انجامش می‌دهم و فصل آینده شما و سه سال بعد هم یکی دیگر. بعد مردم حتی یادشان نمی‌آید که شما در کدام فصل قهرمان شدید.»

«شما به رئال مادرید می‌روید، به بارسلونا می‌روید، به منچستر یونایتد می‌روید، به تیم‌های بزرگ می‌روید اما بعید است که مردم همان احساس را داشته باشند. ولی شما به پورتو می‌روید، به اینتر میلان می‌روید و همه خبر می‌شوند. می‌پرسید مربی‌شان کی بود؟ مورینیو.»