پشت پرده قهرمانی مرد غمگین پاریس: «زانا اینجاست و ما را میبیند»

منبع تصویر، Getty Images
- نویسنده, گییم بالاگه
- شغل, خبرنگار فوتبال اسپانیا
«Je m'appelle Luis Enrique»
اسم من لوئیس انریکه است.
سرمربی پاریسنژرمن در ژوئیه ۲۰۲۳ خودش را مقابل دوربینها در پایتخت فرانسه این گونه معرفی کرد.
اما گذشته از این جمله او چندان از زبان فرانسه استفاده نمیکند، البته منهای تک جمله مورد علاقهاش: «on va gagner» (میرویم برای بردن.)
این جمله خلاصه شخصیت این مربی اسپانیایی را در خود دارد: راستگو، رک و بیعلاقه به تظاهر. لوئیس انریکه اهل خودنمایی نیست، انسانی جدی و وسواسی است که اعتقاد دارد، عملکردش بهجای او حرف میزند.
کاری هم که انجام داده بدل کردن پاریسنژرمن از تیمی سرشار از فوق ستارهها به تیمی منسجم، مقاوم و متحد است. پیروزی این تیم در روزشنبه (۵ آوریل) مقابل تیم آنژه به معنای قطعی شدن دومین قهرمانی پیاپی پاریس با هدایت انریکه بود و ضمن این که نباید فراموش کرد تیم تا اینجای فصل شکستناپذیر بوده است.
آنها کماکان شانس تکرار سهگانه داخلی فصل قبل را دارند و در یکچهارم نهایی لیگ قهرمانان هم باید با استون ویلا بازی کنند و پس از سالها مدعی جدی قهرمانی در این تورنمنت هستند.
قهرمان فرانسه قبلا هم سابقه بردن جامهای مختلف را داشته اما لوئیس انریکه توانسته است تیمی را که به خودخواهی و بستن قراردادهای هنگفت با ستارهها معروف بود، به تیمی جوان، پویا و تماشایی بدل کند.
حالا سوال این است که چطور پاریسنژرمن و لوئیس انریکه توانستهاند دل کسانی را که طرفدار باشگاه نیستند هم بهدست آورند؟
ماجرای دردناک لوئیس انریکه
زندگی با لوئیس انریکه سخت تا کرده است؛ او سال ۲۰۱۹ زانا، دختر ۹ سالهاش، را به دلیل ابتلا به یک گونه سرطان نادر استخوان از دست داد.
انریکه با آرامش خاص خودش گفت: « جسمش رفته اما او نمرده است و هنوز با ماست.»
او در یک مستند تاثیرگذار در مورد دیدار با مادرش گفت: «مادرم نمیتوانست عکسهای زانا را نگه دارد تا این که من به خانه آمدم و پرسیدم: "مامان، چرا هیچ عکسی از زانا اینجا نیست؟" او گفت: "نمیتوانم، نمیتوانم..." من هم گفتم: "مامان باید عکسهای زانا را بگذاری، زانا زنده است."»
« جسمش رفته اما او هنوز با ما است. برای این که ما هر روز راجع به او حرف میزنیم، خاطراتش را مرور میکنیم و میخندیم و برای همین فکر میکنم که زانا هنوز ما را میبیند.»
لوئیس انریکه و همسرش به یاد زانا بنیادی راه انداختهاند که به خانوادههای کودکان مبتلا به بیماریهای لاعلاج کمک میکند؛ بهخصوص آنها که نمیتوانند در ماههای پایانی زندگی فرزندشان، کارشان را ترک کنند.
انریکه مردی است که از جنبههای مختلف ریشه در زمین دارد. بالغ بر دو سال است که صبح اکثر روزها با پای برهنه روی چمن زمینهای تمرینی پاریسنژرمن قدم میزند. معتقد است که «ارتباط با زمین» کمک میکند از حساسیتهای بهاری جلوگیری کند و با چیزی عمیقتر مرتبط شود.
او در مورد بدنش هم قوانین سفت و سختی دارد: روزانه هر نیم ساعت یک بار در زمین تمرینی حرکات کششی انجام میدهد. هر روز تمرین میکند و حتی گاهی بین مبلها و دیوارهای خانه این کار را انجام میدهد و با بندها و میلههایی که به دیوارها و سقف آویخته، خانه و دفترش را به نوعی باشگاه کاربردی تبدیل کرده است.
انریکه همچنین از موجسواری، شنا، دوی استقامت و دوچرخهسواریهای طولانی در کوهستانهای اسپانیا لذت میبرد. او سال ۲۰۰۷ در مسابقه مرد آهنین فرانکفورت شرکت کرد: ۴ کیلومتر شنا، ۱۹۰ کیلومتر دوچرخهسواری و یک ماراتن کامل.
سال بعد هم او در فوق ماراتن نمادینی که به مسافت ۱۵۵ کیلومتر به مدت ۶ روز در صحرای بزرگ آفریقا برگزار میشود، شرکت کرد.
«اول نمیخواست حتی در پاریسنژرمن کار کند»

منبع تصویر، Getty Images
انریکه زمانی که در سال ۲۰۰۴ از بازیکنی فوتبال بازنشسته شد، با خود گفت: «فقط رقابت کردن را بلدم.» مربیگری تنها گزینه مهاجم سابق اسپانیا و بارسلونا بود.
لوئیس انریکه به عنوان مربی کارش را با تقلید از فلسفه پپ گواردیولا، همبازی سابقش در بارسلونا، آغاز کرد. او چیز جدیدی رو نکرده است، اما به لطف انرژی بیپایانی که دارد، یکی از نمایندگان برجسته تغییر فرهنگ شده است.
هوش سرشار سرمربی اسپانیایی نیروی محرکه همه چیز در پاریسنژرمن است؛ این در حالی است که در ابتدا علاقهای به پذیرفتن این شغل نداشت. انریکه فکر میکرد این باشگاهی است که فقط در فکر جذب نامهای بزرگ است؛ بازیکنانی مانند لیونل مسی، نیمار و کیلیان امباپه که نمیشد تغییرشان داد.
اما وقتی فهمید که فلسفه باشگاه تغییر کرده است و آنها حالا میخواهند که یک تیم بسازند، تجدید نظر کرد.
کمی پس از حضور انریکه، نیمار و مارکو وراتی باشگاه را ترک کردند. مسی هم که شاید اگر میدانست انریکه به پاریس میآید در باشگاه میماند، قبل از آن راهی اینتر میامی شده بود.
او البته قدر ستارهها را میداند اما فقط در صورتی که در راستای برنامههایش باشند. در فیلم مستندی که اخیرا در مورد اولین فصل حضور انریکه در پاریس ساخته شده است، دیده شد که او به امباپه، ستاره آن زمان تیمش، در مورد انجام وظایف دفاعی هشدار میدهد، آن هم درست پس از این که هتتریک کرده بود.
انریکه بارها گفته: «او بهترین بازیکن جهان است، ولی اگر تیمی که بهترین بازیکنان را دارد همیشه برنده میشد، پاریسنژرمن تا حالا هشت بار لیگ قهرمانان اروپا را برده بود در حالی که یک جام هم ندارد.»
او مردی است که به ساختار اهمیت میدهد، اما هرگز ابایی از بیان نظریاتش ندارد: « ترسی از بدترین اتفاق در فوتبال ندارم... مشکلی نیست اگر اخراجم کنند، فردایش برای دوچرخهسواری سفر میکنم.»
همین طرز تفکر بود که به انریکه کمک کرد شروع پرنوسان فصل قبل را که شامل شکست ۱-۴ از نیوکاسل در لیگ قهرمانان و انتقادات شدید هواداران بود، پشت سر بگذارد. او آرامشش را حفظ کرد و طبق باورهای فوتبالیاش عمل کرد: ساختار، تکرار و انضباط.
وقتی به پاریس رسید باید تیمی را که با آشوبهای متوالی سر و کله میزد، مدیریت میکرد. به همین دلیل زمان زیادی را در دفترش نمیگذراند و بیشتر با دستیارانش مینشست و رو در رو با بازیکنان صحبت میکرد و ایدههایش را در تیم پیاده میکرد.
بعضی از بازیکنان البته فشردگی شیوه او را نمیپسندیدند، از جمله امباپه که خوشش نمیآمد در پست شماره ۹ بازی کند یا پس از هتتریک به طور علنی بازخواست شود.
دیگران اما موفق میشوند، چون او برای هیچ بازیکنی امتیاز خاصی قائل نیست.
«هیچ ایدهای ندارید»
برای او مهم نیست که محبوب رسانهها نباشد. مستند سه قسمتی «هیچ ایدهای ندارید» پیامی برای رسانههاست که بدانند نظرشان چقدر برای انریکه بیاهمیت است. او میگوید اگر دست خودش بود حاضر بود نصف حقوقش را بدهد که دیگر مجبور نباشد با رسانهها حرف بزند.
انریکه یک بار گفت: «نظرات روزنامهنگاران را نمیخوانم، نمیخواهم بیاحترامی کنم، چون به طور منطقی آنها حتی ۱۰ درصد زمانی را که من و کادرم به یک مسئله اختصاص میدهیم صرف نکردهاند و به اندازه ما اطلاعات ندارند.»
اینجا بار دیگر با یک تناقض روبرو هستیم: یک مربی که حاضر نیست مصاحبه بکند اما مشکلی ندارد که خودش را در یک فیلم مستند برای همه نمایش دهد و البته اولین بار هم نیست.
او در هنگام جام جهانی قطر مرزی برای گفتههایش نداشت، زمانی که بسیاری از اسپانیاییها به صفحه کامپیوترهایشان خیره شده بودند و سرمربی وقت تیم ملی را میدیدند که ساعتها در «توییچ» (سرویس پخش زنده ویدیویی) مشغول پاسخ دادن به سئوالاتی در مورد جنبههای مختلف زندگیاش است؛ از دلیل این که چرا روزی ۶ تخم مرغ میخورد تا علت متنفر بودنش از پنیر و برهنه خوابیدن.
دلایل او برای آن پخشهای زنده منظم همان دلایلی بودند که بخاطر آنها حاضر شد در مستند حاضر شود: ارائه صادقانهترین نسخه خودش و اجازه دادن به مرم برای قضاوت.
«این تا حد زیادی پیاسجی اوست»

منبع تصویر، Getty Images
عثمان دمبله یکی از ارکان موفقیت پاریسنژرمن است. تابستان پارسال انریکه به او ماموریت داد که بیشتر گل بزند. پیام واضح بود: خودخواهتر باش و بیشتر شوت بزن.
دمبله حرف مربیاش را گوش کرد. او حالا یک نقش مرکزی موفق دارد. در پست مهاجم کاذب بازی میکند، بیشتر در پایهریزی حملات مشارکت دارد، توپ را بیشتر صاحب میشود، بیشتر شوت میزند و گلهای زیادتری هم وارد دروازه حریفان میکند.
او دیگر آن گوش بیثباتی نیست که در بارسلونا بازی میکرد. حالا تمرکز دارد و گلزنی قهار شده است، به طوری که این فصل ۳۲ گل در تمامی رقابتها زده است.
ناکامی از نظر انریکه تلاش کردن و نرسیدن نیست و شکست از نظر او، تلاش نکردن با تمام وجود است. او از همان دوران بازی هم عقیده داشت که فوتبال مرگ و زندگی نیست و هرگز برای یک شکست اشک نریخت.
تابستان پارسال هنگامی که مشخص شد امباپه پاریس را ترک میکند، انریکه چیزی گفت که ممکن است مشخصه دوران سرمربیگری او در پاریسنژرمن شود. او گفت: «تیم بهتر بازی خواهد کرد.»
دیگر مجبور نبود تیمش را حول یک ستاره بچیند و احساس آزادی بیشتری میکرد: «سال بعد هرچیزی را که در زمین اتفاق میافتد، کنترل خواهم کرد.»
این تا حد زیادی پیاسجی اوست، تیمی که بسیاری معتقدند سرانجام میتواند رویای قهرمانی در لیگ قهرمانان اروپا را محقق کند.














