جام جهانی ۲۰۲۲ قطر؛ در دنیای سرمربی اسپانیا چه می‌گذرد؟

لوئیس انریکه

منبع تصویر، Getty Images

    • نویسنده, گی‌یم بالاگه
    • شغل, کارشناس فوتبال اسپانیا

در حالی که اسپانیا برای بازی امروز (سه‌شنبه ۶ نوامبر) در مرحله یک هشتم نهایی جام جهانی مقابل مراکش آماده می‌شود، بیشتر تمرکز هواداران اسپانیا روی سرمربی خود لوئیس انریکه و نوشته‌هایش در رسانه اجتماعی «توییچ» است.

در سراسر کشور، هزاران نفر روزانه پست‌های او در این شبکه اجتماعی را دنبال می‌کنند و این هافبک سابق اسپانیا به تمام سؤالات آنها پاسخ می‌دهد.

علاوه بر فلسفه فوتبال او، می‌دانیم که روزی شش تخم مرغ می‌خورد و با وجود اینکه اهل آستوریاس، پایتخت لبنیات اسپانیا است، از پنیر متنفر است. رستوران‌های مورد علاقه‌اش چیست و شب‌ها برهنه می‌خوابد.

نکته جالب توجه این است که او با این کار، تمام توجه هواداران و رسانه‌ها به سوی خود جلب کرده و بازیکنان با استعداد خود را دور از حاشیه نگه داشته است تا روی هدف اصلی که دومین قهرمانی در جام جهانی است، تمرکز کنند.

انریکه دلیل حضور فعالش در این شبکه اجتماعی را تغییر دادن نگرش مردم نسبت به خود می‌داند.

او می‌گوید: «صحبت کردن با شما فوق‌العاده است. تا به حال من را فقط از طریق مصاحبه‌هایم در مطبوعات می‌شناختید. اما اکنون هیچ فیلتری وجود ندارد و می‌توانم تمام بازخوردها، محبت‌ها، انتقادات و سوالات شما را مستقیماً دریافت کنم.»

«تظاهر نمی‌کنم که همه را دوست دارم... هیچ‌کس کامل نیست؛ همه ما نقص‌های خود را داریم. اما چیزی که بیش از همه من را شگفت‌زده کرده، انرژی‌ای است که از شما دریافت کرده‌ام. اکنون حامیان بیشتری نسبت تمام دوران زندگی‌ام دارم.»

«اگر جام جهانی را ببریم، به تمام سوالاتی که مطرح کرده‌اید، پاسخ خواهم داد. البته می‌دانم بیشتر آنها در مورد روابط جنسی است. اما من به همه سوالات پاسخ خواهم داد.»

پس بیایید دنیای انریکه را به قول خودش، از طریق پرسش‌هایی که هوادارانش از او پرسیده‌اند، بررسی کنیم.

« تجزیه و تحلیل و اینکه چه کاری باید در مسابقه انجام می‌دادیم بعد از آن ساده است»

انریکه در مورد رابطه نه چندان خوبش با رسانه‌ها می‌گوید: «من نظرات روزنامه‌نگاران را نمی‌خوانم، نه به دلیل بی‌احترامی، بلکه به این دلیل که اساساً آنها وقتی که ما گذاشته‌ایم را نگذاشته‌اند و اطلاعاتی که من و همکارانم در خصوص تیم داریم را ندارند.»

«تجزیه و تحلیل و اینکه چه کاری باید در مسابقه انجام می‌دادیم بعد از آن ساده است. اما در زمین، مربیان و تصمیم‌گیرندگان باید بر اساس جریان بازی، تصمیم بگیرند. من به این مسأله عادت کرده‌ام و یک بخش حیاتی از کار من است و از آن لذت می‌برم.»

«اگر تصمیم اشتباهی بگیرم، مثلاً یک تعویض اشتباه، آن را در فوتبال طبیعی می‌دانم و فایده‌ای ندارد که خود را بیش از اندازه در مورد آن سرزنش کنم. اما نکته مهم این است که باید در لحظه و بدون آنکه بدانیم چه اتفاقی خواهد افتاد، تصمیم بگیریم.»

«خیلی دیوانه‌ام»

او خود را به عنوان یک مربی چگونه می‌بیند؟ «مردی متواضع هستم که پاهایم روی زمین است. اما واضح است که فکر می‌کنم مربی خوبی هستم زیرا در غیر این صورت اینجا و در این موقعیت نبودم.»

«بسیار اهل رقابت هستم و هر چه شرایط سخت‌تر باشد، میل رقابت در من نیز بیشتر خواهد بود. ذاتاً لحظات سخت و کلنجار رفتن با مشکلات را دوست دارم. تا این اندازه دیوانه هستم.»

«فوتبال عشق و زندگی من است و بسیار خوش شانس بودم که توانستم فوتبال بازی کنم. مربی‌گری را نیز بسیار دوست دارم، اما لذت بردن از آن تاکنون برایم دشوار بوده است.»

او به عنوان یک مربی برای بهبود به چه نیاز دارد؟ «همه چیز. بیش از دیگران، من از خودم انتقاد می‌کنم. وقتی دو بار از بازیکنی چیزی را می‌خواهم و او همچنان آن را انجام نمی‌دهد، باید بفهمم که تقصیر او نیست، بلکه تقصیر من است که آن را به درستی توضیح نداده‌ام. [بنابراین] روش انتقال پیامم را تغییر می‌دهم.»

بسیاری از نگرش‌های مربیگری انریکه از دوران جوانی او در اسپورتینگ خیخون سرچشمه می‌گیرد، جایی که پس از دو فصل کم بازی کردن، به دلیل اینکه او را خیلی لاغر و کوچک می‌دانستند، براحتی کنار گذاشته شد.

او در این‌باره می‌گوید: «آن دسته از مربیانی که رشد جوانان را فدای جام‌های بیهوده و پیشرفت خود می‌کنند، نباید در فوتبال جوانان باشند.»

«چرا آنها را مسئول بدانم؟ اگر ببازیم تقصیر من است»

تیم ملی اسپانیا

منبع تصویر، Getty Images

نکته مثبت در مورد تیم انریکه و تیم فنی‌ او چیست؟ «زمانی که بازیکنی را به دلیل توانایی‌اش انتخاب کردید، مهم است که به شخصیت او هم توجه کنید.»

«نمی‌گویم که همه باید مطیع باشند، بلکه در واقع، بازیکنی را دوست دارم که شخصیت داشته باشد. کسی را می‌خواهم که بتواند کشورش را به خوبی نمایندگی کند.»

«می‌دانیم برای داشتن مالکیت توپ باید چگونه بازی کنیم و رقیب کار سختی در بازپس‌گیری توپ خواهد داشت. ایده ما این است که از ابتدا تا انتها بر بازی مسلط باشیم. اما اگر شکست بخوریم قطعاً تقصیر من خواهد بود، نه بازیکنان.»

او در مورد سبک بازی اسپانیا و بازیسازی از عقب می‌گوید: «بازی از عقب خطرناک است، اما وقتی تیم به توازن و تعادل برسد، ارزش این خطر را خواهد داشت، زیرا بازی را می‌توان به مناطقی کشاند که تیم در آن قوی‌تر است. به همین دلیل بازیکنانی را انتخاب می‌کنم که بازی با توپ را به بازی بدون توپ ترجیح می‌دهند.»

«فراموش نکنید که این یک نمایش است و اغلب ما وسواس زیادی برای بردن داریم. برخلاف نظر برخی، معتقدم که با بازی خوب و تماشاگرپسند شانس برنده شدن هم بیشتر خواهد شد.»

«به نظر می‌رسد که در فوتبال راه خود را گم کرده‌ایم. اولین چیزی که مربیان باید آموزش دهند این است که این یک نمایش است. پنجاه تا صد هزار نفر در استادیوم و میلیون‌ها نفر در خانه مخاطب این نمایش هستند و بخش مهمی از کار ما این است که برای آنها بازی کنیم و سرگرم‌شان کنیم. پس چرا آنها را خسته می‌کنیم و حوصله‌شان را سر می‌بریم؟»

تراژدی و اهمیت خانواده

زانا، دختر لوئیس انریکه در نه سالگی به دلیل سرطان استخوان درگذشت

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، زانا، دختر لوئیس انریکه در نه سالگی به دلیل سرطان استخوان درگذشت

چرا انریکه در پست‌هایش به نقش تک تک افراد در اردوی اسپانیا اشاره می‌کند؟ «علاوه بر مربیان و بازیکنان، حدود شصت نفر دیگر نیز در این اردو با ما هستند. از فیزیوتراپ‌ها تا پزشکان، مدیران تیم، تدارکات و آشپزها. ما همانند یک خانواده هستیم که همگی با هم به این سفر آمده‌ایم.»

وقتی انریکه می‌گوید «خانواده، در روزهای خوب و بد، همیشه دوست و همراه شما هستند و این پایه و اساس یک تیم است»، احساس می‌کنید که او فقط در مورد فوتبال صحبت نمی‌کند.

در واقع خانواده برای او بیش از هر چیز دیگری اهمیت دارد. بی‌رحمی‌ زندگی و مرگ دختر نه ساله و محبوبش بر اثر سرطان استخوان به او یاد داد که چه چیزی اولویت دارد و مهم‌تر است.

اسپانیا در شبی با آلمان روبرو شد که سیزدهمین سالگرد تولد زانا بود. انریکه در یک ویدیوی اینستاگرامی در حالی که دوچرخه سواری می‌کرد گفت: «عزیزم، هر جا که هستی، همه ما می‌بوسیمت، روز خوبی داشته باشی! ما عاشقانه دوست داریم!»

واکنش او به آن تراژدی که شاید خیلی‌ها را از مسیر زندگی خارج کند، بازگشت به زندگی و آرامش بخشیدن به آن بود. این یکی از نمونه‌های بسیاری است که نشان می‌دهد او فردی متفاوت از آن چیزی است که مردم دیده‌اند.

برای او، فوتبال یک بازی و یک شغل پرمخاطب است که خیلی‌ها آن را تماشا می‌کنند. اما هرگز موضوع مرگ و زندگی نیست: «همیشه به یاد داشته باشید، از بین ۳۲ تیم فقط یک تیم قهرمان می‌شود و پس از پایان، این خانواده است که دوباره به آغوشش باز می‌گردید.»

«دوست دارم بازیکنان را در حال خندیدن و رقصیدن ببینم.»

«دوست دارم بازیکنان در مسیر بازی و در اتوبوس و یا در رختکن به موسیقی گوش کنند. در نهایت این یک مهمانی است. وقتی خودم بازی می‌کردم، همین مسأله برخی از افراد را آزار می‌داد.»

«اگر همه در سکوت نشسته بودیم، می‌گفتم: مگر قرار است به مسلخ برویم؟ این یک جشن است و دوست دارم بازیکنان را در حال خندیدن و رقصیدن ببینم.»

«بازیکنی که می‌خواهد دعا کند، به او اجازه دهید. بگذارید مدیتیشن کند، اما تا شروع بازی باید لبخند بزند، شاد باشد و شوخی کند.»

انریکه در مورد جنبه‌های روان‌شناختی مسابقه می‌گوید: «اگر بازیکن ببیند که شما آرام هستید، این آرامش به او نیز منتقل می‌شود.»

فوتبال تنها هدف او نیست

انریکه خارج از فوتبال چه می‌کند؟ «همیشه وقتی از خواب بیدار می‌شوم، کمی ورزش می‌کنم. نیم ساعت یا پانزده دقیقه، هر چه باشد، کمتر روزی پیش می‌آید که ورزش نکنم. فکر می‌کنم برای من حیاتی است که بتوانم کارم را به درستی انجام دهم و از وضعیت خودم راضی باشم و زندگی سالمی داشته باشم.»

«رژیم نمی‌گیرم، غذاهایی را که دوست دارم اما سالم است را می‌خورم. مثلاً بازیکنانم دیروز کباب درست کردند. حتی اگر بخواهند می‌توانند یک لیوان شراب کوچک هم بخورند، البته معمولاً آنها آب می‌خورند.»

«اجرای قوانین احمقانه هیچ معنایی ندارد. چه فایده‌ای دارد که به بازیکنی بگویم آبجو نخور، اما وقتی به خانه رفت، پنج بطری آبجو بنوشد؟»

هیچ چیز در این گفتگوها محدود نیست، حتی در مورد سکس قبل از مسابقات، او می‌گوید: «تیم مشخصاً در هتل خود است، دور از همه چیز، بنابراین واضح است که امکان‌پذیر نیست. اما این یک فعالیت بسیار عادی است، اینطور نیست؟»

«بازیکنان وقتی در باشگاه هستند، به خانه خود می‌روند و قطعاً با شریک‌های زندگی‌شان خواهند بود. معتقدم که بازیکنان باید زندگی عادی خود را داشته باشند. من نیز در دوران بازی، اگر در اردوی آماده‌سازی نبودیم، در کنار همسرم بودم.»