«به دنبال غذا رفت و دیگر برنگشت»؛ روایت افرادی که در غزه کشته شدند

مرد جوانی به نام عبدالله جندیا به دوربین لبخند می‌زند

منبع تصویر، Family handout

توضیح تصویر، عبدالله جندیه در جست‌وجوی غذا بود که کشته شد
    • نویسنده, ایثار شلبی
    • شغل, بی‌بی‌سی عربی

نوجوانی که برای پیدا کردن غذا رفته بود و مردی که ماه‌ها با سوءتغذیه دست و پنجه نرم می‌کرد، از جمله کسانی هستند که هفته گذشته جان خود را در غزه از دست دادند.

روز پنجشنبه گذشته، وزارت بهداشت حماس در غزه اعلام کرد که در ۲۴ ساعت گذشته دو نفر به دلیل قحطی و سوء تغذیه شدید جان خود را از دست داده‌اند. سازمان‌های امدادی هشدار داده‌اند که محاصره غزه از سوی اسرائیل باعث گسترش «گرسنگی فراگیر» در سراسر این منطقه شده است.

سخنگوی دولت اسرائیل این ادعا را رد کرد و گفت که حماس باعث کمبود غذا و مسئول ربودن و تصاحب کمک‌های انسانی است.

روز یک‌شنبه، اسرائیل اعلام کرد که در سه منطقه از غزه درگیری‌ها روزانه به مدت ۱۰ ساعت به‌ صورت موقت متوقف خواهد شد. هم‌زمان پرتاب هوایی کمک‌های خارجی روی غزه نیز از سر گرفته شده است.

سازمان ملل هشدار داده است که شرایط انسانی در غزه با سرعتی نگران‌کننده رو به وخامت است و سازمان جهانی بهداشت اعلام کرده حداقل ۱۰ درصد مردم غزه دچار سوء تغذیه شدید هستند. در همین حال، بی‌بی‌سی با تعدادی از ساکنان این منطقه صحبت کرده که در هفته گذشته بستگان خود را از دست داده‌اند.

عبدالله جندیه، ۱۹ ساله

ندرین، خواهر عبدالله عمر جندیه ۱۹ ساله می‌گوید که او روز یک‌شنبه ۲۰ ژوئیه، هنگامی که برای پیدا کردن غذا بیرون رفته بود، کشته شد.

آن‌ها در خانه آسیب‌دیده مادرشان در محله صبره در مرکز غزه زندگی می‌کردند.

ندرین می‌گوید: «او آن روز خیلی بی‌تاب بود که برود و غذا بیاورد.»

«به او گفتم همین عدس کمی که برایمان باقی‌مانده را بخور، اما قبول نکرد.»

ندرین می‌گوید عبدالله ساعت ۴ بعدازظهر خانه را ترک کرد تا بیش از ۵ کیلومتر رو به شمال، به سمت کامیون کمک‌رسانی برود که هفته‌ای یک بار می‌آیند و چند کیلو آرد برای خانواده بیاورد. دو برادر عبدالله و چند نفر دیگر از بستگان نیز همراه او بودند.

حدود ساعت ۱۱ شب محمود، یکی از برادران، با ندرین تماس گرفت و گفت که وقتی کنار کامیون کمک‌رسانی منتظر بودند، ناگهان سربازان اسرائیلی به آن‌ها تیراندازی کردند.

آن‌ها در گذرگاه نتساریم بودند؛ منطقه‌ای نظامی که شمال نوار غزه را از جنوب جدا کرده است.

محمود به ندرین خبر داد که عبدالله کشته شده و خودش و برادر دیگرشان زخمی شده‌اند.

او می‌گوید: «بودنش همیشه مایه شادی بود، هم مهربان بود و هم خوش‌مشرب»، و به یاد قدم زدن‌های عصرگاهی با عبدالله در ساحل غزه می‌افتد، زمانی که هر دو کوچک‌تر بودند.

«عاشق فوتبال و ورزش بود.»

ندرین می‌گوید عبدالله برای فروشندگان محلی کار می‌کرد و در حمل میوه و سبزیجات به آن‌ها کمک می‌کرد و «رویای راه‌اندازی کسب‌وکار جدیدی پس از پایان جنگ را داشت».

ارتش اسرائیل در پاسخ اعلام کرد که عملیات آنها با هدف از بین بردن توان نظامی حماس انجام می‌شود و تدابیر لازم را برای کاهش آسیب به غیرنظامیان به کار می‌گیرند.

آنها گفتند «اگر بتوانید مختصات دقیق محل حادثه را ارائه دهید، بهتر می‌توانیم به پرسش شما پاسخ دهیم».

اداره دفاع مدنی تحت کنترل حماس در غزه اعلام کرد که تیراندازی نیروهای اسرائیلی در آن روز ۹۳ نفر را کشته و ده‌ها نفر دیگر را زخمی کرده، که عمدتا در حوالی نقاط توزیع کمک‌ها بوده‌اند.

در مورد یک حادثه خاص در شمال غزه، ارتش اسرائیل گفت نیروهایش برای «رفع تهدید فوری» به سمت جمعیت تیرهای هشدار شلیک کردند، اما تعداد کشته‌ها را رد کرد و دقیق بودن آن را زیر سوال برد.

سلا محمود، ۸ ساله

سلا محمود همراه با مادر و خواهر و برادرهایش در یکی از اردوگاه‌های آوارگان فلسطینی اقامت داشت

منبع تصویر، Family handout

توضیح تصویر، سلا محمود همراه با مادر و خواهر و برادرهایش در یکی از اردوگاه‌های آوارگان فلسطینی اقامت داشت

سلا محمود، به گفته مادرش علا شحاده، در نخستین ساعات صبح روز سه‌شنبه کشته شد.

او همراه مادر و خواهر و برادرهایش در اردوگاهی برای آوارگان فلسطینی در منطقه الشاطی در شمال غزه زندگی می‌کرد.

علا می‌گوید دوشنبه شب با دختر ۱۳ ساله‌اش به محل توزیع کمک‌های بشردوستانه در فاصله چند کیلومتری اردوگاه رفتند تا غذا تهیه کنند و سه کودک دیگرش در چادر ماندند.

اما حدود ساعت ۱:۴۵ بامداد صدایی شنید که به گمانش صدای گلوله‌باران از دور بود و بی‌درنگ بدترین احتمال به ذهنش رسید.

«انگار حمله را در قلبم حس کردم. حس مادری‌ام می‌گفت این حمله بچه‌هایم را هدف گرفته.»

با کمک رهگذران توانست با دختر بزرگش که در اردوگاه مانده بود تماس بگیرد. دخترش تلفنی تایید کرد که هدف حمله قرار گرفته‌اند و سلا کشته شده است.

علا می‌گوید: «قلبم شکست.»

دو کودک دیگر زنده مانده‌اند اما به شدت زخمی شده‌اند و اکنون در بیمارستان شفا در غزه بستری هستند.

او می‌گوید سلا که در روزهای پایانی زندگی‌اش به شدت گرسنه بود، عاشق وقت‌گذرانی کنار دریا بود.

آخرین حرف‌هایی که به مادرش زد این بود: «می‌خواهم یک کاسه عدس بخورم، آن قدر که سیر شوم.»

ارتش اسرائیل در واکنش به این حادثه گفت که بدون داشتن مختصات محل، نمی‌تواند اظهارنظر کند اما تاکید کرد که «در حد امکان برای کاهش آسیب به غیرنظامیان احتیاط‌های لازم را در نظر می‌گیرد».

احمد الحسنات، ۴۱ ساله

احمد که طرفدار فوتبال بود، دیش ماهواره‌ نصب می‌کرد

منبع تصویر، Family handout

توضیح تصویر، احمد که طرفدار فوتبال بود، دیش ماهواره‌ نصب می‌کرد

احمد الحسنات ۴۱ ساله، روز سه‌شنبه ۲۲ ژوئیه درگذشت.

برادرش یحیی می‌گوید: «سوءتغذیه او را کشت، روز به روز حالش بدتر می‌شد.»

به گفته یحیی، حال برادرش پس از آنکه اسرائیل از ماه مارس ورود کمک‌ها به غزه را مسدود کرد، رو به وخامت گذاشت. از ماه مه، اسرائیل اجازه داد کمک‌های محدودی وارد این منطقه شود، اما سازمان‌های امدادی گفتند که این مقدار اصلا کافی نیست.

یحیی می‌گوید احمد، که مبتلا به دیابت بود، به مدت سه ماه نتوانست غذای کافی یا نوشیدنی مناسب پیدا کند و تنها به تکه‌های از نان و گه‌گاه غذاهای کنسروی متکی بود.

به گفته یحیی وزن احمد از ۸۰ کیلوگرم به ۳۵ کیلوگرم کاهش یافت و وضعیت سلامت او به سرعت رو به وخامت رفت.

یحیی می‌گوید: «حرف‌هایش نامفهوم و بریده بریده بود و گاهی به سختی می‌توانستیم منظورش را بفهمیم.»

رفعت، پسرعموی احمد، می‌گوید او را به بیمارستان بردند اما «به ما گفتند او به غذا نیاز دارد نه دارو، و ما هم او را به خانه برگرداندیم».

یحیی می‌گوید احمد که قبلا دیش ماهواره نصب می‌کرد و طرفدار فوتبال بود، «در آرامش» در خانه‌اش در شهر دیر البلح در مرکز غزه درگذشت.

«او شخصیتی قوی داشت و از مهربان‌ترین افرادی بود که ممکن بود در زندگی با آنها روبه‌رو شوی.»

محمد کلاب، ۲۹ ساله

محمد کلاب

منبع تصویر، Family handout

توضیح تصویر، برادرزن محمد کلاب او را فردی «سرشار از زندگی» توصیف می‌کند

محمد کلاب ۲۹ ساله، به گفته برادر همسرش، روز ۲۲ ژوئیه در حمله هوایی کشته شد.

عمار رغیده می‌گوید محمد در چادرش در اردوگاه آوارگان فلسطینی در منطقه قادسیه در غرب خان یونس واقع در جنوب غزه استراحت می‌کرد که بین ساعت ۵ تا ۶ بعدازظهر حمله‌ای هوایی آن منطقه را هدف قرار داد.

عمار می‌گوید: «او تنها بود. چند ساعت پس از بمباران، وقتی چند نفر به خواهرش زنگ زدند و خبر مرگش را دادند، فهمیدیم که کشته شده است.»

عمار می‌گوید روز قبل از مرگ محمد با او صحبت کرده بود. آن‌ها هنگام جست‌وجو برای کمک‌های غذایی به هم برخورد کرده بودند.

«او به من گفت 'تنها نرو، من سعی می‌کنم برایت آرد بیاورم'. روز بعد، کشته شد.»

عمار می‌گوید محمد، خواهر و برادر کوچکتری داشت که کاملا به او وابسته بودند.

او می‌گوید: «کلاب جوانی مودب و پرانرژی بود. هیچ‌وقت خودش را درگیر مسائل بیهوده نمی‌کرد و همه اطرافیانش دوستش داشتند.»

ارتش اسرائیل در پاسخ، بیانیه‌ای مشابه آنچه درباره عبدالله داده بود منتشر کرد و گفت که «تدابیر لازم را برای کاهش آسیب به غیرنظامیان به کار گرفته» و برای بررسی بیشتر پرونده او، به مختصات محل دقیق کشته‌شدنش نیاز دارد.