مونیخ ۲۰۲۵؛ شغلی «نفرین شده» که نقطه عطف فوتبال اروپا شد

لوئیس انریکه

منبع تصویر، Getty Images

    • نویسنده, شادی افشار
    • شغل, خبرنگار

در شب ۳۱ مه ۲۰۲۵، در مونیخ، پاری سن‌ژرمن با تحقیر اینترمیلان، اولین قهرمانی تاریخش در لیگ قهرمانان اروپا را به‌دست آورد. در مسابقه‌ای که نه یک فینال کلاسیک، بلکه یک نمایش قدرت تمام‌عیار از تیمی جوان، پویا و سازمان‌یافته بود که یک تیم پیر، خسته و از‌نفس‌افتاده را در هم کوبید.

در نگاه اول، شاید دلیل فاصله چشمگیر دو تیم، شکاف عمیق مالی بین آن‌ها باشد. پاری‌سن‌ژرمن با دستمزد سالانه‌ای بیش از ۷۰۰ میلیون دلار و سرمایه‌گذاری بالای ۷۵۰ میلیون دلار در نقل‌ وانتقالات دو فصل اخیر، با فاصله زیادی پرهزینه‌ترین تیم اروپا به شمار می‌رود.

در مقابل، اینتر میلان با بودجه‌ای در حدود ۱۶۰ میلیون دلار برای حقوق و خرید بازیکن، بیشتر روی بازیکنان آزاد، باتجربه و ارزان‌قیمت تمرکز کرده بود. اما از نگاه بسیاری، این اختلاف مالی نمی‌تواند به‌تنهایی گویای چنین فروپاشی دردناکی برای اینتر باشد.

اینتر، سردرگم و غرق در اشتباهات مرگبار فردی

از همان ابتدا مشخص بود که اینتر برای مهار حریف، برنامه‌ای خاص در نظر گرفته و سیمونه اینزاگی با همان چینش همیشگی ۳-۵-۲ وارد میدان شد؛ سیستمی که در نیمه‌نهایی مقابل بارسلونا پاسخ داده بود. اما پاری‌سن‌ژرمن با فشاری برق‌آسا، این نقشه را برهم زد.

در حالی‌که ترکیب اصلی اینتر با میانگین سنی بالای سی سال یکی از پیرترین ترکیب‌های تاریخ فینال‌ها بود، پاری‌سن‌ژرمن با جوانانی همچون دوئه، مایولو و خویچا کواراتسخلیا وارد زمین شد.

وقتی سرعت و انرژی در یک طرف میدان فوران کرد، همین سن و سال و سابقه بالای بازیکنان اینتر تبدیل به نقطه ضعف این تیم شد و بازیکنان اینتر یکی پس از دیگری مرتکب اشتباهات مرگبار شدند. آنچنان که بخش بزرگی از طرفداران اینتر با اشاره به نمایش ضعیف بازیکنان خودی به‌ویژه فدریکو دی‌مارکو، آن‌ها را از عوامل اصلی این شکست می‌دانند. اشتباهات این بازیکن در دو گل اول، غیرقابل انکار بود و منجر به فروپاشی تاکتیکی اینتر شد. هرچند که دیگر مدافعان این تیم ایتالیایی مانند باستونی، آچربی و دومفریس هم خیلی بهتر از دی‌مارکو نبودند. دومفریس که در مرحله نیمه‌نهایی یکی از مهره‌های کلیدی بود، در این بازی تحت فشار مداوم کواراتسخلیا و حکیمی، عملاً حذف شد.

لائورتا بازیکن اینتر

منبع تصویر، Getty Images

در خط میانی اینتر، چالان‌اوغلو بار دیگر نشان داد در سطح اول اروپا، کارایی ندارد. او در تقابل با ویتینیا کاملاً محو و بی‌اثر بود، پاس‌های بی‌دقت و حرکات کندش مانع از هرگونه خلق موقعیت برای تیمش شد. بارلا و مخیتاریان نیز، با وجود دوندگی، از جریان بازی خارج شده بودند.

خط حمله اینتر، متشکل از لائوتارو و تورام، شب کاملاً بی‌فروغی را تجربه کرد. هیچیک از آن‌ها نتوانستند دردسری برای دفاع پاری‌سن‌ژرمن درست کند و حرکات ترکیبی‌شان هم بارها به بن‌بست خورد. تیمی که پیش‌تر در فینال لیگ قهرمانان مقابل منچسترسیتی بازی قابل قبولی ارائه داده بود، این‌بار نومیدانه چیزی برای ارائه نداشت.

در این میان، از نگاه بسیاری، فشار روانی شدید کادر فنی و بازیکنان اینتر از عوامل اصلی این شب کابوس‌وار بود. نشانه‌هایی از این فشار روحی در روزهای پیش از فینال، به دلیل ناکامی در رقابت‌های داخلی اوج گرفت.

پس از آخرین مسابقه اینتر در سری‌آ، دستیار سیمونه اینزاگی، برای دلداری به دومفریس، گفته بود که اینتر جام اروپایی را می‌برد تا همه روزهای تلخ اخیر به فراموشی سپرده شود. اظهارنظری که شاید با هدف دادن انگیزه گفته شده بود، اما نشان می‌داد تیم خسته ایتالیایی تمام تمرکزش را بر روی این یک مسابقه گذاشته و همین موضوع به اضطرابی فلج‌کننده منجر شد.

پاریس قبراق، نقطه مقابل اینتر

پاری‌سن‌ژرمن در نقطه مقابل اینتر، با ترکیبی از جوانی و تجربه، چیدمانی سیال و برنامه‌ای منظم وارد میدان شد. این تیم دیگر متکی به چهره‌هایی چون لیونل مسی، نیمار یا کیلیان امباپه نبود، بلکه با ساختاری مدرن بر پایه بازیکنانی مانند حکیمی، فابین رویز، ویتینیا، کواراتسخلیا و ستاره شب فینال، دزیره دوئه، کاملاً درخشان ظاهر شد. دوئه با دو گل و یک پاس گل، قلب خط حمله پاریسی‌ها بود و روزنامه سان عملکرد او را «در حد نقاشی‌های موزه لوور» توصیف کرد.

اوایل فصل، دوئه حتی یک دقیقه هم در لیگ قهرمانان بازی نکرده بود، اما حالا با آماری بی‌سابقه در فینال، در ۱۹ سالگی به عنوان پدیده فوتبال اروپا مطرح شده است. بازی فوق‌العاده او در سمت راست حمله، دی‌مارکو را بارها آزار داد. حرکات فریبنده، پاس‌های دقیق و آرامشش، تصویری از بلوغی فراتر از سن برای او به نمایش گذاشت.

در کنار درخشش‌های فردی، تاکتیک تیم فرانسوی هم کاملاً مناسب چنین شبی بود. تیم لوئیس انریکه با جابه‌جایی‌های هوشمندانه، ساختار دفاعی اینتر را در هم شکست. حکیمی بارها از موقعیت دفاع راست وارد فاز هجومی شد. کواراتسخلیا علاوه بر گلزنی، در کارهای دفاعی هم کمک کرد و در چند صحنه کلیدی، حتی با بازگشت به عقب، توپ را از بازیکنان اینتر گرفت.

آینده مبهم اینزاگی، پایان تلخ یک دوره درخشان

سیمونه اینزاگی

منبع تصویر، Getty Images

شاید مهم‌ترین پیامد این شکست برای اینترمیلان، پایان دوره سیمونه اینزاگی باشد. منابع خبری بسیاری، حتی یک روز پیش از مسابقه فینال، گزارش کرده بودند که اینزاگی، با توجه به میانگین سنی بازیکنان اینتر، کمبود بازیکنان ذخیره قابل‌اتکا، آینده روشنی پیش روی خود در اینتر نمی‌بیند.

در کنار این مسائل، پیشنهاد اغواکننده سی میلیون دلاری در هر فصل هم او را کاملاً وسوسه کرده است. او که از سال ۲۰۲۱ هدایت اینتر را بر عهده داشت و شش جام داخلی برده، اکنون احتمالاً راهی عربستان می‌شود تا نخستین مربی سطح اول اروپایی باشد که در دوره تازه فوتبال سعودی به این لیگ می‌پیوندد.

با خروج احتمالی اینزاگی، باشگاه اینتر در آستانه بازسازی کامل قرار خواهد گرفت. مدیران این باشگاه که پیش‌تر برای ماندن در کورس مدعیان قهرمانی و راضی کردن سیمونه اینزاگی، از تغییر سیاست نقل‌وانتقالات خبر داده بودند، حالا با ترکیبی مسن، تیمی خسته و فصل بدون جام، مجبورند چهره تازه‌ای به پروژه خود بدهند. باشگاهی که باید استراتژی و سیاست‌هایش را از نو مرور کند.

مربی‌ای که طلسم پاریس را شکست

در شرایطی که اینتر باید به عقب برگردد و خودش را از نو بسازد، پاری‌سن‌ژرمن با جوان‌گرایی و فلسفه‌ای نو به قله اروپا رسیده. پاریس تا پیش از انریکه، مربیانی چون آنچلوتی، بلان، امری، توخل و پوچتینو را امتحان کرده بود. هرکدام وعده دادند که جام قهرمانی اروپا را خواهند آورد، اما هیچیک موفق نشدند و همیشه با همان دیوار بلند روبرو شدند.

لوئیس انریکه مربی‌ای است که شغلی نفرین‌شده را تحویل گرفت و طلسم آن را شکست. او پس از فصل اول پرحاشیه، که در آن با امباپه دچار اختلاف شد با تیمی سازمان‌یافته بازگشت. دیگر خبری از بازیکنان بزرگ و بی‌مسئولیت نبود. همه دفاع می‌کردند و برای بازپس‌گیری توپ، زحمت می‌کشیدند. کار تیمی در دفاع و حمله، جای آن ستاره‌های نامدار را گرفت.

او فلسفه‌ای را پیاده کرد که بر پرس شدید از جلو، انعطاف‌پذیری تاکتیکی و فداکاری تمام بازیکنان استوار بود. جایی که حتی گلزنانی مثل دمبله، نقش اصلی را در دفاع ایفا می‌کردند. در همین فصل، پاری‌سن‌ژرمن دومین تیم پرس‌کننده در یک‌سوم هجومی زمین بود؛ آماری که تا پیش از انریکه هرگز ممکن نبود.

به این ترتیب جوانان تشنه پاریس، در شب فینال لیگ قهرمانان فوتبال اروپا، نمایشی خیره‌کننده داشتند و نفس تیم خسته و نومید ایتالیایی را گرفتند و در نهایت، تیمی که سال‌ها مربیانش را هر ۱۸ ماه یک‌بار تغییر می‌داد، حالا با لوئیس انریکه جامی را به دست آورد که همیشه در حسرتش بود.

شکست سخت اینتر میلان، نه فقط یک فینال از دست‌رفته بود، بلکه نمادی از پایان یک چرخه با نگرشی سنتی بود. تیمی با بازیکنان پا به سن گذاشته، و تفکری مبتنی بر مدیریت لحظه‌ای، در برابر پروژه‌ای مدرن، با فلسفه مشخص شکست خورد. اتفاقی که نشان داد اگر سرمایه‌گذاری هدفمند و براساس یک فلسفه روشن باشد، می‌تواند به بار بنشیند. این قهرمانی نه فقط برای این باشگاه فرانسوی، بلکه برای فوتبال اروپا نقطه عطفی تاریخی است.