چهار سال حضور ترامپ در کاخ سفید برای ایران چه شکلی بود؟

حلقه نخست مشاوران و مقام‌های ترامپ در آغاز ریاست جمهوری‌اش، هیچ شباهتی به پایانش نداشت و به جز مایک پنس، دیگران همه به اشکال مختلف کاخ سفید را پیش از پایان دوران او ترک کردند

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، حلقه نخست مشاوران و مقام‌های ترامپ در آغاز ریاست جمهوری‌اش، هیچ شباهتی به پایانش نداشت و به جز مایک پنس، دیگران همه به اشکال مختلف کاخ سفید را پیش از پایان دوران او ترک کردند
    • نویسنده, کیوان حسینی
    • شغل, بی‌بی‌سی

دوران چهارساله ریاست جمهوری دونالد ترامپ در فاصله سال‌های ۹۵ تا ۹۹، یکی از پرماجراترین سال‌های رابطه ایران و آمریکا در مقایسه با دوران قبل و بعدش محسوب می‌شود؛ دورانی که روابط دو کشور لحظاتی بسیار پر مخاطره را تجربه کردند که در آن از تحریم‌های سخت‌گیرانه و زد و خوردهای نیابتی در خلیج فارس گرفته تا ترور یک فرمانده نظامی ایرانی و حمله موشکی تهران به یک پایگاه آمریکایی در خاورمیانه دیده می‌شوند.

در آن چهار سال، ناظران بیش از دوران قبل و بعدش، از احتمال وقوع جنگ و درگیری‌ نظامی گسترده‌تر بین دو کشور صحبت کردند. اما در نهایت، دومینوی ضرب شست نشان دادن‌های ایران و آمریکا به همدیگر به یک جنگ تمام‌عیار ختم نشد. در واقع از این زاویه، به رغم لفاظی‌ها و فشارهای فزاینده آمریکا علیه ایران، ترامپ به یکی از مهم‌ترین اهدافش دست پیدا کرد و به رئیس‌جمهوری تبدیل شد که در دورانش کشورش یک جنگ جدید را آغاز نکرد.

اما همزمان، او هرگز فرصت پیدا نکرد که وعده کلیدی‌اش را در ارتباط با ایران عملی کند و از طریق مذاکره به توافقی دست پیدا کند که «هم برای ایران بهتر باشد و هم برای آمریکا». هر چند که ترامپ اصرار دارد در روابطش به ایران، به نقطه‌ای رسیده بود که دیر یا زود این توافق شکل می‌گرفت.

حالا که چهار سال از پایان دوران قدرت ترامپ گذشته، او بار دیگر نامزد انتخابات آمریکاست و بر اساس نظرسنجی‌ها، بخت اصلی پیروزی در این انتخابات و بازگشت به کاخ سفید است. او در تبلیغات انتخاباتی اخیرش، اصرار دارد که سیاستش در ارتباط با ایران بسیار موثر بوده، چون به گفته او ایران در آن زمان تضعیف شده بود و به همین دلیل، امنیت خاورمیانه افزایش یافته بود. ضمن این‌که ترامپ اصرار دارد در پایان دوران ریاست‌جمهوری‌اش، ایران در آستانه پذیرش توافقی جدید بود و اگر او در قدرت می‌ماند، برخلاف دوران جو بایدن، دو کشور تا امروز توافقی جدید امضا کرده بودند.

مروری بر وقایع چهار سال ریاست جمهوری ترامپ نشان می‌دهد که او در ارتباط با ایران، استراتژی منحصر به فردی داشت. در واقع سیاست‌های ترامپ در قبال ایران، عموما در تضاد با اصول واقع‌گرایانه و انزواطلبانه سیاست خارجی‌ او بودند که در دیگر نقاط جهان پی می‌گرفت.

ممنوعیت ورود ایرانیان و افزایش تحریم‌ها

دونالد ترامپ از میانه کارزار انتخاباتی‌اش در سال ۱۳۹۴، خود را یکی از مخالفان سرسخت برجام نشان داد؛ توافقی که در دوران باراک اوباما به دست آمده بود و اسرائیل، به شدت با آن مخالف بود. او برجام را بدترین معامله‌ای توصیف کرد که تاکنون بر سر آن مذاکره شده است.

اما وقتی ترامپ به کاخ سفید رسید، در نخستین قدم نه برجام، بلکه شهروندان عادی ایران را نشانه گرفت. یک هفته بعد از مراسم سوگند ریاست جمهوری دونالد ترامپ، او ورود شهروندان ۷ کشور مسلمان از جمله ایرانی‌ها را به خاک آمریکا به مدت ۹۰ روز ممنوع کرد. این ممنوعیت حتی شامل کسانی می‌شد که قبل از دستور ترامپ، ویزای آمریکا گرفته بودند. صدور هرگونه ویزای جدید – از جمله ویزاهای دانشجویی، توریستی و ویزای کار – برای ایرانیان متوقف شد و اعلام شد که استثناهای احتمالی، به شکل موردی بررسی خواهند شد.

این قانون با مخالفت‌های گسترده‌ای روبه‌رو شد و علاوه بر نهادهای مدافع حقوق ایرانیان در آمریکا، برخی از سازمان‌های بزرگ مدافع حقوق بشر در این کشور نیز آن را در دادگاه‌های مختلف آمریکا به چالش کشیدند و دولت آمریکا مجبور شد تا سه بار آن را تغییر دهد. در نهایت، نسخه‌ای از ممنوعیت‌ها و محدودیت‌هایی که ترامپ برای سفر ایرانی‌ها (در کنار شهروندان چند کشور دیگر) تعیین کرده بود و در دیوان عالی آمریکا نیز تایید شد، تا پایان ریاست جمهوری دونالد ترامپ بر قرار بود.

اما خروج از برجام برای ترامپ به آن آسانی که برخی حامیان سرسخت اسرائیل تصویر می‌کردند، نبود. در این توافق برای برنامه هسته‌ای ایران محدودیت‌هایی فراتر از قوانین بین‌المللی درنظرگرفته شده بود و ایران هم این محدودیت‌ها را اجرا می‌کرد. حتی دولت ترامپ نیز وقتی برای نخستین بار باید بر اساس مقرراتی که کنگره آمریکا تعیین کرده بود، اجرای این محدودیت‌ها را بررسی کند، در ابتدای سال ۱۳۹۶ اعلام کرد که ایران به تعهداتش پایبند است.

خروج از برجام

وقتی که حتی دولت ترامپ هم مجبور شد تایید کند که ایران به برجام پایبند است، جمهوریخواهان مخالف برجام مسیری دیگر را در پیش گرفتند. آن‌ها در کنگره آمریکا طرحی را به نام «قانون مقابله با دشمنان آمریکا از طریق تحریم‌ها» تصویب کردند که در نهایت به امضای ترامپ هم رسید و بر اساسش، مجموعه‌ای از تحریم‌های جدید به تحریم‌های قبلی ایران اضافه شد.

این قانون بر اساس حروف اول عنوان انگلیسی‌اش، به قانون «کاتسا» معروف شد. آمریکا اصرار داشت که تحریم‌های کاتسا، برنامه موشکی، فعالیت‌های منطقه‌ای نیروی قدس سپاه و همچنین نقض حقوق بشر در ایران را هدف قرار داده است و ارتباطی به برجام ندارد. اما ایران، این تحریم‌ها را نقض برجام توصیف کرد و شکایاتی را در سازمان‌های بین‌المللی مطرح کرد.

سرانجام در میانه بهار ۹۶، آمریکا برخلاف اصرار متحدان کلیدی‌اش در جهان (بریتانیا، فرانسه و آلمان) که در کنار چین و روسیه از امضاکنندگان برجام هستند، با دستور ترامپ از برجام خارج شد. استدلال او این بود که این توافق، به اندازه کافی برنامه هسته‌ای ایران را محدود نمی‌کند، در ارتباط با برنامه موشکی در آن صحبتی نشده، و ایران به دلیل کاهش تحریم‌ها بعد از برجام، منافع مالی به دست آورده است.

ترامپ در جریان یک مراسم تبلیغاتی و با حضور خبرنگاران و دوربین‌های فیلمبرداری، فرمان خروج آمریکا از برجام را امضا کرد و بعد هم آن را بدین شکل در دستانش گرفت تا عکاس‌ها از او عکس بگیرند

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، ترامپ در جریان یک مراسم تبلیغاتی و با حضور خبرنگاران و دوربین‌های فیلمبرداری، فرمان خروج آمریکا از برجام را امضا کرد و بعد هم آن را بدین شکل در دستانش گرفت تا عکاس‌ها از او عکس بگیرند

با خروج آمریکا از برجام، عملا سیاست «فشار حداکثری» علیه ایران از سوی ترامپ کلید خورد و مجادله چهارساله او با تهران ابعادی تهاجمی و خصمانه پیدا کرد.

واکنش‌ ایران به این رویدادها دو جنبه کاملا متفاوت داشت: از یک سو، دستگاه دیپلماسی ایران فعالیت گسترده‌ای را در سطح بین‌المللی آغاز کرد و رفتارهای آمریکا را غیرقانونی خواند؛ موضعی که به شکلی کم‌سابقه با حمایت غرب (به جز آمریکا) همراه بود. از سویی دیگر، سلسله ناآرامی‌هایی برای تجارت بین‌المللی در مناطقی مانند تنگه باب‌المندب، تنگه هرمز و خلیج فارس آغاز شدند که به شکل مستقیم یا غیرمستقیم، ارتباطی با نیروی قدس سپاه داشتند.

با این حال، تنش در روابط آمریکا و ایران در سراسر سال ۱۳۹۶، تنشی به نسبت کنترل شده به نظر می‌رسید و حتی درون وزارت خارجه آمریکا در دوران ترامپ، هنوز مقاومت‌هایی جدی برای افزایش سطح خصومت با تهران وجود داشت. رسانه‌های آمریکایی در این سال گزارش‌هایی منتشر کردند مبنی بر این‌که رکس تیلرسون، وزیر خارجه‌ وقت آمریکا با ترامپ اختلافاتی دارد که در میانشان، خروج از برجام و شکل برخورد با ایران، از جمله موضوعات کلیدی هستند.

تحریم مشتری‌های نفتی ایران

روابط ایران و آمریکا در سال ۹۷ به شکلی جدی تحت تاثیر تغییراتی قرار گرفت که در کابینه ترامپ رخ دادند. عملکرد رکس تیلرسون در مقام وزارت خارجه، انتقادهای بسیاری را از سوی گروهی از حامیان مالی دونالد ترامپ برانگیخت.

در نهایت دونالد ترامپ، تیلرسون را از وزارت خارجه برداشت و به جای او مایک پومپئو را وزیر خارجه کرد؛ کسی که در دوران کوتاه حضورش در صدر سازمان «سی‌آی‌ای» خود را به عنوان یک چهره بسیار نزدیک به بنیامین نتانیاهو و مخالف سرسخت ایران، مطرح کرده بود. او سپس جان بولتون را نیز به عنوان مشاور امنیت ملی‌اش انتخاب کرد که تقریبا در تمامی مسایل – از کره شمالی تا قدرت ناتو و مذاکرات با طالبان – با ترامپ مخالف بود، اما در ارتباط با ایران دستش باز گذاشته شد و همین مساله هم موجب شد تا گروه‌های بانفوذ واشنگتن که به دنبال مقابله‌جویی با ایران بودند، از این تصمیم ترامپ حمایت کنند.

از این‌جا، تنش میان دو کشور وارد مرحله تازه‌ای شد. ابتدا یک کارزار رسانه‌‌ای گسترده در آمریکا آغاز شد تا دولت این کشور نام «سپاه پاسداران انقلاب اسلامی» را که نیروی رسمی نظامی ایران در کنار «ارتش جمهوری اسلامی ایران» محسوب می‌شود، به فهرست سازمان‌های تروریستی این کشور اضافه کند؛ سیاستی که به شدت از سوی اسرائیل و عربستان سعودی حمایت می‌شد. این اتفاق در ابتدای سال ۹۸ رخ داد.

در همین زمان آمریکا اعلام کرد همه استثناهایی که برای فروش نفت ایران در نظر گرفته و در چارچوب برجام اجرا می‌شدند، منقضی شده‌اند و همه کشورهای جهان را تهدید کرد که در صورت خرید نفت از ایران، با اقدامات تنبیهی یک‌جانبه این کشور روبه‌رو خواهند شد. این یکی از مهم‌ترین اقدامات واشنگتن در اجرای پروژه «فشار حداکثری» بود که به شکل قابل ملاحظه‌ای بخش مهمی از منبع درآمد تهران را هدف گرفته بود.

واکنش ایران، افزایش اقدامات نیروی قدس سپاه در منطقه – به ویژه در عراق و حوزه خلیج فارس – بود؛ تاکتیکی که موجب شد تا آمریکا نیز حضور نظامی‌اش را در خلیج فارس تقویت کند.

همزمان متحدان اروپایی آمریکا تلاش دیپلماتیک بسیار گسترده‌ای را آغاز کردند تا جلوی فروپاشی برجام را بگیرند. استدلال دولت حسن روحانی این بود که اگر ایران از طریق برجام نتواند به تجارت بین‌المللی دسترسی آزادانه داشته باشد، دیگر دلیلی هم برای اجرای محدودیت‌های سخت‌گیرانه برجام وجود ندارد و برنامه هسته‌ای ایران می‌تواند به همان سطحی که در قوانین بین‌المللی مجاز دانسته شده، بازگردد.

اما بریتانیا، فرانسه و آلمان اصرار داشتند که می‌توانند با ابتکار عمل‌های بانکی، جلوی فشارهای آمریکا مقاومت کنند و راهی پیدا کنند تا هم ایران به تجارت بین‌المللی، فروش نفت و خرید کالاهای ضروری‌اش ادامه بدهد و هم برجام حفظ شود. در نهایت وقتی این وعده‌ها به نتیجه نرسید و حتی تعیین مهلت برای اتحادیه اروپا نیز، سود روشنی برای ایران نداشت، فعالیت‌های نظامی ایران هم وارد مرحله تازه‌ای شد.

سال پرماجرای ۹۸ و سایه سیاه جنگ

در اردیبهشت ۹۸ و کمی بعد از اضافه شدن نام سپاه به فهرست سازمان‌های تروریستی آمریکا، چهار نفتکش که دوتایشان متعلق به شرکت نفت عربستان (آرامکو) بودند، در نزدیکی بندر اماراتی «فجیره» در دریای عمان دچار حوادثی نظیر انفجار و آتش‌سوزی شدند. آمریکا اعلام کرد که این اتفاق در نتیجه عملیات «خرابکاری» ایران بوده و فردای حمله، منابعی در وزارت دفاع آمریکا گفتند که اگر نیاز باشد، ۱۲۰ هزار نیروی بیشتر برای حفظ «امنیت خلیج فارس» به خاورمیانه اعزام خواهند شد. ترامپ هم گفت که چه بسا «کلی بیشتر از این‌ها» سرباز به منطقه بفرستد.

با این حال در هفته آخر اردیبهشت‌ماه، آیت‌الله علی خامنه‌ای در یک سخنرانی به صراحت گفت که کسی نگران وقوع جنگ نباشد، چون ایران به دنبال جنگ نیست و جنگی هم در نخواهد گرفت. تنها یک هفته بعد ترامپ که آن روزها به شکل مستمر در حال انتشار توییت بود، در این رسانه اجتماعی تهدید کرد که اگر جنگ شود، این جنگ «پایان رسمی ایران» خواهد بود. ولی او نیز یک روز بعد در شرح این توییت جنجالی گفت که کشورش به دنبال جنگ با ایران نیست.

همزمان، نزدیکی آمریکا به عربستان سعودی در همین روزها یک اوج جدید را تجربه کرد و ترامپ در هفته اول خرداد ماه اعلام کرد که خرید هشت میلیارد دلار تسلیحات جدید به عربستان را تایید خواهد کرد. این در حالی بود که عربستان به «جنایت جنگی» در یمن متهم شده بود و دموکرات‌های کنگره آمریکا در تلاش بودند تا جلوی فروش تسلیحات بیشتر به این کشور را بگیرند.

بهار ۹۸، با ساقط شدن یک پهپاد پیشرفته آمریکایی توسط نیروهای نظامی ایران به پایان رسید. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اعلام کرد که این پهپاد حریم هوایی ایران را نقض کرده بود و پدافند ایران نیز آن را ساقط کرد. حسین سلامی، فرمانده سپاه این اقدام را پیامی هشدار‌آمیز به آمریکا توصیف کرد. ترامپ این اقدام را «اشتباه بزرگ» ایران خواند و تنش نظامی رو به افزایش تهران و واشنگتن در شورای امنیت سازمان ملل مطرح شد.

همزمان با این تحولات، مسخره کردن ترامپ یا شعار دادن علیه او در گردهمایی‌های وابسته به حکومت در ایران، بسیار رایج بود

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، همزمان با این تحولات، مسخره کردن ترامپ یا شعار دادن علیه او در گردهمایی‌های وابسته به حکومت در ایران، بسیار رایج بود

یک هفته بعد ترامپ ابعاد تحریم‌های ایران را وسیع‌تر کرد و حتی نام شخص علی خامنه‌ای نیز در میان نام‌های تحریمی دیده می‌شد. وزارت خزانه‌داری آمریکا مدعی شد که این تحریم‌ها به مسدود شدن «میلیاردها دلار» از دارایی‌هایی ایران منجر خواهد شد. همزمان گزارش‌های متعددی درباره افزایش نیروهای آمریکایی و اعزام جنگنده‌های بیشتر به منطقه منتشر می‌‌شدند.

اما در حالی که ایران هنوز برجام را خط به خط اجرا می‌کرد و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی نیز پایبندی تهران به این توافق را در گزارش‌هایش تایید می‌کرد، فشارهای اقتصادی به ویژه در زمینه فروش نفت و خرید محصولات نفتی، هر روز با شدت بیشتر از سوی واشنگتن اجرا می‌شدند.

سرانجام در پایان تابستان ۹۸ بود که عربستان با یک حمله گسترده پهپادی و موشکی به تاسیسات نفتی‌اش روبه‌رو شد؛ حمله‌ای کم‌سابقه که موجب شد تولید روزانه نفت این کشور به میزان بیش از ۵۰ درصد برای چند روز متوالی متوقف شود. حوثی‌ها مسئولیت حمله را به عهده گرفتند و البته ریاض، بیش از هر چیز ایران را متهم اصلی این حمله معرفی کرد. ایران دست داشتن در این حمله را تکذیب کرد، اما کماکان به شکل علنی از گروه حوثی‌ها دفاع می‌کرد.

در آبان ۹۸، گران شدن قیمت بنزین به اعتراض‌های گسترده خیابانی در بیش از یکصد شهر ایران انجامید؛ اعتراض‌هایی که با سرعت و خشونتی بسیار وسیع سرکوب شدند. دولت آمریکا چهار روز بعد از اعتراض‌های آبان، از معترضان حمایت کرد. برخی از مخالفان حکومت ایران که برای جلب حمایت دولت آمریکا فعالند مدعی شدند که این اعتراض‌ها، نتیجه فعالیت‌های گسترده ‌آن‌ها بوده است. این ادعا به شکل گسترده از سوی مقام‌های عالی‌رتبه و رسانه‌های وابسته به جمهوری اسلامی ایران تکرار شد.

آغاز پایان

در آذرماه، این تنش به میدانی جدید در منطقه منتقل شد: کشور عراق که از زمان سقوط صدام حسین، به یکی از مهم‌ترین کشورهای منطقه برای سازماندهی و قدرت گرفتن گروه‌های سیاسی و شبه‌نظامی وابسته به ایران تبدیل شده بود. در هفته اول دی‌ماه، در پی حمله گروه‌های شبه‌نظامی وابسته به ایران به یک پایگاه نظامی آمریکایی در عراق، یکی از پیمانکارهای آمریکایی کشته شد.

بار دیگر صحبت از احتمال وقوعی جنگی جدی بین آمریکا و ایران داغ شد. در روز هشتم دی‌ماه، نیروهای آمریکایی در واکنش، مواضع گروه‌های وابسته به ایران را بمباران کردند. دو روز بعد یعنی در روز دهم دی‌ماه، جمعیت بزرگی از عراقی‌ها که در برابر سفارت آمریکا دست به اعتراض زده بودند، به این سفارت یورش بردند.

نقطه اوج این دور از تنش تهران و واشنگتن، روز ۱۳ دی‌ماه بود. در این روز به دستور شخص دونالد ترامپ، قاسم سلیمانی فرمانده معروف و کاریزماتیک نیروی قدس سپاه – و مغز متفکر فعالیت‌های منطقه‌ای ایران برای سازماندهی گروه‌های نیابتی و مبارزه مسلحانه با وابستگان غرب در منطقه – توسط نیروهای آمریکایی در عراق ترور شد. یکی از مهم‌ترین فرماندهان شیعه عراقی به نام «ابومهدی مهندس» نیز در همان حمله کشته شد.

بدین ترتیب تنش نظامی ایران و آمریکا به سطحی رسید که در سه دهه گذشته سابقه نداشت. ایران به نهادهای بین‌المللی از جمله شورای امنیت شکایت برد و اعلام کرد که حق دفاع از خود را در چارچوب قوانین بین‌المللی به عنوان دفاع مشروع، محفوظ می‌داند. مجلس ایران نیز با تصویب طرحی، ارتش آمریکا و تمامی کارکنان وزارت دفاع این کشور را «تروریست» نامید.

پنج روز بعد در روز ۱۸ دی‌ماه، سپاه پاسداران اعلام کرد که پایگاه هوایی «عین الاسد» را در نزدیکی اربیل موشکباران کرده است. به گفته نیروهای آمریکایی، این حمله تلفات جانی در پی نداشت و بعدتر روشن شد که آن‌ها، چندین ساعت پیش از حمله از طریق عراقی‌ها از آن مطلع بودند و در زمان حمله، تمامی پرسنل آمریکایی در پناهگاه یا پایگاه‌های دیگر به سر می‌بردند.

اما آن‌چه رسانه‌های جهان را از نخستین ساعات این حمله به خود مشغول کرد، نه این تنش نظامی، بلکه سقوط یک هواپیمای مسافربری متعلق به اوکراین در نزدیکی تهران بود که در همان شب حمله موشکی به عین‌الاسد رخ داده بود و همه سرنشینانش کشته شده بودند. ایران اصرار داشت که این هواپیما به دلیل نقص فنی سقوط کرده، اما ظرف چند روز بررسی‌های فنی سقوط از سوی سازمان‌های اطلاعاتی غربی نشان داد که به سوی این هواپیما موشک شلیک شده است.

به رغم کارزار رسانه‌ای گسترده حکومت ایران مبنی بر «دروغ بودن» گزارش‌ها درباره شلیک به هواپیما، در روز ۲۱ دی‌ماه ستاد کل نیروهای مسلح ایران پذیرفت که این هواپیمای مسافربری در پی شلیک موشک‌های پدافند هوایی سقوط کرده است.

از این‌جا دستکم در سطح افکار عمومی، مساله تنش نظامی ایران و آمریکا به سرعت به زیر سایه خبرهای مربوط به شلیک سپاه به هواپیمای اوکراینی رفت و تا اندازه‌ای قابل توجه، روند دومینووار یکی به دو کردن ایران و آمریکا مختل شد. پیش از پایان سال ۹۸ حملات شبه‌نظامیان وابسته به ایران در عراق به کشته شدن دو سرباز آمریکایی و یک سرباز عراقی منجر شد، اما این‌بار دیگر واشنگتن در واکنش، به حملات هوایی به پایگاه‌های شبه‌نظامیان شیعه عراقی قناعت کرد.

کرونا و «تقلب در انتخابات آمریکا»

وقتی سال ۹۹، یعنی آخرین سال ریاست جمهوری ترامپ از راه رسید، نه فقط تنش میان ایران و آمریکا، بلکه بسیاری دیگر از تحولات اساسی سیاست بین‌الملل تحت تاثیر همه‌گیری یک بیماری مرگبار به نام «کووید-۱۹» قرار گرفت؛ بیماری واگیرداری که به نام ویروسش، به «کرونا» معروف شد.

در طول این سال، فشارهای آمریکا بر ایران به رغم این همه‌گیری ادامه داشت و بعدها، تحقیقات سازمان ملل متحد نشان داد که ایران به دلیل تحریم‌های یک‌جانبه آمریکا، در مراحل اولیه این همه‌گیری، در دسترسی به تجهیزات پزشکی ضروری و دارو با مشکلات بزرگی روبه‌رو بوده است.

در عین حال همین همه‌گیری به فرصتی برای امارات تبدیل شد که بعد از چهار سال سیاست خارجی تهاجمی در برابر ایران و قرار گرفتن در اردوگاه «ترامپ» در منطقه، با ارسال کمک‌های پزشکی به تهران، عملا راهش را از ائتلافی ضد ایرانی که در دوران چهار ساله قدرت ترامپ شکل گرفته بود، جدا کند.

سرانجام ترامپ در حالی که مدعی بود اگر دوباره رئیس‌جمهور شود ظرف چند ماه با ایران مذاکره خواهد کرد و این تنش را به کلی حل و فصل خواهد کرد، در آبان ۹۹ به سختی از بایدن شکست خورد. اما او حاضر نشد این شکست را بپذیرد و بدون ارائه سند و مدرکی مدعی بود که در انتخابات تقلب شده است. این موضوع موجب شد تا ماه‌های باقی‌مانده ریاست‌جمهوری این چهره جنجالی آمریکا، تا روز ۳۰ دی‌ماه که به شکل رسمی مجبور شد کاخ سفید را ترک کند، به مساله «تقلب در انتخابات» بگذرد و او و دولتش، دیگر فرصتی جدی برای پرداختن به تنش‌های بین‌المللی و ملاحظات ژئوپلتیک نداشته باشند.

بعد از شکست ترامپ، جو بایدن وعده داد که برجام را احیا کند و از مسیر مذاکره و دیپلماسی، جلوی دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای را بگیرد. اما چهار سال بعد از این وعده‌ها، کماکان چشم‌اندازی برای احیای برجام وجود ندارد و در تمام این مدت نیز، بخش عمده تحریم‌های سخت‌گیرانه و پیچیده «فشار حداکثری» بر سر جایشان باقی مانده است. همزمان، هرچند به گفته آژانس بین‌المللی انرژی اتمی «ایران اورانیوم غنی‌شده کافی برای تولید سلاح اتمی را در دست دارد» این کشور به طور رسمی همچنان بر «بهره‌برداری صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای» تاکید می‌کند.