داستان ساختن آخرین منچستر یونایتد بزرگ؛ وقتی فرگوسن اشک رونالدو را درآورد

منبع تصویر، Getty Images
- نویسنده, تام رینولدز
- شغل, بیبیسی
این داستان دو بار اشک ریختن است.
اولین مورد پیش چشم جهانیان، سال ۲۰۰۸ در ورزشگاه لوژنیکی مسکو رخ داد. میلیونها بیینده تلویزیونی در سراسر جهان صحنهای را دیدند که یک مربی بریتانیایی به دنبال بارندگی شدید و آن لغزش به جایگاه نمادین رسید.
مورد دوم سه سال قبل از آن رخ داده بود. ۳ هزار مایل (حدود ۴۸۰۰ کیلومتر) دورتر و پشت درهای بسته ورزشگاه بنفیکا در پرتغال.
جان تری در فینال لیگ قهرمانان ۲۰۰۸ بین چلسی و یونایتد پنالتی را از دست داد و یکی از صحنههای معروف فوتبال را رقم زد.
سرنوشت اما داستانی متفاوت برای ریو فردیناند نوشت. قهرمانی مدافع سابق منچستر یونایتد و تیم ملی انگلیس در مسکو موجب بروز احساساتی متفاوت شد.
سالها قبل، در گرمای خشک یک غروب پرتغال، این کریستیانو رونالدوی جوان بود که تحت تاثیر سشوار معروف فرگوسن، رها شدن سیل اشک از چشمانش را تجربه کرد.

منبع تصویر، Getty Images
منچستر یونایتد در مرحلهای حیاتی از بازسازی تیمی قرار داشت. قهرمان فصل ۳-۲۰۰۲ لیگ برتر در سه فصل پس از آن نتوانسته بود این افتخار را تکرار کند. آرسنال در فصل ۴-۲۰۰۳ و چلسی در دو فصل پس از آن جام قهرمانی را بالای سر بردند.
فرگی، ناراحت و غمگین، شاهد شکستهشدن انحصارش بود. به گفته فردیناند، آن لحظه و واکنش بعدی رونالدو، زنجیرهای را آغاز کرد که به پیروزی در مسکو ختم شد.
ریو فردیناند در مستند اخیر بیبیسی با نام «سر الکس» در مورد فرگوسن، گفت: «یادم هست که کریستیانو رونالدو در رختکن اشک میریخت و من با خودم گفت، خب این مربی عین خیالش هم نیست. برای این مربی اهمیتی ندارد که تو کی هستی.»
«یادم هست در پرتغال بودیم و چند بازی انجام داده بودیم. کریستیانو رونالدو خوب بازی نکرده بود، چون جوان بود و با تمام وجود تلاش میکرد نشان دهد چرا به منچستر یونایتد رفته است. همه راجع به او حرف میزدند و او هم سخت کار میکرد. او هرگز به این وضعیت عادت نداشت.»
«یادم هست یک بازی خارج از خانه مقابل بنفیکا داشتیم و سرمربی با خشم سراغ رونالدو رفت. فکر کردی کی هستی؟ سعی میکنی خودت را به همه ثابت کنی. فکر میکنی کی هستی، یک فوق ستاره؟»
«او ثابت کرد. نگاه کنید که کریستیانو چه بازیکنی شد. مربی میدانست که میتواند آرام و مهربان باشد، ولی باید به او سخت میگرفت. برای رسیدن به جایگاهی که به آن رسید، برای این که هنگام رفتن از منچستر یونایتد بهترین بازیکن جهان باشد، به چنین لحظاتی نیاز داشت.»

منبع تصویر، Getty Images
الکس فرگوسن مرد روزهای بزرگ بود و فینال مسکو در سال ۲۰۰۸ یکی از لحظههای تعیینکننده دوران حرفهایش.
دستاورد سال ۲۰۰۸ به عنوان دومین قهرمانی در لیگ قهرمانان اروپا حتی از نسل افسانهای معروف به «کلاس ۹۲» شامل بازیکنانی مانند دیوید بکام، پل اسکولز، گری نویل و دیگران هم بزرگتر بود. شاید هم بتوان گفت که این بهترین ۱۱ بازیکنی بود که فرگوسن در ۲۶ سال حرفهاش ساخت.
این که چگونه فرگوسن آخرین تیم بزرگ یونایتد را (البته با یادی از تیم فصل ۱۳-۲۰۱۲ که رابین فانپرسی را در اختیار داشت و با کسب سیزدهمین قهرمانی لیگ برتر، فرگوسن را برای بازنشستگی بدرقه کرد) ساخت یک کلاس درس درجه یک برای آموزش بازسازی، خودسازی بیوقفه و همانطور که فردیناند، رونالدو و وین رونی میتوانند شهادت دهند، یک انقلاب آرام بود.

منبع تصویر، Getty Images
ژوئن ۲۰۰۴ بود که فردیناند با شنیدن سخنرانی فرگوسن در رختکن به یکی دیگر از ویژگیهای برجسته او پی برد؛ این بار البته اشکی سرازیر نشد.
فرگوسن این بار بهجای این که غرق خشم شود و سشوار معروفش را (اصطلاحی در مورد زمانی که فرگوسن در نزدیکی صورت بازیکن، سر او فریاد میزد) به کار بگیرد، روی خوشبینش را نشان داد. اعتقادی راسخ به این که او میخواهد و میتواند یونایتد را از نو بسازد، حتی مقابل کسی که به خودش «آقای خاص» لقب داده بود.
فردیناند میگوید: «تابستان ۲۰۰۴ که ژوزه مورینیو به چلسی آمد، شایع شده بود که شاید من و شماری دیگر از بازیکنان تیم را ترک کنیم. اما او طوری بود که انگار میگوید: "ببین ما داریم تیمی جدید میسازیم و تو یکی بخشهای اصلی آن خواهی بود."»
«طوری که انگار میگوید: "فقط با من بمان." و او احتمالا آن موقع تنها مربی در کل جهان بود که من این طور به حرفش گوش میدادم. او گفت: "فقط به من اعتماد کن. وقتی پای فوتبال در میان است، معمولا اشتباه نمیکنم. با من بمان و اوضاع را درست میکنم." من هم این گونه بودم: "اینجا هستم، پشتت میایستم و قبولت دارم."»
ژوئن آن سال همچنین دو نفر دیگر هم عضو تیم بودند که بعدا نقش بزرگی در قهرمانی سال ۲۰۰۸ لیگ قهرمانان اروپا داشتند.
نام نفر اول در تیتر رسانهها به چشم میخورد؛ استعدادی که یک بار در هر نسل فوتبال انگلیس پیدا میشود و در یورو ۲۰۰۴ جنجالی شد: نام آن مهاجم جوان وین رونی بود که خبر انتقالش حجم زیادی از مطالب رسانهها را به خود اختصاص داد.
نفر دوم کارلوس کیروش بود که پس از حضوری ناموفق به عنوان سرمربی رئال مادرید، بار دیگر به کادر فنی فرگوسن ملحق شده بود.
با این که مورینو خودش را «آقای خاص» نامیده بود، اما ماجرای حضورش در چلسی تنها محدود به خودش نبود؛ او در واقع بخشی و البته آغاز ماجرای بینالمللیسازی لیگ برتر بود. این قضیه تا حدی توسط افرادی مانند رومن آبراموویچ، مالک وقت چلسی، صورت گرفت با وارد کردن پولهای هنگفت موجب افزایش چشمگیر حقوق بازیکنان و هزینه نقل و انتقالات شد. نتیجه مستقیم ماجرا هم این بود که لیگ برتر و مدیرانش باید با بازی جهانی کنار میآمدند.
رونی استعدادی زودرس از کروکسیت لیورپول بود که در زمین میدرخشید. تاثیر او در تیم بلافاصله پس از بهبود پایش که در جام ملتهای اروپا شکسته بود، آغاز شد.
کیروش، دستیار پرتغالی سرمربی تیم بود که به چند زبان کاربردی صحبت میکرد و به این طریق پلی میان فرگوسن اسکاتلندی و تیم چند ملیتی منچستر یونایتد زده بود.
نمانیا ویدیچ، مدافع صربستانی سابق یونایتد، در مستند جدید بیبیسی گفت:«وقتی من آمدم، منچستر یونایتد و لیگ برتر خیلی بینالمللی نبود.»
مایکل کاریک، هافبک پیشین تیم ملی انگلیس، که یکی دیگر از بازیکنانی بود که فرگوسن در راه بازسازی تیمش برای مسکو در سال ۲۰۰۶ خرید، نیز گفت: «کارلوس خیلی باهوش بود. او تقریبا هر روز مشغول مربیگری بود. او کارهای هفتگی ما را پیش میبرد و شاید یک مقدار بیشتر از نظر تاکتیکی.»
«آن وقتها خیلی خشک بود، ولی تمرکز بالایی داشت و در کاری که انجام میداد، خوب بود. او به ویژه مقابل رئیس، توازن خوبی برقرار میکرد.»
اولویت دادن به سرعت، بهویژه در حمله، نکته کلیدی فرگوسن در بازسازی تیمش در راهی بود که به مسکو منتهی شد.
کیروش میگوید: «بدون شک وین و کریستیانو تاثیر زیادی داشتند. بخشی از تغییر این بود که ما سرعت تیم را بالا ببریم تا حریفان زمان کمتری برای واکنش داشته باشند. قطعا این دو تا بچه فضای باشگاه را کاملا تغییر دادند.»
«سر الکس و من عادت کرده بودیم که اولین افراد حاضر در تمرین باشیم، ولی وقتی کریستیانو و وین به باشگاه آمدند، آنها قبل از ما سر تمرین بودند.»
رونالدو و بخشی از موهبت فرگوسن برای بازسازی تیم بود که البته شامل جذب بازیکنان دیگر هم میشد، برای رسیدن به یک هدف مشخص: پر کردن شکاف بین لیگ برتر و فوتبال اروپا.
کیروش گفت: «سر الکس به من گفت، دنبال کسی میگردم که اطلاعات بیشتری در باره فوتبال اروپا برایم بیاورد. یک کسی که بتواند با زبانهای مختلف ارتباط برقرار کند، چون این روزها منچستر یونایتد بازیکنانی از فرانسه، اسپانیا و کشورهای دیگر گرفته است.»
«مهارت من در ارتباط برقرار کردن با آن زبانها خوب بود و بعد ما از یکشنبه به سهشنبه تغییر شیفت دادیم. فوتبال و فرهنگ انگلیسی یکشنبه این است که من حمله میکنم و تو حمله میکنی. بعد سهشنبه در فوتبال اروپا، گاهی صبر میکنید و میبینید چه میشود. مهم است که برای حریفان تله بگذارید. باید صبر کنید و از نقطه ضعف آنها استفاده کنید.»
«در انگلیس ماجرا این است: "من تمام تلاشم را میکنم و تو هم تلاشت را میکنی و بعد ببینیم چه میشود." اما وقتی با تیمهای ایتالیایی یا اسپانیایی بازی میکنید، رویکرد مشابهی برقرار نبود.»
«وقتی من و سر الکس این بحثها را باهم داشتیم، مسئله این بود که توازن داخل رختکن را برای بازی در انگلیس در آخر هفتهها و بازی در اروپا سه روز بعد از آن برقرار و رویکردمان را عوض کنیم.»
«وقتی سر الکس من را به منچستر یونایتد آورد، یکی از اولین گفتگوهایی که داشتیم... هنوز کلماتش را یادم است. او به من گفت: "کارلوس، باید بدانی که تو اینجایی تا به من کمک کنی یک لیگ قهرمانان دیگر برنده شوم."»

منبع تصویر، Getty Images
وین رونی نیز در قلب بلندپروازی فرگوسن برای آوردن یک لیگ قهرمانان دیگر به اولد ترافورد قرار داشت. در واقع حضور رونی در تیم یکی از خوششانسیهای بزرگ سرمربی اسکاتلندی برای بازسازی تیمش بود.
رونی میگوید: «به نظرم کاری که سر الکس کرد این بود که در زمانهای مختلف تیمهای مختلف در اختیار داشت و توانست تیمش را بازسازی کند و در مسیری متفاوت حرکت کند. این که بتوانیم این کار را انجام دهیم و کماکان موفق بمانیم. این یک دستاورد است.»
برخلاف رونالدو که به طرز تکاندهندهای از رابطه دشوار با پدرش (سرباز سابق که الکلی شد و زمانی که رونالدو ۲۰ ساله بود درگذشت) صحبت کرده است، رونی به دنبال یافتن شخصیتی پدرگونه در فرگوسن نبود، هرچند که این به معنای کمرنگ کردن نقش مدیریتی او نیست.
رونی میگوید: «من واقعا آن (تمثال پدرگونه) را نمیخواستم. از آنجا که لیورپول فقط ۳۰ دقیقه با ما فاصله داشت، خیلی به خانوادهام نزدیک بودم. بستگان و دوستان زیادی اطرافم داشتم، اما به وضوح در مورد کریستیانو و بازیکنان مختلف این موضوع را میدیدم و این که چقدر بیشتر محتاج کمک هستند.»
تا فصل ۷-۲۰۰۶ بازسازی تیم شروع به شکل گرفتن کرد: فردیناند و ویدیچ در قلب دفاع، کاریک در خط میانی همراه با رونی، رونالدو و کارلوس توس در خط حمله.
رونی میگوید: «ما به نیمهنهایی لیگ قهرمانان رسیدیم و در بازی رفت ۲-۳ میلان را بردیم. آنها بازیکنانی بینظیر مانند: کاکا، شوچنکو، پیرلو، سیدورف، مالدینی و کافو را داشتند. آنها بازیکنانی بسیار باتجربه داشتند، در حالی که ما تازه داشتیم خودمان را پیدا میکردیم.»
یونایتد با باخت سه بر صفر در بازی برگشت، حذف شد. اما بذر کاشته شده بود، رونی گفت: «از همان موقع و بهخصوص بعد از برد بازی رفت متوجه شدم که آماده رقابت هستیم.»
تابستان بعدی قهرمانی لیگ برتر از راه رسید؛ اولین قهرمانی پس از چهار فصل. سفری که قرار بود در مسکو تمام شود، در حال انجام بود.

منبع تصویر، Getty Images
صبح ۲۱ ماه مه ۲۰۰۸، فردیناند، رونی، ویدیچ و دیگران آماده و گوش به فرمان هستند.
آنها در هتلی گرانقیمت نشستهاند و مشغول شنیدن «احتمالا یکی از بهترین سخنرانیهای تیمی فرگوسن» بودند.
فردیناند میگوید: «او در مورد سابقه ما و تلاشمان برای رسیدن به آنجا صحبت کرد و از ما پرسید: "الان چطور میتوانید ۹۰ دقیقه از زندگیتان را به من ندهید؟" داداش، من میخواستم همان موقع بلند شوم و از در بیرون بزنم.»
از نظر رونی و فردیناند، شاهکار فرگوسن تواناییاش در استفاده از ریشههای طبقه کارگر خود و بازیکنانش بود. آن طور که در مستند «سر الکس» گفته میشود، فرگوسن پسر یک کارگر کارخانه کشتیسازی در گلاسکو بود و قبل از آغاز حرفه مربیگری یک میخانه محلی را میچرخاند.
این زمان، مکان و مجموعهای از ارزشها بود که فرگوسن را در دوران حرفهایش تعریف میکرد. و این زمان و مکانی بود که او بازیکنانش را به آنها برمیگرداند، در حالی که عقربههای ساعت حرکت میکردند و آنها به لحظههای تعیینکننده حرفهشان در ورزشگاه لوژنیکی نزدیک میشدند.
رونی میگوید: «سوت آغاز بازی تا ساعت ۱۱ شب زده نشد و در نتیجه ما روزی بسیار طولانی داشتیم. سر الکس قبل از رفتن با تیم صحبت کرد و واقعا جالب بود. او در مورد فقر در روسیه صحبت کرد و کارهای مختلفی که مردم در سراسر جهان برای زنده ماندن، مجبورند انجام دهند.»
«او در مورد این صحبت کرد که مردم چگونه در بخشهایی از روسیه برای زنده ماندن میجنگند و هر روز تلاش میکنند که چیزی برای خوردن پیدا کنند و این که ما چقدر خوششانسیم که قرار است در این مرحله بازی کنیم.»
«او گفت: "شما پول دارید، خانههای زیبا، ماشینهای گرانقیمت و ... ما باید بیرون برویم و برای ۹۰ یا ۱۲۰ دقیقه نمایش آبرومندی داشته باشیم." این باعث فروتنی ما شد و یکی از بهترین سخنرانیهای سر الکس بود. او جنبههای انسانی ما را تحریک میکرد که آشکارا موجب بهبود عملکرد داخل زمین میشد.»
کاریک نیز گفت: «این از خیلی جهات چندان مرتبط با فوتبال و مسابقهای که قرار بود در آن بازی کنیم، به نظر نمیرسید. بحث در مورد زندگی بود، در مورد خانواده و همواره در مورد سخت تلاش کردن و همیشه سخت تلاش کردن و افتخار کردن به کار سخت.»

منبع تصویر، Getty Images
تلاش زیاد و همزمان فروتنی؛ این اساس غیر قابل مذاکره رویکرد فرگوسن بود و همچنین دلیل این که چرا خودنمایی چند سال قبل رونالدو در لیسبون مرد اسکاتلندی را عصبانی کرد.
فرگوسن با استفاده از توانایی حیرتانگیزش در بازسازی و از نو ساختن خود و اطرافیانش زمانی که به مسکو رسید، بهترین ۱۱ نفر دوران ۲۶ ساله حرفهایش را ساخته بود.
کمی بیشتر از ۱۲ ساعت از سخنرانی فرگوسن در هتل گذشته بود که او نتیجه درخشان دوران حرفهایش را بهدست آورد.
رونالدو آن شب گل اول بازی را زد و در حالی که ستاره پرتغالی دومین پنالتی تیمش را از دست داد، این جان تری بود که با خراب کردن پنالتی آخر، اشک همبازیهایش را درآورد.
داستان دو بار اشک ریختن. و داستان دومین قهرمانی در لیگ قهرمانان اروپا که به لحظهای تعیینکننده طی دوران حضور فرگوسن در یونایتد بدل شد؛ و البته به میراث فوتبالی او.










