چرا هر چیز طبیعی لزوما بهتر نیست؟

تصویرسازی از یک زن خندان با مسواکی در دست، مقابلش یک آینه که در آن میمونی سبز رنگ هست، پسزمینه تصویر چارخانه قرمز رنگ است

منبع تصویر، Getty Images

    • نویسنده, آماندا روگری
    • شغل, روزنامه‌نگار

پیش از نوشتن این مقاله وقت آرایشگاه داشتم. آرایشگرم تا پیش‌بند را دور گردنم بست شامپویی را که استفاده می‌کرد به من نشان داد و توضیح داد: «این تولید جدید است و ۹۰ درصد از مواد اولیه طبیعی تهیه شده است.» دفترچه راهنمای همراه آن توضیحات کوتاهی درباره هر محصول داشت.

در یک شامپو از عصاره انجیر تیغی از خانواده کاکتوس‌ها و در شامپوی دیگر از میوه‌های نخل آسای استفاده شده بود و شامپوی سوم حاوی دانه‌های چیا بود.

وقتی با شامپو‌های خریداری‌شده به خانه رسیدم نگاه دقیق‌تری به فهرست مواد تشکیل‌دهنده آنها انداختم. الکل استناریل، گلیسیرین، بهنتری‌مونیوم کلرید، ایزوپروپیل میریستات که همه مواد اولیه معمول و تهیه شده در آزمایشگاه‌ها بودند. هیچ‌ کدام از آنها باعث نگرانی من نبود اما در تبلیغ و ارائه محصول حرفی از هیچ‌ کدام از این مواد نبود که به مقدار بسیار بیشتری از عصاره میوه‌ها در تولید شامپو از آنها استفاده شده بود.

شیوه‌ای که به کار گرفته شده بود و در مورد من موفق هم بود، صد‌ها سال قدمت دارد. تولید‌کنندگان و اینفلوئنسر‌‌ها در شبکه‌های اجتماعی و سیاستمداران در سراسر جهان از آن استفاده می‌کنند.

بیشتر اوقات «جاذبه طبیعی بودن» یا «مغالطه طبیعت‌گرایانه»، که یکی از رایج‌ترین انواع مغالطه‌های منطقی یا خطای استدلال است، باعث می‌شود ادعایی به طور حیرت‌آوری قابل‌قبول به نظر برسد.

هر بار شنیدید که ادعا می‌کنند محصول یا کاری به دلیل «طبیعی بودن» بهتر و برتر است یا چیزی به دلیل «طبیعی نبودن» بد و نامرغوب (یا حتی مضر) است ممکن است مغالطه طبیعت‌گرایانه در کار باشد. درباره استدلال‌هایی که می‌گوید چیزی به همان صورت طبیعی است یا چیزی بد است فقط چون «شیمیایی» یا «مصنوعی» است، هم همین موضوع صادق است.

طبیعت از بسیاری جهات خارق‌العاده است و ما می‌توانیم بسیار از آن بیاموزیم. پس چرا وقتی می‌گوییم چیزی فقط به خاطر طبیعی بودن بهتر است استدلال درستی نیست؟

یک دلیل این است که طبیعت هیچ قصد آگاهانه‌ای ندارد، نه قصد و اراده خوب بودن دارد و نه به طور مشخص می‌خواهد به انسان‌ها کمک کند.

لازم نیست چندان اهل فلسفه باشیم تا این مغالطه را درک کنیم. فقط چند نمونه طبیعی را در نظر بگیرید. آرسنیک که فقط دوز ناچیزی از آن می‌تواند یک فرد بزرگسال را بکشد، یک ماده طبیعی است. همینطور آزبست که باعث بروز سرطان می‌شود. سیانید می‌تواند کشنده باشد. فیتو‌توکسین ‌یا توکسین‌ گیاهی را هم به طور طبیعی بیش از ۲۵۰۰ گونه گیاهی مختلف به طور طبیعی تولید می‌کنند، از جمله بادام، زرد‌آلو و هلو. به همین دلیل است که مصرف برخی دارو و درمان‌های طبیعی که عرضه می‌شود، برای مثال پودر هسته زرد‌آلو در واقع می‌تواند خطرناک باشد.

این همان مشکلی است که در استفاده از واژه طبیعی که در عرضه محصولات فراوان استفاده می‌شود وجود دارد. این اصطلاحی است که نادرست تعریف شده و الزاما به معنای آن نیست که محصولی با چنین برچسبی برای شما بهتر یا واقعا ایمن‌تر از هر محصول جانشین دیگری است.

برای مثال یک پژوهش بر روی دندان‌گیر کودکان که برچسب «طبیعی» دارد، نشان داده است که بیش از ۳۷۰ نوزاد با استفاده از آن دچار عوارض ناگواری مانند تشنج یا هذیان شده‌اند. در این پژوهش دریافتند که این محصول حاوی مقادیر متغیر و در برخی موارد بالا از بلادونا یا تاجریزی سمی بوده‌اند.

تصویرسازی زنی که به نظر برهنه می‌آید، با پوشش گیاهی خود را پوشانده است، یک جفت کفش هم جلوی اوست، زمینه عکس هم قرمز است

منبع تصویر، Javier Hirschfeld/Getty Images

توضیح تصویر، عرضه محصولات با برچسب طبیعی رواج بسیاری دارد اما این واژه به درستی تعریف نشده است

البته پدیده‌های طبیعی دیگری هم وجود دارد که فراتر از مواد تشکیل‌دهنده مورد استفاده‌ در محصولات، می‌توان آنها را بررسی کرد. برای مثال، بیماری آبله زمانی باعث مرگ یک نفر از هر سه مبتلا می‌شد. این ویروس طبیعی به تنهایی باعث مرگ ۳۰۰ تا ۵۰۰ میلیون نفر در قرن بیستم شد، پیش از آنکه از طریق واکسیناسیون ریشه‌کن شود. پیچک سمی، بیماری فلج اطفال، طوفان‌های مرگبار، نیش کنه همه طبیعی هستند.

در سال ۱۸۷۴ جان استوارت میل، فیلسوف، در مقاله‌ «درباره طبیعت» اشاره کرد که ایجاد «جاذبه طبیعی بودن» یکی از مشکلات اساسی است. «پس درست است که ما بکُشیم چون طبیعت می‌کشد، شکنجه دهیم چون طبیعت شکنجه می‌دهد، ویران و نابود کنیم چون طبیعت چنین می‌کند. یا ما نباید پیرو و دنباله‌رو طبیعت باشیم بلکه کارهایی که خوب است را انجام دهیم».

به عبارت دیگر، اگر فرضیه «جاذبه طبیعی بودن» درست باشد که هر چیز طبیعی فقط چون طبیعی است بهتر است، پس ما باید هر چه از طبیعت می‌رسد را بپذیریم. اگر چنین نکنیم به این معنی است که واقعا باور نداریم هر چیزی به دلیل طبیعی بودن بهتر است.

از سوی دیگر صد‌ها چیز هم وجود دارد که ما آنها را غیر‌طبیعی می‌دانیم اما در‌واقع زندگی را برای ما بهتر کرده‌اند. پیش از دوران پزشکی مدرن از هر صد زن یکی در هنگام زایمان جان خود را از دست می‌داد. در کشور‌های مرفه صنعتی مانند بریتانیای امروز این میزان به یک نفر از هر ده‌هزار‌نفر رسیده است. پیش از رواج واکسیناسیون در جهان، بیماری سیاه‌سرفه باعث مرگ یک کودک از هر ده کودک مبتلا می‌شد. پس از واکسیناسیون در جهان میزان مرگ‌و‌میر بر اثر این بیماری به شدت کاهش پیدا کرد و به یک در ۱۵۷ مورد رسید.

این مثال‌ها تنها مربوط به پزشکی است. همین الان دور‌و‌بر خود را نگاه کنید. چندین نمونه دیگر خواهید دید. شاید برای مثال استفاده از عینک یا یخچال برای نگهداری از مواد غذایی، یا استفاده از وسایل گرما‌زا در زمستان به نظر ما «غیرطبیعی» برسد اما برای بسیاری از ما بهتر از این است که بدون بینایی کافی ناچار به زندگی باشیم یا گوشت بدون یخچال خراب شود یا در زمستان از سرما بلرزیم.

بیشتر مواد‌غذایی که مصرف می‌کنیم به همان صورت طبیعی به دست ما نمی‌رسد. آن را فرآوری می‌کنیم و می‌پزیم. درو کردن، آسیاب کردن و فرآوری غلات به ما کمک کرد تا انسان از زندگی کوچ‌نشینی‌ شکارچی‌-‌گرد‌آورنده به کشاورزان یک‌جا‌نشین و ثابت در یک محل تبدیل شوند و بتوانند تمدن‌های شگرف و پیچیده‌ای را ایجاد کنند. همچنین روش‌های کشت و پرورش محصولات هم نشان از تغییراتی دارد که ایجاد کرده‌ایم و اجداد وحشی بسیاری از مواد غذایی که امروزه «طبیعی» تلقی می‌شوند از پرتقال تا هویج و موز امروزی ظاهر و مزه‌ای متفاوت داشته‌اند.

البته اشتباه است که بگوییم محصولات انسان‌ساخته برای ما مشکلاتی ایجاد نمی‌کنند، از آلودگی هوا و پلاستیک‌های مصنوعی تا استفاده از اسلحه و مواد منفجره همه مشکل‌ساز هستند. همچنین به این معنا نیست که در بسیاری موارد انتخاب‌های «طبیعی‌تر»‌ برای ما بهتر و مناسب‌تر نیستند. بلکه منظور این است که با وجود تمایل رایج بیشتر مردم به خلاف این موضوع، نمی‌توانیم فرض کنیم محصول «طبیعی‌تر»‌ بهتر و برتر است، فقط چون طبیعی است. هویج ممکن است برای ما بهتر از چیپس باشد اما به همان نسبت هم استامینوفن برای ما بهتر از آرسنیک است.

در برخی از این مثال‌ها به یکی دیگر از مشکلات «جاذبه طبیعی بودن» می‌رسیم. اصلا چگونه می‌توانیم تعیین کنیم و تشخیص دهیم چه چیزی طبیعی است و چه چیزی طبیعی نیست؟ انسان‌ها به هر حال از طبیعت آمده‌اند. پس اگر هر چیزی که یک حیوان یا گیاه تولید می‌کند «طبیعی» محسوب می‌شود، چرا هر چیزی که انسان انجام می‌دهد این‌گونه نیست؟

و تکلیف آن دسته از ساخته‌ها چیست که ترکیبی است از آنچه «طبیعی» و «ساخت بشر» محسوب می‌شود؟ مانند واکسن‌ها که از بخش‌هایی از ویروس یا باکتری (طبیعی) ساخته می‌شوند و با تزریق به بدن، سیستم ایمنی را آموزش می‌دهند تا در آینده همان عامل بیماری‌زا را به‌طور طبیعی دفع کند.

لورین داستین، تاریخ‌نگار علم، می‌نویسد: «مثل همه واژه‌‌های جالب، طبیعت هم هزاران لایه معنایی دارد.» این واژه می‌تواند با توجه به شرایط و موقعیت هر معنایی پیدا کند. این لغزندگی و دگرگون‌پذیری دقیقا همان زبان مناسب برای بازاریابی و عرضه محصولات است که باعث می‌شود خیلی آسان همه ما در دام آن بیفتیم.

مشکل دیگری هم در این میان وجود دارد: اگر حتی خط و مرز دقیق و روشنی میان «انسان» و «طبیعت» بکشیم، بیشتر اوقات به طور دقیق نمی‌دانیم چه چیزی مصنوعی و چه چیزی طبیعی است.

مسواک زدن را در نظر بگیرید. آیا طبیعی است که دندان‌های خود را با خمیر‌دندان حاوی فلوراید مسواک بزنید؟ مسواک زدن با خمیردندان بدون فلوراید چطور؟

یک زن به سبک دهه پنجاه میلادی، یک یخچال کوچک با چهار پایه که درش باز است و پر از مواد خوراکی است، یک پنگوئن روی یخچال، کف پوش اتاق چارخانه سیاه و سفید است

منبع تصویر، Javier Hirschfeld/ Getty Images

توضیح تصویر، یخچال باعث پیشرفت عظیمی در عرصه بهداشت مواد غذایی شد و باعث شد ما بتوانیم مواد غذایی را برای مدا طولانی‌تری تازه نگه داریم

بسیاری از ما شاید به طور غریزی بگوییم مسواک زدن با فلوراید غیر‌طبیعی است و استفاده از خمیر‌دندان بدون فلوراید طبیعی است. اما فلوراید ماده معدنی طبیعی است که در خاک و آب و سنگ‌ها یافت می‌شود و یکی از جانشین‌های آن در خمیر‌دندان‌های طبیعی نانو هیدروکسی آپاتیت است که به صورت شیمیایی تهیه می‌شود و باید در نظر داشته باشیم که تمیز کردن دندان‌ها با وسایلی که امروزه به کار می‌بریم هیچ طبیعی نیست. نخستی‌های نزدیک به انسان دندان‌های خود را با هر چه دم دست‌شان برسد (مانند پر پرندگان) تمیز می‌کنند. حتی اگر ما بخواهیم دندان‌های خود را مانند پیشینیان خود تمیز کنیم باید یک تکه چوب روی دندان‌های خود بمالیم یا از موهای خوک و تیغ‌های جوجه‌تیغی استفاده کنیم.

اگر من به شما بگویم یک نوشیدنی تهیه کرده‌ام که ۹۹٪ آن دی‌هیدروژن مونوکسید است آیا آن را می‌پذیرید؟ این نام ابتدا کاملا صنعتی به نظر می‌رسد تا اینکه کمی درباره آن فکر کنید.

دی‌هیدروژن مونوکسید، دو اتم هیدروژن و یک اتم اکسیژن دارد. شاید با شکل نوشتاری آن به صورت فرمول شیمیایی آشنا‌تر باشید: H2O یا همان آب.

این بار اگر محصولی را دیدید که با ادعای طبیعی بودن عرضه و بازاریابی می‌شود یا اگر فردی را دیدید که علیه موضوعی بحث می‌کند و آن را غیر‌طبیعی می‌داند، خوب است از خودتان بپرسید معنای واقعی آن چیست و شاید بپرسید چرا تولید‌کنندگان محصول یا هر فعالیتی از مغالطه «جاذبه طبیعی‌ بودن» برای متقاعد کردن مخاطبان و مشتریان به نفع خود استفاده می‌کنند.