احکام اعدام زندانیان سیاسی زن کرد؛ درباره پرونده وریشه مرادی چه میدانیم؟

منبع تصویر، UGC
- نویسنده, روجا اسدی
- شغل, بیبیسی
وریشه مرادی، زندانی سیاسی زن کرد روز یکشنبه ۲۰ آبان به اعدام محکوم شد.
این دومین حکم اعدام برای یک زندانی سیاسی زن کرد است که در چند ماه گذشته صادر شده است. پخشان عزیزی پیش از او در مرداد ماه به اعدام محکوم شده بود. ۱۵ سال از آخرین اعدام یک زندانی سیاسی زن کرد میگذرد.
قاضی صلواتی در سال ۱۳۸۸ شیرین علمهولی را در یک دادرسی که نهادهای حقوق بشری آن را «ناعادلانه» توصیف کردند به اتهام «محاربه و ارتباط با گروه پژاک» به اعدام محکوم کرد؛ حکمی که در ۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۹ بدون اطلاع خانواده و وکلایش به اجرا گذاشته شد.
از زمان آغاز جنبش «زن، زندگی، آزادی» و اعتراضات سراسری در سال ۱۴۰۱ تا کنون برای سه فعال زنان و کارگری حکم اعدام صادر شده است. پیش از صدور حکم اعدام برای پخشان عزیزی و وریشه مرادی، شریفه محمدی، فعال کارگری، در تیرماه سال جاری به اتهام «بغی» به اعدام محکوم شده بود. البته دیوان عالی کشور این حکم را در مهرماه نقض کرد و پرونده او را برای رسیدگی مجدد به شعبه هم عرض ارجاع داد اما هنوز نتیجه بررسی مجدد اعلام نشده است.
گروهها و فعالان حقوق بشر از جمله سازمان عفو بینالملل معتقدند که پس از آغاز این جنبش، سرکوب زنان در ایران شدت گرفته و صدور این احکام اعدام نمایانگر شدت عمل حکومت در قبال زنان است.
آتنا دائمی، فعال حقوق بشر و زندانی سیاسی سابق، در شبکه اجتماعی ایکس، در اینباره نوشت: «مبارزات زنان، روزانه در فضای عمومی، زندانها و حتی فضای مجازی ادامه دارد. جمهوری اسلامی با صدور احکام اعدام و حبسهای سنگین و تصویب قوانین جدید علیه زنان، از یک سو، و با فحاشی، تخریب و تحقیر زنان مبارز و شیوه مبارزه آنها توسط عواملش در داخل و خارج از ایران، از سوی دیگر، تلاش میکند این مبارزات را سرکوب و اقدامات غیرانسانی خود را عادیسازی کند.»
قوه قضائیه ایران و رسانههای نزدیک به حاکمیت معمولا نامهها و پیامهای مخالفین جمهوری اسلامی ایران درباره پروندههای زندانیان سیاسی را غیر واقعی میخوانند و دعاوی مطرح شده را «با واقعیات پرونده منطبق نمیدانند.» لازم به یادآوری است بسیاری از احکام سنگینی که دادگاههای ایران علیه مخالفین سیاسی صادر کردهاند با استناد به «اعترافات» آنها در زندان صورت گرفته است. از زمان انقلاب ۱۳۵۷ در ایران سازمانهای حقوق بشری از جمله عفو بینالملل و دیدهبان حقوق بشر حکومت ایران را متناوبا به نقض حقوق بشر در زندانها و گرفتن اعتراف اجباری زیر فشار و شکنجه متهم کردهاند. بسیاری از زندانیانی که بعد از آزادی امکان پیدا کردند تا آنچه در زندان بر آنها گذشت را روایت کنند نیز با ارایه شواهد این رویه را تایید کردهاند. مواردی هم وجود دارد که حتی خود حکومت ایران به غیرواقعی بودن این اعترافات اذعان کرده و قربانیان را آزاد کرده است.
اتهام وریشه مرادی
وریشه مرادی بر اساس ماده ۲۸۸ قانون مجازات اسلامی به «بغی» متهم شده است.
اتهام «بغی» به صورت کلی به کسی یا گروهی گفته میشود که «علیه نظام جمهوری اسلامی قیام مسلحانه» انجام داده باشد.
به گفته یکی از نزدیکان وریشه مرادی به بیبیسی فارسی، حکم اعدام در حالی برای وریشه مرادی صادر شده که پیشتر در کیفرخواست اعمال ماده ۲۸۸ قانون مجازات اسلامی درخواست شده بود که مجازات آن بین پنج تا ۱۵ سال حبس است. اما قاضی صلواتی حکم اعدام را بر اساس ماده ۲۸۷ این قانون صادر کرده است.
طبق ماده ۲۸۸ قانون مجازات اسلامی، «هرگاه اعضای گروه باغی، قبل از درگیری و استفاده از سلاح، دستگیر شوند، چنانچه سازمان و مرکزیت آن وجود داشته باشد به حبس تعزیری درجه سه و در صورتی که سازمان و مرکزیت آن از بین رفته باشد به حبس تعزیری درجه پنج محکوم میشوند.»
اما در ماده ۲۸۷ این قانون آمده است: «گروهی که در برابر اساس نظام جمهوری اسلامی ایران، قیام مسلحانه کند باغی محسوب میشود و در صورت استفاده از سلاح، اعضای آن به مجازات اعدام محکوم میگردند.»
این تغییر ماده در حکم صادر شده برای وریشه مرادی نگرانی خانواده و وکلای او را به همراه داشته است.
توضیحی برای تغییر ماده قانونی که منجر به صدور این حکم شده اعلام نشده است. مقامهای جمهوری اسلامی ایران فعالیت بیبیسی فارسی را در ایران ممنوع کردهاند و تاکنون هرگز به درخواستهای بیبیسی فارسی برای ابراز نظر یا مصاحبه پاسخ ندادهاند.
ایرادات وارد بر این حکم و روند دادرسی چیست؟
کیوان عزیزی و امیر سجادی، وکلای وریشه مرادی، در گفتگو با وبسایت «مدارا» گفتهاند که «دادنامه صادره واجد ایرادات اساسی است به همین دلیل هم ما در مهلت قانونی نسبت به آن فرجام خواهی خواهیم کرد.»
آنها ابراز امیدواری کردهاند که قضات شعب دیوان عالی کشور«با در نظر گرفتن ایرادات دادنامه نسبت به نقض حکم صادره اقدام کنند.» البته آنها اطلاعاتی درباره ایرادات دادنامه ارائه ندادهاند.
سعید دهقان، حقوقدان و وکیل حقوق بشری با اشاره به نحوه بازداشت خشونتآمیز وریشه مرادی، شکنجه و نگهداری او برای ماهها در سلول انفرادی، روند دادرسی او را «غیرقانونی» توصیف کرده است. آقای دهقان میگوید ماده قانونی که در دادنامه بر اساس آن حکم اعدام صادر شده است با مادهای که در کیفرخواست وجود دارد، متفاوت است.
به گفته او قاضی صلواتی در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب، این روند دادرسی هر چند غیرقانونی را هم نادیده گرفته است و با استناد به علم خودش در دقیقه نود، بعد از آخرین جلسه دادگاه که در آن حتی اجازه دفاع به وریشه مرادی و وکلایش را نداده بود، ماده قانونی را که در کیفرخواست آمده بود از ۲۸۸ به ۲۸۷ تغییر داد که بر اساس آن بتواند حکم اعدام دهد.
به گفته آقای دهقان این در حالی است که در هیچ کجای پرونده ردی از اسلحه نیست و «اصولا چه قیام مسلحانهای از سوی یکی از زنان فعال در جنبش زنان کردستان ممکن است رخ دهد؟»
به گفته آقای دهقان دادگاه هنوز توضیحی درباره « تغییر ماده ۲۸۸ به ۲۸۷ که بر اساس آن این زندانی سیاسی کرد را به اعدام محکوم کرده، نداده است.»
به گفته منبع آگاه بیبیسی برای وریشه مرادی دو جلسه دادگاه برگزار شد، اما قاضی صلواتی اجازه دفاع به او و وکلایش را نداده بود، در حالی که وکلای خانم مرادی پشت سرش و با فاصله نشسته بودند.
وریشه مرادی در نامهای که در شهریور ماه ۱۴۰۳ از زندان منتشر کرده بود درباره شرکت در دادگاههایش نوشته بود: «در روز ۱۴ مردادماه در اعتراض به احکام ناعادلانهای که برای شریفه محمدی و پخشان عزیزی صادر شده بودند، اعلام کردم که به بیدادگاه نخواهم رفت و نرفتم و دفاعیهام را به افکار عمومی ارائه دادم.»
او پس از آنکه جلسه دادگاهش به شهریور موکول شد، نوشت: «تصمیم دارم که اینبار به عنوان کسی که فلسفه ژن، ژیان، آزادی را زیسته، با ارادهی خویش و برای اثبات حقانیت خود و گرامیداشت تمام کسانی که جانشان را در راه مطالبه زندگی آزاد از دست دادهاند، در مقابل دادگاه حاضر شوم. احتمال دارد که به من حق سخن گفتن ندهند، احتمال دارد که تنها رفت و آمدم به دادگاه را بهعنوان بخشی از به اصطلاح پروسه دادگاه ثبت کنند … اما همانگونه که نرفتنم مسئلهای شخصی نبود، این رفتنم نیز شخصی نیست. من به نماینده از این جمع مبارز و خواهندگان آزادی در مقابل دادگاه خواهم ایستاد. چه حق سخن گفتن به من بدهند و چه ندهند، ایستادن در آنجا نشانی خواهد بود از عزمم، عزممان به حقخواهی و عدالتخواهی و برابری طلبی.»
«بازداشت خشونتآمیز، سلول انفرادی، شکنجه فیزیکی و روانی، محرومیت از ملاقات با خانواده»
وریشه مرادی در ۱۰ مرداد ۱۴۰۲ در حالی که از کرمانشاه به سنندج میرفت، در نزدیکی فرودگاه سنندج و آنطور که سازمان حقوق بشر کردستان گزارش کرده «با خشونت نیروهای اطلاعات این شهر» بازداشت شد. خانوادهاش تا چهارماه پس از بازداشت هیچ خبری از او نداشتند. در نهایت در دی ماه پس از آنکه خانم مرادی ۵ ماه را در انفرادیهای بازداشتگاههای اطلاعات و بند ۲۰۹ گذراند، به بند زنان اوین منتقل شد.
او در نامهای که در شهریور ماه ۱۴۰۳ از زندان نوشت به شکنجه شدنش در زندان اشاره کرده است: «من وریشه مرادی، زندانی سیاسی که در مرداد ۱۴۰۲ در مسیر کرمانشاه-سنندج توسط نیروهای اطلاعات بازداشت شده و در بازداشتگاه اطلاعات سنندج و بند ۲۰۹ زندان اوین تهران، دورهای از بازداشت و شکنجه را گذراندم، در روز ۵ دی ۱۴۰۳ به بند زنان زندان اوین تهران منتقل شدم.»
به گزارش شبکه حقوق بشر کردستان وریشه مرادی از ۱۷ اردیبهشت سال جاری «با دستور قاضی ابوالقاسم صلواتی از حق تماس و ملاقات با خانواده و وکلایش محروم است.»
وکلای او بارها از حق دسترسی به پرونده وریشه مرادی محروم شدهاند.
اولین جلسه دادگاه او با تاخیر و بدون اطلاع وکلایش در ۲۷ خرداد در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی برگزار شد. قاضی صلواتی در این جلسه به وریشه مرادی و وکلایش فرصت دفاع و حتی مطالعه پرونده را نداد.
درباره وریشه مرادی چه میدانیم؟
درباره وریشه مرادی اطلاعات زیادی در دست نیست. اما فعالان حقوق بشر او را فعال حقوق زنان و محیط زیست معرفی میکنند که اهل سنندج، ۴۰ ساله و فارغالتحصیل یکی از دانشگاههای کردستان است.
یک منبع آگاه به بیبیسی فارسی گفته است که «وریشه مرادی در کوبانی در شمال سوریه از ابتدای جنگ با داعش حضور داشت و در کنار زنان کوبانی میجنگید و حتی زخمی هم شد.»
بر اساس گزارشها وریشه مرادی عضو کژار، جامعه زنان آزاد شرق کردستان، بوده است. از کژار به عنوان شاخه زنان، جامعه دموکراتیک و آزاد شرق کردستان (کودار) یاد میشود. این گروه وابسته به حزب حیات آزاد کردستان (پژاک) است.
کودار نظام سیاسی مورد نظر خود را چنین توصیف میکند: «نظامی کنفدرال اجتماعی مبتنی بر حق تعیین سرنوشت ملتها به دست خودشان. دموکراسی، آزادی زن و زندگی محیطزیستگرا را مبنا قرار میدهد. نظامی غیردولتی بوده و سازماندهی اجتماعیسیاسی، فرهنگی و دموکراتیک جوامع را مبنا قرار میدهد.»
جمهوری اسلامی ایران احزاب کرد مخالف خود از جمله حزب حیات آزاد کردستان، حزب دموکرات کردستان ایران، و حزب کومله کردستان را «تروریستی» میخواند و آنها را به همکاری با اسرائیل متهم میکند. این گروهها اتهامات ایران را رد میکنند.
در دهههای گذشته این گروهها دائم با حکومت ایران درگیر بودهاند. جمهوری اسلامی حزب دموکرات کردستان ایران و کومله کردستان و همچنین پژاک را متهم کرده است که در اعتراضات سراسری ایران پس از کشته شدن مهسا (ژینا) امینی در بازداشت گشت ارشاد نقش داشتهاند.
نامههای وریشه مرادی از زندان
از وریشه مرادی دو نامه از زندان اوین منتشر شده است که مواضع سیاسی و اجتماعی او را روشن میکند. او در یکی از نامههایش در اعتراض به احکام اعدام شریفه محمدی و پخشان عزیزی نوشته بود: «آتش جنگ سراسر خاورمیانە را فرا گرفتە است و باید اجازه ندهیم همزمان با جنگهای فرامرزی کشتارهای دهه ۶۰ تکرار شود… داعش سر میبرد، جمهوری اسلامی سر به دار میکشد… من به جرم زن بودن، کورد بودن و جستجوی حیات آزاد، به بغی متهم شدهام.»
شماری از جملات او بارها در شبکههای اجتماعی بازنشر شد: «داعش سر میبرد، جمهوری اسلامی سر به دار میکشد.» «من به جرم زن بودن، کورد بودن و جستجوی حیات آزاد، به «بغی» متهم شدهام.»
او در نامه دیگر خود پیش از شرکت در جلسه دوم دادگاهش در شهریور ماه نوشته بود: «ما هرکجا که باشیم، یک موضع داریم و آن انسانیت و آزادی و زیبایی است. چه آن هنگام که در زیباترین طبیعت بهسر میبردم، چه آنگاه که در جهنم جنگ با نیروی تاریک داعش بودم، چه در دورانی که آزادانه مبارزه میکردم و چه الان که در غل و زنجیر نظامی ناحقوقی قرار دارم، بر سر موضع آزادیخواهانه خویش هستم و خواهم بود.»
اعتصاب غذا و عدم دسترسی به درمان پزشکی
وریشه مرادی در ۱۹ مهرماه، در روز جهانی نه به اعدام، در اعتراض به احکام اعدام شریفه محمدی و پخشان عزیزی به مدت ۲۰ روز اعتصاب غذا کرد. او در نتیجه آن به شدت کاهش وزن پیدا کرد و با مشکلات جسمانی جدی مواجهه شده است.
یک منبع نزدیک به خانواده وریشه مرادی به بیبیسی اطلاع داد که او روز گذشته ۲۲ آبان قرار بود با هزینه خانواده برای انجام آزمایشهای پزشکی به بیمارستان اعزام شود، اما پس از انتشار خبر صدور حکم اعدام او، اعزام او به بیمارستان بدون ارائه هیچ توضیحی لغو شد.
پیشتر نیز جمعی از کنشگران فمینیست و فعالان مدنی ایران با محکوم کردن آنچه «بازداشت و سرکوب فعالان زن و صدور احکام طولانی مدت» علیه آنها خواندند در نامهای سرگشاده خواهانِ پایاندادن به «این وضعیت غیرانسانی» شدهاند. آنها با نام بردند از شماری از زندانیان سیاسی زن که نام وریشه مرادی در میانشان بود، درباره بیتوجهی ماموران زندان به نیازهای فوری پزشکی آنها هشدار دادند.
واکنشها به حکم اعدام وریشه مرادی
در روز دوشنبه ۲۱ آبان شماری از زندانیان سیاسی بند زنان اوین در اعتراض به حکم وریشه مرادی، تجمع کردند و در حمایت از او و پخشان عزیزی شعار سر دادند.
بر اساس گزارشها شماری از آنها در روز سهشنبه ۲۲ آبان نیز در اعتراض به احکام اعدام وریشه مرادی و پخشان عزیزی دست به اعتصاب غذا زدند. به غیر از زندانیان بند زنان اوین بسیاری از زندانیان در شهرهای مختلف ایران در حمایت از وریشه مرادی به کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» پیوستند.
زندانیان شرکت کننده در در این کارزار که از بهمن سال ۱۴۰۲ شروع شده است در اعتراض به گسترش و استمرار اعدامها در ایران هر سهشنبه اعتصاب غذا میکنند.
همبندیهای وریشه مرادی در بند زنان اوین در بیانیهای که در حساب ایکس گلرخ ایرایی، زندانی سیاسی در اوین منتشر شده است، نوشتهاند که وریشه مرادی فرصت منصفانه برای دفاع از خود در دادگاه را نداشت است. در این بیانیه که عنوانش را «انتقام سخت از مردم ایران» گذاشتهاند، آمده است: «وریشه بدون استناد به مستنداتی مستدل و فقط با 'علم قاضی' به مرگ محکوم شد. در اعتراض به قتلهای حکومتی و در محکوم کردن احکام مرگ صادر شده برای همبندیانمان وریشه مرادی و پخشان عزیزی، سهشنبه ۲۲ آبان را در بند زنان زندان اوین در اعتصاب غذا خواهیم بود.»
صدور این حکم با انتقادهای شدید گروهها و فعالان حقوق بشر روبرو شده است. تشکلهایی چون دادخواهان کردستان، اتحاد زنان کردستان و زنان کردستان علیه تبعیض جنسیتی در بیانیهای مشترک صدور این حکم را محکوم کردهاند و آن را نشانه «سرعت گرفتن ماشین اعدام حکومت مستبد» خواندند.
انجمن «دادخواهان ایران» وکنگره استار، کنفدراسیونی از سازمانهای زنان در اداره خودمختار شمال و شرق سوریه، نیز این حکم را شدیدا محکوم کردند.
شماری از فعالان حقوق بشر و گروههای سیاسی کرد نیز در شهرهای مختلف اروپا و همینطور جمعیت زیادی در شهرهای کردستان سوریه (رژاوا) مانند قامیشلو در حمایت از وریشه مرادی تجمعات اعتراضی برگزار کردند.
















