طرح مارشال چیست که گفته می‌شود ایران قصد داشت آن را در سوریه اجرا کند و پوتین هم به آن اشاره کرده بود؟

پرتره‌هایی از بشار اسد، رئیس‌جمهور سابق سوریه (راست)، و آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران، در حالی دیده می‌شوند که گروهی از فلسطینی‌ها در ورودی اردوگاه یرموک برای پناهندگان فلسطینی در جنوب دمشق نشسته‌اند. این عکس در جریان توزیع کمک‌های بشردوستانه‌ از سوی ایران و به مناسبت ماه رمضان، در تاریخ ۲۶ مارس ۲۰۲۴ گرفته شده است. (عکس از لؤی بشاره / خبرگزاری فرانسه)

منبع تصویر، Getty Images

    • نویسنده, رضا سپهری
    • شغل, روزنامه‌نگار

در میان اسنادی که گفته می‌شود پس از سقوط حکومت بشار اسد در سوریه از سفارت ایران در دمشق به دست آمده، خبرگزاری رویترز گزارش داده که به «سندی از سال ۲۰۲۲» دست یافته که در آن از «برنامه‌ای بلندپروازانه از سوی جمهوری اسلامی ایران برای سرمایه‌گذاری در بازسازی سوریه با هدف گسترش نفوذ خود در این کشور و منطقه» سخن گفته شده است.

به گزارش خبرگزاری رویترز،‌ این برنامه با الهام و الگوبرداری از «طرح مارشال» آمریکا در دوره پس از جنگ جهانی دوم تدوین شده بود. بی‌بی‌سی سند مورد اشاره خبرگزاری رویترز را ندیده و امکان راستی‌آزمایی آن را نداشته است.

«طرح مارشال» دقیقا چه بود که ایران می‌خواست در سوریه اجرا کند، اما شکست خورد؟

طبق آرشیو ملی ایالات متحده، قانون بازیابی اروپا - طرح مارشال - در ۳ آوریل ۱۹۴۸ امضا شد

منبع تصویر، US National Archives

توضیح تصویر، طرح مارشال آمریکا در ۳ آوریل ۱۹۴۸ با نام رسمی «برنامه بازیابی اروپا» امضا شد

طرح مارشال؛ بازسازی اروپا و تثبیت نفوذ آمریکا

طرح مارشال آمریکا که در سال ۱۹۴۸ با نام رسمی «برنامه بازیابی اروپا» آغاز شد، یک بسته‌ کمکی ۱۳ میلیارد دلاری بود (معادل حدود ۱۵۰ میلیارد دلار امروز) که برای بازسازی اروپا پس از جنگ جهانی دوم طراحی شده بود.

جرج مارشال، دولتمرد و سرباز آمریکایی.

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، طرح مارشال با نام جرج مارشال، وزیر خارجه وقت ایالات متحده شناخته می‌شود

این طرح با نام جرج مارشال، ژنرال چهارستاره ارتش آمریکا و وزیر خارجه وقت ایالات متحده در سال‌های پس از جنگ جهانی دوم شناخته می‌شود. او در سخنرانی مشهور خود در دانشگاه هاروارد در سال ۱۹۴۷، ایده ارائه کمک گسترده مالی برای بازسازی اروپا را مطرح کرد.

این طرح که بعدها به «طرح مارشال» معروف شد، نقش مهمی در تعیین جهت‌گیری سیاست خارجی آمریکا در آن دوران داشت. جرج مارشال به دلیل «پیشنهاد و نظارت بر اجرای طرح بازسازی اقتصادی اروپا»، در سال ۱۹۵۳ جایزه صلح نوبل دریافت کرد.

این طرح نه‌تنها زیرساخت‌های تخریب‌شده اروپای غربی را بازسازی کرد، بلکه پیوندهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی میان آمریکا و متحدان اروپایی‌اش را عمیق‌تر کرد. یکی از اهداف آن برای آمریکا، در کنار مدرن‌سازی صنایع اروپا و از میان برداشتن موانع تجاری،‌ جلوگیری از گسترش کمونیسم در این قاره بود که نشان می‌داد ایالات متحده علاوه بر مسائل اقتصادی و صنعتی، موضوع نفوذ فرهنگی و راهبردی در اروپا را هم در نظر داشته است.

طرح مارشال به سرعت به نتایج ملموسی دست یافت. تا سال ۱۹۵۲، تولید صنعتی در کشورهای ذی‌نفع به شکل قابل ملاحظه‌ای افزایش یافت، زیرساخت‌ها بازسازی شدند و سطح زندگی مردم بهبود یافت. این موفقیت، «الگوی مارشال» را به نمونه‌ای تاریخی برای بازسازی پس از جنگ تبدیل کرد.

عباس اکبری، یکی از فرماندهان سپاه پاسداران ایران که وظیفه هدایت طرح اقتصادی ایران در سوریه را برعهده داشت، در دیدار با وزیر صنعت سوریه در هتلی در حلب.

منبع تصویر، Reuters

توضیح تصویر، دیدار عباس اکبری، رئیس «ستاد توسعه روابط اقتصادی ایران و سوریه» و از فرماندهان سپاه پاسداران، با وزیر صنعت وقت سوریه در هتلی در حلب

چرا ایران می‌خواست طرح مارشال را در سوریه اجرا کند؟

به گزارش رویترز در سندی که از سفارت ایران در دمشق به دست آمده، بارها به این مدل اشاره شده و تاکید شده است که هدف جمهوری اسلامی ایران در سوریه «ایجاد وابستگی اقتصادی و فرهنگی» مشابه مدل آمریکا در اروپای پس از جنگ است.

بر اساس این گزارش در حالی که نیروهای ایرانی، از مستشاران سپاه گرفته تا مهندسان شرکت‌های زیرساختی، در ساختمان‌های نیمه‌کاره، زیارتگاه‌های مذهبی و هتل‌های امنیتی دمشق در حال فعالیت بودند، تهران «تنها به دنبال پیروزی نظامی در سوریه نبود»، بلکه چشم‌انداز بزرگ‌تری را دنبال می‌کرد: «بازسازی کشوری ویران و جنگ‌زده و تبدیل آن به پایگاه اقتصادی،‌ فرهنگی و راهبردی ایران در سواحل مدیترانه.»

ایران در طول سال‌های جنگ داخلی سوریه، از طریق نهادهای شبه دولتی، سپاه پاسداران، شرکت‌های اقتصادی، بنیادها و خیریه‌های مذهبی، بیش از ۳۰ میلیارد دلار -به گفته یکی از نمایندگان سابق مجلس ایران- در سوریه هزینه کرد. هدف اولیه، حفظ بشار اسد در قدرت بود، اما از سال ۲۰۱۷ این هدف به تدریج تغییر کرد و تهران می‌خواست هزینه‌ها را به سرمایه تبدیل کند.

در همین چارچوب «ستاد توسعه روابط اقتصادی ایران و سوریه» تاسیس شد که ریاست آن را عباس اکبری، از فرماندهان سپاه پاسداران، بر عهده داشت. اکبری مامور شد با استفاده از نفوذ نظامی و هماهنگی با نهادهای امنیتی و اقتصادی ایرانی، پروژه‌هایی را در حوزه انرژی، حمل‌ونقل، ساخت‌وساز، مخابرات، کشاورزی، گردشگری مذهبی و زیرساخت‌های شهری، با هدف «تثبیت نفوذ» ایران پیش ببرد.

یک سند ۳۳ صفحه ای که در سفارت ایران در دمشق یافت شد، جزئیاتی از رویای تهران برای اجرای طرح مارشال برای بازسازی سوریه را فاش می کند. یکی از نکات کلیدی سند این است: «فرصت ۴۰۰ میلیارد دلاری برای بازسازی سوریه و سهم ایران از آن».

منبع تصویر، Reuters

توضیح تصویر، برنامه‌ای ۳۳ صفحه‌ای در میان اسناد سفارت ایران در دمشق وجود دارد که نشان می‌دهد ایران قصد داشت با الهام از طرح مارشال آمریکا، سوریه را به مدلی از بازسازی تحت هدایت جمهوری اسلامی بدل کند

به گزارش رویترز بر اساس سندی ۳۳ صفحه‌ای که از سفارت ایران در دمشق به دست آمده، شرکت‌هایی مانند مپنا (فعال در صنعت برق)، دنیای مس (در حوزه کابل و تجهیزات برقی) و چند شرکت دیگر، پروژه‌های متعددی را در حوزه‌های متنوعی آغاز کردند که از جمله می‌توان به این موارد اشاره کرد:

  • احداث نیروگاه بزرگ لاذقیه با بودجه‌ای بیش از ۴۱۱ میلیون یورو
  • بازسازی پالایشگاه‌های نفتی و پروژه‌های استخراج فسفات در مناطق شرقی
  • احداث پل ریلی ۲۶ میلیون دلاری بر رود فرات
  • پروژه ساخت واحدهای مسکونی و واگذاری زمین‌های کشاورزی
  • راه‌اندازی اپراتور تلفن همراه ایرانی در سوریه

در یکی از اسلایدهای پاورپوینت ضمیمه این سند، برآورد شده است که این پروژه می‌تواند «۴۰۰ میلیارد دلار فرصت اقتصادی» برای ایران در سوریه ایجاد کند.

اما این پروژه‌ها یکی پس از دیگری با مانع روبه‌رو شد.

اسناد پاره شده داخل سفارت ایران تلاشی برای تکرار طرح مارشال در سوریه قبل از فروپاشی ائتلاف را نشان می دهد.

منبع تصویر، Reuters

توضیح تصویر، خبرگزاری رویترز در گزارش اخیر خود، اسناد و مدارکی را افشا کرده که پس از تخلیه و غارت سفارت ایران در دمشق به دست آمده‌ است

چرا برنامه‌های ایران در سوریه شکست خورد؟

به گزارش رویترز گروه مپنا، بزرگ‌ترین پیمانکار ایرانی در حوزه برق، از جمله شرکت‌هایی بود که به شدت آسیب دید. نیروگاه نیمه‌تمام لاذقیه به دلیل «فساد» پیمانکار سوری، عدم پرداخت بدهی، نوسانات ارزی و تحریم‌ها متوقف شد. مهندسان سوری در گفت‌وگو با رویترز گفته‌اند که «بسیاری از نیروهای اعزامی ایرانی نیز فاقد صلاحیت فنی لازم بودند و حضورشان بیشتر به دلیل روابط شخصی یا سیاسی بود تا تخصص و کارشناسی.»

برخی از اسناد نیز نشان می‌دهد که «دولت سوریه مفاد قراردادها را به طور یک‌جانبه تغییر داده، پروژه‌ها را بدون هماهنگی متوقف کرده یا به شرکت‌های رقیب (مانند پیمانکاران روس یا عرب) واگذار کرده است.» شرکت دنیای مس، تامین‌کننده کابل‌های برق، بخشی از سرمایه‌اش را در جریان نوسانات ارزی از دست داد. درخواست کمک این شرکت از عباس اکبری – برای فشار بر بانک مرکزی سوریه جهت پرداخت بدهی‌ها – بی‌پاسخ ماند. در نامه‌ای دیگر، شرکت دنیای مس خواهان مداخله سفیر ایران برای دریافت ۲/۴ میلیون دلار بدهی شده بود.

رویترز می‌نویسد در نامه‌های داخلی ستاد اقتصادی ایران به سفیر این کشور در دمشق، بارها از «بروکراسی پیچیده سوریه»، «عدم پایبندی به قراردادها» و «مافیاهای اقتصادی» به عنوان مانع اصلی نام برده شده است. یکی از اسناد حتی پیشنهاد داده بود برای پیشبرد پروژه‌ها باید افراد کلیدی این مافیاها شناسایی شوند.

به گزارش رویترز، تنها در میان ۴۰ پروژه بررسی‌شده در سفارت ایران، «بدهی‌های معوقه سوریه به شرکت‌های ایرانی به ۱۷۸ میلیون دلار می‌رسید.»

تفاوت‌های سیاسی و محیطی میان اروپای پس از جنگ جهانی دوم و سوریه‌ بعد از جنگ داخلی، آن‌قدر زیاد بود که این الگوبرداری عملا ناکام ماند.

اروپای ۱۹۴۸ از یک نظم سیاسی مشترک، زیرساخت‌های بوروکراتیک، حمایت جهانی و اعتماد عمومی به آمریکا بهره می‌برد. اما سوریه گرفتار نزاع‌های قومی و مذهبی، فساد ساختاری، تحریم، حضور نظامی قدرت‌های رقیب و بی‌اعتمادی به بازیگران خارجی، از جمله ایران، بود.

در همین زمینه، رویترز گزارش می‌دهد که ایران حتی سعی داشت «ساختاری مشابه با آژانس توسعه بین‌المللی آمریکا» راه‌اندازی کند که بتواند نفوذ نرم و بلندمدت در سوریه داشته باشد. اما واقعیت‌های میدانی امکان چنین کاری را از میان برد.

سرانجام با سقوط غیرمنتظره بشار اسد در دسامبر ۲۰۲۴، آن‌چه از ساختارهای سیاسی و اقتصادی وابسته به ایران در سوریه باقی مانده بود، به سرعت فروپاشید. رئیس‌جمهور سوریه که سال‌ها با حمایت نظامی و مالی تهران بر سر قدرت مانده بود، به دنبال پیشروی ائتلافی از مخالفان تحت رهبری هیئت تحریر شام، به روسیه گریخت.

جمهوری اسلامی نه‌تنها یکی از مهم‌ترین متحدان سیاسی خود را از دست داد، بلکه میلیاردها دلار سرمایه‌گذاری‌ برای تثبیت نفوذ در سوریه و رویای پیاده‌سازی طرح مارشال را نیز بر باد رفت.

دیدار ابراهیم رئیسی رئیس جمهور وقت ایران و بشار اسد رئیس جمهور وقت سوریه در دمشق.

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، جاه طلبی‌های ایران در سوریه با فروپاشی رژیم بشار اسد از بین رفت

فراخوان ناکام روسیه برای پیاده‌سازی طرح مارشال در سوریه

اما این نخستین بار نبود که نام طرح مارشال در ارتباط با بازسازی سوریه مطرح می‌شد. در واقع اگر جمهوری اسلامی ایران به صورت پنهان به دنبال اجرای آن برای تامین و تقویت منافع خود در منطقه و ساحل مدیترانه بود، پیش از آن بارها نام این طرح از تریبون‌های رسمی و از سوی مقام‌های ارشد کشورها و نهادهای بین‌المللی و همین طور مخالفان بشار اسد، در ارتباط با بازسازی سوریه مطرح شده بود.

روسیه، که از متحدان اصلی بشار اسد به شمار می‌رفت، از نخستین کشورهایی بود که به صراحت از نیاز به نوعی «طرح مارشال» برای خاورمیانه و به طور خاص بازسازی سوریه سخن گفته بود.

ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه در اکتبر ۲۰۱۶ در جریان نشست مجمع والدای گفت: «خاورمیانه نیاز به برنامه‌ای گسترده و مشابه طرح مارشال برای بازسازی و رشد دارد.» او افزود که تنها با کمک‌های ساختاری و برنامه‌ریزی‌شده می‌توان ثبات را به منطقه بازگرداند.

در همان سال، سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه، نیز در کنفرانسی در مسکو اعلام کرد: «سوریه بدون اجرای طرحی مشابه طرح مارشال، هرگز به پایداری و بازسازی نخواهد رسید.»

اما تفاوت بزرگ میان آمریکا در سال ۱۹۴۸ و روسیه آن روز، توان اقتصادی و انگیزه سیاسی برای تامین مالی چنین طرحی بود. به نظر می‌آمد که مسکو، برخلاف واشنگتن پس از جنگ جهانی، نمی‌خواست خود هزینه چنین برنامه‌ای را بپردازد.

پیشنهاداتی هم در همین چارچوب از سوی برخی مقام‌های اروپایی مطرح شد. آلمان و فرانسه در سال ۲۰۱۷ در چارچوب نشست‌های اتحادیه اروپا پیشنهاد کردند که بخشی از بودجه بازسازی سوریه مشروط به انجام اصلاحات سیاسی و خروج نیروهای خارجی (از جمله ایران و روسیه) در نظر گرفته شود. این پیش‌شرط‌ها اما با واکنش منفی دمشق، تهران و مسکو مواجه شد و عملا طرح اروپایی نیز به نتیجه نرسید.

پیش از آن هم رهبران اپوزیسیون سوریه در همان سال‌های ابتدایی جنگ داخلی، با اشاره به این طرح، برای بازسازی کشور بعد از جنگ از جامعه جهانی درخواست کمک کرده بودند.

در سال ۲۰۱۲ عبدالباسط سیدا، رئیس وقت شورای ملی سوریه،‌ اعلام کرد که در صورت سقوط حکومت بشار اسد، باید برنامه‌ای مشابه طرح مارشال در این کشور پیاده شود.

او در آن زمان گفت: «پس از ویرانی‌های گسترده، ما قاطعانه معتقدیم سوریه به طرحی مشابه طرح مارشال نیاز دارد تا بتواند دوباره بر پایه‌ای مستحکم از نظر مالی و اقتصادی استوار شود. در غیر این صورت، نبود توسعه‌ای جامع و واقعی، زمینه را برای رشد انواع افراط‌گرایی فراهم خواهد کرد.»

اما این فراخوان‌ها در اوج جنگ داخلی، با احتیاط کشورهای غربی روبه‌رو شد و در نهایت بشار اسد تا سال‌ها در قدرت باقی ماند. نبود چشم‌انداز روشن برای آینده سیاسی سوریه، پراکندگی اپوزیسیون، و نگرانی از قدرت‌گیری گروه‌های اسلام‌گرا در خلأ قدرت، مانع از ارائه کمک مالی در سطحی ساختاری شد. حتی کمک‌های محدود نیز عمدتاً به مناطق تحت کنترل کردها یا نیروهای دموکراتیک سوریه محدود ماند و هیچ‌گاه تبدیل به برنامه‌ای در سطح طرح مارشال نشد.