شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
ماجرای عجیب اولین بازی رونالدو در رئال مادرید؛ «توپ و رونالدو را باهم زدم»
۶ ژوئیه ۲۰۰۹ که کریستیانو رونالدو برای حضور در مراسم استقبالش وارد ورزشگاه سانتیاگو برنابئو شد، ۸۰ هزار نفر در انتظار دیدن گرانترین بازیکن تاریخ فوتبال تا آن زمان بودند.
چنین استقبالی البته عجیب هم نبود، آنها حالا ستارهای ۲۴ ساله داشتند که در منچستر توپ طلای فوتبال اروپا را برده بود و با ۸۰ میلیون پوند به مادرید آمده بود.
دو هفته بعد رونالدو در تلا، شهرکی در جنوب دوبلین بود. آنها قرار بود با شامراک راورز، تیمی در دسته اول فوتبال ایرلند که تعدادی بازیکن نیمهوقت داشت، مسابقه دهند.
جاناتان روش، رئیس آن زمان باشگاه شامراک به بیبیسی گفت: «یک مدیربرنامه ترتیب ماجرا را داد. رئال در یک اردوی تمرینی به نام کارتون هاوس در دوبلین بود. تنها باشگاهی که برای بازی آنها مناسب بود، ما بودیم. آنها البته هنوز با رونالدو قراداد امضا نکرده بودند؛ اتفاقی که موجب شد حتی بزرگتر هم بشوند. مجبور شدیم برنامههای آمادهسازی خودمان را کنار بگذاریم»
شایعاتی رواج پیدا کرده بود که یکی از بزرگترین باشگاهای جهان قرار است به تلا بیاید، اما حتی بازیکنان تیم هم این را باور نکرده بودند.
پادریگ آموند، مهاجم آن زمان تیم میگوید: «خبر را اول از همه در روزنامهها خواندیم و همه ما میگفتیم، نه، این اتفاق نمیافتد، این اتفاق نمیافتد.»
باشگاه پس از ۲۵ سال که بازیهای خانگیاش در زمینی مشترک برگزار میشد به استادیومی تازه اسبابکشی کرده بود، ولی کار ساخت و ساز هنوز تمام نشده بود و با توجه به تعداد بلیتی که فروخته شده بود، باید صندلیهای موقتی روی سکوهای ورزشگاه قرار داده میشد.
در واقع در حالی که آن موقع ۳۰۰۰ صندلی آماده شده بود، نزدیک به ۱۲۰۰۰ بلیت فروخته شده بود. این یعنی تمام بلیتهایی که برای فروش گذاشته شده بود و از سوی دیگر دوربینهای شبکه «اسکای اسپرت» هم برای پخش بازی در بریتانیا در ورزشگاه مستقر شده بودند.
سرمربی آن زمان راورز، مایکل اونیل بود؛ مردی که سپس سرمربی تیم ملی ایرلند شمالی شد و الان هدایت استوک سیتی را به عهده دارد.
«توپ و رونالدو را باهم زدم»
هم زمان که باشگاه آماده رقابت با حریفی نامدار میشد، در لیگ داخلی هم فصل هیجانانگیزی را میگذراند و مدعی قهرمانی بود. آنها فقط ۴۸ ساعت قبل از آن با اسلیگو راورز بازی کرده بودند.
آموند میگوید: «مجبور شدیم برنامههای آمادهسازی را کنار بگذاریم. اگر برای مسابقه لیگ داخل زمین نمیرفتیم باید آماده قبول حجم بزرگی از انتقادات میشدیم.»
«هر نتیجهای که بدست میآمد، باشگاه از بازی با رئال مادرید پول در میآورد. آن بازی هم در کورس قهرمانی بود و به ما گفته شده بود که چشم از توپ برنداریم. اما ما برنده آن مسابقه شدیم.»
روز بازی فرا رسید و هیجانی که در فضا وجود داشت، کاملا ملموس بود. رونالدو، رائول، مارسلو و گوتی در ترکیب اصلی بودند و کریم بنزما، دیگر بازیکنی که اولین مسابقهاش برای رئال مادرید را تجربه میکرد، بین دو نیمه وارد زمین شد. کلاس متفاوت دو تیم خیلی زود پیش چشم پت فلین، مدافع تیم آمد.
فلین با خنده میگوید: «آنها با اتوبوس پر زرق و برقشان اینجا رسیدند. من آن موقع برای کوکا کولا کار میکردم، خب حالا صحنهای را تصور کنید که من وانتم را کنار اتوبوس آنها پارک کردم. اونیل در رختکن و قبل از شروع بازی آرام به نظر میرسید.»
آموند میگوید: «همراه با ما میخندید. نگاهی به برگهای که ترکیب تیم روی آن نوشته بود انداخت و گفت، بچهها چه چیز دیگری قرار است به شما بگویم؟ این رئال مادرید است. فقط لذت ببرید.»
«در رختکن داشتیم صحبت میکردیم که هرکدام باید چه کسی را بگیریم. روی فهرست تیم اسامی رسمی بازیکنان نوشته شده بود، اما طبیعتا روی پیراهن بازیکنان برزیلی و پرتغالی اسمهای مستعارشان چاپ میشد.»
«یکی از آنها را نشناختیم اما متوجه شدیم که احتمالا دفاع وسط است. فقط وقتی که آنها داخل تونل ورودی ورزشگاه ایستاده بودند، متوجه شدیم که بازیکن مورد نظر پهپه است.»
«او در میانههای گذراندن ۱۰ بازی محرومیت بود (پس از اخراج مقابل ختافه در آوریل)، ولی چون این یک مسابقه دوستانه بود، اجازه بازی داشت.»
رونالدو جذابترین موضوع آن بازی بود اما هنوز مدت زیادی از سوت آغاز مسابقه نگذشته بود که فلین او را نقش بر زمین کرد.
او با لبخند گفت: «مردم از قبل راجع به رویارویی ما صحبت کرده بودند. من به عنوان آدمی سرسخت جا افتاده بودم، هرچند که خودم هم نمیدانم این موضوع حقیقت داشت یا نه. یکی از نشریات تصویرم را کشیده بود در حالی که خون از صورتم پایین میریخت و رونالدو را در حالی که خط هم به او نیفتاده بود.»
«اما من دفاع راست بودم و او در پست بال راست حریف بازی میکرد. ناگهان به داخل زد و سه نفر از بازیکنان ما را از بازی خارج کرد. جلوی من رسید در حالی که توپ بین ما دو نفر بود. من توپ را زدم و او را هم همین طور. او فقط نگاه میکرد و با خودش میگفت، چی شد؟»
اوضاع به کام بود
بازی تا آخرین دقایق بدون گل بود تا این که بنزما در دقیقه ۸۸ گل زد. رونالدو در پایان نیمه اول تعویض شد و در حالی از زمین بیرون رفت که تماشاگران میزبان او را هو میکردند.
حالا توجه همه به پیراهن عوض کردن بازیکنان بود.
آموند میگوید: «بسیاری از بازیکنان به دنبال رونالدو بودند، اما او پیراهنش را نگه داشت زیرا که این اولین مسابقهاش بود.»
«در پایان نیمه اول رائول را دیدم که مشغول ور رفتن با بازوبند کاپیتانیاش بود و وقتی داشت از زمین خارج میشد از او خواستم که پیراهنش را به من بدهد. همان جا میخواست پیراهنش را با من عوض کند اما مجبور شدم بگویم که نیمه دوم هم بازی خواهم کرد.»
«بعد از بازی ما در رختکن نشسته بودیم که دیدیم در میزنند. رائول بود که به دنبال پیراهن من آمده بود. نمیدانم آن را برای پاک کردن ماشینش میخواست یا چیز دیگر.»
یک دهه از آن بازی گذشته است و شامراک راورز هنوز از مزایای آن روز بهره میبرد و خودش را به عنوان تیمی معتبر در فوتبال ایرلند که گهگداری به اروپا هم میرسد، تثبیت کرده است.
روش میگوید: « اوضاع به کام بود. چنین اتفاقی الان هرگز نمیافتد. آن مسابقه بیشتر از یک بازی دوستانه صرف بود و برند ما را روی ورزشگاه جدید ثبت کرد.»
«ما رئال مادرید را به آنجا آوردیم و این در آن دوره نشان میداد که یک باشگاه فوتبال چه تواناییهایی دارد.»