نمایشگاه کتاب تهران زیر سایه گرانی، سیاست و سلبریتی

منبع تصویر، Irna - M.Mahdi Pourarab
- نویسنده, علی مصلح
- شغل, روزنامهنگار
سیوششمین نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران در حالی به پایان رسید که مسئولان از رشد فروش خبر میدهند، اما روایتهای میدانی و فضای مجازی تصویری متفاوت از این رویداد فرهنگی ارائه میکنند؛ تصویری که بیش از هر چیز زیر سایه گرانی کتاب، استقبال کمرنگ و حاشیههای حضور چهرههای مشهور رقم خورده است.
طی سالهای اخیر و با چند بار جابهجایی محل برگزاری نمایشگاه و مشکلاتی مانند دسترسی و ترافیک، بخشی با عنوان «مجازی» به این رویداد اضافه شده است که خریداران میتوانند بدون حضور در نمایشگاه، عنوانهای موردنظر خود را در وبسایت انتخاب و به شکل آنلاین بخرند و از طریق پست دریافت کنند.
ابراهیم حیدری، سخنگوی نمایشگاه، گفت فروش مجازی به رقم ۳۶۴ میلیارد و ۹۵۹ میلیون تومان و فروش حضوری به ۲۹۱ میلیارد تومان رسید. این اختلاف، بهویژه در رویدادی که ماهیتش حضوری است، نگرانیها از کاهش مراجعه مردم به نمایشگاه را تقویت میکند.
در آخرین روز برگزاری نمایشگاه امسال، یکی از معاونان این رویکرد دوگانه را زیر سوال برد و پیشنهاد داد مسئولان وزارت ارشاد نمایشگاه مجازی و حضوری را از هم جدا کنند. مهدی اسماعیلیراد که معاون امور ناشران نمایشگاه امسال است در گفتوگو با خبرنگاران اعلام کرد تعداد بازدیدکنندگان سال به سال کمتر میشود و یکی از دلایل این اتفاق را برگزاری «نمایشگاه مجازی» دانست.
در مقابل، سخنگوی نمایشگاه این کاهش حضور را رد کرده و به استناد آمار موبایلهای فعال در محل، تعداد بازدیدکنندگان را حدود ۴۰۰ هزار نفر اعلام کرده است. اما واقعیت این است که شمار موبایلها، لزوماً به معنای خریداران واقعی نیست.
با این حال بر اساس آنچه در تاریخچه نمایشگاه کتاب مرسوم است، همه شرکتکنندگان لزوما برای خرید به نمایشگاه نمیروند و از سوی دیگر، بخش مهمی از خرید به ناشران کتابهای کمک آموزشی مدارس و همچنین ناشران دانشگاهی اختصاص دارد.
خبرگزاری ایسنا در گزارشی از روز نهم نمایشگاه به نقل از یک ناشر نوشت این «روزی شلوغ و خستهکننده اما بیفایده» بوده که اشارهای به خرید نکردن بازدیدکنندگان بود.
وزارت ارشاد از همان سالهای ابتدایی برگزاری نمایشگاه کتاب اقدام به توزیع «بن کتاب» برای تشویق خرید میکند و در سالهای اخیر این رویه در قالب توزیع اعتبار الکترونیک بین گروههای مختلف ادامه دارد.
با افزایش شدید قیمت کتاب در سالهای اخیر، استفاده از این بنها میتواند بخش قابل توجهی از فروش نمایشگاه کتاب را تشکیل دهد، هرچند که وزارت ارشاد آماری از سهم آن در فروش کتاب اعلام نکرده است. از سوی دیگر معاون امور ناشران نمایشگاه اعلام کرد استفاده از این بنها فقط هنگام خرید مجازی ممکن است و به همین دلیل مراجعه حضوری کمتر شده است.

منبع تصویر، Irna - M.Mahdi Pourarab
گرانی کتاب و سقوط شمارگان

منبع تصویر، JAMARAN
محسن جوادی، رئیس نمایشگاه و معاون فرهنگی وزارت ارشاد، گرانی کتاب را «واقعیتی انکارناپذیر» دانسته، اگرچه چند روز بعد در یک برنامه تلویزیونی گفت که به نظرش «کتاب گران نیست».
اما دادههای خانه کتاب تصویر روشنی ارائه میدهند: میانگین قیمت کتاب در فروردین امسال ۲۲۱ هزار تومان بوده که نسبت به سال قبل ۲۲ درصد افزایش یافته است. این رقم در سال ۱۳۹۹ حدود ۳۶ هزار تومان و در ۱۳۹۴ تنها ۱۲ هزار تومان بود.
در همین بازه، شمارگان چاپ کتاب از حدود ۲۰۰۰ نسخه در ۱۳۹۴ به کمتر از ۹۰۰ نسخه در سال جاری کاهش یافته است؛ نشانهای از بیاعتمادی ناشران به بازار فروش.
این دادهها نشان میدهند میانگین قیمت کتاب در ایران طی کمتر از پنج سال بیش از ۶ برابر و طی ۱۰ سال نزدیک به ۱۸ برابر شده است.
وزارت ارشاد و ناشران دلیل اصلی گرانی کتاب را به افزایش سرسامآور قیمت کاغذ ربط میدهند و به رغم وعدههایی که دولتهای مختلف در ایران دادهاند، این مشکل همچنان وجود دارد. معاون فرهنگی وزارت ارشاد در جریان برگزاری نمایشگاه کتاب امسال گفت کاغذ داخلی از نظر «کیفیت و کمیت» مشکل دارد و گرانی کتاب را بخشی از «روند عمومی» افزایش قیمتها دانست. او در این باره اعلام کرده است: «خیلی هم دست ما نیست که بتوانیم کاری کنیم»
روایتها از فضای نمایشگاه کتاب که در فضای مجازی بازتاب یافت، با اظهارنظرهای رسمی مسئولان دولتی تفاوت داشت. حتی محمدعلی ابطحی، معاون پیشین رئیسجمهور در دولت محمد خاتمی، با انتشار متنی در شبکه ایکس گفت امسال نمایشگاه کتاب «چنگی به دل نمیزد» و به تعداد زیاد کتابهای مذهبی و «شبهروانشناسی» اشاره کرد و گفت سایر عناوین «بسیار کم» بود.
چهرههای مشهور و حاشیهسازی تبلیغاتی

منبع تصویر، HAMSHAHRIONLINE
یکی از موضوعات جنجالی نمایشگاه امسال، حضور چهرههای سینما و تلویزیون در غرفهها بود. از جمله نرگس آبیار و بهنوش طباطبایی که برای تبلیغ سریال «سووشون» به غرفه انتشارات خوارزمی رفتند. ابتدا گفته شد آنها نسخههایی از رمان سیمین دانشور را امضا میکنند، اما بعداً روشن شد که تنها «کارت پستال»هایی با تصویر نویسنده را امضا کردهاند.
این خبر با واکنشهای منفی بسیاری در شبکههای اجتماعی مواجه شد.
برخی این اقدام را سوءاستفاده تبلیغاتی از یک اثر کلاسیک دانستند. در نمونهای دیگر، یک ناشر مذهبی با حضور شهاب مرادی، روحانی اصولگرا، نشستی تبلیغی برگزار کرد. همچنین برای یکی از بازیگران سینما، در روزهای ابتدایی نمایشگاه، جشن تولد گرفته شد.
مسئولان بلندپایه نیز مانند سالهای گذشته به نمایشگاه کتاب رفتند و از غرفهها بازدید کردند.
انتشار کتابی درباره ابراهیم رئیسی، رئیسجمهور سابق، به دلیل نامی که برای آن انتخاب شده بود، خبرساز شد. این کتاب با عنوان «هارداسان» توسط محمدمهدی رحیمی، از مدیران روابط عمومی دفتر ریاستجمهوری در دولت قبل، توسط انتشارات سوره مهر -از ناشران بزرگ حکومتی و وابسته به سازمان تبلیغات اسلامی- منتشر شد.
هرچند کاربران شبکههای اجتماعی این نام برای کتابی درباره ابراهیم رئیسی را بهانه شوخی و طعنه کردند، اما مراسم رونمایی از کتاب همزمان با برگزاری نمایشگاه برگزار شد. فارغ از بازتابهای اجتماعی و سیاسی، انتشار این کتاب با چنین نامی -که یادآور ویدئویی از لحظات پیش از پیدا شدن پیکر رئیسجمهور سابق ایران و همراهانش بعد از سقوط بالگرد در اردیبهشت ماه سال گذشته است- میتواند نشانهای باشد که حتی ناشران حکومتی که معمولا برای انتشار کتابهای خود دغدغه کسب سود ندارند، نیز وارد رقابت تبلیغات تجاری در فضای مجازی شدهاند.
این بنگاههای انتشاراتی که اغلب وابسته به نهادهای حکومتی فرهنگی، سیاسی و نظامی هستند، هر سال در نمایشگاه کتاب غرفههای وسیعی دارند و آثار خود را عرضه میکنند. سالها است که فعالان نشر در بخش خصوصی از بودجههای هنگفت و امکانات وسیع و مزایای فراوان در اختیار این ناشران -مانند کاغذ و چاپخانه- گلایه دارند و میگویند حضور آنها در بازار نشر ایران شرایط نابرابری را رقم زده است.
با این حال، سهم این موسسات از نمایشگاه کتاب با گذشت زمان بیشتر هم شده است و همزمان برخی ناشران مستقل بخش خصوصی حتی قید حضور در نمایشگاه را میزنند.
گزارشها و تصاویر منتشرشده از نمایشگاه امسال، از حضور گسترده مامورانی حکایت داشت که در حال تذکر درباره حجاب بودند؛ فضایی که برخی آن را با «گشت ارشاد» مقایسه کردند. با این حال، حضور زنان بدون حجاب اجباری در عکسها و روایتها مشهود بود و بسیاری از آنها به تذکرها اعتنایی نکردهاند.
شعار امسال نمایشگاه «بخوانیم برای ایران» بود، اما آنچه در واقعیت دیده شد، بیشتر نمایشگر فاصله میان شعار و عمل بود: گرانی، تغییر سبک زندگی، تمرکز بر چهرهها بهجای محتوا و سیاستزدگی مفرط فضای فرهنگی. به نظر میرسد «خواندن» هنوز برای بسیاری از مردم ایران کالایی لوکس است.














