«وکیل مجردها»؛ چگونه نماینده پیشین افغانستان ازدواج هزاران زوج را ممکن ساخت؟

- نویسنده, ببرک احساس و ندیم اشرف
- شغل, بیبیسی
در افغانستان، دوران نامزدی معمولاً سالها طول میکشد، گاهی بیش از یک دهه، تا زمانی که داماد بتواند هزینههای عروسی را پسانداز کند.
جامعه انتظار دارد مراسم ازدواج با شکوه برگزار شود، و پدر عروس اغلب مهریه سنگینی طلب میکند، اما بسیاری از دامادان از تامین این هزینهها ناتواناند. اکنون یک مرد تلاش دارد به این انتظار طولانی زوجها پایان دهد.
وقتی نعمتالله سادات در ۱۹ سالگی نامزد شد، پدرزن آیندهاش برای عروسی چندین شرط تعیین کرد، از جمله هدایای گرانقیمت و برگزاری مراسم پرهزینه. نعمتالله پذیرفت، اما پس از محاسبه متوجه شد که هزینه آن به ۸۰۰ هزار افغانی (حدود ۱۱هزار دلار) میرسد.
حتی پس از آنکه نعمتالله بهعنوان معلم شغل تماموقت پیدا کرد، پسانداز چنین مبلغی برایش تقریباً غیرممکن بود. این رقم معادل تقریباً ۱۳ سال حقوق او بود، آن هم در صورتی که تمام درآمدش را پسانداز میکرد.
در واقع، تقریباً همه درآمد او، علاوه بر تمام درآمد پدرش، صرف هزینههای زندگی خانوادگی میشود. به این ترتیب، پس از گذشت شش سال، ازدواج برایش امری غیرممکن به نظر میرسید.
او میگوید: «پدرزنم طلا و دیگر هزینههای مربوط به مراسم عروسی میخواست. بارها از او خواستم تا کوتاه بیاید و هزینهها را کم کند، اما قبول نمیکرد.»

منبع تصویر، Getty Images
جوان دیگری بهنام محمدی ماهانه ۵۰۰۰ افغانی پسانداز میکند، اما میگوید هنوز چهار سال دیگر زمان نیاز دارد تا بتواند هزینههای ازدواج را تهیه کند، در حالی که او نیز اکنون شش سال است که نامزد است.
در همین حال، صابره رجایی میگوید او و نامزدش احتمالاً «حداقل ۱۳ سال دیگر» نمیتوانستند ازدواج کنند، یعنی ۱۹ سال پس از زمانی که در دوره دانشجویی در دانشگاه کابل نامزد شدند.
چنین داستانهایی در افغانستان غیرمعمول نیست، جاییکه زوجهای نامزد با خانوادههایشان زندگی میکنند و طبیعتاً باید تا زمان ازدواج از رابطه جنسی نیز خودداری کنند.
به همین دلیل، سید احمد سیلاب، نماینده پیشین پارلمان، تصمیم گرفت به کمک زوجها بشتابد.
در ۱۲ سال گذشته، او به برگزاری مراسم ازدواج برای ۱۰ هزار زوج، یعنی ۲۰ هزار زن و مرد نامزد، کمک کرده است؛ برخی از آنها تا ۲۰ سال منتظر مانده و در انتظار ازدواج، موی سپید کرده بودند.
او این کار را با برگزاری مراسمهای دستجمعی ازدواج انجام میدهد.

مراسم دستجمعی عروسی برای پایان دادن به انتظار طولانی
سیلاب اعلام میکند که قرار است مراسم ازدواجی در شهری از افغانستان برگزار شود و از افراد میخواهد درخواست بدهند. او گاهی ظرف دو روز ۱۵۰۰ درخواست دریافت میکند. سپس از میان آنها ۱۰۰ زوج را بر اساس معیارهای زیر انتخاب میکند: باید حداقل شش سال از نامزدیشان گذشته باشد، داماد باید درآمدی، هرچند اندک، داشته باشد، معتاد نباشد، و خانواده عروس نیز باید با بخشش مهریه موافقت کند.
مسئله مهریه گاهی مشکلساز میشود و سیلاب را مجبور میکند نقش میانجی را ایفا کند.
او میگوید: «اختلافات مالی روابط بین خانوادهها را از بین برده و پسر و دختر را دشمن هم کرده است. گاهی به پای پدر عروس میافتم و از او میخواهم که به دخترش و دامادش رحم کند.»
شرکتهای تجاری اقلامی مانند لباس عروسی، کفش، لوازم خانه و آشپزخانه و لوازم آرایش را به زوجهای جدید اهدا میکنند. با این حال، هزینه غذا برای مراسم عروسی را خود سیلاب شخصا میپردازد.
زوجها هیچ هزینهای بابت این مراسم پرداخت نمیکنند، و اغلب عروسیها در هتلی مجللتر از آنچه حتی تصورش را میکردند، برگزار میشود.
نعمتالله سادات میگوید: «هرگز فکر نمیکردم عروسیام در چنین هتل زیبایی برگزار شود، چون ما اصلاً توانایی مالی آن را نداشتیم.»

بیبیسی با نعمتالله، محمدی و صابره در یکی از هتلهای کابل، چند روز پیش از برگزاری مراسم دستجمعی ازدواج دیدار کرد. هر سه آنها از اینکه انتظار طولانیشان برای ازدواج به پایان رسیده و از زیر بار هزینههای سنگین نجات یافتهاند، بهوضوح خوشحال بودند.
ایده تأسیس این برنامه سالها پیش به ذهن سیلاب رسید؛ زمانی که در حال انجام کارهای خیریه در شهر زادگاهش، قندهار، از یک زندان بازدید کرد.
او میگوید: «در زندان با جوانان زیادی روبرو شدم که برای تامین هزینههای ازدواج مرتکب جرم شده بودند. دلیل اصلی آن، مهریههای سنگین، هزینههای هنگفت عروسی و رسم و رواجهای ناپسند بود.»
در برخی مناطق، پدر عروس گاهی تا ۱۸هزار دلار مهریه میخواهد. طلا و جواهر برای عروس و سایر هزینههای مراسم ممکن است مبلغ نهایی را به ۳۰هزار دلار برساند؛ در حالی که درآمد سالانه متوسط در افغانستان کمتر از ۵۰۰ دلار است.

«افغانها باید به دامادها و دخترانشان رحم کنند»
در افغانستان، وبسایتهای همسریابی وجود ندارد، بنابراین سیلاب نقش معرف را نیز ایفا میکند. زنان و مردان جوان، شرایط خود برای ازدواج را نزد او ثبت میکنند. این خدمات برای زنان و مردانی که همسرانشان را از دست داده اند نیز فراهم میشود. اگر زوجی از این طریق معرفی شدند و با هم برای ازدواج به توافق رسیدند، سیلاب مراسم ازدواجشان را ترتیب میدهد.
او به همین دلیل لقبهای «وکیل مجردها» و «قهرمان مجردها» را گرفته است.
او میگوید: «به این لقبها افتخار میکنم، چون به گروهی از مردم کمک میکنم که واقعاً رنج میکشند و از خدا میخواهند تا امکان ازدواج برایشان فراهم شود.»

ولی کاری که سیلاب انجام میدهد، میتواند از نظر روحی بسیار فرساینده باشد.
سیلاب زوجی را به یاد دارد که ۱۳ سال نامزد بودند، اما به دلیل خواستههای پدر عروس نتوانسته بودند ازدواج کنند.
او میگوید: «داماد با چشمانی اشکآلود به من گفت که دیگر شکست را پذیرفته و قصد دارد به ایران مهاجرت کند و عروس را برای ۱۳ سال دیگر پشت سر بگذارد.»
او همچنین میگوید که روزانه به ۹۰۰ پیام در شبکههای اجتماعی پاسخ میدهد که ۹۸ درصد آنها مربوط به کارهای مرتبط به ازدواج هستند.
سیلاب میگوید: «گاهی آنقدر خسته میشوم که به ترک این کار فکر میکنم، اما هر بار که یک مراسم ازدواج دستهجمعی را برگزار میکنم، آرامشی عمیق و انرژی تازه پیدا میکنم. هیچ شادیای در جهان بالاتر از این نیست.»














