شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
زنان افغانستان: مردان از ما حمایت نمیکنند
- نویسنده, محجوبه نوروزی
- شغل, خبرنگار بیبیسی
در پی دستور جدید طالبان مبنی بر ممنوعیت ادامه تحصیل دختران در دانشگاهها از زمین و زمان صدا اعتراض بلند شد؛ از سازمان ملل متحد و اتحادیه اروپا گرفته تا کشورهای مسلمان و غیرمسلمان؛ همه یکصدا این دستور حکومت طالبان را به شدت محکوم کردند.
همزمان نیز گروههای کوچکی از زنان در چندین ولایت افغانستان با برپایی تجمعاتی به این دستور جدید طالبان اعتراض کردند که با خشونت و سرکوب طالبان روبرو شدند. شماری از زنان معترض به بیبیسی گفتند که قرار بود در این تظاهرات دانشجویان پسر نیز شرکت کنند ولی هیچ مردی در تظاهرات حضور نیافتند.
برخی از این زنان گفتند که در بسیاری از نقاط افغانستان حتی آب از آب تکان نخورد و کسی به حمایت از زنان افغانستان صدا بلند نکرد.
«مردان به ما ریشخند میزدند»
ژولیا پارسی، از اعضای «جنبش خودجوش زنان معترض افغانستان»، که همیشه در تظاهرات زنان علیه دستورات محدودکننده طالبان شرکت کرده است، میگوید: « با شماری از دانشجویان و معترضین بر ممنوعیت ادامه تحصیل دختران در دانشگاهها اعتراض کردیم. هنگامی که به سمت دانشگاه میرفتیم، متوجه شدیم که طالبان اطراف دانشگاه را محاصره کرده بودند. موترهای (خودروهای) زرهی و تانکها را جابجا (در مسیر مستقر) کرده بودند. ولی ما مسیر اعتراضات خود را تغییر دادیم.
او اضافه میکند که « چهار اطراف ما را طالبان گرفته بودند، باور کنید تمام مردها از دکانهای خود بیرون شده بودند و ما را تماشا میکردند و برخی از آنها حتی به ما ریشخند میزدند و میگفتند خجالت بکشید و بروید در خانههایتان بنشینید».
خانم پارسی میگوید که «من واقعا نمیدانم که چرا مردهای افغانستان تا این حد بیغیرت و بیهمت شده اند، در یک و نیم سال گذشته، این بزرگترین و تلخترین تجربهای من بود که از اعتراضات در مقابل طالبان داشتهام.»
او در باره جامعهای به شدت سنتی و مردسالار حرف میزند که کنشگریها و تفکر مردان هنوز بر اساس سنتهای گذشته است و هنوز در همان قالبها میاندیشند و رفتار میکنند و به قول برخی از زنان معترض افغانستان، هیچ عاملی شاید نتواند موجب تغییر این رفتارهای برخی از مردان سنتی افغانستان شود.
وقتی صحبت از «غیرت افغانی و اسلام» به میان میآید، برخی از مردان این جامعه سنتی حتی حاضرند عزیزترین و نزدیکترین افراد خود را بخاطر آن قربانی کنند.
ندا محمد ندیم، سرپرست وزارت تحصیلات عالی طالبان در پی واکنشهای گسترده داخلی و بینالمللی پس از ممنوعیت ادامه تحصیل دختران در دانشگاهها، در گفتگویی با تلویزیون دولتی «ملی» که در کنترل طالبان است، گفت که در نظام تحصیلی «منکرات وجود داشت»... فعالیت خوابگاههای دانشجویان دختر در ولایات که به باور او خلاف «غیرت افغانی و اسلام» بود... «حجاب کامل از سوی دانشجویان دختر رعایت نمی شد....زن و مرد مختلط بودن و دانشجویان زن در رشتههایی درس میخواندند که به عزت و وقار آنها مساعد نبود.»
این اظهارات آقای ندیم شاید برای برخیها مایه تعجب و شگفتی باشد ولی به قول یکی از شنوندگان برنامه «خبرو نظر» رادیوی بی بی سی دری، «تا حدی منطقی و موجه» است چون از دیدگاه او خوابگاه «جای مناسبی برای دختران نیست».
«مردهای افغانستان زنان را تنها گذاشته اند»
شهلا فرید، استاد سابق علوم سیاسی دانشگاه کابل مقیم آمریکا به «برنامه زن» رادیوی بیبیسی دری گفت: «امروز مردهای افغانستان زنان این کشور را تنها گذاشتهاند. مردم هنوز در برابر طالبان قرار نگرفتهاند. من بسیار امیدوار بودم زمانیکه طالبان زندگی معنوی یک دختر را خاتمه میدهد و در دانشگاه را بروی وی میبندد، پدر وی صدای خود را بلند خواهد کرد. اما من صدای یک پدر باصلاحیتی را که به دخترش اجازه تحصیل داده بود، نشنیدم؛ بلکه این تنها دختران و زنان افغانستان بودند که به تنهایی به خیابانها رفتند و شماری از آنها بازداشت شدند. و فقط خبرنگاران هستند که با زنان و دختران افغانستان هم گام هستند.»
تنها گذاشتن دختران و زنان افغانستان، به طالبان جرات بیشتر میدهد.
به گفته این استاد دانشگاه «اگر تمام مردم شهر کابل در مقابل این تصمیم طالبان ایستاده می شدند، طالبان میترسیدند. ولی زنان تنها به حال خودشان رها شدهاند، زنان بازداشت میشوند، به زندان انداخته میشوند، فشارهای فزیکی و روانی را تحمل میکنند و بعد در جامعه سنتی بر میگردند که دیگر هیچکسی به آنها ارزش قایل نمیشوند.»
خانم فرید میافزود درست است که شماری محدودی از استادان دانشگاه ها از وظایف خود کنار رفتهاند و استعفا کرده اند، ولی اکثریت اساتید افغانستان به دلایل اقتصادی نمیتوانند مشاغل خود را کنار بگذارند.
با این وجود مردانی هستند که عملا در مقابل گروه طالبان جبهه باز کرده واز یک سال گذشته به این شمار زیادی از آنها در این راه جانها خود را از دست دادهاند؛ به ویژه در ولایتهایی مانند پنجشیر، اندراب، بدخشان و برخی نقاط دیگر.
همزمان البته شماری از مردان درباره این اعتراضات به بیبیسی گفتهاند که طالبان بر اساس سنت موسوم به «پشتونوالی» (سنت قبیلهای و محلی) با زنان رفتار متفاوتتری در مقایسه با مردان دارند. طالبان اکثر به نظر این مردان اگر مردان را در اعتراضات دستگیر کنند شکنجه میکنند و در موارد زیادی بازداشتیهای مرد را محاکمه صحرایی کردهاند.
«دلیل عدم حمایت مردان از زنان نبود فرهنگ اعتراض و جیب خالی است»
رمضان بشردوست، عضو سابق مجلس نمایندگان افغانستان، میگوید که عدم حمایت از تظاهرات زنان توسط مردان دلایل مختلف دارد.
او به بیبیسی گفت: «عدم فرهنگ و سنت اعتراض، تظاهرات، قیام و انقلاب علیه زورگویی، ظلم استبداد و خشونت از دلایل عدم حمایت مردان از تظاهرات زنان است.
فرهنگ همبستگی بین اقوام، مذاهب، جنسیتها و اقشار وجود ندارد، به عقیده بعضی از افغانها که در حال حاضر به فکر یک لقمه نان و یک سیر چوب و ذغال سنگ هستند، ادامه تحصیل برای زنان اولویت ندارد.»
آقای بشردوست افزود از سوی دیگر ترس از خشونت و بیرحمی «دستگاه پلیسی حاکم» و همچنین برداشت برخی از افغانها از دین آنها را از حمایت کردن از تظاهرات زنان باز میدارد.
افغانستان ایران نیست
حضرت وهریز، نویسنده و مترجم افغان در کانادا اما با مقایسه اعتراضات ایران و افغانستان میگوید که «ایران حکومت دیکتاتور، ولی متعارفی دارد که با همه خشونت و اختناق حاکم بر جامعه ایران، حکومت جمهوری اسلامی را به عنوان یک جامعه متعارف در برابر اعتراضها و اعتصابها آسیبپذیر میکند.»
آقای وهریز میافزاید : «فرض کنید، استادان و دانشجویان تمام دانشگاههای افغانستان اعتراض و نافرمانی مدنی کنند. چنین اعتراضی چه تاثیری بر رژیم طالب خواهد داشت؟ آنها دانشگاه نرفته اند و نیاز رفتن به دانشگاه را برای مدیریت بهتر جامعه درک نمیکنند.»
آقای وهریز به این باور است که در مقایسه با اعتراضهای ایران، اعتراض زنان افغانستان در رسانههای جریانساز دنیا پوشش چندانی نداشته است.
او می گوید که زنان افغانستان زودتر از ایرانیها اعتراضهای خود را شروع کردند اما توجه و یا حمایت معنادار کشورهای جهان را جلب نکرد.
حضرت وهریز افزود: «رژیمها در افغانستان همیشه به صورت قهرآمیز تغییر کردهاند. از مردان افغانستان هم به همین دلیل، توقع میرود که مسلحانه علیه طالب بجنگند. زیرا اعتراضهای مدنی مسالمت آمیز و ایستادن در کنار زنان معترض، چیزی را تغییر نمیدهد.»
به باور آقای وهریز «سبعیت و بدویت» این رژیم، مادامی که اجازه تهدیدِ دیگران و کشورها را نمیدهد، تحمل میشود و از همینرو، آنها مثل «درندگان» عمل میکنند و زنان ناامید افغانستان که حس میکنند، چیزی برای از دست دادن ندارند، اعتراض میکنند و در این اعتراضها تنها مانده اند.
یک خبرنگار مرد از ولایت تخار که نمی خواهد از وی نام ببریم به بیبیسی گفت که دلیل عدم حضور فیزیکی مردان در کنار زنان این است که آنها اجازه همراهی زنان «نامحرم» را ندارند. او افزود: «مردان میخواهند از زنان حمایت کنند ولی نه به شکل حضوری، اگر مردها در کنار زنان قرار بگیرند و دست به تظاهرات بزنند، با مشکلات جدی از سوی نیروهای طالبان مواجه خواهند شد.»
مسلم شیرزاد، خبرنگار و تحلیلگر سیاسی، نیز میگوید یکی از عوامل اصلی که تا به حال هیچ کشوری حتی پاکستان طالبان را به رسمیت نشناخته است، همین اعتراضات پراکنده شماری محدودی از زنان در افغانستان بوده است که به جاده ریختند و گفتند که ما این «فرمانهای جاهلانه» طالبان را نمیپذیریم.
آقای شیرزاد معتقد است که «مردها نیز باید در کنار زنان ایستاده شوند، از هر طریق ممکن باید از زنان حمایت کنند.
هماکنون یک مجموع بزرگی از استادان استعفا دادهاند و دانشجویان و دانش آموزان پسر نیز دیگر حاضر نیستند به دانشگاه و مدرسه بروند.
«پیام من هم به پسران و مردان همین است، دیگر در کلاسهای درسی حاضر نشوید. در یک ساختار طالبی که نصف از جامعه را نمیپذیرد، به خواهر و مادر شما به نگاه بدوی و قبیلهای مینگرد، پس شما چرا دیگر به آن دانشگاه و مدرسه میروید؟»
اما زنان افغانستان به این باورند که حتی در زمان جمهوریت آنها مجبور بودند در مقابل سنتهای رایج و مردسالاری حتی در پایتخت و در خانه ملت یا پارلمان افغانستان مبارزه کنند.
آنها برای تصویب «قانون منع خشونت علیه زنان» سالها مبارزه کردند و میگویند که «قانون خانواده» را که به نفع زنان بود و زن را محور خانواده میدانست، تا آخرین روزهای جمهوریت به دلیل مخالفت نمایندگان مرد در پارلمان نتوانستند به تصویب برسانند.
زنان معترض افغانستان میگویند هرباری که برای حقوق برابر صدای خود را بلند کردهاند، کسی از آنها حمایت نکردهاست و اکنون هم تنها هستند و به تنهایی به مبارزه خود ادامه خواهند داد.