BBCPersian.com
  • راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
به روز شده: 12:17 گرينويچ - يکشنبه 28 سپتامبر 2008 - 07 مهر 1387
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
جامعه جهانی و چالشهای مبارزه با تروریسم در منطقه
پدی اشدون
اشدون: طالبان چهار امتیاز در اختیار دارند، استفاده از ترور و وحشت، زمان، پناهگاه های امن در پاکستان و نارضایتی مردم از دولت افغانستان
در کنفرانس سالیانه حزب لیبرال دموکرات بریتانیا، پدی اشدون رهبر پیشین آن حزب در سخنرانی خود مساله افغانستان و درگیری بریتانیا و جامعه بین المللی را در آن کشور را بررسی کرد و توصیه کرد که بدون افزودن منابع و هماهنگی نیروی بین المللی ، منطقه و افغانستان و بدون درک درست از وضعیت شورشیان ممکن است مبارزه کنونی به هدف اصلی که تحکیم ثبات در منطقه و تقویت پایه های دولت جوان در افغانستان است نرسد.

او در سخنرانی خود به یادداشتهای محرمانه اش به گوردن براون نخست وزیر بریتانیا اشاره کرد که سال گذشته آنرا نوشته بود و در آن مشورتهای زیادی در رابطه با مسایل افغانستان ارایه کرده بود. آقای اشدوان می گوید از آن زمان تا حالا وضع بسیار پیچیده تر و بغرنج تر شده است. آقای اشداون در یادداشتش به گوردن براون، از یک فرمانده طالبان نقل کرده گه گفته است " غربی ها ساعت در دست دارند، اما زمان در دست ما است."

پدی اشداون ، با بررسی وضعیت کنونی درگیری ها در افغانستان به این باور است که طالبان چهار امتیاز در اختیار دارد: استفاده از ترور و وحشت، زمان، پناهگاه های امن در پاکستان و نارضایتی مردم از دولت افغانستان.

آقای اشدون قرار بود به عنوان نماینده دبیرکل سازمان ملل متحد در افغانستان ایفای وظیفه کند ولی به دلیل عدم رضایت دولت افغانستان این ماموریت به او محول نشد

مینه بکتاش از بخش فارسی و پشتوی بی بی سی، در مورد دیدگاه های آقای اشدون مصاحبه ای اختصاصی با او انجام داده


در سال 2001 شبکه القاعده و طالبان در افغانستان پایگاه و پناهگاه داشتند ، و به اصطلاح 72 ملت تصمیم گرفتند تا این پایگاه ها و پناهگاه ها را از بین ببرند و بردند ، چرا با پناهگاه ها و پایگاه های مشابه در پاکستان چنین برخورد جهانی صورت نمی گیرد؟

من فکر نمیکنم اتلاف بین المللی 72ملت حق مداخله به قلمرو یک کشور را داشته باشند.
اما آنچه درافغانستان انجام دادند، براساس قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل متحده صورت گرفت. حالا ظاهرا اعضای سازمان ملل به این باور اند که نباید جامعه جهانی درامور پاکستان مداخله کند. زیرا در آنجا با یک دولت ناکام روبرو نیستند آنگونه که درافغانستان شاهد آن بودند.

اسناد موثقی وجود ندارد که ازاین کشور برای انجام حملاتی چون یازدهم سپتمراستفاده می شد. من فکرمیکنم این مربوط به جامعه جهانی میشود که درباره آن تصمیم بگیرد. به باورمن هیچ کسی نمی گوید که باید شورای امنیت قطعنامه ای صادر کند تا به پاکستان حمله شود.

در حملات هفتم جولای سال 2005 رد پای مهاجمان به اردوگاه های آموزش نظامی پاکستان شورشیان منتهی شد. آیا این کافی نیست؟ و آیا حالا تمامیت ارضی پاکستان از امنیت جهانی مهمتر است؟

نه، فکر نمی کنم چنین باشد هیچ یک از عناصری که مداخله جامعه جهانی را در پاکستان تایید کند وجود ندارد.

شما در سخنرانی خود گفته بودید که از اول برای سرکوب طالبان غرب اشتباه کرد که نیرو فرستاد. این ماموریت را باید خودافغانها توسط مردم در جنوب این کشور به عهده می گرفت . بادر نظر داشت این طرح و با موجودیت پایگاه های امن برای القاعده و طالبان در پاکستان حالا چه باید کرد؟

دوکار می شود کرد. اول، جامعه جهانی باید بصورت دقیق به پاکستان روشن کند، که آنچه درمناطق مرزی ، بلوچستان، وزیرستان و دیگر مناطق قبایلی جریان دارد، تهدیدی برای صلح در بعد گسترده آن است و پاکستان باید در این زمینه اقدام کند. من درسخنرانی خود ، برای معکوس کردن جریان حرکت اوضاع درافغانستان، به یک استراتژی سه بعدی اشاره کردم.

بازسازی کشور بعد از جنگ بدون سهم همسایه ها نمی تواند موفق باشد، یکی از پیشنهاد های که من درسخنرانی خود داشتم حل منطقه ای مشکل افغانستان از طریق طرحی با سهیم ساختن تمامی همسایه های افغانستان است، که در آن پاکستان و ایران درگیر باشند، چین، که یک قدرت منطقه ای است باید سهم داشته باشد و آرزو داریم روسیه هم نقش داشته باشد تا ساختاری را بوجود آورند که به پاکستان کمک برساند تا به مدد سربازان مسلمان، پاکستان فرصت یابد مشکل بلوچستان، وزیرستان و مناطق قبایلی را حل کند و برای حل این معضل، این بهترین زمینه است.
من فکر نمی کنم مانند افغانستان این مشکل در پاکستان از راه فرستادن نیروهای خارجی راه حل پیدا کند.

چالش جامعه جهانی
اگرامریکا آماده نباشد، ظرفیتی که قادر است افغانستان را از چرخش به سوی یک ناکامی بالقوه به یک موفقیت احتمالی برگرداند، ازدست خواهد رفت. من فکر نمی کنم دولت رئیس جمهور بوش این نکته را درک کند. اما اگر به اظهارات آقای اوباما و آقای مک کین توجه کنید، آنها با اطمینان می گویند، آماده هستند با دشمنان قدیمی صحبت کنند.
اشدون

اگرقرار باشد این معضل حل شود، باید ازطریق یک توافقنامه منطقه ای که براساس آن کشورهای اسلامی منطقه، برای کمک پاکستان گردهم آیند و راه حل لازم را جستجو کنند و منابع مورد نیاز برای رشد و توسعه را که راه حلی برای مشکل باشد تدارک ببینند.

در کابل کنفرانس کشورهای منطقه برگزار شد و توافقنامه کابل بدست آمد. درآن ازتمامی کشورهای همسایه افغانستان خواسته شده تا در بازسازی این کشور سهیم شوند. چرا این توافقنامه موثرواقع نشد آیا ریشه مشکل در اختلاف های موجود بین ایران و آمریکا، پاکستان و هند و روسیه و غرب نهفته نیست ؟

توافقنامه کابل، آنچه را من به آنها اشاره کردم در بر نمی گیرد و این توافقنامه، کشورهای منطقه را جهت اتخاذ اقدامات معین، مانند آنچه در یوگسلاویی شاهد بودیم متحد نمی کند تا هریک وظایف معینی برای حل مساله به عهده بگیرند.

با موجودیت نظریه هایی که در واشنگتن و برخی کشورهای غربی( مطرح است) که ایران نمی تواند در میز مذاکرات جا داشته باشد، نمیتوان به یک توافق منطقه ای دست یافت. البته به دلایلی که ما می دانیم، گفتگو با ایران ساده نیست، همینطور با روسیه، اما واقعیت روز این است.

بدون اینکه کشور های عضو ائتلاف بین المللی آماده شوند تا گامهایی را بردارند . برای درگیر کردن و فعالانه درگیر کردن قدرتهای منطقه ای، از جمله و حتما ایران، و همینطور چین و طبعا هند، برای ایجاد شرایط جهت ثبات منطقه، به سازش نیاز است.

بدون آن شما نمی توانید برای تامین ثبات درافغانستان کمک کنید، چنانچه این مثال در بریتانیا در قضیه ایرلند شمالی با جلب همکاری ایرلند وجلب همکاری منطقه ای برای صلح بوسنی، وجود دارد.

پس چرا آمریکا و جامعه جهانی به این کار تن نمی دهند، مثلا آمریکا آماده است به خاطر افغانستان با ایران پای میز مذاکره بنشیند؟

خوب واقعیت این است که اگرامریکا آماده نباشد، ظرفیتی که قادر است افغانستان را از چرخش به سوی یک ناکامی بالقوه به یک موفقیت احتمالی برگرداند، ازدست خواهد رفت. من فکر نمی کنم دولت رئیس جمهور بوش این نکته را درک کند. اما اگر به اظهارات آقای اوباما و آقای مک کین توجه کنید، آنها با اطمینان می گویند، آماده هستند با دشمنان قدیمی صحبت کنند. به باور من درواشنگتن در این باره تفاهمی به وجود می آید، این یک حقیقت آشکار است تا زمانی که شما آماده این کار نباشید نمی توانید شکست را به موفقیت بدل کنید.

شما در کنفرانس هفته گذشته حزب لیبرال دموکرات گفتید در جنوب افغانستان، تفنگ نقش برتری نسبت به صندوق های رای دارد. دموکراسی غربی در آنجا کمرنگ تر است . طالبان به رغم ایجاد مشکلات و اذیت کردن مردم، بسیاری از ساکنان محل را با ناسیونالیزم و اسلامگرایی به سوی خود می کشانند.
شما توصیه کردید که طالبان مجزا از القاعده مطالعه شود. بسیاری از ساکنان محلی به این نظر اند که طالبان اکنون بیشتر از هر وقت دیگر در کنترل القاعده اند. نظرشما چیست؟

شاید کسانی باشند. اما به نظرمن این درست نیست. این قضاوت نادرستی درباره طبیعت طالبان است. شکی نیست که القاعده دراین جنگ دخیل است و جنگجویان القاعده طالبان کمک می کنند، اما دراصل به نظر من، طالبان مثل القاعده نیست. آنها عمدتا یک سازمان پشتونهای اسلامگرا، ملی گرا و محافظه کار اند. فکر میکنم یکی گرفتن آنها با القاعده، سر درگمی خطرناکی را بوجود می آورد. آنها مثل هم نیستند. اگر می خواهید علیه آنها برنده شوید، ازروشهایی که علیه القاعده استقاده میشود نباید کارگرفت. علیه القاعده باید به اقدامات نظامی مبادرت کرد. اما زمانی که مساله طالبان مطرح است من فکرمی کنم لازم است تا مخلوطی از اقدامات نظامی و سیاسی روی دست گرفته شود.

شما گفتید طالبان افراد اسلام گرا، محافظه کار و ملی گرا هستند. شما دریاداشت های خود هم گفته اید که آنها برای بیش از یکهزارسال، رسوم قبیله ای خود را چون مهمان نوازی که برای شان طوری که دیده شد مشکل آفرین بوده ، حفظ کرده اند، خوب شما فکر نمی کنید که اگر جامعه جهانی درافغانستان، مانند یک مهمان برخورد کند، وضعیت طور دیگری شکل بگیرد؟

من فکرنمی کنم که این راه حل باشد. اما شاید این بخشی از حل معضل باشد. اما زمانیکه جامعه جهانی به کشوری می رود، خیلی مهم است که فرهنگ، رسوم و اعتقادات مردم آن کشور را درک کند و حرمت بگذارد و من فکرمی کنم که این خیلی مهم است.

چالشهای جامعه جهانی
 بازسازی کشور بعد از جنگ بدون سهم همسایه ها نمی تواند موفق باشد، یکی از پیشنهاد های که من درسخنرانی خود داشتم حل منطقه ای مشکل افغانستان از طریق طرحی با سهیم ساختن تمامی همسایه های افغانستان است، که در آن پاکستان و ایران درگیر باشند، چین، که یک قدرت منطقه ای است باید سهم داشته باشد و آرزو داریم روسیه هم نقش داشته باشد
اشدون

من موافقم که آنها باید با توجه به حساسیت های موجود درباره رسوم و فرهنگ محلی مثل یک مهمان مودب ومحترم که دریک کشور دیگر عمل میکنند، برخورد کنند. اما من موافق نیستم که این، مشکل موجود را حل کند. باید کارهای دیگری هم صورت بگیرد.

ما مجبورهستیم شمار سربازان را درافغانستان افزایش دهیم. این لازم است، هر چند که کافی نخواهد بود. اما ازهمه اولتر، باید دو کار خارج از ساختار منطقه ای که پیشتربه آن اشاره کردم انجام شود.
یکی جامعه جهانی باید متحدانه و باهم عمل کند، به یک زبان حرف بزنند و یک استراتژی روشن و واحد داشته باشند. دوم، باید اولویت های خود را مشخص کنند.

و به حکومت افغانستان کمک کنند، موافقید؟

کاملا، افغانستان کشوری است دارای حاکمیت ملی و وظیفه ما درافغانستان مثل وظیفه ما دربوسنی که شرکت دراداره یک حکومت بود، نیست. وظیفه ما کمک به حکومت افغانستان است و اگر همکاری وجود نداشته باشد، نمیتوانیم موفق شویم.

با در نظرداشت یکی از مصاحبه های اخیر حامد کرزی رئیس جمهور افغانستان که انتقاد کرده بود که برخی کشورها در صدد تقویت نهاد های موازی با حکومت در افغانستان اند، وهمچنین با جنگ سالاران همکاری دارند. آیا چنین وضعیتی به حل مشکل کمک می کند؟

من فکرمیکنم در برخورد با این مسایل، همیشه انتخاب دشواراست. اما نظرمن همیشه این بوده واست، وقتی قرار براین باشد تا با قدرتمندان به هدف کار بیشتر، سازش کنید ویا در راستای ایجاد حاکمیت قانون کارکنید، باید اولویت، ایجاد حاکمیت قانون باشد. شاید بتوان با استفاده از ساختار کنونی قدرت، طوریکه درگذشته بریتانیا چنین میکرد، کمی سریعتر پیش رفت. اما اگر بخواهید یک حکومت پایدار درطولانی مدت بسازید، همیشه بهتر است تا از وسوسه ها اجتناب کنید و یک ساختار مناسب حاکمیت قانون را در افغانستان ایجاد کنید و فکر میکنم این یکی از مشکلات است ما بعنوان بخشی از جامعه جهانی به ایجاد یک ساختار کمک کردیم. اما این، اعتماد را در میان مردم افغانستان بوجود نیاورد که فساد ازبین برود و حکومتداری موثر روی کار آید. حالا بسیاری از افغانها فکرمی کنند فساد بیشتر شده و حکومتداری نیز رو به بدتر شدن است.

شما اشاره هایی به نبود یک استراتژی شفاف و واحد جامعه بین المللی در افغانستان کردید، بسیاری از افغانها فکر می کنند که خارجی ها عمداً، و برای دوام حضور خود در افغانستان بهانه سازی می کنند.

من فکرنمی کنم شهروندان خارجی، تاجایی که من میدانم، چنین تصوری داشته باشند. من نمی توانم تصور کنم که این همه سرباز بریتانیا و سایر کشورها که در افغانستان حضور دارند و متحمل تلفات می شوند، بخواهند یک لحظه بیشتر از آنکه ضرورت باشد، که همانا تامین امنیت افغانستان و کشورهای خودشان است، در افغانستان بمانند. اما من می دانم که چرا مردم چنین می گویند. مردم بوسنی هم همین حرف را در باره نیروهای بین المللی مستقردرآن کشور می گفتند. دور بودن ازخانه، و حضور در یک منطقه خطرناک، تفریح و سرگرمی نیست. و همچنان بودن در کشوری که کسی می خواهد شما را بکشد، خوشایند نیست. اما کسانی هستند که این کار را بخاطر ادای مسئولیت انجام می دهند. بگذارید بگویم، هرلحظه ای که مردم افغانستان، ازجامعه جهانی بخواهد که این کشور را ترک کنند و این نظرخود را بگونه دموکراتیک ابراز بدارند، جامعه جهانی افغانستان را ترک می کند.

اگرما موفق نشویم و افغانها خواستار بیرون شدن جامعه جهانی شوند، جامعه جهانی باید افغانستان را ترک بگوید. اما آنچه درحال حاضر واقعیت دارد این است که باوجود این که از حمایت مردم افغانستان از حضور نیروهای خارجی در این کشور کاسته شده، اما اکثریت مردم افغانستان بر اساس نظرسنجی چندی پیش، هنوز خواستار ادامه حضور جامعه جهانی، دراین کشورهستند.

مطالب مرتبط
اخبار روز
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
BBC Copyright Logo بالا ^^
صفحه نخست|جهان|ايران|افغانستان|تاجيکستان|ورزش|دانش و فن|اقتصاد و بازرگانی|فرهنگ و هنر|ویدیو
روز هفتم|نگاه ژرف|صدای شما|آموزش انگليسی
BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران