|
درنگی بر کتاب گزیده غزلیات بیدل | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
شاعران بزرگ، قبل از آن که فهمیده شوند، قبول عام می یابند و بعدها ـ که این بعدها شاید قرنها نیز به طول بکشد ـ کم کم فهمیده می شوند. شاعران متوسط همزمان با فهمیده شدن مورد قبول تعدادی هم قرار می گیرند. ولی شاعران ضعیف، فهم می شوند، اما هیچگاه اقبال عمومی نمییابند. عبدالقادر بیدل، بی شک شاعر بزرگی است. شهرت روز افزون او، از روزگار خودش آغاز شده و تا به امروز ادامه یافته است. ولی فهمیدنش تا امروز نیز چنان که باید و شاید، اتفاق نیفتاده است. امروزه در راه فهم شاعران بزرگ، سه مانع می تواند وجود داشته باشد. اول تجربیات بدیع و افکار بلندشان (در افرادی مانند مولانا و فردوسی). دوم بدایع و لطایف زبانی و بیانی (در کار بزرگانی مانند حافظ، نظامی و بیدل). سوم حجم آنبوه آثار این بزرگان که از حوصله تنگ مردمان روزگار ما بیرون است. البته گاه مشکل چهارمی هم پیش می آید که مربوط می شود به کاربرد اصطلاحات خاص از علوم و فنون رایج زمان شاعر که برای خواننده نا آشنا غریب مینماید (مثلاً در قصاید خاقانی). اما در این میان، بیدل از آن دست شاعرانی است که کارهایش در هرسه بخش به یک معنی در هر چهار بخش کم و بیش دچار ابهامات و گره هایی بوده است. هم بدایع و لطایف زبانی مخصوص خودش را دارد، هم به نسبت شاعران قبل از خودش منظومه فکری متفاوتی را آورده است، هم حجم عظیم آثارش برای جوانان این روزگار مشکل ساز است و به همین نسبت از زبان متفاوتی نیز برخوردار. 'گره گشایی'
می توان گفت که مؤلف در این گزیده قصد داشته حداقل برای سه مشکل از مشکلات چهارگانه، مذکور کلیدهایی را فراهم آورد. او در آغاز یک گزیده خوب فراهم آورده است، گزینش و ویرایش ۴۷۰ غزل از میان ۲۹۰۰ غزل بیدل. در قدم بعدی حدود هزار و پانصد بیت از این غزلها را ابهامزدایی و به قول خودش "گرهگشایی" کرده است. و سرانجام با ترتیب واژه نامه ای تفصیلی تلاش کرده است ابهامات زبانی و نمادهای بیانی بیدل را مرتفع سازد. اما بخش چهارم که فهم جهان بینی و اندیشه است، البته کار دیگری است و طبیعتاً از یک گزیده شعر انتظار برآوردن آن نمیرود، ولی اینقدر هست که این کار خود قدم بزرگی در راه رفع آن مشکل نیز خواهد بود. نقد و نظر در یک گزینش ادبی، دو چیز مهم است، یکی ذوق و سلیقه گزینشگر و دوم ارزش های افزوده ای از قبیل مقدمه و توضیحات و حواشی و باقی فضایلی که گزیده های خوب روزگار ما به آنها آراسته اند. در باره بخش اول کار محمدکاظم کاظمی، میتوان گفت که او در این گزینش تنها سلیقه و ذوق خودش را ملاک قرار نداده، بلکه خواننده را نیز در آن شرکت داده است، زیرا استبداد نظر در اعمال سلیقه شخصی، گزیده را محدود میکند. اما با وجود این، کار گزینش در شعر نمیتواند خالی از دخالت سلیقه باشد و بری از اما و اگر.
اما در بخش دوم، توضیحات مؤلف بسیار راهگشا و کافی است، به طوری که می توان گفت کار از حوصله پاورقی نویسی معمولی بیرون است و با نوعی شرح پهلو میزند. این کار گذشته از جنبه حقوقی، به خریدار کتاب در انتخاب درست و سریع کمک میکند. اما با وجود این شاید بتوان گفت که شرح بعضی از ابیات از قبیل توضیح واضحات است و بعضی از ابیات نیز که می توانسته توضیحی به همراه داشته باشد خالی از توضیح است. مانند بیت دوم از غزل ۱۸۳ "بعد از اینم بی دماغ یأس نتوان زیستن -- دستگاه عیش جاوید من اکنون میرسد". نویسنده در توضیح این شعر آورده است: "در جلد دوم کلیات کابل به جای "نتوان زیستن"، "نتوان یافتن" آمده است که درست تر به نظر میرسد" اما در هردو صورت ریط معنایی دو مصرع دچار اشکال است و نیاز به توضیح داشت. همچنین مؤلف دلیل ترجیح خودش را بیان نکرده است و نوعی ترجیح بلامرجح از کار در آمده است. شرح بیدل با بیدل در بخش توضیحات و "گره گشایی"ها، نکته قابل تذکر دیگر این است که تمام توجه مؤلف معطوف به کار خود بیدل بوده به اصطلاح معروف "شرح بیدل با بیدل" را پیشه کرده است، ولی می توانست و خوب بود اگر از شاعران بزرگ زبان فارسی و یا حداقل از شاعران مکتب هندی نیز مؤیداتی بیاورد. در این کتاب چنین وانمود میشود که شاعر در یک جزیره متروک شعر گفته است و در لفظ و معنی ابداع تمام کرده است. در قسمت واژه نامه نیز میشد دقت های بیشتری مبذول داشت. به عنوان نمونه در صفحه ۷۴۳ ذیل واژه "امکان" اینگونه آمده است: "امکان: ۱ جهان هستی، دنیای مادی. این معنی ظاهراً از اصطلاح فلسفی ممکن الوجود گرفته شده است...". ممکن است مؤلف بگوید این معنی مورد نظر بیدل بوده است، ولی این توهم میرود که معنی این واژهها همینهاست، که در آن صورت درست نیست. به واقع "امکان" حالتی میان واجب و ممتنع است. صفت است و اسم نیست و جهان هستی و یا مادی از مصادیق امکان است نه معانی آن و از ممکن الوجود هم گرفته نشده است، بلکه ممکن الوجود به امکان بر میگردد. شکل و ظاهر کتاب، بسیار آراسته و زیباست. مهمترین حسن آن، گذشته از کمغلط بودن، انتخاب فونت (قلم) های مناسب و زیباست که به خواننده نوعی آسایش روانی و لذت بصری هدیه میکند. به این باید افزود کیفیت چاپ و صحافی مرغوب کتاب را که نشان از تلاش ناشر برای بیرون شدن از وضعیت جاری چاپ کتاب در میان ناشران افغان دارد. شناسنامه کتاب نام کتاب: گزیده غزلیات بیدل به کوشش: محمد کاظم کاظمی ناشر: محمدابراهیم شریعتی افغانستانی طرح جلد: وحید عباسی چاپ: ۱۳۸۶ شمارگان: ۳۰۰۰ نسخه شمار صفحه ها: ۸۰۸ صفحه قطع: رقعی |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||