|
راهی که پر از 'شپش فروش' و 'باجگیر' بود | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
هر وقتی که روی صندلی بس (اتوبوس) برای سفر از مزارشریف به کابل می نشینم، احساس غیرارادی نگرانی به من دست می دهد و به یاد روزگاری می افتم که در هر پنج – شش متری این بزرگراه یک "ایست بازرسی" گروه های مسلح شبه نظامی برپا شده بود. در جریان حاکمیت مجاهدین در این منطقه، راه گیری مسافران منبع بزرگ درآمد برای گروه های مسلح مجاهدین و منبع اصلی ترس و تشویش مسافران بود که با توسل به زور اموال و دارایی هایشان ربوده می شد. شاید در سالهای ۷۰ خورشیدی بزرگراه حدود پنج صد کیلومتری مزارشریف تا کابل از خطرناک ترین راه های افغانستان قلمداد می شد. این مسیر که ولایتهای شمالی افغانستان را به پایتخت کابل و از آنجا به جنوب کشور اتصال می دهد، از اهمیت حیاتی برخوردار بوده و روزانه هزاران مسافر از طریق آن رفت و آمد می کنند و هزاران تن مواد خوراکی از این راه انتقال داده می شود. زیرا که کشورهای ازبکستان، تاجیکستان، ترکمنستان در آسیای مرکزی با شمال مرز مشترک دارند و معاملات بازرگانی این کشورها با افغانستان ظرف دهه های گذشته اهمیت فوق العاده داشته است. دوران دشوار اما این بزرگراه همواره برای مسافران مشکل آفرین بوده است. در دهه هرج و مرج هفتاد خورشیدی، وقتی که ائتلافی از احزاب مجاهدین با ژنرال عبدالرشید دوستم در شمال تشکیل و رابطه با "دولت مرکزی" با برهان الدین ربانی قطع شد، رفت و آمد در بزرگراه کابل – مزار شریف، بازی با زندگی پنداشته می شد.
"جمع آوری مالیات" هم به گونه ای بود که هر ایست بازرسی برای خود پول جمع می کرد. وقتی استدلال می شد که پول را به ایست بازرسی قبلی پرداخته اند، مورد خشم و خشونت قرار می گرفتند تا وادار به پرداخت چند باره مالیات شوند. اقتدار احزاب دو سال پیش از سقوط ولایات شمالی افغانستان به دست طالبان (۱۹۹۴) بود که برای انجام کار شخصی از مزارشریف به سوی کابل رفتم. مردان مسلح که کلاشنکوف ها و راکت اندازها به دست و شانه داشتند، سر و صورت خود را با چادر پوشانده بوده و موها و ریشهای ژولیده شان از آنها قیافه ترسناکی ساخته بود. حکومت بر این شاهراه بر اساس اقتدار احزاب در منطقه تقسیم شده بود. گروه های مسلح وابسته به حرکت اسلامی و وحدت اسلامی از شهر مزارشریف تا غند والگاه (در نیمه راه بلخ – سمنگان) مشغول جمع آوری پول از مسافران بودند. از محله غند والگاه تا فیروزنقشی سمنگان در اختیار جمعیت اسلامی، سپس تا کوتل رباطک و پلخمری در اختیار جنبش ملی و از آنجا تا خنجان و کابل احزاب جمعیت اسلامی و حزب اسلامی از راننده ها و مسافران پول می گرفتند.
'مار و شپش' فرماندهان پوسته های بزرگراه به هر وسیله ممکن از مردم پول می گرفتند و مسافرانی که حاضر نبودند به آنها پول بپردازند، مورد ضرب و شتم قرار می گرفتند. افرادی از همین احزاب گماشته شده بودند که کاروانهای مسافران را از چنگ پوسته های غیرقانونی انتقال دهند؛ آنها هم در مقابل کارشان از مسافران پول می گرفتند. یک مسئول انتقال کاروان مسافران که نمی خواهد نامش فاش شود می گوید که این فرماندهان با استفاده از "مار و شپش" از مردم پول می گرفتند. او می گوید: "یک روز یک فرمانده حزب حرکت اسلامی در مزارشریف به راننده بس مسافربری شپش عسکرش (سربازش) را به مبلغ چند صد هزار افغانی فروخت. اما پس از آنکه راننده شپش را دور انداخت، این فرمانده گفت که بیا پولت را پس بگیر و شپشم را بده. اما چون راننده شپش را دور انداخته بود و نمی توانست شپش را بازگرداند، مجبور بود پول بیشتر فرمانده بدهد تا از شر خود را خلاص کند." این جار و جنجال تا زمانی به قدرت رسیدن طالبان در شمال، در این شاهراه جریان داشت. صدها مسافر ناگزیر در راه مزارشریف - کابل لت و کوب شده، برخی هم به قتل رسیده و شماری هم مورد تجاوز قرار گرفتند. پس از آنکه طالبان روی کار شدند، هرچند بساط این نوع زورگویی ها در بزرگراه شمال افغانستان برچیده شد، اما نفرات طالبان تمام مسافران را به شدت بازرسی می کردند و آنهایی را که به همکاری با گروه های مخالف خود مظنون می دانستند، از موتر پیاده و با خود می بردند. سفر شبانه
بیشتر فرماندهان مسلح اغلب احزاب که بزرگراه را در اختیار داشتند، زیر نام برنامه جمع آوری سلاح و ملکی سازی، خلع سلاح شده اند؛ هرچند موارد انگشت شمار دزدی مسلحانه هنوز هم در این شاهراه گزارش می شود. از طرف دیگر، بخش اعظم بزرگراه شمال افغانستان که فرسوده و ناهموار بود، بازسازی شده است؛ پلهایی که در جریان جنگها از بین رفته بود، سر از نو ساخته شده است. مسافران زیادی جرائت می کنند شبانه سفر کنند. در کنار جاده ها کودکان و نوجوانان زیادی مشغول فروش میوه و مواد خوراکی هستند. اما آنچه هنوز هم مسافران و رانندگان را آزار می دهد، آلوده بودن شماری از ماموران دولتی افغانستان به رشوه است. راننده بس حامل ما درست قبل از خروج از دروازه شهر مزارشریف مجبور شد به سرباز پلیس، نماینده ترافیک و نماینده ترانسپورت پول بپردازد. این روال تا کابل ادامه داشت. هرچند یک چیز تازه این بار در سفر دیدم. چند مامور ترانسپورت حاضر نشدند پول راننده را بگیرند و از او تقاضا کردند که پارچه سفر دریافت کند، که با مزاج راننده خوش نخورد و برخورد لفظی میان آنها در گرفت. شاهراه مزارشریف کابل هرچند خیلی امن تر از روزگار سابق است، اما بیگانه بودن برخی ها با قوانین رانندگی حوادث خوینی را در این راه به وجود می آورد. چندی پیش در اثر یک حادثه ترافیکی که به علت سرعت زیاد راننده بروز کرد، این بس آتش گرفت و همه سرنشینان آن کشته یا زخمی شدند. | مطالب مرتبط برف کوچ (بهمن) بزرگراه سالنگ را مسدود کرد16 ژانويه، 2006 | افغانستان وضعیت 'کند' بازسازی در شمال افغانستان متاثر از نا امنی28 ژوئن، 2004 | افغانستان | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||