|
بیست و پنجمین سالگرد درگذشت استاد سرآهنگ | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
شانزدهم جوزا / خرداد امسال، بیست پنجمین سال درگذشت استاد محمد حسین سرآهنگ، آواز خوان سرشناس افغانستان بود. استاد سرآهنگ در ۱۶ جوزا ۱۳۶۱ خورشیدی، در شهر کابل از دنیا رفت. او فرزند استاد غلام حسین و زاده سال ۱۳۰۲ خوشیدی، در کوچه خرابات شهر کابل بود. استاد گامو خان پدر بزرگ مادری و استاد عطا حسین پدر بزرگ پدری و استاد کریم حسین، کاکا (عموی) استاد سرآهنگ، از هنرمندان بزرگ هند بودند که در زمان امیر شیرعلی خان از هند به کابل نقل مکان کردند. محمد حسین سرآهنگ نیز که در محضر پدرش استاد غلام حسین شاگردی می کرد، مدت ۱۶ سال در هند در نزد عاشق علی خان بنیانگذار مکتب "پتیاله" به فرا گیری علم موسیقی مشغول بود و بعد از عاشق علی خان این مکتب را به پایه اکمال رساند. با آغاز به کار رادیو کابل، استاد سرآهنگ از اولین هنرمندانی بود که همکاری خود را با این رسانه آغاز کرد و در سال ۱۳۳۲ خورشیدی، در اولین فستیوال بین المللی موسیقی در کابل موفق به اخذ مدال طلا از این فستیوال شد. در همین سال بود که وی لقب استادی دریافت کرد و چندی بعد هم لقب سرآهنگ به او اعطا شد. سرآهنگ در طول دوران عمر هنری خود، بیش از ۲۰ مدال از کشورهای مختلف که بیشتر آنها از هند بود دریافت کرد. وی همچنین القاب مهمی چون "کوه بلند موسیقی"،"دکتر (افتخاری)"، "استاد"، "سرتاج موسیقی" را از دانشگاه های مهم هند دریافت کرد. بیدل در آواز سرآهنگ
استاد سرآهنگ، بر اساس متنونی که به او منسوب است، در ابتدا آشنایی چندانی با اشعار بیدل نداشته و مصاحبت و شاگردی قندی آغا، او را به اشعار بیدل علاقه مند کرده است. خود سرآهنگ در این مورد گفته است که "من در اوایل اشعاری می خواندم که مضامین سست و پیش افتاده ای داشت. هفده هجده سال قبل در یکی از شبهای ماه مبارک رمضان در کافی بچه شاه قل، بیت (آواز) می خواندم که یکی از بیدل شناسها بنام عبدالحمید اسیر مشهور به قندی آغا که برای شنیدن آواز من داخل کافی شد، هنوز چند غزلی نخوانده بودم که غزلها مورد پسند ایشان واقع نشد و کافی را ترک کرد. روزی به اتفاق یکی از دوستانم به منزل قندی آغا رفتیم و او به من گفت که بهتر است با این آواز زیبا، اشعار زیبایی را نیز بخوانی و از من خواست تا مدتی در ادبیات شاگردی او را قبول کنم." موسیقی محلی در نگاه سرآهنگ
از سالهل پیش طرف عده ای معتقد بوده اند که در دنیای امروز دیگر نمی شود با رباب و دمبوره و دوتار موسیقی محلی را زنده نگاه داشت و بر این باورند که این سازها باید با موسیقی امروزی ممزوج شود و از دل آن موسیقی جدیدی برآید. اما بسیاری دیگر از هنرمندان باور دارند که موسیقی محلی اگر می خواهد زنده بماند باید اصالت آن حفظ شود و دست نخورده باقی بماند. استاد سرآهنگ نیز باور داشت که "آهنگ فلکوریک همچون منظره ای طبیعی است که از دیدن آن لذتی به انسان دست می دهد، اگر مهندسی دست مداخله به این منظره طبیعی دراز کرده و از روی فن مهندسی چیزهایی بدان زیاد کند و یا چیزهای از آن کم نماید، آنگاه اصالت این منظره از بین می رود و دیگر همان لذت و کیفیت اصلی را هم ندارد". به نظر استاد "آهنگهای فلکوریک باید با همان شکل و قالب خوانده شود و شعر آن با همین اصالتی نگهداری شود که تاکنون سینه به سینه حفظ شده و تا کنون به ما رسیده است." آثار سرآهنگ
او در بخش دیگری از این کتاب در باره راگهایی که خود ساخته است توضیح داده است. "موسیقی راگها" نام کتاب دیگری از سرآهنگ است که این کتاب نیز پیرامون راگهای موسیقی نوشته شده است. از استاد سرآهنگ، بیش از ۴۰۰ آهنگ که بیشتر آنها صوتی و شماری تصویری است بر جای مانده است. همچنین از وی دو پسر و دو دختر به یادگار مانده است . الطاف حسین فرزند بزرگ استاد، راه پدر را ادامه داده و هم اکنون از آواز خوانان سرشناس افغانستان است. |
سايت های مرتبط بی بی سی مسئول محتوای سايت های ديگر نيست | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||