|
ششم جدی ۱۳۵۸ از زبان دو کارمند دولتی وقت | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
امسال ششم جدی، برابر است با بيست و هفتمين سالروز ورود نيروهای ارتش سرخ به افغانستان، روزی که برای بسياری از افغانها، بخش فراموش ناشدنی از تاريخ کشورشان است. نيروهای ارتش سرخ شامگاه ششم جدی ۱۳۵۸ (۱۹۷۹ ميلادی) از سه نقطه تورغندی، حيرتان و شيرخان بندر در شمال افغانستان وارد اين کشور شدند و در اولين مورد، حفيظ الله امين که در آن زمان در راس قدرت قرار داشت، به قتل رسيد. تاريخ نگاران نوشته اند که آقای امين در همان شب ورود نيروهای ارتش سرخ به افغانستان، در يک مهمانی در قصر دارالامان کابل مسموم شد. بلافاصله ببرک کارمل، رهبر حزب پرچم که در آن زمان در ازبکستان بسر می برد، در بيانيه ای که از طريق راديوی دولتی افغانستان پخش شد، خود را رييس جمهور اين کشور ناميد. ورود نيروهای ارتش سرخ به افغانستان که با مقاومت گسترده و طولانی افغانها روبرو شد، پی آمدهای هولناک و خونينی به همراه داشت. حدود دو ميليون نفر کشته شدند و حدود پنج ميليون ديگر نيز به کشورهای خارجی پناه بردند.
عبدالمالک که به گفته خودش در زمان ورود نيروهای ارتش سرخ به افغانستان افسر نظامی در نيروی زرهدار بوده می گويد: "در شام ششم جدی ۱۳۵۸، فرمانده قوای زرهدار در يک جلسه با مشاوران روسی مصروف بود و ناگهان از طريق بلندگو دستور داد که همه ای واحدهای نظامی ظرف پنج تا ده دقيقه آماده شوند و ما تا آن زمان هم از اين که افغانستان اشغال شده اطلاعی نداشتيم." او افزود: "زمانی که ما با عجله آماده می شديم و تانک ها را به حرکت درآورديم متوجه شديم که دستگاه های انداخت (شليک) تانکها قبلا از سوی مشاوران روسی غيرفعال شده و استفاده از تانک ها غيرممکن شده بود."
حکم خان الماس نيز که به گفته خودش در زمان ورود ارتش سرخ به افغانستان ولسوال شينواری ولايت ننگرهار بوده می گويد برای نخستين بار با پخش بيانيه ای ببرک کارمل از راديوی دولتی افغانستان از حادثه با خبر شده است. او می گويد: "در همان شب ششم جدی من با همکارم در دفتر بوديم که ناگهان ۳۶ نفر از مشاوران روسی وارد اتاق شدند و در اطراف ما قرار گرفتند. اين مشاوران غيرنظامی بودند ولی آنروز همه اسلحه با خود داشتند و کلاشينوک به دست اطراف ما را گرفتند. من و همکارم متوجه شديم که در محاصره قرار داريم." آقای الماس می گويد: "ناگهان متوجه شديم که همه چيز تغيير کرده و افغانستان عملاً اشغال شده است." |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||