|
آيا افغانستان دولت 'مقتدر و سراسری' دارد؟ | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
با برگزاری کنفرانس بن در پايان موفقيت آميز حمله به طالبان، بيش از هر چیز، انتظار برای تشکيل يک دولت سراسری، مقتدر و قانونمند در ميان مردم افغانستان تقويت شد. زيرا در سه دهه گذشته افغانها تلخ ترين تجربه ها را از نبود يک نظام حاکم سراسری داشتند؛ سالهايی که هر کس با داشتن ۵۰ فرد مسلح می توانست حاکم بلامنازع منطقه خود باشد، سالهايی که افغانستان و حتی کابل پايتخت به قلمروهای کوچک ده ها فرمانده تقسيم شده بود. حضور نمايندگانی از جناح ها و اقوام مختلف افغانستان در کنفرانس بن مردم را به پايان اين سالها اميدوار کرد و آنچه سبب تقويت اين اميدواری ها شد حضور بيش از ۳۰ کشور جهان از جمله آمريکا در افغانستان بود. مردم اميدوار بودند حرکتی که ظرف دو ماه به سقوط رژيم طالبان منجر شد، زوال بی نظمی ها، زورگويی ها و هرج و مرجها به دنبال داشته باشد. حالا که از اجلاس بن پنج سال می گذرد، افغانستان چه وضعی دارد؟ آيا مردم به اميدهای شان مبنی بر تعميم و گسترش يک حاکميت قانونمند در سراسر افغانستان رسيده اند؟ آيا حالا مردم در مناطقی چون بدخشان، خوست، دايکندی و هرات حس می کنند که در سايه يک حاکميت قانونمند به سر می برند؟ يکی از اهالی بدخشان می گويد: "آنچه به نام دولت در بدخشان وجود دارد، چند اداره دولتی و پرچمی بر فراز آنها است. اما دولت به معنای حاکميت و تسلط که بتواند جلو زورگويان را بگيرد وجود ندارد. به نظر من دولت آقای کرزی به يک اسکلت بدون روح می ماند." 'از پليس می ترسم' آنگونه که مردم می گويند وضعيت در مزار شريف و جلال آباد نيز مانند بدخشان است.
يک ساکن شهر مزار شريف در شمال افغانستان هم می گويد: "در مزار شريف هم همان است که در ديگر نقاط افغانستان می بينی فساد اداری، زورگويی و بی نظمی و مسايلی که روز به روز پايه های دولت را ضعيف تر کرده و مردم را نسبت به دولت بد بين تر می کند." 'بازخواست نيست' اما در ولايت تازه تشکيل دايکندی که به فرمان حامد کرزی ايجاد شده و انتظار می رفت خيلی از مشکلات ادارات دولتی سابقه را نداشته باشد، مردم بر اين باورند که هيچ تفاوتی ميان برخورد مسئولان دولتی و کسانی که در سالهای گذشته و در نبود يک دولت بر آنها مسلط بودند، ديده نمی شود. يک شهروند دايکندی می گويد: "هنوز تفاوت ميان ماموران دولتی و تفنگدارانی که در سالهای جنگ برما مسلط بودند نديده ايم. فکر می کرديم کسانی که از مرکز و از سوی يک اداره قانونمند به دايکندی می آيند با مردم رفتار درست و قانونی داشته باشند اما هنوز ما در سراسر دايکندی يک قاضی و يک دادستان نداريم و بازپرس و بازخواستی هم ديده نمی شود." رو به بهبود
احمد بهزاد از نمايندگان هرات در پارلمان افغانستان بر اين نظر است که آنچه سبب افزايش انتقادهای مردم و در مواردی هم نا اميدی مردم نسبت به دولت شده اين است که پنج سال پيش حضور گسترده جامعه جهانی انتظارات و اميدهای بيش از حدی در مردم ايجاد کرد. به نظر آقای بهزاد از نظر حاکميت دولت وضعيت کنونی با پنج سال پيش قابل مقايسه نيست. او می گويد: "فراموش نکنيم که پنج سال پيش دستور آقای کرزی در خيلی از ولايات از سوی مقامات محلی رد می شد، رييس جمهور نمی توانست فردی از کابل به يکی از ادارات برخی ولايات عزل يا نصب کند. مسئولان محلی در برخی از ولايات حاضر نبودند درآمدهای حاصل از ولايت را به مرکز بفرستند و يا حساب بدهند. اما امروز اينگونه نيست، خيلی از اين مسئولان محلی حالا حاکم ولايت شان نيستند؛ يا به کابل فرا خوانده شده اند و يا هم به جاهای ديگر تبديل شده اند." برخورد مصلحتی انجام تغييراتی را که آقای بهزاد به آن اشاره کرد، اکثر مردم می پذيرند اما به هيچ وجه آنرا بسنده نمی دانند. برخی از مقامات دولت نيز می پذيرند که هنوز تسلط لازم بر خيلی از امور ندارد. ولی آيا دليل اين مساله در چيست؟ آيا با توجه به بحران افغانستان، پنج سال زمان ناکافی بوده است؟ شماری از کارشناسان معتقد اند که برخورد ملايم دولت با عناصری که حاکميت مرکزی را به چالش می کشد، يا به عبارت ديگر برخورد مصلحت جويانه آقای کرزی مانع گسترش حاکميت دولتی شده است. نصرالله استانکزی، استاد حقوق و علوم سياسی در دانشگاه کابل می گويد: "خيلی از کارها در افغانستان به شکل نمادين و نمايشی انجام شد، مثلا برنامه خلع سلاح در خيلی از موارد خيلی مصلحتی و محافظه کارانه عملی شد."
او می گويد: "به نظر من در خيلی از موارد دست آقای کرزی از سوی جامعه بين المللی بسته شد. حاميان بين المللی آقای کرزی خيلی می خواستند محتاطانه و محافظه کارانه عمل کنند." در حاليکه آقای استانکزی و شماری ديگر از کارشناسان و همچنين مردم عادی در افغانستان برخوردهای مصحلت گرايانه را اساسی ترين مانع گسترش يک حاکميت مشروع و ملی در سراسر افغانستان می دانند اما برخی ها هم معتقدند که لحاظ کردن چنين مصلحت های ناگذير و به نفع افغانستان است و در پنج سال گذشته مانع بازگشت افغانستان به بحران شده است. احمد بهزاد نماينده ولايت هرات در پارلمان يکی از اين افراد است. او می گويد: "مصلحت انديشی بارزترين مشخصه يک حرکت اصلاحی است، ما تجربه حرکت های انقلابی را به اندازه کافی داريم. راه نداريم جز اينکه شرايط کنونی را امکانات دست داشته را و ناگزيری های خود را با هم وفق دهيم، هيچ يک از اين ها را نمی توان ناديده گرفت. اگر حرکت تندتر از اين بود بعيد نبود که افغانستان دوباره به سالهای بحران برگردد." باور ديگر هم اين است که دولت افغانستان و جامعه جهانی در بسياری از عرصه ها کارهای قابل ملاحظه ای را انجام داده اما نتوانسته اند از دستاوردهايشان استفاده درستی کنند. به نظر برخی از کارشناسان برخورد ضعيف رسانه های دولتی و همچنين برخی از مقامات دولتی سبب شده که مردم از بسياری از برنامه های دولت اطلاعی نداشته باشند. |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||