|
بزرگداشت رهنورد زرياب، در 'قند پارسی' | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
ليلا مهاجر است که حرفی نمی زند آزرده خاطر است که حرفی نمی زند ليلا نماد غربت اين حال و روز ماست ليلا برای رنج کشيدن تمام عمر گم گشته در هياهوی رنگ و ريای شهر ليلا دلش گرفته از اين کوچه های تلخ اين شعر را برای دل او سروده ام اين شعر علی مدد رضوانی، متولد ۱۳۵۷ غزنی و مقيم ورامين تهران است که در چهارمين جشنواره ادبی "قند پارسی" خواند و مورد تشويق حاضران قرار گرفت. جشنواره ادبی "قند پارسی"، چند سالی است که از طرف افغانهای اهل فرهنگ مقيم ايران برگزار می شود. بانی اين جشنواره، "خانه ادبيات داستانی افغانستان" است. امسال اين جشنواره ويژه گراميداشت استاد رهنورد زرياب داستان نويس افغان بود. آقای زرياب هم، برای شرکت در اين جشنواره، از کابل به تهران سفر کرده است. چهارمين جشنواره ادبی "قند پارسی"، روزهای سه شنبه و چهارشنبه نهم و دهم عقرب ( آبان) هشتاد و پنج، در مجتمع فرهنگی باغ ورشو در تهران برگزار شد. نيم روز آخر جشنواره، به بزرگداشت استاد رهنورد زرياب، اختصاص داشت. پيام کرزی
آقای کرزی در پيام خود گفته بود: "فرهنگيانی که به اين گردهمايی خجسته دست يازيده اند سزاوار ستايش فراوانند. زيرا در شرايط غربت، زبان و فرهنگ و بخصوص ادبيات جوانشان را که در شرايط دشوار روييده و باليده است، مورد توجه و ارزشيابی قرار می دهند". رييس جمهور افغانستان همچنين اظهار اميدواری کرده بود که چنين جشنواره هايی در خود افغانستان تشکيل شود و فرهنگيان افغان هرچه زودتر به کشور خود باز گردند. سپس، سيد ضيا قاسمی دبير جشنواره، در سخنانی گفت که رويکرد جشنواره به سمت و سوی شعر و قصه و در نهايت فرهنگ و ادب افغانستان است. او گفت: "خيلی خوشحاليم که قند پارسی توانسته تا حدی نسل جوان شاعر و نويسنده افغانستان را از مناطق مختلف ايران گرد آورد. هیأت داوران تاکيد کرده اند که آثار رسيده به جشنواره، نسبت به سالهای قبل بويژه در زمينه شعر و داستان رشد مشهودی داشته و اين جای بسيار اميدواری برای فردای افغانستان است". وی با اشاره به اينکه "استاد زرياب افتخار ادبيات داستانی افغانستان و افتخار ادبيات داستانی زيان فارسی است" گفت اين فرصتی در اختيار جوانان قرار می دهد تا از نزديک الگوهای خودشان را ببينند و در کنار آنها قرار بگيرند. همدلی فارسی زبانان آنگاه مجری برنامه اعلام کرد که نوبت شعرخوانی جوانان شاعر است و برای اعلام همدلی سه کشور فارسی زبان، يعنی ايران و افغانستان و تاجيکستان، نخست از هر يک از اين کشورها يک شاعر شعر خواهد خواند و سپس نوبت به شاعران جوان افغانستان می رسد.
تيپ لباس پوشيدن و چهره آرايی نيز ايرانی بود. حتی بيشتر آنها، لهجه ايرانی داشتند و از لهجه دری کمتر نشانی بود. اين ته لهجه دری، فارسی آنان را شيرين تر می کرد. وقتی به يکی از دختران گفتم که همه تان لهجۀ ايرانی پيدا کرده ايد، به لهجه دری گفت "ولی من لهجه کابلی بلدم" و واقعا هم بلد بود. گفتم بله ولی ... و او ادامه داد: "ولی نه به حلاوتی که کابلی ها حرف می زنند!" شعرها همه خوب بود و گاه بسيار خوب. بايد درباره آن جداگانه نوشت تا بتوان حق مطلب را ادا کرد. برای مثال اين بيت ( بيت که نه، شعر. چون در عين کوتاهی شعر کاملی است ) از علی موسوی مشکات که مجری برنامه به هنگام معرفی او خواند: صبح ماجرای ساده ای است |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||