|
از سفيری طالبان تا اسيری در گوانتانامو | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
به تازگی، کتابی با عنوان 'نمای گوانتانامو' نوشته ملا عبدالسلام ضعيف، سفير پيشين طالبان در پاکستان، به زبان پشتو چاپ شده است. اين کتاب که با مقدمه هايی به قلم محمد قاسم حليمی، قاضی محمد حسن حقيار و عبدالرحيم مسلم دوست آغاز شده در سی و هفت بخش بيانگر خاطرات نويسنده از آغاز زندانی شدن از پاکستان در اول جنوری (ژانويه) سال ۲۰۰۲ تا آزاد شدن از زندان گوانتانامو در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۵ است. چگونگی برخورد حکومت پاکستان هنگام بازداشت ملا ضعيف، خاطرات دوران تحقيق و "شکنجه" در زندان های بگرام، قندهار و گوانتانامو و يادداشت های شخصی چند تن از زندانيان ديگر عمده ترين مسايلی است که نمای گوانتانامو به تفصيل به آنها پرداخته است. ملا ضعيف در پيشگفتار کتابش نوشته است که شش روز پيش از زندانی شدن، خواب ديده بود کسی به او می گويد: "روزهای آزادی ات به پايان نزديک می شود". اما او فکر می کرد که ديپلمات است و بر اساس معيارهای جهانی، با وی در نقش يک ديپلمات، برخورد خواهد شد. به گفته نويسنده، همين که او در خانه اش واقع در اسلام آباد پاکستان از سوی سربازان و افسران حکومت اين کشور محاصره شد، به بزرگان وزارت خارجه آن کشور زنگ زد. ملا ضعيف می گويد آنها از پاسخ گفتن خودداری کردند. او می نويسد:"گرفتار کنندگان سر رسيدند و افزون بر برخورد غيرانسانی، ساعت و پولهايم را نيز گرفتند". پاکستانی های 'شکم کلان' سفير سابق طالبان در اسلام آباد می افزايد: "وقتی گروهی از کارمندان شکم کلان و آفتاب سوخته پاکستانی به خانه ام يورش آوردند و مرا از پيش چشم فرزندانم به شيوه غيرانسانی و ظالمانه با خود بردند، پايمال شدن معيارهای جهانی را تماشا کردم. به کارمندان استخبارات [اداره اطلاعات پاکستان] گفتم من شخصيت محترمی هستم و برخورد شما درست نيست، يکی از کارمندان فربه و رنگين پوست گفت: جناب محترم، تو ديگر محترم نيستی. آمريکا و پاکستان تو را می خواهند. تو تروريست نامنويس شده در ليست سياه هستی".
ملا عبدالسلام ضعيف نمای گوانتانامو را نخستين اثر خود می خواند، اما از شيوه نگارش و بافت و پرداز کتاب بر می آيد که نامبرده در عرصه نويسندگی از مهارت خاصی برخوردار است. نثر کتاب صاف و روان و فارغ از آرايه های هنری و بديعی است. البته روايت هايی که در آن وصف اشخاص و نمايش صحنه ها آمده، جلوه هايی از طنز را در خود دارد. مثلا نويسنده، مامور پاکستانی که او را بازداشت کرده و به او گفته است "جناب محترم، تو ديگر محترم نيستی"، اينگونه تصوير می کند: "مردکه (مرتيکه) آفتاب سوخته، چارشانه، با لبهای کبود گوشتالو، شکم پنديده (ورم کرده)، مانند نماينده دوزخ که تازه از راه رسيده باشد...". ملا ضعيف سپس به نقل از مامور بازداشت خود می نويسد: "می دانی که آمريکاييها ابرقدرت هستند. کسی نمی تواند در مقابل آنها بايستد يا سخن شان را به زمين بيندازد. آنها تو را برای تحقيقات می خواهند. هدف از آمدن ما اين است که تو را به آمريکايی ها بسپاريم و آنها را خشنود سازيم، تا پاکستان از خطر رهايی يابد". 'دو رنگی' عبدالسلام ضعيف برای آنچه "اثبات دورنگی مقامات پاکستان" می نامد، ويزای اقامت خود را نيز در کتاب چاپ کرده و ادعا می کند که او قانونا می توانست ده ماه ديگر نيز در آن کشور بماند، ولی دولت پاکستان، برای اخراج او از خاک پاکستان، پايان مهلت ويزا را بهانه کرد. او در ادامه کتاب، از آنچه "بدکرداريهای ارتش آمريکا و نيروهای ائتلاف" ناميده می نويسد و ادعا می کند که برهنه بر روی برفها انداخته شده، آب و غذا برايش نمی رسيده و زخمهايش خونريزی داشته است.
ضعيف در بخشی از نمای گوانتانامو می نويسد: "باز هم جامه هايم را با کارد و چاقو پاره پاره کردند. آنها بيش از حد فشار می دادند و ما گمان می کرديم که با همين تيغها گلوی ما را خواهند بريد. در يکی از اين حالات، پنداشتم که مبادا همين اکنون حلال (ذبح) مان کنند.. يک بار ديگر، مرا برهنه وادار به ايستادن کردند. از ترس و رنج فراوان، نه تنها سرما فراموشم شد، بلکه عرق گرم نيز بر سراپايم نشست". در پشتی چهارم کتاب نمای گوانتانامو، فشرده زندگينامه ملا عبدالسلام ضعيف به چاپ رسيده است. در بخشی از اين فصل آمده است: "ضعيف فرزند ملا نور محمد در ماه جون (ژوئن) ۱۹۶۷ در پنجوايی قندهار متولد شد و مادر و پدر را در کودکی از دست داد. او در ۱۹۹۱ برای پيشبرد تحصيلات به پشاورر فت و علاوه بر تخصص در رشته اسلام شناسی، به اقتصاد، سياست و آموزش زبانهای عربی و انگليسی نيز پرداخت". ملا ضعيف از آغاز سازمان يافتن طالبان به همراه آنان بود و در دوران حاکميت اين گروه، در مقامهايی چون مسئول بانک مرکزی هرات (۱۹۹۶)، آمر رياست اداری وزارت دفاع (۱۹۹۸)، دستيار وزارت معادن و صنايع (۱۹۹۹)، رييس عمومی ترانسپورت (۲۰۰۰) و سفير طالبان در اسلام آباد پاکستان (۲۰۰۱) مشغول به کار بود. نويسنده کتاب نمای گوانتانامو، پس از رهايی از زندان گوانتانامو، به افغانستان بازگشت و هم اکنون در اين کشور زندگی می کند.
نام کتاب: د ګوانتانامو انځور (نمای گوانتانامو) نويسنده: عبدالسلام ضعيف تعداد صفحه ها: ۱۵۶ شمارگان: ۵۰۰۰ نسخه محل چاپ: پاکستان زمان چاپ: ماه جون سال ۲۰۰۶ |
مطالب مرتبط آمريکا فرستاده سابق طالبان را آزاد کرد13 سپتامبر، 2005 | افغانستان | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||