|
دگرديسی شعر دختران جوان در هرات | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
شماری از دختران جوان در شهر هرات در غرب افغانستان با رويکرد تازه به شعر در حال تجربه کردن زمينه ها و فضاهای نوتر در اين عرصه اند. زمينه ها و فضاهايی که با وجود قدمت و ديرينگی هنر شاعری در اين خطه در گذشته تجربه نشده است. بخشی از اين تجربه محصول جريان های نو شعری در همسايگی اين شهر يعنی کشور ايران است. شماری از اين دختران جوان يا در ايران بزرگ شده اند و يا اينکه سالهای از زندگيشان را در آنجا سپری کرده اند. از جانب ديگر شعر اين شاعران جوان گوشه چشمی به دنيای غرب و به ویِِِژه به نحله های فلسفی و فرهنگی در آن کشورها دارد . استفاده از واژگان و ترکيبهای چون پست مدرنيسم ، ساختار گرايی ، پسا ساختار گرايی ، شعر اروتيکی و شالوده شکنی، رساننده اين مطلب است که بحثهای تئوريک و نظريه ادبی جهان معاصر نيز در حال نفوذ و جاری شدن در بستر زبان مولوی ، حافظ و جامی در افغانستان است . شاعران جوان و شعرهای جوان
"شعر چيزی جدا از وجودم نيست و حتی زمانی که در خواب هستم، تصاوير و شعرها به سراغم می آيند"
"در افغانستان هنوز هم تلاش در جهت همان شعری انجام می شود که به نظر او ديگر تاريخ مصرف آن گذشته است."
"برای من، شعر هنر مقدسی است که می کوشم به وسيله آن ديگران را با تجربه های خود شريک کنم."
"شعر به گونه کوهنوردی است که انسان از کوه ناگفتنی ها به سمت فرياد شدن بالا می رود." . سامی عظيمی متولد ۱۳۶۳ يکتن از اين شاعران نوپرداز است . او نشريه ادبی را زير نام ادامه از صفحه قبل نيز منتشر می کند. اين نشريه، عمدتا نگاهی تازه به ادبيات و هنر دارد. سامی شعر را برای خود، دنيای نامتناهی از ناگفتنی هايی می داند که به راحتی گفته نمی شود. او می گويد که شعر چيزی جدا از وجودش نيست و حتی زمانی که در خواب است تصاوير و شعرها به سراغش می آيند. سامی در مورد شعرهايش می گويد که او هنوز دقيقا مطمئن نيست که اين شعرها مدرنيستی يا پست مدرنيستی باشد اما می افزايد که سعی کرده است از همان نو آورهايی که در جريان های نو روز مطرح اند استفاده کند و از کارکردهای زبانی و نو آوريها به منظور "خلاق کردن ذهن مخاطب شعر خود و به فکر واداشتن او" سود بجويد، تا در نتيجه "مخاطب شعر در کنار لذتی که از حس و عاطفه موجود در شعر می برد به چيزهای ديگری نيز توجه کند". آينه بند زنه !!!
حالا لازم نيست اين دست به چهره بردن ها درون آيينه: مداد رنگی فروش بنفش می زند درون آيينه ... بند اين يک قلم را هم اضافه کنيد: فريبا حيدری متولد سال ۱۳۵۹ شاعر جوان ديگريست که در کنار شاعری تجربه های در عرصه هنر سينما دارد او می گويد سينما وشعر راه هايست برای بيان حس درونی به منظور تاثيرآفرينی بر محيط و ديگران . فريبا تا حالا يک فيلم هنری و چند فيلم مستند تهيه کرده است. و در عرصه شعر مجموعه ای از شعر های او اخيرا منتشر شده و مجوعه ديگری در دست انتشار دارد . او که يکسال پيش از کشور ايران دوباره به افغانستان برگشته از وضعيت شعر در افغانستان چندان راضی نيست او می گويد در افغانستان هنوز هم تلاش در جهت همان شعری انجام می شود که به نظر او ديگر تاريخ مصرف آن گذشته است .
خطوط فاجعه سرخ اند بالای تپه ها / تو می رسی انگار که مسيح را برده باشی می افتم کالبدی از هميشه های هيچ می شکند سرم را کنار استخوانهايم می گذارم ودانه های تلخ شن را می بوسم و قطره های شور سرگردانی ام را روی گونه های عريض شب چقدر نشانی ياخته های تو فرار است ! من می رسم / تو می گريزی و تنها / دنباله های حرير پيراهنت بيابان را آبی می کند مژگان سادات متولد سال ۱۳۷۰ شايد جوان ترين اين دختران باشد که با وجود سن کم شعرش از اقبال خوبی برخوردار شده است . او می گويد زمانی به شعر رو آورده که هنوز نوشتن را بلد نبوده برای او شعر هنر مقدس است که می کوشد به وسيله آن ديگران را با تجربه های خود شريک بسازد . کوچه های تاريک غبار آلود
کسی مرا دفن نميکرد سلام نمی گفتند خدا نمی گفتند همه جادو شده بود شاعران ديگر کتاب نمی دزيدند و کتاب ها همچنان در طاقچه ها لحيده دخترکی دايره می زد او عروسکهايش را عروس می کرد و پيرمردی که کمرش عين دايره دخترک بود می ناليد که : ای ! کيستم؟ همه فرياد می زدند ، ماکيستيم اما تصوير آخر خط بود و آخر خط همچنان به امتداد قرن ها نيلا اکبری متولد سال ۱۳۶۶ شعر را به جستجوی خود در ميان سرگردانيهايش تشبيه می کند. او می گويد شعر به گونه کوهنوردی است که انسان از کوه ناگفتنی ها به سمت فرياد شدن بالا می رود . من آغاز گر من است
در پياده روها من هم يک رهگذرم در هم و برهم می روم و می روم در ميان زشتی و زيبايی خودم غرق می شوم و در مستی خودم تولد می شوم روزی که آغاز گرمن است |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||