|
هرات، هنوز هم جامعه بسته رسانه هاست | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
آهنگ سازندگی و دگرگونی در هرات نسبت به ديگر نقاط افغانستان، حتی کابل در سالهای پس از طالبان، شتاب بيشتری داشته و اين شهر را به قطب صنعتی و يک مرکز فرهنگی در افغانستان تبديل کرده است. در کنار چندين هفته نامه و مجله، در هرات هم اکنون چهار روزنامه (يک دولتی و سه غيردولتی) چاپ و منتشر می شود که پس از کابل، اين شهر را در جايگاه دوم از اين منظر قرار می دهد. اين نشان می دهد که همچون سازندگی و پيشرفت صنعت و اقتصاد، پيشرفت در عرصه فرهنگ و رسانه ها نيز در اين ولايت محسوس بوده است. نخستين تلويزيون غير دولتی در افغانستان به نام "سيمای غوريان" در سال 2003 ميلادی در يک ولسوالی به همين نام در هرات گشايش يافت که به علت محدود بودن گستره پخش (سی کيلومتری اطراف ولسوالی غوريان)، به اندازه ديگر تلويزيونهای غير دولتی که پس از آن آغاز به کار کردند، بازتاب خبری نداشت. گشايش اين تلويزيون، در زير حاکميت اسماعيل خان، حرکتی متفاوت با راه اندازی تلويزيونهای خصوصی در مرکز و ديگر شهرهای افغانستان بود، زيرا اسماعيل خان والی وقت هرات، متهم به برنتافتن آزادی رسانه و ميدان ندادن به دگر انديشان بود. فرهنگ خاموشی
هرچند شماری، وضيعت رسانه های محلی را در زمان محمد خير خواه، والی پيشين، بهتر از هر زمان ديگر ارزيابی می کنند. بسياری ها هرات را در زمان اسماعيل خان "جامعه بسته" می خواندند ولی به نظر می رسد امروز نيز اين شهر تا رسيدن به يک جامعه باز فاصله زيادی دارد. حتی شماری در هرات می گويند در زمان اسماعيل خان آزادی بيان بيشتر از امروز پاس داشته می شد و حداقل صدای اعتراض روشنفکران را می شد شنيد؛ چيزی که در حال حاضر جای خود را به نوعی انفعال و فرهنگ خاموش داده است. 'والی عصبانی می شود'
من در يک شماره روزنامه اتفاق اسلام، به شش تا هفت خبر مواجه شدم که به ديدارهای والی هرات اختصاص داشت. عناوين اين خبرها نيز برخلاف رسم معمول با نام والی آغاز می شد به گونه مثال: "با حضور والی هرات اتاق تجارت بين الملی افتتاح شد..." نقيب آروين، سردبير روزنامه اتفاق اسلام مشکل ديگر کار روزنامه نگاری را در هرات ذکر نام مسئولان می خواند. او می گويد: "اگر نام يکی از مسئولان هرات در خبری وارد نشود، اعتراض می کنند." من در يک خبر نشر شده در اين روزنامه بيش از سی نام را هم ديدم. خبرگزاری والی؟ آژانس اطلاعاتی (خبرگزاری) باختر را والی هرات از محل اصلی آن در رياست اطلاعات و فرهنگ به ساختمان ولايت انتقال داده است؛ آنگونه که در هرات آژانس اطلاعاتی باختر را "آژانس والی هرات" می گويند.
او افزود در ميان پخش يک برنامه، ناگهان دستيار والی تلفن می کند و دستور می دهد که فلان بيانيه والی را پخش کنيد. اين مسئول تلويزيون هرات همچنين گفت برنامه صدای مردم که به انتقاد از مسئولان می پرداخت پس از نشر سه برنامه، متوقف شد. چندی پيش والی هرات در توجيه اين برخورد به يک روزنامه نگار در هرات گفته بود که روزنامه اتفاق اسلام و تلويزيون هرات، رسانه های دولتی هستند و اين رسانه ها بايد خبرها و موضوعات مربوط به ولايت را انعکاس دهند. مردم شکايات و انتقادهای زيادی دارند ولی گويا در رسانه های محلی جايی برای بازتاب اين شکايتها وجود ندارد. برخی از نظرات شما در باره اين خبر هم دوران محمد اسمعيل خان وهم دوران سيدمحمدخيرخوا ه فضای مناسبتری در هرات موجود بوده وهم اکنون والی هم فضای دربسته تری را درهرات حاکم ساخته است وهم در زمان او، مشکلات درگيری مذهبی دامن زده شد که در هرات بی سابقه بنظرميرسد. نور احمد رجاء - دوشنبه تاجيکستان آقای کرزی چرا و از کجا اين والی ها را پيداکرده است؟ اگر آقای کرزی در باره اين ها تصميم نگيرد به زيان مردم و وطن است و در مورد چند والی بايد گفت که جفا به وطن است. بعضی از اين والی ها، کسانی هستند که هر روز ملت را از دولت دور می کنند و من بحيث يک فرد بيچاره از ملت، از آقای کرزی خواهش می کنم هر چه زوتر درباره اين افراد تصميم جدی بيگيرند و نام خود را در تاريخ بد نکنند. عتيق - کابل به نظرمن آنچه که امروزه در مورد رسانه های گفتاری و نوشتاری در هرات صحبت می شود که گويا رسانه ها در اين ولايت آزادی ندارند به اين صورت نيست. مشکل اينجاست که عده ای ازخبرنگاران ميخواهند تا از طريق برهم زدن اعصاب اشخاصيکه در راس ارگان های دولتی قراردارند تا به نحوی که باآ نان به مجادله بپردازند تا از اين طريق خود را ميان جامعه معروف بسازند چنانکه اين موضوعات چندين مرتبه درهرات به وقوع پيوست اما بدون کدام کنجکاوی به ضررمقامات دولتی خاتمه يافت . چر اتاکنون کسی پرسان نميکند که آيا کسانی که در رسانه ها کار ميکنند در واقع حقوق وظايف خود را ميشناسند ياخير؟ شاهپور صابر - هرات همه بايد آزادی بيان و دموکراسی ايمان داشته باشند ولو که هر مقامی باشد. سلطان حميد مايار - هرات والی هرات بايد به مطبوعات اجازه دهد که آزادانه نظرات مردم را انعکاس دهد. نبايد کاری کند که بنام شعارهای دموکراسی آزادی بيان را خفه کند. اما چيزی ديگری که قابل يادآوری است اين است که روزنامه داخلی در افغانستان بسيار کم به حقيقت و خواست مردم می پردازد چون اگر متوجه شويد همين روزنامه ها به نوعی وابسته به يک حزب يا تنظيم و حتی ميتوان گفت به يک قوم مربوط است. در اين صورت نبايد انتظار داشت که آنها حقيقت و خواست مردم جامعه را نشر نمايد. جز تعريف از وابستگان خود و انتقاد از حزب های مخالف شان. محمد امير غلامی - باميان با توجه به ظرفيت های بالای فرهنگی،ا جتماعی، امنيتی و اقتصادی موجود در هرات، روند بازسازی چندان پر شتاب بچشم نمی خورد، خصوصا سهم دولت در ايجاد پروژهای اساسی بسيار اندک است. از احداث شهرک صنعتی هرات نهايت خرسندم و از مسولين محترم دولت می خواهم که با برنامه ريزيهای درست از سرمايه گذاريهای خصوصی حمايت همه جانبه نمايند و به اميد روزی که افغانستان هم در عرصه صنعتی قدمهای به جلو بردارد. خالد عاصمی - دبی |
مطالب مرتبط وقتی روزنامه ها، از راه نرسيده ورشکست می شوند01 آوريل، 2006 | افغانستان | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||