|
وقتی روزنامه ها، از راه نرسيده ورشکست می شوند | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
تصويب قانون مطبوعات آزاد در افغانستان پس از طالبان، زمينه کم سابقه ای را برای ظهور صدها نشريه در سراسر اين کشور فراهم کرد. از سوی ديگر، توجه سازمانهای جهانی مدافع آزادی بيان و ياری مالی و معنوی آنها به نشريات نوپای افغانستان که تازه الفبای دموکراسی را تمرين می کنند، به رشد و افزايش شمار نشريات و ايجاد انگيزش کار در ميان دست اندرکاران رسانه های افغان، انجاميد. اما اکنون که مدتی از آن گرمی روزهای اول کار در بازار نشريات افغانستان می گذرد، شمار زيادی از اين نشريات، به ويژه در ولايات، يک پی ديگر از کار باز می ايستند. مزار شريف، مرکز ولايت بلخ، که از شهرهای فرهنگی افغانستان به شمار می رود نيز، به گونه مثال با همين معضل دست به گريبان است. منابع محلی، از صدور مجوز به بيش از ۷۰ مجله، هفته نامه، روزنامه و نشريه در سالهای پس از طالبان در ولايت شمالی بلخ خبر داده بودند. اما به گفته صالح محمد خليق، رييس اداره اطلاعات و فرهنگ ولايت بلخ، اکنون حتی هفت نشريه در مزار شريف به طور مرتب و منظم اقبال چاپ نمی يابند. در ساير مناطق افغانستان هم قصه کمابيش همين طور است. عوامل زوال روزنامه نگاران و کارشناسان امور فرهنگی افغان چندين عامل را در زوال نشريات نوظهور افغانستان، موثر می دانند. شفيق پيام، روزنامه نگار و مدير مسئول روزنامه بازتاب در مزار شريف می گويد که مانع اصلی بر سر راه چاپ دوامدار روزنامه وی، نداشتن يک منبع تمويل کننده پايدار و مشکلات اقتصادی است.
آقای پيام می گويد که نهادهای مدافع آزادی بيان، برای يک مدت معين، پروژه حمايت از نشريات آزاد را تمويل می کنند اما بعد از اين مدت، اين نهادها ديگر کاری به کار اين نشريات ندارند و نشريات آزاد با رکود مواجه می شوند. از ديد آقای پيام، اين "کوتاه نگری" نهادهای طرفدار آزادی بيان را می رساند که در مورد کارهای مطبوعاتی، مقطعی می انديشند. کوتاهی دولت صادق عصيان، شاعر و نويسنده، معتقد است که دولت افغانستان به رغم تصويب قانون مطبوعات آزاد در اين کشور، با "چشم داشت و طمع" با روزنامه ها برخورد می کند. او می گويد: "دولت زمينه های کاربردی را برای کمک و معاونت به دست اندرکاران نشريات فراهم نکرده است و به همين سبب است که اصلی ترين عامل زوال روزنامه ها و نشريات در افغانستان را کسر بودجه و ناتوانی مالی مديران آن شکل می دهد". 'بازی خام'
آقای قادری اعتقاد دارد که شوق و انگيزه ای که برای دست اندرکاران نشريات در افغانستان در اوايل کار يا حتی پيش از آغاز نشرات بوجود می آيد، ماندگار نيست و سرانجام از بين می رود که همراه با خود نشريه را نيز می بلعد. سيد ميثم نجفی مدير مسئول نشريه آتش در مزار شريف هم، ضمن تاييد عوامل نامبرده تاکيد دارد که عدم ساماندهی به امور نشراتی می تواند از عوامل اصلی سقوط يک نشريه باشد. وی می گويد: "دست اندرکاران مطبوعاتی افغان نتوانسته اند يک نظام معين مديريت نشرات و بازاريابی را بوجود آورند که مثلاً در بخش بازاريابی چه کارهايی انجام پذيرد، در زمينه فروش نشريات و جلب مشتری چه اقداماتی شود يا در مورد خبرنويسی و جمع آوری اطلاعات چه برنامه هايی روی دست گرفته شود." آقای قادری هم اين نظريه را تاييد می کند و می افزايد: " بسياری از همکاران ما (اهالی مطبوعات) بازی را خام شروع می کنند و بعد از يک دوره معين در جريان کار که پولهای شان تمام شد و نشريه نتوانست روی پايش بايستد، طبعی است که راه ديگری جز سقوط باقی نمی ماند." شهرت
وی می گويد: "بعد از اينکه کارهای اصلی دست اندرکاران روزنامه ها مثل تحصيل، تجارت، ماموريت و ... بر آنها غلبه کرد، روزنامه نگاران چاره ای جز توقيف نشريه شان ندارند". شناخت مخاطب اما صادق عصيان استاد دانشگاه بلخ می افزايد که عدم توانايی برای شناخت مخاطبان مطبوعاتی هم به عوامل سقوط يک نشريه در افغانستان کمک می کند. او می گويد:"بسياری از نشريات ما اصلا نمی دانند که برای چه قشر يا گروهی نشرات دارند. آنها مطالب را بدون درک درست از طعم مخاطبان، خوانندگان يا شنوندگان گزينش می کنند و به روی کاغذ می آورند. اما اغلب اين مطالب جز اينکه صفحه ای از روزنامه را پر کند، کار ديگر نمی کند." اين استاد دانشگاه، مجله ادبی معروف خط سوم را که از سوی افغانهای مهاجر در مشهد ايران چاپ می شود و در ميان فرهنگيان و اديبان افغان به سبب پرداختن تنها به مسايل فرهنگی و ادبی هواداران زياد دارد، مثال می زند و می افزايد:" بايد نشريات، سياست نشراتی روشن تری داشته باشند و بدانند که برای چه مخاطبانی نشرات می کنند؛ چه اشخاص يا گروه هايی از کار آنها استفاده می نمايند و کارآنها به درد که می خورد تا دست کم طرفداری يک گروه معين مخاطبان را با خود داشته باشند. " معيارهای روزنامه نگاری اما صالح محمد خليق رييس اداره اطلاعات و فرهنگ ولايت بلخ، می گويد معيارهای را که نشريات افغانستان در روزنامه نگاری در نظر گرفته اند، با بايدهای حرفه ای ژورناليسم غالباً سازگاری ندارد:
اين نويسنده افغان می افزايد: "و اين مشکل است که تمام جناحها به روزنامه هايی که انصاف و عدالت را رعايت نمی کنند، اعتماد داشته باشند و عدم اعتماد به روزنامه نگار، کارهای نشراتی را بی معنا می کند زيرا مشکل است که مردم حرفهای شما را نشوند و شما بخواهيد به زور با آنها حرف بزنيد." نبود فرهنگ روزنامه خوانی با وجود تمام اين عوامل که زمينه را برای زوال نشريات در افغانستان مساعد می کند، يکی از مسايل مهم تر، فقر فرهنگ روزنامه خوانی در افغانستان است. درصد بالايی از مردم افغانستان از داشتن سواد محروم اند و برخلاف کشورهای غربی که روزنامه نگاری در آنجا از بزرگترين تجارتها به شمار می رود، اغلب مردم افغانستان قادر به خواندن عنوانهای درشت روزنامه ها نيستند چه اينکه با خريد روزنامه ها، به بازار اين کار رونق دهند. اين گونه است که بستر تمام عوامل نامبرده در زمينه رو به زوال رفتن يک نشريه را در افغانستان می گستراند. |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||