|
يک پياله چای با 'بانو'ی آوازخوان فرحناز يوسفی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
نخستين بار در سال ۱۹۵۱ ميلادی، يک زن افغان (خانم پروين) به استوديوی راديو افغانستان در کابل رفت و اولين آهنگ با صدای يک زن را در اين کشور ضبط کرد؛ آهنگ معروف 'گلفروش'. اکنون حدود ۵۵ سال از آن زمان می گذرد و از آن پس، دهها زن و دختر ديگر بر صفحه تلويزون و استوديوی راديوی افغانستان ظاهر شدند و به آوازخوانی و هنرنمايی پرداختند. اما با روی کار آمدن حکومت مجاهدين و پس از آن طالبان، حضور زنان در عرصه هنر آواز خوانی، ممنوع شد و حتی در سالهای پس از فروپاشی طالبان نيز، آوازخوانان زن، جرات نکردند آزادانه به روی صحنه بروند. به رغم آن، به بهانه برگزاری يک مسابقه آوازخوانی به نام "ستاره افغان" که از سوی تلويزيون خصوصی طلوع در افغانستان برگزار شد، فرصتی نيز به شماری از دختران جوان داده شد تا بخت خود را در اين مسابقه بيازمايند. فرحناز يوسفی، هفده ساله، ساکن شهر مزار شريف در شمال افغانستان است که با بازگشت از مهاجرت، در دوران جديد، به روی صحنه رفت و چند پارچه آواز در مسابقه انتخاب ستاره افغان اجرا کرد. او در اين مسابقه، در ميان بيش از هزار نفر، مقام پنجم و لقب "بهترين بانوی افغان" را از آن خود کرد. مجريان برنامه ستاره افغان به همراه چهار کارشناس موسيقی به پنج شهربزرگ افغانستان سفرکردند و آواز و استعداد نزديک به هزار جوان افغان را آزمودند که در ميان آنها، فرحناز يوسفی به مقام پنجم رسيد.
او می گويد که يکی از موانع، پايين بودن سطح دريافت و درک مردم افغانستان از اهميت و ارزش هنر موسيقی و سهم زنان در اين هنر است. خانم يوسفی که حجاب اسلامی برتن داشت اضافه کرد: "وقتی که برای نام نويسی برای شرکت در مسابقه آوازخوانی رفتم، پدر و مادرم مرا تشويق کردند. اما بعد از آنکه شب صدايم از طريق تلويزيون پخش شد، مخالفتها زياد شد و مردم و خويشاوندان با کنايه گويی های زياد، می گفتند که دختر را به آوازخوانی چه کار؟" به گفته فرحناز، مردمی که در خيابانهای کابل و مزار شريف او را می ديدند، آهنگ هايش را به نشانه تمسخر، زمزمه می کردند، سازش را می گرفتند (ادايش را در می آوردند) و حرفهای رکيک می زدند که "دردناک" بود. خانم يوسفی می گويد در جريان شش ماه آواز خوانی در برنامه معروف "ستاره افغان"، گاهی بوده که خيلی ناراحت شده و از اقدام به آوازخوانی در "جامعه بسته" افغانستان، دلسرد شده است. او می گويد که برای شرکت در برنامه هفتگی "ستاره افغان"، همراه با مادرش از مزار شريف به کابل می رفت و با اجرای برنامه، با پيمودن راه طولانی دوباره به خانه باز می گشت؛ يک سفر دراز و خسته کننده که در زمستان سرد از تونل سالنگ می گذشت.
روی همرفته، آنگونه که فرحناز می گويد اين ناهنجاری ها، او را از آوازخوانی بازنداشت و سرانجام با کنار آمدن با تمام مشکلات، او به اين مقام رسيد که لقب "بهترين بانوی" افغان را از آن خود کند و طرفدارانی زيادی هم داشته باشد. اما آمنه و حبيب الله يوسفی، پدر و مادر فرحناز، می گويند نمی خواهند ديگر خواهران فرحناز آوازخوان شوند. آنها که در يک خانه اجاره ای در مزار شريف زندگی می کنند، تاکيد می کنند که ديگر تحمل حرفهای مردم را ندارند. فرحناز هم ضمن اينکه می گويد حرف اول در زندگی او را پدر و مادرش می زنند، می گويد: " دختران و خانم های افغان هيچ نقشی در افغانستان ندارند. فقط نامش دموکراسی است و حقوق مساوی. ولی کار زيادی در پيش است که بايد انجام يابد. " او با ترديد می گويد:" می دانم که در جريان آوازخوانی در اين مدت، هواداران زيادی پيدا کرده ام که می خواهند سی دی و آلبومهايی برای شان ارايه دهم. اما واقعا نمی دانم آيا اين کار را می توان در جامعه افغانستان کنونی انجام داد يا خير. "
چند ماه پيش، يک گوينده معروف تلويزيون طلوع، شيما رضايی، از سوی افراد ناشناس به قتل رسيد؛ چراکه گفته می شود او در اجرای برنامه های موسيقی، آزاد ظاهر می شد. يکی از "دستاوردهای" دولت افغانستان که همواره بازتاب داده می شود، "آزادی زنان" است. اما مرز اين آزادی چيزی است، که همواره سوال برانگيز بوده است. |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||