|
پرده اسرار | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
پرده اسرار رشته برنامه دیگری آموزشی از پروژه های آموزشی بی بی سی برای افغانستان است. رشته برنامه "پرده اسرار" در برگیرنده موضوعات مختلف ساینسی (علمی) برای کودکان میان سنین 9 تا 16 سال است. سیر آموزشی برنامه طوری است که وقتی کودکان به موضوعی بر خورد می کنند که در مورد آن نمی دانند، ترم (ترمپت) نواخته می شود تا پرده دار برسد و با خواندن شعری جادویی، پرده از روی رازی بردارد. چشمه شاپیری و صادق در باغچه ای که پر از گل های قشنگ و درختان نیمه سبز و نیمه زرد وپر میوه است، با صدای دلنواز چهچه پرندگان، کنار چشمه زیبایی کنارهم نشسته اند. صادق حین آب زدن به دست و رویش، بهت زده می گوید که آب چشمه در تمام بهار و تابستان سرد بود ولی حالا که هوا به سردی می گراید نمی داند چرا آب چشمه گرم شده است". صادق با تعجب از قول پدرش روایت می کند که در زمستان سال گذشته از این چشمه بخار بلند می شد. شاپیری که دختر شوخی است با ریشخندی می گوید: "حتما زیر کوه ها در زمستان بخاری گذاشته و آتش می کنند که آب هایش گرم می شود یا هم اینکه کدام سر و جادوی دیگری در کار است. صادق که از این امر سرگشته و متحیر است، این سر را با رازی گره زده و علاوه می کند که باید در صدد دریافتن آن باشند. بعد هم صادق از شهلا دختر عمویش یاد می کند که: " درست به یاد دارم در یکی از روزها یی که پائیز آرام آرام جایش را به زمستان می داد، شهلا یکجا با مادرش مصروف جا به جا کردن و ذخیره کچالو (سیب زمینی) برای زمستان در گودالی بود که پدرش آن را حفر کرده بود."
صادق اضافه می کند، وقتی ازعمویم در مورد جا به جا کردن کچالوها در گودال پرسیدم او گفت: "چون در زیر زمین هوای سرد تاثیر ندارد به همین دلیل کچالوها یخ نمی زنند". شاپیری که نمی تواند از گفته های صادق چیزی سر در بیارد در ادامه ریشخندی هایش می گوید: "این ديگر درست شبیه طلسم ایست که در افسانه ها اتفاق می افتد. سپس با اینکه چشم هایش به طرف چشمه خیره مانده می گوید شاید تو هم درست بگویی پس چه خوب است ترم را بنوازم تا کاکا پرده دار به کمک برسد و سر این راز را برای ما بگشاید. شاپیری همین که ترم (ترمپت) را می نوازد، با موزیک جادویی فردی حاضر می شود که خودش را کاکا پرده دار می نامد و در مورد مشکل اطفال می پرسد. شایسته مساله را با او درمیان می گذارد ولی صادق مشخصا در رابطه با اینکه چرا آب چشمه ها دربهار و تابستان سرد ولی در زمستان گرم است از کاکا پرده دار جویای معلومات می شود. پرده دار با کلمات جادوییش شعر پرده را می خواند و پرده جادویی با صدای شمال (باد) و موزیک جادویی کنار می رود و اطفال درعقب پرده دو کاسه یکی پر از آب و دیگر مملو از توته (نکه) های یخ را می بینند. هر دو طفل ضمن اشاره به کاسه ها در مورد موجودیت کاسه ها آن هم درعقب (پشت) پرده جادویی می پرسند. پرده دار می خندد و راز را در همان کاسه ها می داند، او می گوید: "آیا می خواهید این راز برای تان برملا شود؟ اطفال بی صبرانه جواب مثبت می دهند. پرده دار برای پی بردن به تغییر آب چشمه ها در بهار و زمستان، اطفال را به انجام تجربه (آزمایش) دراین مورد فرا می خواند و از آنها می خواهد تا نزدیک کاسه های آب رفته یک دست شان را روی توته های یخ گداشته و دست دیگر شان را با تفت (بخار) دهن شان گرم سازند.
اطفال چنانکه کاکا پرده دار گفت، عمل کرده و یک دست خود را گرم و دست دیگرشان را سرد می کنند و بعد هم به اشاره پرده دار شاپیری و صادق، هردو دست شان را در آب کاسه دیگر فرو می برند. پرده دار می پرسد که حین فرو بردن دستهایشان در آب کاسه چه احساس کردند؟ اطفال توضیح می دهند که دست گرم شان آب کاسه را سرد ودست سرد شان آب کاسه را گرم حس می کند. سرانجام کاکا پرده دار نتیجه این تجربه را چنین می خواند که این چشمه ها و کاریزها نیستند که آبهایشان خود به خود در زمستان سرد و در بهار گرم شود، بلکه این تغییر هواست که گرم و سرد شدنش را ما احساس می کنیم. بعد هم پرده دار از شایسته می خواهد تا با انجام یک تجربه عملی دو کاسه از آب سرد و گرم را گرفته یک دستش را درکاسه آب سرد و دست دیگرش را در کاسه آب گرم فرو برد. پس از انجام تجربه شایسته می گوید: "دست سردم را که قبلا روی توته های یخ گذاشته بودم و خیلی هم سرد شده بود درحین فرو بردن در کاسه آب سرد، حتی آب سرد را گرمتر ازآب گرم حس کردم." پرده دار با تائید گفته های شایسته می افزاید که هرگاه متوجه تعادل درجه حرارت وجود خودتان در سرمای زمستان باشید، بدون شک درمی یابید که حین حرف زدن تفت (بخار) دهن در هوا بلند می شود. شایسته وصادق درمورد علت چنین اتفاقی که درآب چشمه ها و کاریزها صورت می گیرد از کاکاپرده دار می پرسند. کاکا پرده دار اضافه می کند که چون سطح زمین در تابستان بواسطه تابش آفتاب گرم می شود و در زمستان چون آفتاب دورتر می تابد بنابرین سطح زمین سرد می شود. و اما در قشر داخلی زمین گرمی و سردی هوا تاثیر ندارد و روی همین امر است آب چشمه ها و کاریزهای که از اعماق زمین می برایند بسیار گرم وسرد نمی شوند. صادق بیاد قصه قبلی اش افتاده علاوه می کند که: "حالا فهمیدم، که چرا شهلا و مادرش کچالوها را زیر زمین پنهان می کردند برای اینکه آنجا سرد بود و هوا تاثیری در خراب شدن کچالوها نداشت. شاپیری و صادق از این که به سر رازی پی برده اند بسیار خوشحال شدند. آنها با شادمانی تمام در حال تکرار نکات کلیدی این مسله بودند که یکباره شمال (باد) تندی وزیدن می گیرد و پرده دار با اطفال خدا حافظی کرده، می رود تا پرده را درکشد. |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||