|
آموزش عالی در افغانستان پس از سه دهه بحران | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
با ورود به دانشگاه کابل که بزرگترين دانشگاه در افغانستان است بيشتر احساس بودن در يک پارک يا محل تفريحی به هر تازه واردی دست می دهد؛ تا بودن در يک محيط آکادميک. انبوهی از درختان گوناگون و صحن پوشيده از سبزه و چمن، محوطه اين دانشگاه را به محل زيبايی مبدل کرده است. دانشجويان که شمار زيادی از آنها لباس محلی افغانی بر تن دارند روی سبزه ها در سايه درختان آرميده و يا دور هم نشسته اند و مشغول صحبت هستند. تاثير منفی سه دهه جنگ و بحران بر نظام آموزشی افغانستان به ويژه آموزش عالی در اين کشور کاملا محسوس است. در حال حاضر دانشجويان از نبود آزادی های لازم و فضای اکادميک در نهادهای تحصيلات عالی افغانستان سخن می گويند. محمد آصف يکی از دانشجويان دانشگاه کابل می گويد رابطه ميان استاد و دانشجو در نهادهای تحصيلات عالی اين کشور تعريف نشده است. محمد آصف می گويد: "در دانشگاه کابل، معلوم نيست معلم حيثيت قوماندان (فرمانده) را دارد، حيثيت پدر را دارد و يا حيثيت ملايی که در مسجد مردم را نصيحت می کند و درس اخلاق می دهد. همين موضوع که استاد کيست و دانشجو کيست در دانشگاه کابل گنگ و تعریف ناشده است. در عين حال فکر می کنم از نظر زبان گفتاری و مسایل دیگر، تفاوت خيلی زياد ميان دانشگاه کابل و مندوی کابل (بازار غله و خشکبار) وجود ندارد." خشونت با دانشجويان استفاده از روش های تهديد و تنبيه، هنوز در نهادهای تحصيلات عالی افغانستان معمول است و دانشجويان بر اين باورند که بعضی از استادان با اعمال اين روش مانع کشف و رشد استعدادهای دانشجويان می شوند.
دکتر امير شاه حسنيار، وزير تحصيلات عالی افغانستان می پذيرد که آزاديهای لازم و فضای اکادميک که از مهم ترين شرايط نهادهای تحصيلات عالی است در افغانستان وجود ندارد. آقای حسنيار دليل عمده اين مساله را نا آشنايی برخی از استادان دانشگاه با معيارها و روش های علمی آموزش می داند. او می گويد: "به نظر من بايد اين جرات اخلاقی عملی شود که اگر استاد جواب سوال دانشجو را نمی داند به جای خشونت، ازاو وقت بخواهد و بگويد که حالا نمی دانم اما فردا جواب را برايت می آورم. گفتن "نمی دانم" بهتر از ارايه جواب نادرست و یا خشونت با دانشجوست." نبود فضای آکادميک که سبب رقابت ميان دانشجويان شود از يک طرف و اتکا و تاکيد استادان تنها بر يادداشت های درون صنفی و نبود فرصت مناسب برای بحث و گفتگوی علمی از سوی ديگر انگيزه تلاش و تکاپو را در دانشجويان کمرنگ ساخته است. فرهنگ کتابخوانی در حالی که اتاق های خوابگاه و صحن دانشگاه مملو از دانشجويانی است که برای ديد و بازديد ها و گذراندن وقت گرد هم جمع شده اند؛ اما کتابخانه دانشگاه تقريبا خالی است و آنگونه که برخی از دانشجويان می گويند تعداد دانشجويانی که به کتاب خوانی و مطالعه عادت کرده باشند بسيار اندک است. يکی از دانشجويان دانشگاه کابل می گويد: "تا هنوز فرهنگ کتاب خوانی، تحقيق و پژوهش در دانشگاه کابل و ساير محيط های آکادميک عام نشده است. دانشجويان آنچه را که معلم می گويد واژه به واژه می نويسند و در امتحان نيز آن را يک نواخت ارايه می کنند و همين موضوع سبب شده که امروز تحصيلات عالی افغانستان نمی تواند متخصص به جامعه ارايه کند." مواد درسی کهنه و آموزگار کهنسال اما يادداشت هايی که دانشجويان مجبور به حفظ نکته به نکته آن هستند چيست؟ اين يادداشتها چه زمانی تهيه شده است و تا چه حدی می تواند به نيازهای دانشجويان پاسخ دهد؟ آنگونه که دکتر امير شاه حسن يار، وزير تحصيلات عالی افغانستان می گويد بيشتر يادداشتهای که هم اکنون به عنوان مطالب اصلی در نهادهای تحصيلات عالی افغانستان تدريس می شود، دست کم ۲۰ سال پيش تهيه شده است. آقای حسن یار می افزاید در سالهای جنگ که رابطه دانشگاههای افغانستان با جهان قطع شده بود، استادان امکان و فرصت تحقيق را نيافته و بيشتر استادان خود نيز از تازه های دانش و تغييراتی که به وجود آمده بی خبر مانده اند. او می گويد در حال حاضر سطح تحصيلات بيش از ۶۰ در صد استادان دانشگاه ها در افغانستان بالاتر از ليسانس نيست. ا
دانشجويان بيشتر به اين باورند که آنها بعد از فراغت از دانشگاه، مهارت و دانش لازم را در رشته های شان نخواهند داشت. يکی از دانشجويان دانشکده حقوق کابل می گويد: "آنچه را که ما در دانشگاه به عنوان مبانی حقوق می آموزيم، راستش من شک دارم که مجموع اين آموزش ها آيا در حقيقت حقوق است يا نه." در رشته های علوم تجربی، دانشجويان با مشکلات بيشتری روبرو هستند زيرا بيشتر آنان مسايلی را که بايد به صورت تجربی در لابراتوارها (آزمايشگاه ها) می آموختند تنها به صورت نظری می آموزند و از اين رو بسياری از دانشجويان شک دارند بعد از فراغت به ويژه در بخش خصوصی، شغلی برای خود دست و پا کنند. سياست در دانشگاه فاصله های اجتماعی که در سال های گذشته ميان اقوام مختلف ساکن در افغانستان ايجاد شده نيز در نهادهای تحصيلات عالی افغانستان کاملا محسوس است. به گونه مثال، در خوابگاه دانشگاه کابل، دانشجويانی با هم در يک اتاق گرد آمده اند که از يک قوم و منطقه هستند و اتاق ها به نام اتاق "کندزوی ها، بدخشی ها وردکی ها" و همچنين نام های ديگر ولايات افغانستان ياد می شود. گرايشهای حزبی و سمتی از مشکلات ديگری است که فعلا دامنگير نهادهای تحصيلات عالی افغانستان است. مسوولان وزارت تحصيلات عالی و دانشگاه های افغانستان هيچ کدام نسبت به گرايش دانشجويان به مسايل سياسی مخالف نيستند اما آنها از اين نگران هستند که تعداد دانشجويانی که تمايل به سياست و مسايل سياسی به گونه عقلانی و اکادميک دارند، بسيار اندک است و شمار زيادی از این افراد درگير طرح و پيگيری مسايل سياسی و جاری کشور به گونه معمول آن در جامعه هستند که رخنه اين طرز تفکر در دانشگاه، به نوبه خود فضای اکادميک را آسيب می رساند. دکتر حسنيار، وزير تحصيلات عالی افغانستان می گويد: "پاليسی (سياست) ما فعلا اين است ک فضای دانشگاه ها را به يک فضای سالم اکادميک تبديل کنيم. ما طرفدار آزادی های اکادميک هستيم و از اين موضوع نبايد سو استفاده شود. اگرچه تبديل کردن فکر تنظيمی و قومی دانشگاهی ها به انديشه های سالم اکادميک به زمان نياز دارد اما تلاش خواهيم کرد فضای دانشگاه را غير سياسی بسازيم." شصت در صد آزمايشگاه ها فعال است اما با اين همه، وضعيت نهادهای تحصيلات عالی در افغانستان در سه سال گذشته از برخی جهات نسبتا بهبود يافته است. محمد ظاهر ستانکزی، معاون علمی دانشگاه کابل می گويد که به زودی آزمايشگاه های آموزشی در بيشتر رشته های علوم تجربی آماده خواهد شد. او گفت که هم اکنون ۶۰ در صد اين آزمايشگاه ها آماده شده و توقع می رود ظرف سال آينده اين رقم به صد در صد افزايش يابد. اما با وجود روند رو به رشد نهادهای تحصيلات عالی افغانستان ظرف سه سال اخير، به نظر می رسد هنوز فاصله زيادی را بايد پيمود تا افغانستان بتواند با ساير کشورها در این زمینه همسری (رقابت) کند؛ راهی که به نظر می رسد به امکانات و زمان بيشتری نيازمند است. |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||