دختران خاستگاه داعش در افغانستان میخواهند پلیس شوند

- نویسنده, اسماعیل شهامت
- شغل, بیبیسی
اچین، از دور افتادهترین ولسوالیهای ولایت ننگرهار در شرق افغانستان است. محصور در میان کوههای مرتفع، سرد و پوشیده از برف که این منطقه را از پاکستان جدا میکند.
این منطقه خاستگاه اصلی گروه موسوم به دولت اسلامی( داعش) در افغانستان است. یکسال پیش ارتش آمریکا بمب یازده تنی، موسوم به "مادر بمبها" را در همین منطقه بر مرکز فرماندهی این گروه پرتاب کرد.
ما با تیمی از همکاران بخش پشتوی بیبیسی، یک سال بعد از پرتاب این بمب به اچین رفتیم تا تاثیر پرتاب آنرا بر وضعیت امنیتی و زندگی مردم محل ببینیم.
پیمودن مسیر طولانی و خاکی منتهی به اچین شبیه گذر از تونل وحشت بود. از دشتها و تپههای زیادی گذر کردیم تا به داخل درهای که یک سال پیش محل استقرار داعش بود، رسیدیم. در امتداد این مسیر پاسگاههای نیروهای افغان ایجاد شده بود.

پس از چند ساعت مسافرت به محل اصابت مادر بمبها رسیدیم. تصور ما این بود که بمبی به این بزرگی باید حفرهای بزرگ در محل ایجاد کرده باشد ولی چنین نبود. تنها قسمتی از یک تخت سنگی بزرگ پودر شده بود و موج انفجار تمام خانههای اطراف را تا چندین صد متری با خاک یکسان کرده بود.
کمی بالاتر در انتهای دره، نظامیان آمریکایی مستقر بودند و در ساعاتی که آنجا بودیم هلیکوپترهای بلکهاک بر فراز سر ما در پرواز بودند.
در لابلای ویرانهها هنوز لباسهای جامانده از جنگجویان داعش دیده میشد. یکی از ساکنان محل که خانهاش در فاصله خیلی دور از این محل قرار داشت و ویران شده بود، به ما گفت که هفتاد جسد داعش را آن روز شمرده و در جمعآوری این اجساد مشارکت داشتهاست.

میراث دو سال حاکمیت داعش در اچین
زمانی که منطقه در کنترل داعش بود، بخشی از خانههای مردم و ساختمان مدارس به محل فرماندهی و استقرار جنگجویان این گروه تبدیل شده بودند.
به گفته ساکنان محل، داعش در گام نخست باور دینی مردم را هدف قرار داده بود. این گروه سعی در قبولاندن روایت خود از شریعت بر مردم داشت و جوانان را به صف جنگجویان داعش دعوت میکرد.
بازار "شدل" در قلب این منطقه در زمان حاکمیت داعش تعطیل و به ساختمانهای متروکه تبدیل شده بود. مکاتب مسدود و بچههای مردم دور از چشم جنگجویان داعش برای آموزش به مناطق دیگر میرفتند. شماری زیادی از مردم محل با رها کردن خانههای که نسلها در آن زندگی کرده بودند، به اطراف و یا شهرها کوچ کرده بودند.
در جریان جنگ علاوه بر خانهها و بازار، ساختمان مدارس منطقه بیش از هر جای آسیب دیده بود.

اچین یکسال پس از حمله آمریکا
بازار شدل یک سال بعد از پرتاب مادر بمبها، توسط مردم تا حدی بازسازی شده و جنب و جوش دوباره به آن برگشته است. در مغازهها از مواد خوراکی گرفته تا وسایل خانه، لباس و وسایل آرایشی و زینتی زنان پیدا میشود. حالا این فرصت برای زنان مهیا شده تا در منطقهای که هنوز تهدید داعش از بین نرفته، نفس تازه بکشند و از بازار خرید کنند. اکنون زنان ولسوالی اچین دوباره به جامعه برگشته، براحتی قدم میزنند و در کنار مردان بر روی زمینهای کشاورزی کار میکنند.
مکاتب اچین
وقتی به مکتب رسیدم، زنگ خورده بود و ساعت تفریح بود. صدای صدها دانش آموز در فضا پچیده بود که در بیرون وحیاط مکتب سرگرم شوخی و تفریح بودند. وقتی ما را دیدند، دور ما حلقه زدند. این حلقه چنان دوستانه شد که به سختی توانستیم راه ما را به داخل مدرسه باز کنیم. کودکانی که شور و هیجان زندگی در چشمانشان موج میزد.
ساختمان در جریان جنگ با داعش به یک ویرانه تبدیل شده بود. یک سال بعد از داعش نیز نه دری داشت و نه پنجرهای. آثار گلوله و موشکها در و دیوار و حتی سقف اتاقها را سوراخ سوراخ کرده بود.
از صندلی و میز در صنفها خبری نبود. شکایت دانش آموزان و مسئولان، ساختمان ویران مکتب نبود، شکایت از کمبود معلم و کتاب درسی بود.

مکتبی که قبل از پرتاب مادر بمبها پایگاه داعش بود و اکنون نیز قبر شماری از جنگجویان داعش در اطراف آن دیده میشود.
بعد از ظهر به مکتب دخترانه اچین رفتیم. رفتن ما همزمان با ورود یک گروه بزرگ از دختران به مکتب بود. حس عجیبی بود. دیدن این همه دانش آموز دختر در محل حاکمیت داعش.
دخترانی با لباسهای رنگارنگ در مکتب فضای دیگری را خلق کرده بود. ششصد دانش آموز دختر از کلاس اول تا هفت در این مکتب درس میخوانند.
ساختمان این مکتب نیز ویرانی کمتر از مکتب پسرانه نداشت. کلاسها خراب و تاریک بودند. ششصد دانش آموز دختر تنها سه معلم داشت که همه آنها نیز مرد بودند.

نام نیک پلیس
آرزوهای شاگردان و کودکان در شهرهای افغانستان این است که روزی پزشک، مهندس و مدیر شوند، ولی در اچین وقتی از یک کلاس ۳۰ نفری از دانش آموزان دختر پرسیدیم که میخواهید درآینده چکاره شوید؟ اکثریت آنان صدا کردند که میخواهند پلیس شوند.
نجات مردم از چنگ داعش و آزادیهای نسبی که در ولسوالی اچین به وجود آمده، نیروهای امنیتی افغان را در اچین به قهرمانان واقعی این دختران تبدیل کرده است. برخلاف شهرها که مردم نیروهای امنیتی را در دفع حملات شورشیان، مبارزه با فساد و قانون مداری ناکام می دانند.
ویرانههای اچین بازسازی شده؟
نیروهای امنیتی افغانستان با پشتیبانی نیروهای آمریکایی جنگجویان داعش را تا حدود ده کیلومتر این منطقه به سمت مرز پاکستان راندهاند. ترس از بازگشت داعش هنوز وجود دارد.

به استثنای پاسگاههای نظامی که در منطقه و اطراف آن ایجاد شده، کاری برای بازسازی منطقه انجام نشده است.
خانههای مردم محل که در اثر موج انفجار مادر بمبها تخریب شده به به همان حالت ویران باقی ماندهاند.
مدارس نیز تاکنون ویران ماندهاند
شمار زیادی از محصلان دروس دینی محلی برای درس خواندن ندارند، آنان در یک سرای سرباز و در مغازههای کوچک درس میخوانند.
استاد این محصلان که بیشتر شان زیر سن ۱۵ بودند، به ما اصرار داشت که صدایش را به گوش مسئولین برسانیم.

در اچین یک مرکز کوچک درمانی در گوشهای بازار این ولسوالی فعال بود که تنها دو پزشک زن داشت که با هم خواهر بودند.
ترس از بازگشت داعش
نیروهای افغان و آمریکایی مثل سد جلوی برگشت جنگجویان داعش را گرفتهاند. به گفته یکی از فرماندهان افغان حدود چهارصد جنگجوی داعش در منطقه حضور دارند. هرچند شمار زیادی از آنها به کوههای ولایت کنر در همسایگی ننگرهار پناه بردهاند.
مردم خاطرت تلخ از تسلط داعش دارند. در مسیر راه اچین از روستاهای عبور کردیم که داعش مردمانی را که از این محل اسیر گرفته بود، روی مین نشاندن و بعد منفجر کردند.
برای مردم اچین داعش به یک هیولای وحشتناک میماند. عدم توجه دولت به بازسازی نیز مردم را نگران کرده است. شاید بازسازی ویرانههای جنگ بتواند باور مردم به حفظ دستآوردهای تازه و برنامه دولت برای نابودی داعش را بیشتر کند.
داعش دیگر حضور پررنگ گذشته را در شرق افغانستان ندارد. این گروه حالا در بخشهای از شمال کشور حضورش را تقویت کرده است.












