حزب جمعیت با چه سرنوشتی روبرو است؟

منبع تصویر، Getty Images
- نویسنده, مریم امان
- شغل, بیبیسی
اخیرا در اوج اختلافات میان حزب جمیعت اسلامی و اشرف غنی، رئیس جمهوری افغانستان، شماری از اعضای حزب جمعیت زیر عنوان "شورای انسجام حزب جمعیت" با رئیس جمهوری افغانستان دیدار کردند.
در این نشست اعضای این شورا از تصمیم رئیس جمهوری در مورد "برکناری" عطا محمد نور از سمت ولی بلخ اعلام حمایت کردند.
این در حالی است که بدنه اصلی حزب جمعیت اسلامی به رهبری صلاحالدین ربانی، وزیر خارجه افغانستان، با تصمیم ارگ مخالفت کرده و برای اصلاح کار شرایطی را هم مشخص ساخته است.
اعلام حمایت از تصمیم ارگ از سوی شماری از اعضای با سابقه حزب جمعیت اسلامی پرسشهای زیادی را برانگیخته که "شورای انسجام" چگونه شورایی است؟ چرا از تصمیم ارگ حمایت کرد؟ حزب جمعیت اسلامی به کدام سو در حرکت است؟

برهان الدین ربانی، در سال ۱۹۷۱ حزب جمعیت اسلامی را تاسیس کرد و تا آخر عمرش رهبر بلامنازع این حزب باقی ماند. این حزب که بیشتر به "جمعیت" معروف است، یکی از دو حزب پرقدرت جهادی بود که در زمان اشغال افغانستان توسط اتحاد جماهیر شوروی سابق با آن جنگید. این حزب در دهه شصت خورشیدی با ساختار منظم و شاخه نظامی قوی، یکی از احزاب موفق محسوب میشد. ولی از آن به بعد افت و خیزهای فراوانی را تجربه کرد.
در دهه نود میلادی نیز این حزب موفق شد کابل را به تصرف خود درآورد و با مشارکت شماری از احزاب دیگر جهادی دولت اسلامی افغانستان را تشکیل دهد، ولی شماری دیگر از احزاب جهادی که مهمترین آنها حزب اسلامی بود، جمعیت را به انحصارگری متهم کرد و علیه آن جنگید.
در این جنگها که به جنگهای داخلی موسوم است، کابل خسارات زیادی دید و هزاران نفر کشته و زخمی شدند.
شورای انسجام جمعیت
با گذشت زمان و آغاز دوره پس از طالبان، نیاز به برگزاری نخستین کنگره این حزب بیشتر محسوس بود.
گفته میشود در سال ۱۳۸۷، در زمان حیات برهان الدین ربانی، کمیتهای زیر نظر او به منظور انسجام امورات جمعیت در"محور دبیرخانه این حزب" ایجاد شد.

منبع تصویر، Arg
آنچه "انسجام امورات" خوانده شده، شامل مسئولیت برگزاری کنگره این حزب نیز بوده است.
سید اکرام معصومی و مهندس عبدالرحیم رحیم از جمله اعضای این کمیته "شش نفره" بودند. گفته میشود در آغاز این مجموعه به عنوان "کمیته انسجام" یاد میشد و بعدا به شورای انسجام موسوم شد.
سپس در سال ۱۳۹۰، برهانالدین ربانی کمیسیون تدارک مجمع عمومی یا همان کنگره سراسری حزب جمعیت را با عضویت بیشتر از صدتن از اعضای این حزب ایجاد کرد.
گفته میشود مسئولیت اصلی این کمیسیون، تسهیل روند برگزاری کنگره بود. قرار بود در ماههای نخستین آن سال کنگره برگزار شود ولی ظاهرا زمینه برگزاری آن فراهم نشد. در ماه سنبله ۱۳۹۰، برهان الدین ربانی رهبر این حزب در کابل ترور شد.
اعضای گروه انسجام تا اینجای داستان با هم موافق اند. ولی یکی از افراد بلند پایه حزب که نخواست نامش برده شود، به بیبیسی گفت بعد از ایجاد کمیسیون برگزاری کنگره، صلاحیتهای کمیته انسجام به این کمیسیون واگذار شد و بعد ازآن موجودیت آن کمیته منتفی بود.
غلام فاروق مجروح، نماینده مجلس که از جمله اعضای "شورای انسجام" است و در نشست ارگ ریاست جمهوری هم حضور داشت، میگوید:"این درست نیست که صلاحیتهای شورای انسجام به کمیسیون تدارک مجمع عمومی واگذار شده بود. کار شورای انسجام تا برگزاری کنگره سراسری ادامه خواهد داشت."
چرا شورای انسجام از تصمیم ارگ حمایت کرد؟
شماری در بدنه اصلی حزب از موضعگیری اعضای شورای انسجام شدیدا ناراحتاند. یکی از آنها میگوید: "اعضای این شورا در کمین نشستهاند تا چه وقت از حزب و حکومت باج بگیرند."
او همچنین میافزاید که "منافع شخصی افراد، رسیدن به مقامهای دولتی" محرک اصلی "شورای انسجام" است، تا "خیر و صلاح مردم".
آقای مجروح در پاسخ میگوید که موضع گیری اعضای این حزب در قبال برکناری آقای نور، چیزی جز مصلحت مردم افغانستان نیست؛ او میگوید:" هر چه به نفع و مصلحت مردم باشد، ما از آن حمایت میکنیم".
آقای مجروح در پاسخ به انتقادها میگوید: "این حق اعضای جمعیت است که در دولت شریک باشد، این حکومت محصل زحمات جمعیت است."

منبع تصویر، Getty Images
کژرویهای اعضا
دو دستگی در حزب جمعیت مانند هر حزب دیگری، موضوع جدیدی نیست. در سه انتخابات ریاست جمهوری که در سالهای گذشته انجام شد، دستکم دو عضو برجسته جمعیت در دو جناح مخالف وارد انتخابات شدهاند.
در انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۰۴، احمدضیا مسعود، یکی از اعضای برجسته حزب جمعیت و داماد برهان الدین ربانی، به عنوان معاون اول حامد کرزی وارد انتخابات شد، در حالیکه محمد یونس قانونی، با حمایت محمد قسیم فهیم به عنوان نامزد ریاست جمهوری به سوی انتخابات رفت.
در انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۰۹ نیز مارشال محمد قسیم فهیم، معاون اول آقای کرزی بود و عبدالله عبدالله از نامزدهای رقیب رئیس جمهوری افغانستان محسوب میشد، هر دو نفر از اعضای برجسته حزب جمعیت بودند.
در جنجالیترین انتخابات افغانستان که در سال ۲۰۱۴ برگزار شد، در روزهای آخر مبارزات انتخاباتی، احمد ضیا مسعود در کنار محمد اشرف غنی قرار گرفت و عطا محمد نور، رئیس اجرایی حزب جمعیت در کنار عبدالله عبدالله. حالا به نظر میرسد هردو از تصامیمشان پشیمان هستند.
در سال ۲۰۱۰ زمانی که محمد یونس قانونی، یکی از اعضای حزب جمعیت برای بار دوم نامزد ریاست مجلس نمایندگان شد، عبدالحفیظ منصور، عضو دیگر همین حزب علنا در مخالفت با او برخاست و آقای قانونی رای لازم را برای احراز ریاست پارلمان بدست نیاورد.
واکنش تند بقیه اعضای جمعیت ولی اینبار، بیشتر از دودستگیهای قبلی به نظرمیرسد. یکی از اعضای جمعیت در صحبت با بیبیسی دلیل این واکنش را، "سیاست روشن قومی ارگ" میداند.

منبع تصویر، SALAHUDDINRABANIFACEBOOK
مشروعیت رهبری کنونی و تقابل دو نسل
بعد از مرگ برهان الدین ربانی، بنیانگذار این حزب، پسر او صلاحالدین ربانی، به عنوان رهبر تعیین شد. عطامحمد نور، والی "مستعفی" بلخ، به عنوان رئیس شورای اجرایی این حزب اعلام شد.
گفته میشود شماری از اعضای حزب که شامل بعضی از افراد "شورای انسجام" هم میشود، به دلایل متعدد از رهبری کنونی ناراضی هستند؛ اول، به باور آنها رهبر این حزب باید از سوی اعضای این حزب انتخاب میشد و صلاحالدین ربانی تنها به دلیل اینکه پسر برهانالدین ربانی است، نباید برگزیده میشد.
دوم، رهبری جدید فهرستی زیر نام "شورای رهبری جمعیت" تهیه کرد که شماری از با سابقهترین اعضای جمعیت اسم خود را در آن نیافتند.
چنانچه صالح محمد ریگستانی، یکی از اعضای این حزب در مطلبی نوشته است که بعضی از اعضای شورای رهبری "به اساس قرار و مدارها" در این فهرست قرار گرفتند. این موضوع "باعث سردی و فاصله میان طیفهای مختلف در داخل حزب شد."
سوم، نقش پررنگ عطا محمد نور، رئیس اجرایی این حزب در سمتوسو دادن حزب سبب فاصله میان رهبری و آنهایی که با تجربه و سابقه بیشتر خود را با صلاحیتتر از رهبر کنونی میدیدند، شد.
و چهارم، نارضایتی گسترده در میان اعضای حزب جمعیت از عبدالله عبدالله، رئیس اجرایی افغانستان که به نمایندگی از این حزب نامزد شده بود و این اعضا معتقد هستند که آقای عبدالله نتواسته نمایندگی شایستهای از این حزب و حامیانش در دولت انجام دهد و تقریبا همه چیز را به تیم مقابل به رهبری اشرف غنی واگذار کرده است.
شماری که تغییرات حزب جمعیت را از نزدیک دنبال کردهاند، باور دارند در دهه شصت خورشیدی، بعضی از جوانان جمعیتی مشغول مبارزات نظامی علیه نیروهای شوروی بودند و در سطح رهبری مطرح نبودند.
ولی، در دهه هفتاد و به ویژه دردهه هشتاد، جوانان دهه شصت نه تنها سیاستمداران مطرح در سطح حزب نه بلکه کشور شدند. عدهای از آنها آهسته آهسته از جمعیت دور شدند و شماری هم جایگاهی به اندازه وزن سیاسی فراحزبی خود در داخل حزب پیدا نکردند.

منبع تصویر، ceo
عدهای دیگری هم که از آغاز کار حزب جمعیت با این حزب بودند، در ساختار کنونی جایی به اندازه تجربه و پیشینه کاری خود نمییابند. در ردههای پایینتر شماری از جوانانی که به آرمانهای حزب پابند اند، رویکرد فعلی را در تضاد با باورهای مدرن میدانند و نمیپذیرند و خواستار تغییر هستند.
موضعگیری "شورای انسجام جمعیت" هم در بستر چنین تحلیلی معنی میدهد. "شورای انسجام جمعیت" نه شاخه انشعابی این حزب است و نه هم مخالف حزب در کل.
به نظر میرسد این شورا با رهبری کنونی این حزب، با شیوه انتخاب آنها و مدیریت رویدادهای بزرگ سیاسی از سوی آنها مخالفت دارد.
آقای مجروح، نماینده مردم در مجلس در ارتباط به موقف این شورا در داخل حزب میگوید: "خواست ما برگزاری کنگره سراسری حزب جمعیت اسلامی و برگزاری انتخابات درون حزبی به منظور انتخاب رهبری است."
انتخابات رهبری در داخل حزب شاید حلال بخشی از مشکلات این حزب شود؛ تصامیم رهبری از مشروعیت بیشتری برخوردار شود و به چالش کشیدن آن تصامیم پیامدهای سنگینی داشته باشد.
ولی تجربه نشان میدهد که اعضای حزب در زمان حیات برهانالدین ربانی هم از اتحاد عمل و نظر لازم برخوردار نبودند، در حالیکه آقای ربانی (پدر) با چالش مشروعیت رهبری مواجه نبود.











