هفته خونین پاکستان: مقصر واقعی کیست؟

منبع تصویر، EPA
- نویسنده, ام الیاس خان
- شغل, بیبیسی اسلام آباد
در حالی که پاکستان پس از بمبگذاری ویرانگر پنجشنبه شب در زیارتگاه ۸۰۰ ساله لعل شهبار قلندر تلاش میکند تا به وضعیت عادی بازگردد، مسئولان این کشور به دنبال دست و پا کردن مقصری در خارج از کشور هستند.
ارتش آشکارا مسئولیت عملیات را برعهده گرفته است و تظاهر به نزاکت سیاسی را کنار گذاشته است.
ژنرال قمر جاوید بجوا فرمانده ارتش پس از بمبگذاری بیدرنگ سوگند خورد "انتقام هر قطره از خون ملت باید گرفته شود و به سرعت گرفته شود."
او گفت: "دیگر برای هیچ کس ملاحظهای" نخواهد بود.
مقصود از اظهارات او یک ساعت بعد روشن شد و ارتش اعلام کرد پاکستان تمام مرز با افغانستان را برای هرگونه تردد، از جمله برای پیادهها، بسته است.
صبح جمعه مقامات سفارت افغانستان به مقر مرکزی ارتش در راولپندی احضار شدند. ارتش میگوید فهرستی از ۷۶ "تروریست" را که گفته میشود در افغانستان پنهان شدهاند به مقامات افغان تحویل داده و از آنها درخواست کرده است این افراد را دستگیر کنند و به پاکستان تحویل دهند.
این واکنش آتشین پس از سلسله حملات مرگبار پنجروزه پیکارجویان رخ داده است که از یکشنبه بیش از ۱۰۰ نفر، از جمله غیرنظامیان، پلیس و سربازان را در سراسر پاکستان کشته است.
این بدترین رویداد خشونت بار پس از خشونتهای سال ۲۰۱۴ است؛ سالی که پاکستان عملیاتی را برای نابود کردن پناهگاههای پیکارجویان در مناطق قبیلهنشین شمال شرق کشور آغاز کرد.
در نتیجه این عملیات خشونتها به شکل چشمگیری کاهش پیدا کردند و رهبران پاکستان ادعا کرده بودند که پیکارجویان شکست خوردند اما این هفته، آن احساس امنیت بر باد رفت.
آخرین موج حملات در میانه گزارشهایی درباره اتحاد دوباره برخی از شاخههای قدرتمند طالبان پاکستان اتفاق میافتد. بعضی از این گروهها پیوندهایی با شاخه افغانستانی-پاکستانی گروه موسوم به دولت اسلامی دارند که خود این شاخه از یکی از دستههای سابق طالبان پاکستان نشأت گرفته بود.

منبع تصویر، Reuters
بیشتر این گروهها مخفیگاههایی در مناطق مرزی افغانستان دارند و پس از آن که پاکستان عملیاتاش را بر ضد پیکارجویان آغاز کرد، تغییر مکان دادند.
پاکستان حالا افغانستان را متهم به مدارا کردن با این پناهگاهها میکند. این کشور همچنین هند را برای کمکهای مالی به این گروهها مقصر میداند.
مقامات پاکستانی میگویند هند و افغانستان میخواهند به پاکستان آسیبهای اقتصادی وارد کنند و برنامههای چین برای ساخت "گذرگاه اقتصادی" از طریق پاکستان را تضعیف کنند.
اما بسیاری در داخل و خارج از پاکستان این ادعا را باور نمیکنند. آنها معتقدند که پیکارجویی در پاکستان در واقع به جنگهای پنهان خود این کشور گره خورده است که اقتصاد تشکیلات امنیتی پاکستان را حفظ و تقویت میکند.
مثلاً بیبیسی در کشمیر پیکارجویانی را دیده است که در اردوگاههایی واقع در نزدیکی قرارگاههای ارتش زندگی و فعالیت میکنند. هر اردوگاه تحت مسئولیت یک مقام رسمی از گروهی است که مردم محلی آن را به عنوان "شاخه اجرایی" سرویس امنیتی کشور توصیف میکنند.
در بلوچستان که تقریبا یک دهه عملا تحت کنترل نظامی بوده است، ادعا میشود که سازمانهای دولتی، پیکارجویان اسلامگرا را برای مقابله با شورشهای جداییطلبانه مسلح توسط فعالان بلوچ سکولار تقویت میکنند.
سال گذشته پلیس منطقه گزارشی درباره پناهگاههای پیکارجویان در بخشهای متعددی در بلوچستان تهیه کرد، اما عملیاتی که در آن مناطق پلیس توصیه به اجرایشان کرده بود، هیچگاه آغاز نشد.
به همین ترتیب جهان از پناهگاههای امنی با خبر است که طالبان افغانستان در منطقه کویته و جاهای دیگر استان بلوچستان از آنها بهرهمند است و همچنین از مخفیگاههایی در بعضی قسمتهای منطقه قبیلهنشین در شمال غرب اطلاعاتی در دست است که از آنجا حملاتی را به داخل افغانستان سازماندهی میکنند.
ناظران بسیاری بر این باور اند که ارتش پاکستان از گماشتگان پیکارجو برای پیشبرد جنگ در افغانستان و کشمیر استفاده میکند و از وضعیت امنیتی داخلی برای کنترل کردن تصمیمگیریهای سیاسی سوء استفاده میکند.
این ناظران میگویند اگر ارتش میخواهد تجارت و امپراتوری صنعتی و ملکی گستردهای را حفظ کند که آنها باور دارند از مزایای رقابتی ناعادلانه، حمایت دولت و تعطیلات مالیاتی بهرهمند است، ادامه این وضعیت امنیتی مهم است.
تشکیلات نظامی چنین ادعاهایی را رد میکند.

منبع تصویر، Reuters
اما با چنین معجونی از شبکههای پیکارجو در مناطق مرزی، برای بسیاری باور گفتههای پاکستان برای مقصر بودن هند و افغانستان دشوار است.
تمام پیکارجویان حاضر در میدان - از کشمیر محل اختلاف تا کویته و افغانستان - از یک ریشه اند. آنها نسل دوم پرچمداران یک جنبش مسلحانه اسلامی اند که در خاک پاکستان طی اشغال افغانستان توسط روسیه در دهه ۱۹۸۰ شکل گرفت.
آنها ممکن است وابستگیهای منطقهای یا وفاداریهای حزبی داشته باشند، اما همه آنها برآمده از دل اسلام وهابی و انشعابات ايدئولوژيک آن هستند که جنگجویان عربی که برای آزادسازی افغانستان میآمدند آن را با خود وارد میکردند.
به این ترتیب آنها قابلیت تشکیل گروههای متحد پیچیده و پیوندهای فرامرزی با یکدیگر را دارند و همه آنها در گمراه و مرتد دانستن مسلمانان شیعه و پیروان سنی اسلام صوفیانه بومی هم نظرند.
این نکته میتواند پاسخگوی این معما نيز باشد که این گروهها علیرغم نداشتن حمایت عمومی در هیچ بخشی از افغانستان و پاکستان، چگونه قادر به ادامه حیات و فعالیت هستند.











