خیزش ترکیه برای رویارویی با قدرت های درگیر در سوریه

- نویسنده, حسین آقایی
- شغل, پژوهشگر روابط بین الملل
حسین آقایی، پژوهشگر روابط بین الملل در مقاله ای برای صفحه ناظران می گویند، با توجه به رخدادهای اخیر سوریه به تفاوت منافع و دیدگاه های ترکیه با آمریکا و متحدان کردش و همچنین ائتلاف ایران؛ روسیه و دولت سوریه اشاره کرده است.
جنگ بی پایان در سوریه این روزها ابعاد تازه و نگران کننده تری به خود گرفته است. همین سه ماه پیش بود که رؤسای جمهور ایران، ترکیه و روسیه پایان داعش و آغاز روند مشارکت سیاسی در سوریه را در اجلاس سه جانبه سوچی اعلام کردند، اجلاسی که هدفش در وهله نخست به انزوا کشاندن آمریکا در سوریه از طریق همسو سازی نسبی میان مواضع بعضاً متضاد تهران، آنکارا و مسکو بود.
اتحاد نوپای ایران- ترکیه- روسیه همچنین قرار بود به توافقات آستانه برای ایجاد و تثبیت "مناطق عاری از تنش" در سوریه متعهد بماند تا با جلوگیری از بروز خشونت و درگیری ها میان نیروهای حامی بشار اسد و مخالفان دولت سوریه در این مناطقِ مشخص، امکان برقراری ثبات نسبی و گفت و گو برای آشتی ملی فراهم شود.
این اتحاد استراتژیک اما در هفته های اخیر عمدتاً به دلیل نارضایتی ترکیه از اقدامات دیگر هم پیمانانش در سوریه به ورطه فروپاشی نزدیک شده است. افزایش حملات هوایی و زمینی روسیه-ارتش سوریه و حزب الله علیه گروه افراطی موسوم به "هیئت تحریر الشام" (جبهة النصره سابق) و معارضان سوری در استان ادلِب از یک سو و تلاش ترکیه برای مداخله نظامی در شهر عِفرین (در استان حلب در شمال سوریه) بر ضد نیروهای کُرد از سوی دیگر نه تنها به بروز شکاف در ائتلاف ایران-روسیه-ترکیه انجامیده بلکه جنگ در سوریه را به سمت رویارویی تمام عیار میان قدرتهای درگیر برای کنترل مناطق مهم استراتژیک در این کشور سوق داده است.
اقدام اخیر آمریکا مبنی بر تشکیل ارتش ۳۰ هزار نفری متشکل از مخالفان دولت سوریه برای تأمین امنیت مرزهای مشترک سوریه با ترکیه و عراق نیز ترکیه را وادار به واکنش ها و موضع گیری های پر خطری کرده است که می تواند نوع تعامل استراتژیک بین ترکیه و ایران-روسیه و دینامیسم ژئوپلیتیک در سوریه را در آستانه برگزاری "کنگره آشتی ملی سوریه" در تاریخ ۲۹ ژانویه در شهر سوچی تحت تأثیر قرار دهد.
در این نوشتار علاوه بر تبیین دلایل بروز تضاد منافع ترکیه با روسیه و ایران، تبعات احتمالی این واگرایی نسبی را ضمن در نظر گرفتن تعمیق اختلاف های آنکارا-واشنگتن بر سر سوریه مورد تحلیل قرار داده ام.

منبع تصویر، Reuters
ادلِب؛ قلب جنگ یا عاری از تنش؟
استان ادلِب واقع در شمال غرب سوریه این روزها شاهد بروز درگیری های شدید میان نیروهای حامی دولت اسد و مخالفان است. از اواخر دسامبر ۲۰۱۷ بود که نیروهای یگان ویژه ارتش سوریه معروف به "نیروهای ببر" (Tiger Forces)به رهبری سهیل حسن، عملیات نظامی وسیعی را با پشتیبانی نیروهای زمینی ایران و هوایی روسیه و با هدف بازپس گیری مناطق تحت کنترل تحریر الشام و شورشیان سوری آغاز کردند.
به دنبال تشدید این حملات در مناطق جنوبی و جنوب شرقی ادلِب که به گفته سازمان دفاع مدنی سوریه موسوم به "کلاه سفیدها" به کشته شدن ده ها غیر نظامی و روانه شدن صدها هزار آواره سوری به مرزهای این کشور با ترکیه انجامید، مقامات ترکیه، ایران و روسیه را به نقض توافقات آستانه متهم کردند.
اعتراضات آنکارا به اقدامات روسیه و ایران تا جایی پیش رفت که وزارت امور خارجه ترکیه سفرای این دو هم پیمان خود در سوریه را به دلیل "نقض توافق آستانه در ادلب" فراخواند. روسیه نیز متقابلاً ترکیه را به نادیده گرفتن توافقات آستانه متهم کرد با استناد به این مدعا که ترکیه در جلوگیری از حملات پهبادی منتسب به نیروهای مخالف میانه روی سوری به پایگاههای هوایی و دریایی روسیه در حمیمیم و طرطوس (در ۶ ژانویه) قصور ورزیده است، حملاتی که به زعم مقامات روسیه سرمنشاء آن ها از نواحی ای بود که ترکیه طبق توافقات صورت گرفته می بایستی در آن مناطق با نیروهای شورشی و معارض مانند احرار الشام مقابله می کرد.
بیشتر بخوانید:
ذکر این نکته ضروریست که نیروهای مسلح ترکیه در ماه اکتبر گذشته طبق توافق آستانه، مداخله نظامی خود را در ادلِب آغاز کرده بودند تا با کمک ارتش آزاد سوریه (FSA) نیروهای تحریر الشام را از این استان بیرون برانند. اما نیروهای شناسایی ارتش ترکیه در کمال شگفتی ناظران و تحلیل گران با اسکورت برخی از نیروهای تحریر الشام وارد مناطق شمالی ادلِب شدند و در روزهای بعد بدون بروز تنش جدی با اعضای این گروه اقدام به برپایی پست های دیده بانی در نوار مرزی شمال ادلِب و جنوب عِفرین کردند. صرف نظر از ابهامات موجود پیرامون زد و بندهای احتمالی میان ترکیه و گروهایی نظیر تحریر الشام باید به اهمیت ادلِب برای ترکیه در بعد امنیتی و استراتژیک اشاره کرد.
نخست این که این استان به عنوان خاستگاه اصلی گروه های معارض مسلح سوری جزو معدود مناطق سوریه است که ترکیه در آن هنوز نفوذ دارد و می تواند از آن به عنوان یک سپر ژئوپلیتیک در برابر نفوذ ارتش سوریه و هم پیمانانش به سمت شمال سوریه و نهایتاً مرزهای مشترک سوریه و ترکیه استفاده کند. دلیل اصلی مداخله نظامی ترکیه در ادلِب نیز بیش از هر چیز حفظ این استان مهم با تکیه بر نفوذ معارضان از جمله ارتش آزاد و نیز نزدیکی آن با شهر عِفرین برای مداخله نظامی علیه نیروهای کُرد "یگان های مدافع خلق (یپگ)" است که کنترل این شهر مرزی با ترکیه را در دست دارند.
با این تفاسیر می توان به راحتی نتیجه گرفت که پیشروی ارتش سوریه با پشتیبانی زمینی ایران و هوایی روسیه به هیچ وجه در راستای منافع استراتژیک دولت ترکیه نبوده است و ترکیه ترجیح می دهد مشابه "سپر فراتی" که اوت سال ۲۰۱۶ در شمال سوریه گستراند را با کمک ارتش آزاد و دیگر مخالفان اسد این بار در ادلِب و عِفرین ایجاد کند تا نفوذ خود در سوریه را از دست ندهد.
نکته دیگر اینکه از دید مقامات دولت ترکیه و شخص رجب طیب اردوغان، ارتش سوریه و هم پیمانانش باید بین گروه های افراطی تروریستی مانند تحریر الشام و گروه های میانه رو همچون ارتش آزاد سوریه (مورد حمایت ترکیه) تمایز قائل شوند.
در حالی که از نگاه آنکارا، حامیان اسد به بهانه مقابله با گروه های افراطی نیروهای معارض میانه رو را نیز هدف حملات هوایی و زمینی خود قرار می دهند و این نقض توافقات آستانه است. با این نگاه بی تردید یکی از دلایل عدم مقابله نظامی ارتش ترکیه با تحریر الشام در ابتدای مداخله نظامی در ادلِب این بود که مقامات ترکیه می خواستند در این گروه مرتبط با القاعده شکاف و اختلاف بیندازند تا عناصر افراطی آن به تدریج ریزش کرده و اعضای میانه رو تر آن به جرگه اپوزیسیون و ارتش آزاد و دیگر مسلحین میانه رو بپیوندند.
اما ارتش سوریه، ایران و روسیه بین گروه های افراطی و میانه رو مخالف اسد هیچ فرقی قائل نیستند و مقابله با آنان را به مثابه مبارزه با داعش در راستای حفظ تمامیت ارضی سوریه می دانند. مضاف بر اینکه از نگاه ایران و روسیه و سوریه شاهراه دمشق-حلب به عنوان قلب امنیتی و استراتژیک سوریه از ادلِب می گذرد و پاکسازی آن از افراطیون و مخالفان اسد امری حیاتی به شمار می رود.

منبع تصویر، AFP
عِفرین؛ فوبیای ترکیه
مسئله دیگری که واکنش تند و صریح مقامات ترکیه را در روزهای اخیر به دنبال داشته است به تصمیم ائتلاف بین المللی به رهبری آمریکا برای تشکیل نیروی امنیتی جدید در مرزهای مشترک سوریه با ترکیه و عراق مربوط می شود.
بر اساس اعلام مقامات آمریکا بخش اعظم این نیروها را یگانهای مدافع خلق تشکیل خواهند داد که ترکیه آنها را "گروهی تروریستی" وابسته به حزب کارگران کردستان (پ.ک.ک) میداند. اختلافات اخیر ترکیه و آمریکا بی گمان به حمایت دولت ترامپ از نیروهای کُرد شمال سوریه محدود نمی شود اما از منظر مقامات ترکیه عدم پایبندی ترامپ به وعده اش در ماه نوامبر مبنی بر قطع کمک تسلیحاتی آمریکا به نیروهای کُرد و نیز اعلام تشکیل نیروهای امنیت مرزی با مشارکت ی.پ.گ در مرز سوریه و ترکیه دیگر جای هیچ شک و شبهه ای باقی نمی گذارد که ایالات متحده از راه همکاری با "دشمن ترکیه" به دنبال ضربه به منافع ترکیه در سوریه است.
از این رو دولت ترکیه در اوایل ژانویه از تشکیل ارتش ۲۲ هزار نفری متشکل از نیروهای ارتش آزاد و ۳۰ گروه مختلف از مخالفان اسد به سرکردگی جواد ابوحطب رئیس "دولت موقت سوریه" خبر داد و در روزهای اخیر نیز این نیرو ها طبق گفته اردوغان به شهر عِفرین تحت کنترل نیروهای یگان مدافع خلق حمله خواهند کرد.
ترکیه از یک سو بیم آن دارد که نیروهای کُرد در رقه و سایر مناطق شمالی سوریه با کمک آمریکا ضمن مقابله با نیروهای ارتش آزاد در محدوده سپر فرات (جرابلس-الباب-اعزاز) نهایتاً وارد شهر عفرین شده و امنیت مرزهای این شهر را با ترکیه به مخاطره بیاندازند. از سوی دیگر همانطور که پیش تر گفته شد پیشروی ارتش سوریه به سمت مناطق مرکزی و شمال ادلِب، ترکیه را در تنگنای ژئوپلیتیک قرار داده و ترکیه تلاش می کند تا با تهدید به مداخله نظامی در عِفرین یا پیش دستی کرده و یا توان مقابله ی نظامی خود را (مشابه عملیات سپر فرات) به رخ رقبا بکشد.
نظر به آنچه گفته شد پیشروی نظامی ارتش سوریه، ایران و روسیه به سمت شمال و شمال غربی سوریه که باعث تشدید درگیری و خشونت میان حامیان اسد و مخالفانش شده علاوه بر اینکه اصل توافقات آستانه را به مخاطره انداخته، ترکیه را به خیزش جدی برای رویارویی ژئوپلیتیک در سوریه با ایران و روسیه و سوریه وادار کرده است.
از سوی دیگر به نظر می رسد آمریکا در صدد تسلط بر مناطق شرقی رود فرات است. تداوم حمایت آمریکا از کُردها در این مناطق و مناطق شمال سوریه نیز اردوغان را نسبت به دشمنی دولت ترامپ با اهداف سیاست خارجی ترکیه در سوریه بیش از پیش مطمئن کرده است. از این رو دینامیسم ژئوپلیتیک کنونی در سوریه از یک سو شکنندگی همگرایی ایران-روسیه و ترکیه را هویدا ساخته و از سوی دیگر ترکیه را در حادترین تنگنا به لحاظ نفوذ ژئوپلیتیکی قرار داده است، تنگنایی که عمق بحران در سوریه را بیشتر خواهد کرد.
مجموعه این تحولات در آستانه برگزاری "کنگره آشتی ملی سوریه" در اواخر ژانویه نمی تواند امید به ثبات و صلح در سوریه را زنده نگه دارد.












