سرانجام رویارویی ترامپ با ایران چه میشود؟

منبع تصویر، Getty Images
- نویسنده, شهیر شهید ثالث
- شغل, روزنامهنگار و تحلیلگر
سخنرانی تهاجمی ۲۱ مهر دونالد ترامپ و اعلام عدم پایبندی ایران به توافق هستهای از سوی او، وضعیت نامشخص و پر از ابهامی را هم در داخل آمریکا و هم در سطح بینالمللی ایجاد کرده است. هدف او تغییر برجام به نحوی است که محدودیتها بر روی برنامه هستهای ایران دائمی شود، برنامه موشکی ایران محدود شود، حمایت ایران از سازمانهایی که به زعم آمریکا تروریستی هستند متوقف شود و جلوی گسترش حضور ایران در منطقه گرفته شود.
بلافاصله پس از سخنرانی ترامپ، فدریکا موگرینی، مسئول سیاست خارجی آمریکا به وضوح به مقابله با موضع ترامپ پرداخت و گفت که رئیس جمهور آمریکا قدرت زیادی دارد ولی هیچ کشوری به تنهایی اجازه لغو قرارداد (هستهای) را ندارد. وی افزود که "جامعه بیالمللی و به همراه آن اتحادیه اروپا بوضوح نشان دادهاند که قرارداد پابرجاست و پابرجا هم خواهد ماند".
این نوع مقابله کم سابقه اروپا با آمریکا، بطور علنی و در برابر انظار عمومی، در پاسخ به اظهارات ترامپ بود که گفت: "اگر ما نتوانیم با کنگره و متحدانمان به راه حلی برسیم، در آن صورت توافق ملغی خواهد شد... مشارکت ما (در این زمینه) میتواند هر لحظه توسط من به عنوان رئیس جمهور لغو شود".
رهبران کشورهای بریتانیا، فرانسه و آلمان نیز در بیانیه مشترکی به دولت و کنگره آمریکا هشدار دادند که "قبل از برداشتن هر گامی، از قبیل بازگرداندن دوباره تحریمهایی که باید طبق برجام برداشته شوند... به عواقب کار و تأثیر آن بر امنیت آمریکا و متحدانش توجه داشته باشند".
این نوع شکاف و با این درجه ندرتا در بلوک غرب بوجود آمده است.
از این که ترامپ میگوید اگر نتواند با "کنگره و متحدانمان" به راه حلی برسد، خود راسا دست به اقدام خواهد زد، میتوان چنین نتیجه گرفت که خود ترامپ هم نمیداند چه خواهد شد.
آیا با کنگره به توافقی برای اعمال فشار بر ایران به قصد کشاندن آن کشور به مذاکره مجدد و تغییر برجام خواهد رسید؟ از طرفی از آنجا که استراتژی جدید اعلام شده جلوگیری از توسعه برنامه موشکی ایران، حمایت این کشور از حزب الله لبنان و توسعه نفوذ ایران در منطقه است، آیا کنگره قانونی را تصویب خواهد کرد که در صورت ادامه فعالیتهای ایران در این حوزهها تحریمهای جدی بر ایران اعمال شود و مآلا برجام به خطر بیفتد؟
همین ابهام را ترامپ در مورد رسیدن به توافق با متحدان آمریکا هم ابراز میکند. واکنش کشورهای اروپایی که پیشتر به آن اشاره شد نیز به این ظن دامن میزند که ممکن است کار بین آمریکا و اروپا گره بخورد.
باب کورکر و تام کاتن، دو سناتور حامی سیاستهای تهاجمی علیه ایران در صدد ارائه پیشنویس قانونی هستند که شرایطی در آن در نظر گرفته میشود که در صورت تحقق آنها، ایران تحت تحریم قرار میگیرد (نوع تحریمها هنوز مشخص نیست). سناتور کاتن یکی از تندروترین سناتورهای آمریکایی است که از حامیان تغییر رژیم در ایران به شمار میرود.
یکی از این شرایط این است که ایران نباید از بکارگیری بیش از ۵۰۶۰ سانتریفوژ و انباشتن ۳۰۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای ۳.۶۷ تجاوز کند. یا به عبارتی نمیتواند برنامه هستهایاش را طوری گسترش دهد که به استعداد تولید بمب هستهای در کمتر از یک سال دست یابد. این در واقع تغییر شرایط برجام به طور یک طرفه از سوی آمریکاست چرا که محدودیتهای ایران بین ۱۰ تا ۱۵ سال از آغاز پیاده شدن برجام باید از میان برود و ایران باید بتواند بدون مانع، در حجم صنعتی، اورانیوم غنی شده برای نیروگاههایش تهیه کند. به عبارت سادهتر، در صورت تصویب این طرح در کنگره آمریکا، ایران حتی اگر هیچ تخطی از برجام نداشته باشد باز هم تحریمهای آمریکا در نقطهای باز خواهند گشت.
شرط دیگر این است که در صورتی که ایران به هرگونه آزمایش، پرتاب، تولید یا استقرار موشکهای بالستیک با قابلیت حمل کلاهک جنگی اقدام کند تحریمهای لغو شده علیه این کشور دوباره فعال خواهند شد.
این طرح چون اصلاحیه یک قانون قبلی (اینارا) است، برای تصویب به ۶۰ رأی نیاز دارد. تعداد سناتورهای جمهوری خواه ۵۲ نفر است و هنوز هیچ دموکراتی حمایت خود را از ایده کورکر-کاتن اعلام نکرده، ضمن اینکه بدون حمایت اروپا احتمال اینکه دموکراتها از این طرح حمایت کنند کم است. به این ترتیب تصویب طرحی که ترامپ از آن راضی باشد با چالش جدی روبروست.
اما آیا اگر کنگره به نتیجه نرسد، ترامپ همانطور که اظهار کرده از اختیارات رئیس جمهور استفاده خواهد کرد و سه ماه دیگر که نوبت بعدی تعلیق تحریمهاست با خودداری از تعلیق تحریمها موجبات بازگشت تحریمها را فراهم خواهد آورد؟
هستند کسانی که به او یادآوری کنند چنان حرکتی میتواند به ضد خود بدل شود به این معنا که ممکن است همه کشورهای ذینفع دنیا (به استثنای اسرائیل و عربستان سعودی) شامل اروپا و چین و روسیه به حمایت از ایران در آیند.

منبع تصویر، Getty Images
چیزی که پیش بینی آینده را مشکلتر میکند، واکنش ایران به مانورهای آمریکاست.
سرلشگر محمد علی جعفری، فرمانده سپاه پاسداران چند روز پیش از سخنان ترامپ تهدید کرده بود که که اگر آمریکا تحریمهای جدید علیه سپاه پاسداران ایران را اجرا کند، "باید پایگاههای منطقهای خود را تا شعاع ۲ هزار کیلومتری برد موشکهای ایران منتقل کند". وی تأکید کرده بود که اعمال تحریمهای تازه در چارچوب "قانون مقابله با دشمنان آمریکا از طریق تحریمها" موسوم به قانون کاتسا را به منزله "خروج یک جانبه آمریکا از برجام" تلقی خواهد کرد.
به دنبال سخنان ترامپ، سپاه بر اساس قانون کاتسا مورد تحریم کامل قرار گرفت و فهرست جدیدی از سازمانها و شرکتهایی که با سپاه در ارتباطند به فهرست سازمانهای مورد تحریم آمریکا اضافه شد.
اما سپاه در واکنش به تحریمهای جدید، به صدور بیانیهای در محکومیت "تحریمهای ظالمانه" و تاکید بر ادامه برنامه موشکی و "توسعه توان دفاع موشکی کشور" بسنده کرد و آیت الله خامنهای نیز با اتخاذ موضعی کاملا دیپلماتیک و عملگرایانه تحریمهای جدید را مصداق خروج از برجام ندانست و در روز ۲۶ مهر گفت: "تا طرف مقابل برجام را پاره نکند ما آن را پاره نمیکنیم اما اگر او برجام را پاره کرد ما آن را ریزریز میکنیم."

منبع تصویر، Getty Images
اما آیا ایران در واکنش به تصویب طرحی مانند کورکر-کاتن یا عدم تعلیق تحریمها توسط ترامپ همین نرمش را از خود نشان خواهد داد؟ آیا به تلافی، برنامه موشکی را گسترش نخواهد داد و حضور نظامی خود را در منطقه تشدید نخواهد کرد؟ در این صورت واکنش اروپا چه خواهد بود؟ آیا با آمریکا همداستان خواهد شد و موجبات فروپاشی برجام فراهم خواهد گردید؟
اینها سئوالاتی است که پاسخ آنها در هالهای از ابهام است و لذا آیندۀ روندی که ترامپ آغازگر آن بوده مشخص نیست و حتی برای خود وی نیز که معمار این طرح بوده مبهم است.
در این میان آنچه که نگران کننده است، احتمال اشتباه محاسبه از سوی یکی از طرفین و بروز یک درگیری نظامی است. زیگمار گابریل، وزیر امور خارجه آلمان روز ۲۴ مهر با اشاره به مسیر خطرناک دهه گذشته گفت: "ما اروپاییها بسیار نگران هستیم که تصمیم رئیس جمهور آمریکا ما را (دوباره) به مسیر (احتمال) رویارویی نظامی با ایران برگرداند".











