توبرکلوز يا (سل) بيماری مکروبی و ساريست که بيشتر شش ها را مصاب ساخته، اگر تداوی نشود به دگران هم سرايت می کند. خواهرانی به نام های شبانه ولطيفه با نا اميدی می گويند بيماری توبرکلوز دارند، خانواده، آنها را دراتاق نمناک انداخته واز ايشان وارسی نمی کند. شبانه می گويد نبايد ما را به ديده حقارت بنگرند، مرض سل ساريست، اما تداوی دارد. خانمی دگری هم از تنفر اعضای خانواده اش شکايت دارد، که دراتاق نمناکی جا به سر برده، کسی حالش نمی پرسد. اما رضا می گويد: "پدرم توبرکلوز دارد، از او مواظبت کرده اتاق روشن وآفتابی برايش داده ايم،چرا که نور آفتاب مکروب توبرکلوز را از بين می برد. وی را غذای پرانرژی می دهيم، هر روز بستر خواب و لباس هايش را تبديل کرده آفتاب می دهيم و دوايش را به توصيه داکتر تطبيق می کنيم".  | از ما نفرت دارند   نبايد ما را به ديده حقارت بينند، مرض سل ساريست، اما تداوی دارد.  شبانه |
زمان ملاقات با بيمار توبرکلوز هردو طرف بايد ازماسک استفاده کنند. ظروف غذای مريض جدا باشد، کليکين های اتاق بايد هميشه باز و آفتابی باشد. افرازات مريض بايد دفن شده يا بسوزد، خبرگيرای و داشتن رويه خوب و مهربانی با مريض، وی را اميدوار بر صحتمند شدن می سازد. داکتر لطف الله منظور متخصص امراض تنفسی در مورد بيماران توبرکلوز می گويد: سلوک خراب در پهلوی بيماری سل، امراض روانی را هم بار می آرد. بايد بيمار را قناعت داد، تا از او نفرت نه، بلکه جهت ساری بودن مرض بايد احتياط کرد. |