|
صدای شهر: تعليم و اطفال معيوب | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
تعدادی اطفال معيوب، با آنکه فلج اند، اما توانسته اند مکتب بروند و درس بخوانند. برحی از اطفال با معيوب شدن، از درس و تعليم روی علت های مختلفی کناره می گيرند، که بيشترآن آزار و اذيت مردم و همسالانشان است. چرا اطفال معيوب به افسردگی های ذهنی و مايوسی دچار می شوند؟ لطف الله ١٣ ساله می گويد: "حالا اگر درس بخوانم فايده ندارد؟ مردم مرا لنگ خطاب می کنند، از همه چيز خسته ام." محمدظاهرشمس استاد روانشناسی می گوی : "بهتر است، مردم به جای استفاده از حرف رکيک به اطفال معيوب، به آنها کمک کنند تا درس و تعليم ". اکرام که در طفوليت معيوب شده و بيسواد است می گويد: "از سوی خودم به ارزش تعليم برای معيوبين نمی دانستم و از سوی ديگر والدينم نمی گذاشتند". من که کار های ثقيل را انجام داده نمی توانم، اگر درس می خواندم شايد به خود و خانواده ام خدمت می کردم، حالا باردوش آنها استم." برای بازتوانی اطفال معيوب در قسمت تعليم خانواده هايشان نقش اساسی دارند، زيرا تنها آنها می توانند که اطفال معيوب خودرا کمک کنند تابه اهداف شان برسند. اشرف می گويد: "مادرم زحمات مرا متقبل شد تا اين، که من درس ام را تمام کردم و فعلا در شفاخانه صليب سرخ کار می کنم. درجامعه مردم گه گاهی به ديده دلسوزی و ترحم به معيوبين می بينند، من هميشه در مقابل اين مشکلات بی تفاوت بودم و به کوشش هايم ادامه می دهم ." مادر اشرف می گويد:" اشرف 7 ساله بود که پاهايش فلج شد،اورا به درس تشويق کرده کمکش کردم.
گرچه برادر و پدرش در افغانستان نبودند، مگر من او را پشت کرده به مکتب می بردم و مياوردم. همين بود، که پسرم توانست باسواد شود". اشرف پس ازمکتب، انگليسی و کمپيوتر را تمام کرد، حالا کار می کند. مادرش به افتخار دارد، که پسرش با وجود معيوبت از موقف خوبی درجامعه برخوردار است. رفيع 12 ساله می گويد: "دوست معيوب ام، را هنگام درس، رفت و آمد حتی موقع پايين و بالا شدن از زينه کمک می کنم تا خود را ناتوان احساس نکند." |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||