عموما اطفال افغانستان درشش يا هفت سالگی مکتب می روند، بعضا والدين جبرا اطفال شان را مکتب می فرستند، که باعث مکتب گريزی آنها می شود. اکبر ازشهر مزارشريف می گويد: "پسرم را با دادن پول به درس خواندن تشويق می کردم، اما او به جای رفتن به مکتب، به ويديوگيم می رفت". شاهين درمورد مکتب گريزی اش گفت: "معلم ما ظالم بود، وقتی کارخانگی نمی بردم قلم ها را ميان پنجه های د ستم فشارمی داد.  |  درس معلم ار بود زمزمه محبتی – جمعه به مکتب آورد طفلی گريزپا را  |
ازاش خيلی بدم می آمد، دگر مکتب را رها کرده به پارک می رفتم، وقتی درخانه خبر شدند، لت وکوبم کردند". اما به باور رقيمه معلمه شهر کابل، اطفال در اثر بی خبری والدين و بی تفاوتی معلمين مکتب گريز می شوند،که سرحد شان به بی راهه می کشد. در مورد خشونت با شاگردان بايد گفت هيچ معلمی حق تنبه شاگرد را ندارد، چه رسد به لت و کوب آنها، که موجب دلسردی اطفال ازمکتب شود". مکتب گريزی درآينده اشخاص چه تاثيری به جا می ماند؟ احمد شاه، پيشه جمع آوری آهنپاره ها را دارد، از سرگذشتش می گويد. "سالها قبل که مکتب گريزی می کردم، پدرم عهده دار تمام مسووليت های خانه بود، حالا که بايد کارکنم بنا بر نداشتن سواد کار نمی يابم"  | | | معلم بايد علت دلسردی دانش آموز را به درس ، ريشه يابی کند. |
به قول خانم رقيمه علت عدم دلچسپی شاگرد به درس بايد معلوم شود، درصورت موثر نبودن شيوه های کاربرد، با والدين تماس ضروريست". فرهاد محصل پوهنتون کابل، که خاطره از مکتب گريزی ندارد، حالا شامل فاکولته شده ضمناٌ با معاش خوب دريکی ازدفاترکارمی کند. |