شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
کتابخوانی در سايه حكومت طالبان؛ زنان افغان چه کتابهایی میخوانند؟
- نویسنده, حسیب عمار
- شغل, گزارشگراعزامی بیبیسی به افغانستان
«بانوان افغانستان برای فرار از ناراحتیهای ذهنی به صفحات رمانها پناه میآورند، تصور کنید چقدر زیر فشار هستند.»
آرشیدا وقتی این حرفها را به زبان آورد، در کنج خانهشان نشسته بود و کتاب بینوایان ویکتور هوگو، نویسنده نامور فرانسوی را در دست داشت. هرگز حاضر نشد در برابر دوربین ظاهر شود یا با نام واقعیاش صحبت کند.
برای او تنها کتاب باقی مانده که میتواند باز کند تا خود را لحظاتی از فضایی که هر روز تنگتر میشود، برهاند.
آرشیدا صنف (کلاس) ۱۱ مکتب بود که طالبان قدرت را بهدست گرفتند، و تنها توانست یک سال دیگر درس بخواند.
حکومت طالبان زنان و دختران را «تا امر ثانی» از رفتن به مکتب -بالاتر از صنف ششم- و دانشگاه منع کرد، و در تازهترین اقدام در دسامبر سال گذشته، انستیتوتهای طبی را هم بهرویشان بست.
این دختر ۲۱ سالهٔ محروم از دانشگاه، تا امروز خانهنشین است.
مثل بسیاری دیگر از زنان و دختران، آرشیدا تلاش میکند با رمانخوانی و رماننویسی با دردهای خود کنار آید.
میگوید: «شخصیتهای ناولهایی (رمانهایی) که زنان میخوانند، چالشهایی در برابرشان هست که امروز دختران افغانستان در زندگی روزمره با آن دستوپنجه نرم میکنند. خود را درجای شخصیتهای رمانها میبینند.»
اما اگر درِ مکتب و دانشگاه به روی زنان بسته است، دروازهٔ کتابخانهها هنوز بهرویشان باز است.
«فرار از واقعیتهای تلخ»
شبانه نزهت از زنانی است که بیشتر به کتابخانهها و کتابفروشیها رفتوآمد میکند. او مطالعه داستان و رمان را، راهی برای رهایی از چنگ محدودیتها میداند.
شبانه، که داستاننویس است و درگذشته آموزگار بوده، حاضر شد از خانه بیرون آید و در برابر دوربین صحبت کند.
من در یک کتاب فروشی در مرکز کابل با او ملاقات کردم، همسرش در کنار او بود. رمان «هزارخورشید تابان» نوشتهٔ خالد حسینی را میخواند واز چند کتاب دیگری هم نام گرفت که برای مطالعه آماده کرده: «روزمرگیهای امروز پر از دردها و رنجهایی است که بیشتر بانوان متحمل می شوند. و روی آوری زنان به رمانها در واقع فرار از واقعیتهای تلخ زندگی است و خواندن یک رمان مورد علاقه، مثل یک مسکن عمل میکند.»
زنان به باور شبانه از شخصیتهای رمانها الگوبردای میکنند، مخصوصا وقتی قهرمان داستان، «زنی مستقل و صاحب اراده باشد و الهامبخش دیگر زنان.»
رونق فروش کتابهای انگیزشی و روانشناسی در بازار راکد کتاب
در جستجوی الهام و انگیزه، زنان تنها داستان نمیخوانند.
بسیاری از جوانان دختر و پسر به سراغ کتابهای انگیزشی، خودشناسی و روانکاوی میروند، تا شناخت بهتر از خود پیدا کنند، عزت نفس خود را تثبیت کنند و تواناییهای فردیشان را توسعه دهند.
در کتابفروشی دیگری در غرب کابل، ساحل، دانشجوی جوانی را دیدیم که کتاب «صفر تا یک»، اثر پیتر تیل را در دست داشت. گفت درخواست داده که وارد دانشکده پزشکی شود، اما همزمان میخواهد یاد بگیرد «که چگونه از صفر شروع کند و خود را بهتر بشناسد. آمده تا یک کتاب انگلیسی و یک کتاب خودشناسی بخرد.»
آمار دقیقی در دست نیست که در افغانستان تحت حاکمیت طالبان سالانه چه تعداد کتاب چاپ میشود.
مهاجر فراهی، معین نشراتی وزارت اطلاعات فرهنگ حکومت طالبان به بیبیسی گفت شمار کتابهای نشرشده در یک سال گذشته به «هزاران» میرسد.
ما با حدود ۱۵ کتابفروش و ناشر در ولایات مختلف افغانستان صحبت کردیم که همه از «رکود» چاپ و فروش کتاب پس از بازگشت طالبان به قدرت میگویند. عامل اصلی آن وضعیت بد اقتصادی کشور، مصارف بالای نشر کتاب و فقر مردم خوانده میشود.
این وضعیت به گفتهٔ معراجالدین برهانی، ناشری در مزار شریف در شمال افغانستان، باعث شده که بسیاری از نویسندههای افغان نتوانند کتابهای خود نشر کنند. او به بیبیسی گفت، شمار زیادی از نویسندهها رانندگی تاکسی میکنند و یا مغازهدار و دستفروش شدهاند.
درصد دقیقی در دست نیست اما وضعیت نشر و فروش از یک موسسه انتشاراتی و کتابفروشی تا دیگری فرق میکند.
عبدالرحمن سعیدی، از مسئولان انتشارات و کتابفروشی سعید، از ناشران معروف افغانستان، که تقریبا درهمه زمینهها کتاب میفروشد، به بیبیسی گفت که بین دوران جمهوریت و نظام فعلی «۹۰ تا ۹۵ درصد در فروش روزانهٔ کتاب، تفاوت به وجود آمدهاست.»
او گفت بیشتر ناشران دچار رکود شدید هستند چون چاپ کتاب به شدت کاهش یافتهاست اما وضعیت کتابفروشها فرق میکند، و فروش برخی ژانرها در مقایسه با بقیه بیشتر است.
آقای سعیدی میگوید، در دوران جمهوریت نیز ادبیات داستانی، رمان و کتابهای انگیزشی فروش خوبی داشتند، و اکنون، اگرچه فروش در کل اندک است، اما در مقایسه با دیگر زمینهها، جوانان بیشترهمین کتابها را میخرند.
همزمان او از میزان بالای فروش کتابهای علوم دینی، تفسیر، حدیث و فقه گفت که بخش بزرگی از کتابفروشی او را اشغال کردهاند: «قطعا فروش کتابهای دینی در مقایسه با دوران جمهوریت بیشتر شده است.»
محمد زمان کریمی، مدیر انتشارات بینالمللی سرور سعادت، که شاید بزرگترین کتابفروشی در کابل باشد، با عبدالرحمن سعیدی همنظر است. او از «۸۰ درصد» کاهش در فروش و نشر کتاب میگوید ولی میافزاید که نسبت به دو سال اول حاکمیت طالبان، فروش کتابهای دینی، رمان و انگیزشی، «اندک بهتر شده است.»
«دروازهٔ مکاتب و دانشگاهها بهروی دخترخانمها بسته شده، خانهنشین شدهاند، احساس تنهایی میکنند. با رمان و کتابهای انگیزشی خود را مشغول نگه میدارند.»
صفیالله ناصری، مدیر فرهنگی انتشارات و کتابفروشی اکسوس، که در زمینه نشر کتابهای پشتو خیلی فعال است اما همزمان کتابهای فارسی و انگلیسی هم میفروشد، نسبت به آینده نشر کتاب خوشبین است. او هم که کتابهای پرفروشاش در همین زمینه هاست، میپذیرد که وضعیت فروش کتاب در دوران جمهوریت «بسیار خوب» بود: «پس از قدرت گرفتن طالبان تا ۷۰ درصد فروش کتاب کاهش یافت. اما در مقایسه با یک سال پیش، اگرچه بهتر نشده اما در حال احیا شدن و رونق گرفتن است.»
در نمایشگاهی که اخیرا از سوی وزارت اطلاعات و فرهنگ حکومت طالبان در مرکز کابل برگزار شده بود، بیشترین کتابهای عرضهشده در همین سه زمینه بود، که بیشترشان آثار نویسندههای خارجی هستند و در ایران چاپ و ترجمه شدهاند.
«موعد مقرر»، «درد راه را نشان میدهد»، «من نی هستم» از نویسندهٔ ترکی هاکان منگوچ، «توبرنده هستی» از نویسندهٔ هندی شیوا کهرا، «تکههای از یک کل منسجم،» اثر پونه مقیمی، نویسندهٔ ایرانی، «۴۸ قانون قدرت»، از نویسندهٔ امریکایی، رابرت گرین، «شاهد کلید ثروت» از نویسنده امریکایی ناپلئون هل، برخی از پرفروشترین کتابهای مورد علاقه جوانان دختر و پسر در کابل است.
برنا صالحی، نویسنده و پژوهشگر، رویآوری جوانان به کتابهای داستانی و انگیزشی را بیشتر ناشی از ناچاری میداند، چون امیدی ندارند که به مقام و منصبی برسند، اگر کتابهای علمی را مطالعه کنند: «حالا مثل گذشته نیست که یک دانشجو امیدوار به این باشد که وقتی مطالعه میکند، تحصیل میکند و سپس فارغالتحصیل میشود به آنچه هدفش است، برسد. در نتیجه به کتابهای انگیزشی و رمان مراجعه میکند.»
«کسی فلسفه و علوم اجتماعی نمیخواند»
با اینحال، به حکم ضرورت، کتابهای درسی دانشگاهی همچنان خریداران خود را دارند.
«کتابهایی که امروز در افغانستان خریدار ندارند، در رشتهها فلسفه وعلوم اجتماعی است.» این شکایت پردرد ناشری است که وقتی به دیدنش رفتیم کتابفروشیاش در تاریکی فرورفته بود و هر طرف گرد و غبار نشسته بود. او که در گذشته بیشتر کتابهای علوم اجتماعی میفروخت، با کشیدن آه سردی گفت: «فروش این کتابها حالا تقریبا صفر است.»
این کتابفروش که نخواست نامش گرفته شود، از دشوار بودن دریافت مجوز نشر کتاب یاد کرد. سپس یک کتاب دینی را به ما نشان داد گفت، نشر این نوع کتابها و همچنین شعر و داستان آسانتر است.
برنا صالحی میگوید، بسیاری از افرادیکه علاقمند کتابهای فلسفی، حقوق، علوم اجتماعی و سیاسی بودند، پس از سقوط نظام جمهوری، افغانستان را ترک کردند، «حتی دانشگاهها و موسسات تحصیلات عالی، مثل گذشته این نوع کتابها را نمیخرند.»
«خلاف منافع ملی و عقیده»
در حالیکه ناشران از بازار کتابفروشی و صنعت نشر کتاب در افغانستان شکوه دارند، حکومت طالبان چاپ و فروش بسیاری از کتابها را منع کرده است.
معاون وزارت اطلاعات و فرهنگ حکومت این گروه درصحبت با بیبیسی پذیرفت که حدود ۴۰۰ کتاب را که به گفتهٔ او «با منافع ملی، فرهنگ و باورهای مردم افغانستان» در تضاد بودند، «منع» کردهاند.
برخی از نویسندهها که بیبیسی با آنها صحبت کرد، میگویند که حکومت طالبان بنا بر انگیزههای سیاسی این کتابها را منع کرده است، چون «محتوای آنها چیزی نیست که در تضاد با منافع ملی افغانستان باشد».
اما آقای فراهی این دیدگاه را رد میکند. او به من گفت این کتابها «بر اساس انگیزههای سیاسی یا عقدههای شخصی منع نشدهاند بلکه یک کمیسیون مسلکی که افراد با صلاحیت علمی عضو آن هستند، تصمیم منع را گرفتهاند.»
کتابهای منع شده، دینی و مذهبی، سیاسی و تاریخی هستند و برخی فکر طالبان را نقد کردهاند، مثل کتاب «طالبان د خدای لښګر په غلطه جګره» = «طالبان؛ سپاهیان خدا در نبردی اشتباهی» نوشتهٔ فهمی هویدی، نویسنده سرشناس اسلامگرای مصری، که در دورهٔ اول حکومت طالبان به افغانستان سفر کرده بود.
«انتحاری»، «افغانستان و تروریسم»، «کتاب التوحید»، «زنان پیامبر و زنان با پیامبر»، «جانشین حضرت محمد»، «پیغمبر علیه السلام و یاران»، «شاه شجاعها»، «افغانستان در سدهٔ بیستم»، «افغانستان فرصتها و تکلیفها»، «علل عقبماندگی افغانستان»، «گریه کن سرزمین محبوب من»، «تشیع در افغانستان»، «افغانستان در آتش نفت»، «انتحاری»، «خودت باش دختر»، از دیگر کتابهای ممنوعه هستند.
هیچ ناشر یا کتابفروشی، از ترس، حاضر نشد که در مورد کتابهای ممنوعه صحبت کند. اما منع این کتابها مانع دسترسی کتابخوانها به آنها نشده است. برخی از این کتابها همچنان در برخی کتابفروشیها پیدا میشوند و به سادگی میتوان نسخهٔ الکترونیک آنها را از اینترنت بهدست آورد.
گزارش شده که حکومت طالبان هزاران کتاب را از ناشران جمع کرده که ارزش آنها به صدها هزار افغانی میرسد.
مهاجر فراهی گفت، به کتابفروشها غرامت پرداخت شده است و اگر کسی دریافت نکرده، میتواند به وزارت اطلاعات و فرهنگ مراجعه کند.
با اینحال، گفته میشود در واقع آنچه را که طالبان به عنوان غرامت به ناشران و کتابفروشان پرداخت کردهاند، کتابهای علوم دینی مورد نظر خودشان بوده است، نه تعویض مالی.