شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
ببرک کارمل پس از گرفتن قدرت در نامهاش به آیتالله خمینی چه گفت؟
- نویسنده, احمد شفایی
- شغل, بیبیسی
ببرک کارمل، سومین رئیس جمهور دولت به رهبری حزب دموکراتیک خلق افغانستان، دو هفته پس از به قدرت رسیدن در ۱۹ جدی سال ۱۳۵۸ خورشیدی در یکی از اولین مکاتبات خارجی خود، نامهای به آیتالله خمینی، رهبر وقت جمهوری اسلامی ایران نوشت و گفت که حضور نیروهای شوروی در افغانستان موقتی است.
آقای کارمل که در آن زمان رئیس شورای انقلابی و صدراعظم جمهوری دموکراتیک افغانستان بود، در ششم جدی همان سال با حمایت نیروهای اتحاد جماهیر شوروی سابق و پس از کشته شدن حفیظالله امین، رئیس جمهور قبلی به قدرت رسید.
در این نامه که او رهبر وقت ایران را «حضرت آیتالله امام خمینی رهبر جلیلالقدر جمهوری اسلامی ایران» خطاب کرد، کوشید اطمینان بدهد که حضور نیروهای شوروی در افغانستان «موقتی، کوتاه مدت و قانونی» است.
دربخش دیگر این نامه او تلاش کرده است که حفیظ اللهامین، سلف خود را عامل تمام مشکلات ایجاد شده و از جمله «قتل عامها» معرفی کند.
آقای امین متهم است که در جریان حکومت خود شمار زیادی از مخالفان سیاسی و روشنفکران را بازداشت، شکنجه و بهقتل رساند.
ببرک کارمل که از سال ۱۹۷۹ تا ۱۹۸۶ رئیس جمهور افغانستان بود، هرچند دست به اصلاحات گستردهای در برنامههای حزبی و نهادهای دولتی زد اما به دلیل این که با حمایت شوروی سابق و بهویژه پس از اشغال نظامی افغانستان توسط ارتش سرخ شوروی، به قدرت رسید، در میان اکثریت افغانها محبوبیتی نیافت و اصلاحات او هم باعث کاهش شورش در کشور نشد، بلکه گسترش جنگ و مقاومت گروههای مجاهدین را بدنبال داشت.
براساس گزارش دیدبان حقوق بشر در آن زمان نیروهای ارتش شوروی و دولت ببرک کارمل تلاش کردند شورش مردمی را با «بازداشتهای گسترده، شکنجه و اعدام مخالفان و همچنین بمبارانهای هوایی و اعدامها در مناطق روستایی» سرکوب کنند.
در این گزارش همچنین آمده است که این اقدامات نهتنها موجب گسترش بیشتر مقاومت علیه حکومت چپگرای کابل شد، بلکه موجی از آوارگی و مهاجرت را نیز به همراه داشت که شمار پناهجویان را به پنج میلیون نفر از جمعیتی حدود شانزده میلیونی آن زمان افغانستان رساند.
«افغانستان پایگاه مخالفان جمهوری اسلامی ایران نخواهد شد»
در این نامه که در آن زمان در روزنامههای دولتی از جمله روزنامه انیس هم چاپ شد، ببرک کارمل خود را چنین معرفی کرده است: «ببرک کارمل منشی عمومی کمیته مرکزی حزب واحد دموکراتیک خلق افغانستان، رئیس شورای انقلابی و صدر اعظم جمهوری دموکراتیک افغانستان.»
آقای کارمل برخی از افراد و گروههای ایرانی را متهم به ایجاد تنش در روابط کابل و تهران کرد و نوشت: «بعضی از اشخاص و محافل ایرانی ما با تاسی از تحرکات امپریالیزیم جهانخوار امریکا، این دشمن شماره یک و آشتیناپذیر همه خلقهای جهان و از جمله خلق قهرمان و شرافتمند ایران علیه تحول انقلابی خلق مسلمان، آزاد و شجاع افغانستان، علیه کمکهای بیشائبه مادی و معنوی دوست صدیق تاریخی، ملی مردم افغانستان اتحاد شوروی و علیه دولت جمهوری دموکراتیک افغانستان به تبلیغات و فعالیتهای غیردوستانه وغیر برادارنه دست میزنند.»
این در حالی است که شماری از دوستان نزدیک ببرک کارمل از جمله جنرال عبدالقادر که زمانی وزیر دفاع حکومت چپگرای افغانستان بود، از سیاست او برای حمایت از هجوم نیروهای شوروی به افغانستان انتقاد کردهاند.
جنرال قادر که بعد از به قدرت رسیدن حفیظالله امین در زندان پلچرخی کابل زندانی بود و با به قدرت رسیدن کارمل توسط نیروهای ارتش شوروی آزاد شد؛ در خاطراتش که بعد از سقوط حکومت چپگرای افغانستان و در سال ۱۳۹۲خورشیدی چاپ شد، مدعی شده: «وقتی به کابل منتقل شدم به کارمل گفتم: کار خوبی نکردی!»
او نوشته است که کارمل در جواب گفت: «به خاطر شما کردم. شما را میکشتند. من گفتم: ما سه نفر بوديم. مرگ ما سه نفر ارزشی نداشت. اما تو قمار بدی زدی.»
منظور او از سه نفر، خودش، سلطان علی کشتمند، نخست وزیر دوران کارمل و نجیبالله، آخرین رئیس جمهور چپگرا و همچنین محمد رفیع بود که بعدا وزیر دفاع افغانستان شد. این سه نفر به نوشته آقای قادر در یک بند در زندان پلچرخی زندانی بودند.
آقای کارمل در ادامه نامه خود به آیتالله خمینی به روابط دیرینه و برادرانه افغانستان و ایران اشاره کرده و نوشته است «برحسب سیاست صلحجویانه خود از صمیم قلب آرزومند نزدیکترین روابط دوستی و برادری اسلامی با جمهوری اسلامی ایران میباشد و کوچکترین اختلافی» میان دو کشور وجود ندارد.
ببرک کارمل در ادامه وعده میدهد که دولت او اجازه نخواهد داد که افغانستان «پایگاه ضد انقلاب اسلامی ایران و ضد منافع خلق برادر ایران قرار بگیرد و خواستار رفتار بالمثل از طرف ایران هم است.»
او افزوده است: «هرگاه سوءتفاهمات ناشی از سیاست ضد دموکراتیک و تحریکآمیز حفیظالله امین در میان باشد، ما حاضر هستیم که برای رفع آن به فوریت اقدام نمائیم.»
در این نامه آقای کارمل خواستار حسن نیت «برادران ایران» شده و پیشنهاد کرده که دولت ایران آنچه را او «باند امین» خوانده، همردیف «پهلویها و دیگر جلادان تاریخ و حتی بدتر از آنها» در نظر بگیرد.
منظور آقای کارمل از «باند امین»، خود حفیظالله امین و متحدانش از «جناح خلق» حزب دموکراتیک خلق افغانستان بوده است.
به نظر میرسد که هدف ببرک کارمل از نوشتن این نامه تلاش برای برقراری روابط نزدیک با کشورهای اسلامی، از جمله ایران بوده است.
پس از هجوم شوروی سابق به افغانستان، اکثریت کشورهای اسلامی از جمله پاکستان و ایران، دو همسایه مهم این کشور، روابط خود با کابل را بهشدت محدود و شروع به حمایت از گروههای مجاهدین مخالف دولت ببرک کارمل کردند.
در ادامه این نامه او خواسته است که حضور نیروهای شوروی را در افغانستان موقتی و کوتاه مدت جلوه دهد و نوشته است: «حکومت افغانستان براساس معاهده دوستی مورخ ۱۴ قوس ۱۳۵۷چندبار قبل از این برای دفع مداخله نظامی دشمنان خارجی افغانستان کمک مطالبه کرده بود و مقامات عالی دولتی و حکومتی ما برای جلوگیری از تعرض ناگهانی دشمنان خارجی افغانستان پس از پیروزی تحول شش جدی ۱۳۵۸، موکدا این کمک را درخواست کرد. دولت و حکومت جمهوری دموکراتیک افغانستان اظهار میدارد که با از میان رفتن خطر تجاوز و مداخله دشمنان خارجی، قوای محدود دوست اتحاد جماهیر شوروی ... که مطابق به ماده ۵۱ منشور ملل متحد رسما مطالبه گردیده است، دوباره به وطن بزرگ خود، اتحاد جماهیر شوروی عودت مینمایند.»
او استدلال کرده است که حضور این نیروها را باعث «تضمین استقلال، حاکمیت ملی و تمامیت ارضی افغانستان» شده و به «استقرار امنیت و صلح در منطقه نیز» کمک میکند.
نامهای که پاسخ نگرفت
او در پایان خواستار دیدار با آیتالله خمینی، رهبر جمهوری اسلامی، شده بود.
براساس گزارشها مقامات جمهوری اسلامی به این نامه جواب رسمی ندادند. ولی نقل قول معروفی از رهبر جمهوری اسلامی ایران وجود دارد که گفته است: «من آن روزی که سفیر شوروی آمد پیش من، گفت که دولت افغانستان خواسته است که شوروی، نظامی به آنجا بفرستد، به او گفتم که این اشتباهی است که شوروی میکند. البته دولت شوروی میتواند افغانستان را قبضه کند، ولی نمیتواند در آنجا مستقر شود. اگر شما خیال کردید بتوانید افغانستان را بگیرید و آن را آرام کنید، این خیالی باطل است.»
این روایت از اظهارات رهبر وقت جمهوری اسلامی در منابع رسمی حکومت ایران و کتاب «صحیفه امام خمینی» ذکر شده است.